فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب از آسیب‌پذیری تا رهایی

کتاب از آسیب‌پذیری تا رهایی
نیازها و حقوق زنان قبل و بعد از وقوع بلایای طبیعی

نسخه الکترونیک کتاب از آسیب‌پذیری تا رهایی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب از آسیب‌پذیری تا رهایی

بلایای طبیعی یا فجایعی که منشاء انسانی دارند، نمی‌توانند جدا از بستر گسترده موضوع «مدیریت توسعه» تعریف شوند. شرایط آسیب‌پذیر برخی از افراد جامعه، حاصل وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن جامعه و انعکاس برنامه‌ریزی‌های گذشته آن است. بنابراین در صورتی می‌توان آسیب‌پذیری نسبت به حوادث را کاهش داد که از آن به عنوان بخش اصلی برنامه‌های توسعه و تحولات اجتماعی یاد شود. نگارندگان در کتاب حاضر، می‌کوشند ابعاد مختلف جنسیت در هنگام وقوع بلایای طبیعی را بررسی کنند. این بررسی در 6 فصل تنظیم گردیده است. در فصل اول چارچوب نظری «رویکرد جنسی» مورد بحث قرار می‌گیرد و در فصل دوم مفهوم آسیب‌پذیری بر مبنای این رویکرد تعریف می‌شود. در فصل سوم بر روش‌های پژوهش و جمع‌آوری اطلاعات مناسب با این رویکرد تأکید گردیده و در فصل چهارم جایگاه زنان قبل از حادثه و در مرحله آمادگی برای مقابله با بلایا مورد بحث قرار می‌گیرد. در فصل پنجم بر اهمیت حضور زنان در مرحله امداد تأکید می‌شود و در فصل ششم مشارکت زنان در فرایند بازسازی و تأثیر آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.02 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب از آسیب‌پذیری تا رهایی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: چارچوب نظری

زهرا در سیزده سالگی ازدواج کرد، حاصل این ازدواج دو فرزند بود. در بیست سالگی به دلیل اعتیاد همسرش از وی طلاق گرفت و با دو کودک به خانه ی پدری برگشت. زلزله باعث مرگ مادرش شد. هم اکنون پدر او ازدواج کرده است. او هم مادر و هم خانه و پناهگاهش را از دست داده است.

معمولاً این باور تبلیغ می شود که: «در حوادث غیرمترقبه و در هنگام وقوع بلایا همه مثل همند و جای گفت وگو درباره ی مسائل جنسیتی و جنسیت وجود ندارد» (آنجلی، ۱۳۸۴).
در سطح جهانی کمتر از ۲۰ سال است که مسئله ی نیازهای زنان و مسئله ی جنسیت مورد توجه پژوهشگران و گروه های امداد بشردوستانه قرارگرفته است. اخیراً، در دانشگاه ها نیز زیررشته ای تحت عنوان «جنسیت و بلایا» ایجاد شده است و این موضوع را بررسی می کند که چگونه جنسیت شرایط خطرآفرین را به طور متفاوت برای مردان و زنان فراهم می کند مطالعات انجام شده در این رشته به این موضوع توجه می کند که چگونه حتی تجربیات زندگی مبتنی بر جنسیت که خود را در نوع مهارت ها، منابع در دسترس و تحت کنترل و ظرفیت ها نشان می دهد و در یک «بافت بلاخیز» می تواند موثر باشد. در ایران مطالعات منتشر شده ی معدودی در این زمینه وجود دارد (اخلاص پور، ۱۳۸۴).
مروری بر مطالعات انجام داده شده نشان می دهد که برخی متغیرها اثرات بلایا را تشدید می کند. برای مثال طبقه ی اجتماعی، قوم گرایی، سن و توانایی های فیزیکی در آسیب پذیری ناشی از بلایا تاثیر دارد. حاصل مطالعات و پژوهش های انجام داده شده درباره ی آسیب های ناشی از بلایا بیانگر این نکته است که خطرات ناشی از بلایا تابعی از در معرض حوادث قرارگرفتن مردم و درجه ای از توانایی آن ها برای کاهش خطرات بلایاست. به عبارت دیگر توانایی نسبی در پیش بینی، آمادگی، بقا و تطابق با آن می تواند بر کاهش اثرات بلایا و بهبود از پیامدهای فاجعه تاثیر بگذارد (انارسون(۳) Enarson، ۲۰۰۲). بخشی از این توانایی به روشن بینی در دیدن اثر متغیرهای جنسیتی و سایر روابط قدرت موجود در ساختار جامعه مانند طبقه، مذهب و... بازمی گردد.
در دهه های گذشته اثرات تعدادی از این متغیرها در آسیب پذیری ناشی از بلایا روشن بوده است، اما جنسیت از جمله متغیرهای فراموش شده محسوب می شد. در سال ۱۹۹۵ کنسرسیومی از سازمان های بشردوست، مجموعه ای از استاندارد های هماهنگ دارای حساسیت های جنسیتی را در فعالیت های بشردوستانه طراحی کردند. هدف این برنامه، کیفیت بخشی و پاسخ گویی در واکنش به حوادث اضطراری و کمک های امدادی بود (کوپال(۴)، ۲۰۰۱). استانداردهای هماهنگی که از طریق پروژه ی اسفر(۵) توسعه یافت، رهیافت های مناسبی را برای مشارکت مسئول محلی در عرصه ی بهداشت و آموزش کیفی کارکنان اجتماعی و خدمت رسانان بهداشتی ارائه می دهد؛ به عبارت دیگر به امدادرسانان آموزش داده می شود که اطلاعات و داده ها را برحسب جنس و سن جمع آوری کنند. تفکیک داده ها برحسب سن و جنس، اثر مهمی بر تهیه ی ملزوماتی مانند آب، سرپناه، تغذیه و امنیت غذایی دارد. قبل از بحث بیش تر درباره ی موضوع، بهتر است مفاهیم اصلی را یک بار مرور کنیم.
جنسیت(۶) واژه ای است که برای توضیح تفاوت های فرهنگی ـ اجتماعی بین زنان و مردان برحسب نقش و وظایف، انتظارات، قدرت، مزایا، حقوق و فرصت ها به کار برده می شود. جنسیت به تفاوت هایی بین زنان و مردان اشاره دارد که از دوران کودکی آموخته می شود. دیدگاه فرد یا جامعه نسبت به جنسیت ممکن است دستخوش تغییر شود. جنسیت تفاوت بیولوژیکی میان زن و مرد نیست بلکه تفاوت های ناشی از شرایط اجتماعی ـ اقتصادی را تعریف می کند.
کوری جنسیتی به معنای عدم توانایی در درک نقش ها و مسئولیت های محوله ای است که به تناسب جنسیت بر عهده ی افراد گذاشته می شود و درنتیجه، موجبات عدم توانایی در درک این واقعیت فراهم می آورد که سیاست ها و برنامه های اعمال شده اثرات متفاوتی بر زنان و مردان می گذارد.
چرا باید توجه مان را معطوف به جنسیت کنیم؟
معمولاً این مسئله از دو جنبه مورد توجه قرار می گیرد: اول کارایی در امداد رسانی است. بی توجهی به نقش زنان در تولیدمثل و بهره وری اقتصادی مانع از برنامه ریزی های مناسب برای امداد رسانی می شود و نادیده انگاشتن نقش زنان به عنوان آموزگاران و سازمان دهندگان اجتماعی از سرعت، دقت و کارایی امداد رسانی می کاهد. مشاهدات نشان می دهد که تاثیر بلایای طبیعی بر زنان و مردان، به دلیل نابرابری هایی که بعد از کسب دانش، در دستیابی و کنترل بر منابع و مشارکت در تصمیم گیری و کسب دانش وجود دارد متفاوت است. نقش زنان به عنوان مراقبت کننده از کودکان و سالمندان، توانایی آن ها را در جابه جایی و حفاظت از خود محدود می کند. اکثریت مدیران تصمیم گیرنده در وضعیت های اضطراری مردان هستند و به طور روشنی سمت گیری مردانه ای در کمک رسانی وجود دارد. چنین مرسوم است که سنجش نیازها و مداخلاتی که برای مردان کاربرد دارد در هنگام امدادرسانی به زنان نیز همانگونه باشد و به عنوان هنجار محسوب شود. به این سمت گیری کوری جنسیتی گفته می شود.
دوم مسئله ی حقوق انسانی است. زنان حق دارند که در برنامه های آمادگی، امداد و بازسازی حضور داشته باشند و تصمیم بگیرند و برنقش انسانی خود در توسعه ی اجتماع تاکید کنند. در حالیکه بی توجهی به نقش های جنسیتی مانع از حضور آنها در سطوح تصمیم گیری در مراحل مختلف می شود.
اهمیت توجه به جنبه های مختلف جنسیت را می توان به طور جزئی تر نیز فهرست کرد:

۱. ظرفیت های موجود در زنان و مردان و آسیب پذیری آن ها نسبت به حوادث، تعیین کننده ی روش های واکنش در بحران است. مداخلات در بحران بایستی به افزایش ظرفیت ها و کاهش آسیب پذیری بینجامد. فهم این نکته که چگونه مردان و زنان آسیب پذیری را برحسب تجربیات خود تعریف می کنند، برای فایق آمدن بر موانع آینده و کاهش آسیب پذیری جوامع ضروری است.
۲. اغلب اوقات ارزیابی نیازها، بدون توجه به تفکیک جمعیت برحسب جنس ناموفق است و باعث اتلاف وقت امدادگران می شود. بسیاری نیازها مانند سرپناه، تغذیه و مداخلات اجتماعی ـ روانی نیازمند تفکیک جمعیت آسیب پذیر برحسب جنس است.
۳. زنان ومردان برحسب نقش های جنسی، موقعیت های متفاوتی دارند. زنان به دلیل موقعیت پایین اجتماعی- اقتصادی خود نسبت به حوادث آسیب پذیر تر هستند، آن ها معمولاً از خشونت خانگی رنج می برند و از شرکت در فعالیت های بازسازی بعد از حادثه که گروه هدف را مردان قرار می دهد حذف می شوند. مردان به سختی با شرایط از دست دادن موقعیت و شغل خود روبه ر و می شوند و این عدم کنارآمدن خود را در افزایش نرخ اعتیاد و رفتارهای خشونت آمیز نشان می دهند. اما اگر برنامه هایی که برای مداخلات اجتماعی ـ روانی فراهم می شود، این موقعیت ها را مورد توجه قرار دهد، می تواند اثرات نامطلوب حوادث را هم برای مردان و هم برای زنان کاهش دهد.
۴. تجربه ی سازمان های امدادی نشان می دهد که زنان به دلیل نقش مراقبتی ای که (نسبت به کودکان و سالمندان) دارند، دارای تحرک کمتری هستند و احتمالاً از آن ها انتظار می رود تا در موقعیت های آسیب زا پا پس نکشند و درگیر ماجرا باشند (در قحطی و سیل و...) و فداکاری کنند؛ غالباً به دلیل آن که تصور می شود زن ها در مقایسه با مردان، مشکل و دردسر بزرگ تری هستند، مورد انتقاد قرار می گیرند. وجود چنین نگرش هایی زنان را از مشارکت در فرایند اجتماعی امداد و بازسازی بازمی دارد. آن ها به دلیل نقش مراقبتی خود در اجتماع در معرض خطر و خشونت بیشتری هستند، اما در عین حال به دلیل همین مراقبت مورد نکوهش قرار می گیرند. برای مثال در بم به زنان جوانی که سرپرستی خانواده را برعهده داشتند و برای دریافت کمک های امدادی به ستادهای امداد رسانی مراجعه می کردند، گاهی پیشنهاد «صیغه» داده می شد.

علی رغم همه ی موارد گفته شده، آن گونه که رسانه ها نشان می دهند، زنان قربانیان منفعل بلایا نیستند. زنان مدیران سلامتی خانواده و سازمان دهندگان اجتماع محلی خود هستند. در هنگام وقوع حوادث اضطراری، مردان معمولاً درگیر جست وجوی پرخطر و فعالیت های امداد در خط مقدم تصمیم سازی هستند. مردان به همین دلیل می توانند نقش خود را در خانواده برای مدتی کنار بگذارند اما زنان در پس زمینه به عنوان سازمان دهندگان اجتماعی فعالیت می کنند. درحالی که مشارکت آنها اغلب به افزایش کار خانگی منجر می شود.
درک نقش های جنسیتی باعث می شود که مداخلات در حوادث به تشدید نابرابری جنسی منجر نشود. در صورتی که نابرابری های جنسیتی در بلایا پنهان نگه داشته شود، این نابرابری ها تشدید و تقویت خواهد شد و زنان حتی در حوادث بعدی آسیب پذیر تر باقی خواهند ماند.
به نظر می رسد بلافاصله پس از یک حادثه ی اضطراری «امر اضطراری» و «فوریت» مسلط می شود، در کشورهایی که نگرانی های جنسیتی وجود دارد، یعنی به حذف نابرابری جنسی در حقوق و منابع توجه نشان می دهند، این موضوع مختومه اعلام می شود و در کشورهایی که اساساً به موضوع توجهی وجود ندارد، طرح مسئله بی ربط تلقی می شود. فقط پیامدهای فیزیکی حادثه مورد توجه قرار می گیرد. برای مثال چند خانه ویران شده؟ و... بر سایر واقعیت های اجتماعی چشم پوشی می شود و نگرانی های زنانه یا به حاشیه رانده می شود یا اساساً در حاشیه می ماند. اوضاع تغییر خواهد کرد، اگر و فقط اگر مزایای یک Disaster شناخته شود و تصمیم گیران بر مزایای آن چشم پوشی نکنند. در این اوضاع برای زنان فرصت هایی پدید می آید که بتوانند با نابرابری ها به چالش برخیزند، به عبارت دیگر از کمک های امدادی برای طرد روابط بهره کشانه استفاده کنند، مهارت های شخصی را توسعه دهند و اعتمادبه نفس و مهارت های رهبری را از طریق کار جمعی در روند بازسازی کسب کنند. مهارت ها و دانش زنان به عنوان مراقبان، سازمان دهندگان اجتماعی، داوطلبین، رهبران غیررسمی در اجتماعات همسایگی ودفاع از کسانی که به دلایل اجتماعی به حاشیه رانده شده اند، آنان را به همکاران و شریکان کلیدی در مدیریت بلایا تبدیل می کند.
***
در روستای پشت رود در شهرستان بم، گروهی از کارگران نیمه مهاجر (دومکانی) زندگی می کردند که قبل از زلزله به طور عمده در کار ساخت آجر بودند. این گروه قبل از زلزله نیز فاقد هرگونه بنای مسکونی بودند و در چادر زندگی می کردند. پس از زلزله علی رغم وسعت کمک های امدادی، مقامات روستایی مانع ساخت خانه برای این گروه شدند. در این میان تنها دو زن جوان که یکی از آن ها از اهالی پشت رود و دیگری دانشجو وامدادگر بود، بارها امکان دیدار مقامات شهری را با این گروه فراهم آوردند و به بهبود نسبی زندگی آنها کمک کردند و صدای شان را به گوش مسئولان رساندند.
***
تجربیات نشان می دهد که برنامه ی آماده سازی در مقابل بلایا (شامل همه ی مراحل آمادگی، امداد و بازسازی) بدون داشتن رویکردی جنسیتی نمی تواند به اهداف خود برسد، این برنامه نیازمند فعالیت های گروه های زنان برای تغییر در وضعیت آسیب پذیری و استفاده از ظرفیت های جامعه است. بهترین نقشه های (GIS (۷، بهترین برنامه های تخصصی در مواجهه با خطرات اضطراری، فرهیخته ترین دانشمندان و فعال ترین دولت ها نمی توانند مردم را ایمن کنند. راه های ایمن زیستن در محیط های پرحادثه بایستی از طریق کار سخت در محیط محلی و با تلاش هم گام مردان و زنان به دست آید (انارسون(۸)، ۲۰۰۲).
در راستای چنین رویکردی است که ما تجربیات خود را از وقایعی که در متن آن ها حضور داشته ایم، مستند کرده ایم و آن را با تجربیات جهانی پیوند داده ایم. ما امیدواریم پس از مطالعه ی این مجموعه شما بتوانید به گونه ای متفاوت به مسائل زیر بیندیشید:

۱- تعریف مفهوم آسیب پذیری، شناخت ابعاد مختلف آسیب پذیری و چگونه با عمل آگاهانه می توان این وضعیت را تغییر داد.
۲- توانایی شناخت نقش های زنان را قبل از حادثه و معرفی راه هایی که حضور زنان را در مراحل مختلف آمادگی، امداد و بازسازی موثرتر می کند.
۳- یافتن دیدگاهی که از نیازهای زنان فراتر رود و به تغییر وضعیت پایه ای آنان یاری رساند.

نظرات کاربران درباره کتاب از آسیب‌پذیری تا رهایی