فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب من و افسردگی همسرم

کتاب من و افسردگی همسرم
همه آن‌چه که باید درباره‌ی افسردگی همسر خود دانست

نسخه الکترونیک کتاب من و افسردگی همسرم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب من و افسردگی همسرم

افسردگی، اختلالی شایع، درمان‌پذیر و در صورت عدم اقدامات لازم، خطرناک است. بیمار افسرده در طی دوره‌ی بیماری فاقد توانایی‌های لازم حتی برای کارهای روزمره و شخصی‌اش است و این کاهش عملکرد بر زندگی فردی و خانوادگی او تأثیراتی منفی خواهد گذاشت. جدا از خطر خودکشی، نابسامانی‌های شغلی و تحصیلی و اجتماعی متعددی گریبان‌گیر بیمار و خانواده‌اش می‌شود.
گذشته از خود بیمار، همسر او بیش‌ترین لطمه‌ها را از این بیماری خواهد دید. از این‌رو، شناخت درست بیماری توسط همسر، درک کردن بیمار و برخورد مناسب با او از عوامل مهمی هستند که بر سیر بیماری ــ که می‌تواند از خودکشی تا بهبودی کامل متغیر باشد ــ تأثیر می‌گذارند.
در این کتاب سعی شده است که ابتدا شناخت درستی از این بیماری به همسران افراد مبتلا داده شود و سپس آگاهی‌هایی در مورد وظایف آن‌ها و نکات قابل توجه در جهت بهبودی این بیماران ارائه شود.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.61 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۴ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب من و افسردگی همسرم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

یادداشت ناشر

هنگامی جامعه ی سالم و متعادلی خواهیم داشت که افراد بتوانند با برخورداری از سلامت روان در عرصه های اجتماعی به فعالیت بپردازند. انکار نابسامانی های روانی جامعه کمکی به رفع آن ها نمی کند. برای درمان، نخست باید بیماری را شناخت.
در گذشته های دور، اندیشمندان و ادیبان با نوشتن پندنامه های ارزشمند رسالت خود را در اشاعه ی اصول متعادل اخلاقی و روانی در سطح جامعه به انجام می رساندند؛ اما انسانِ امروز که درگیر مناسبات و معضلات پیچیده تری است، نیازمند شناخت و به کارگیری روش هایی عملی تر برای مقابله با دشواری های فردی و اجتماعی خود است.
انسان در هر نقطه از جهان، تنها با کسب آگاهی ها و مهارت های ویژه قادر خواهد بود راه برون رفتی از تنگناهای فردی و اجتماعی خود بیابد.
از آن جا که هر اجتماعی فرهنگ، قوانین، کاستی ها و اختلالات خاص خود را دارد؛ بررسی، شناخت، راه حل ها و درمان های مخصوص به خود را نیز می طلبد.
نشر قطره بر آن شده است تا با همکاری گروهی از روان پزشکان و روان شناسان برجسته ی ایران، مجموعه کتاب هایی را با عنوان «روان و زندگی» منتشر کند. مولفان این مجموعه با دانش نظری و تجربه های بالینی و درمانی مفید، بخشی از مهم ترین اختلالات جامعه را مورد توجه قرار داده اند.
این مجموعه به صورت پرسش و پاسخ و به زبانی ساده تنظیم شده است تا خوانندگان بتوانند ضمن کسب آگاهی های لازم، پاسخ های روشنی را برای حل مشکلات روان شناختی خود به دست آورند.
نشر قطره بر خود لازم می داند که از روان پزشکان، روان شناسان و استادان محترمی که با این مجموعه همکاری کرده اند، سپاسگزاری کند.

مقدمه ی مولف

افسردگی، اختلالی شایع، درمان پذیر و در صورت عدم اقدامات لازم، خطرناک است. بیمار افسرده در طی دوره ی بیماری فاقد توانایی های لازم حتی برای کارهای روزمره و شخصی اش است و این کاهش عملکرد بر زندگی فردی و خانوادگی او تاثیراتی منفی خواهد گذاشت. جدا از خطر خودکشی، نابسامانی های شغلی و تحصیلی و اجتماعی متعددی گریبان گیر بیمار و خانواده اش می شود.
گذشته از خود بیمار، همسر او بیش ترین لطمه ها را از این بیماری خواهد دید. از این رو، شناخت درست بیماری توسط همسر، درک کردن بیمار و برخورد مناسب با او از عوامل مهمی هستند که بر سیر بیماری ــ که می تواند از خودکشی تا بهبودی کامل متغیر باشد ــ تاثیر می گذارند.
در این کتاب سعی شده است که ابتدا شناخت درستی از این بیماری به همسران افراد مبتلا داده شود و سپس آگاهی هایی در مورد وظایف آن ها و نکات قابل توجه در جهت بهبودی این بیماران ارائه شود.

دکتر فرهاد شاملو

افسردگی شدید و دوره ای چیست؟

افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روان پزشکی است که درصد قابل توجهی از افراد در دوره ای از زندگی خود بدان مبتلا می شوند. بیمار افسرده در طول دوره ی بیماری کارایی خود را در تمام زمینه ها از دست می دهد و این امر مشکلات متعددی برای همسر او ایجاد می کند. به نمونه های زیر توجه کنید:
مورد الف ـ زنم یکی دو ماه است که بی حوصله شده و دست و دلش به کار نمی رود. به امور مربوط به خانه و زندگی و بچه ها علاقه ای نشان نمی دهد، حتی کارهای شخصی اش را هم به خوبی انجام نمی دهد. دیر به حمام می رود و لباس عوض نمی کند. ساکت و کم حرف شده و سعی می کند از مردم کناره بگیرد و علاقه ای به گردش و مهمانی و پذیرایی از آشنایان نشان نمی دهد. اوضاع خانه به کلی به هم ریخته و با این که قبلاً به درس بچه ها رسیدگی می کرد، حالا دیگر توجهی به آن ها نمی کند و به نظر می رسد حتی آن ها را مثل سابق دوست ندارد. به من هم اهمیت نمی دهد، علاقه ای ابراز نمی کند و از روابط جنسی می گریزد. ساعت ها در گوشه ای می نشیند و به فکر فرو می رود و در مقابل سوال های من پاسخ های کوتاهی می دهد. گاهی از گذشته صحبت می کند و فقط اتفاقات ناراحت کننده را به یاد می آورد و خودش و دیگران را سرزنش می کند، از بخت بد خود می نالد و امیدی به آینده ندارد و بعضی وقت ها از بی فایده بودن زندگی و این که بهتر است آدم خودش را بکشد صحبت می کند، در این مواقع واقعا نگران او می شوم، اما او در مقابل اصرار من برای مراجعه به پزشک مقاومت می کند و به خوب شدن خود امیدی ندارد. تکلیف من چیست؟
مورد ب ـ شوهرم هر چند سال یک بار افسرده می شود. این افسردگی چند ماه طول می کشد و هر بار مجبور می شویم او را بستری کنیم، زیرا در غیر این صورت ممکن است به خودش صدمه بزند. یک بار که کوتاهی کردیم با خوردن سم گیاهی دست به خودکشی زد، ولی به موقع نجاتش دادیم. او در مواقعی که افسرده است ساکت و کم حرف می شود، زود گریه می کند و از همه چیز ناامید است، ولی وقتی دوره ی بیماری اش به پایان می رسد، کاملاً بهبودی پیدا می کند و همان آدم سابق می شود، اما متاسفانه داروهایش را قطع می کند و دو سه سال بعد دوباره افسردگی به سراغش می آید. چه کنیم که او و خودمان را از این گرفتاری نجات دهیم؟
این افراد بیمارند، چون هم خودشان در رنج و عذاب هستند و هم روابط شان با دیگران به هم خورده است. آن ها دچار افسردگی از نوع شدید و دوره ای هستند (در مقایسه با نوع دیگری از افسردگی که خفیف و مزمن است). علایم اصلی بیماری شان همان گونه که در شرح حال های پیشین ذکر شد از این قرار است: احساس دلتنگی، لذت نبردن از زندگی و همه ی جنبه های آن، بی اشتهایی و کاهش وزن (گاهی پراشتهایی و افزایش وزن)، بی خوابی (گاهی پرخوابی)، کم تحرکی و کندی (گاهی بی قراری)، احساس خستگی و فقدان انرژی، احساس بی ارزشی و حقارت، احساس گناه و سرزنش خود، کم حرفی، بی حوصلگی و ناتوانی در فکر کردن و تمرکز، احساس نومیدی و فکر کردن به مرگ و گاهی اقدام به خودکشی. بیمار غمگین است و بغض و گریه دارد ولی ممکن است اظهار کند که قادر به گریه کردن نیست و دیگر اشکش در نمی آید. بیماران افسرده در ۹۰ درصد موارد اضطراب و دلشوره هم دارند. تمایلات جنسی آن ها کم می شود و بعضی علایم جسمی مثل یبوست و دردهای پراکنده در بدن هم دارند. مجموعه ی این علایم موجب می شود که بیمار کارایی قبلی را نداشته باشد و قادر به انجام وظایف و حتی کارهای روزمره ی خود هم نباشد و روابطش نیز با دیگران به هم بخورد.
البته تغییرات خلقی در همه ی افراد وجود دارد. روحیات انسان ها همیشه ثابت و یکنواخت نیست. در ارتباط با وقایع روز و وضعیت زندگی، خلق انسان می تواند تغییر کند و گاهی تغییرات خلقیِ بدون علت نیز وجود دارد. در ارتباط با تغییر فصل یا تغییرات ماهانه ی زنان، خلق نیز تغییر می کند. گاهی ممکن است برای مدت چند روز خلق کسی پایین بیاید یا در مواقعی شادتر از معمول باشد، ولی این تغییرات اغلب خیلی شدید نیستند و علاوه بر آن، تداوم نیز ندارند و نمی توان فرد را مبتلا به افسردگی دانست.
به طور کلی وقتی علایم افسردگی در کسی مشاهده می شود، باید به فکر موارد زیر بود:
الف ـ ممکن است این فرد واقعا به بیماری افسردگی مبتلا شده باشد.
ب ـ به دنبال از دست دادن یک فرد مورد علاقه (مثل همسر، فرزند، دوست و غیره) ممکن است در طی دوره ی سوگ علایمی مشابه افسردگی ایجاد شود. در صورتی که این علایم طولانی نشوند، شدت زیادی نداشته باشند و با افکار خودکشی و احساس گناه و بی ارزشی همراه نباشند، بیماری به حساب نمی آیند و به تدریج بدون درمان، بهبودی ایجاد می شود؛ در غیر این صورت ممکن است به بیماری افسردگی منجر شوند.
ج ـ بعضی شکست ها و اتفاقات ناگوار زندگی مثل شکست مالی، شغلی، عشقی، و غیره نیز ممکن است علایمی شبیه افسردگی ایجاد کنند و در صورتی که طولانی مدت و شدید نباشند، باز هم بیماری به حساب نمی آیند و به تدریج بهبودی حاصل خواهد شد.
د ـ تعدادی از بیماری های جسمی می توانند علایمی شبیه افسردگی به وجود آورند که باید به فکر آن ها نیز بود. از جمله مهم ترین این بیماری ها، کم کاری غده ی تیروئید و سایر بیماری های مربوط به غدد، پارکینسون، آلزایمر، سرطان ها، بعضی عفونت های ویروسی، ایدز و زوال عقل را می توان نام برد.
ه ـ مصرف بعضی داروها و مواد می تواند موجب بروز افسردگی شود. مهم ترین آن ها از این قرارند: داروهای قلبی و ضد فشارخون، داروهای خواب آور، کورتون، داروهای ضد درد، آنتی بیوتیک ها، داروهای ضد سرطان، داروهای ضد اشتها و مواد اعتیادآور.
و ـ بعضی بیماری های اعصاب و روان هم علایمی شبیه افسردگی دارند که البته تشخیص دقیق آن ها به عهده ی روان پزشک است. مهم ترین این بیماری ها از این قرارند: اسکیزوفرنیا، اختلالات سازگاری و اختلالات اضطرابی.
به دلیل همین علل متنوعی که می توانند سبب بروز علایم افسردگی شوند، بیمار افسرده را باید به مراجعه نزد پزشک تشویق کرد تا با توجه به علت ایجادکننده ی بیماری، مورد درمان قرار گیرد.
***
افسردگی، بیماری به حساب می آید و نیاز به توجه و درمان دارد.
***
گاهی علایم افسردگی ناشی از بیماری های جسمی مثل کم کاری غده ی تیروئید است.
***

افسردگی چه مشکلاتی برای بیمار و خانواده اش به وجود می آورد؟

بیمار افسرده به دلیل بی حوصلگی، کم تحرکی و کندی، احساس خستگی و فقدان انرژی، ناتوانی در تمرکز و فکر کردن و احساس نومیدی، کارایی قبلی را ندارد و عملکردش در کلیه ی سطوح زندگی پایین می آید. توانایی کاری او کم می شود و نمی تواند به خوبی از عهده ی انجام مسئولیت های شغلی اش برآید و حتی ممکن است کار خود را هم از دست بدهد. در نتیجه، سطح درآمدش نیز پایین می آید، که این مسئله موجب بسیاری از نابسامانی ها می شود.
اگر بیمار خانه دار است دیگر نمی تواند به خوبی خانه را اداره کند. اگر درس می خواند افت تحصیلی پیدا می کند، روابط با دیگران به خصوص با خانواده هم تحت تاثیر بیماری قرار می گیرد و بی توجهی به همسر و فرزندان موجب بروز مشکلاتی در زندگی خانوادگی می شود. البته همه ی این علایم در افسردگی وجود دارند و بعد از آن معمولاً برطرف می شوند، اما در طی دوره ی افسردگی بیمار را با مشکلات متعددی مواجه می کنند که نه تنها بر خود وی، بلکه بر افرادی که با او زندگی می کنند، به ویژه همسر و فرزندان، تاثیرات منفی به جای خواهد گذاشت.
مهم ترین خطری که بیمار افسرده را تهدید می کند، خودکشی است. دو سوم افراد افسرده به خودکشی می اندیشند و ۱۰ تا ۱۵ درصد آن ها اقدام به خودکشی می کنند. درصد کمی از افسرده ها ممکن است دچار هذیان شوند و در بعضی اوقات به دیگران حمله کنند، ولی معمولاً به علت کاهش انرژی، پرخاشگری چندانی ندارند.
تعداد کمی از بیماران افسرده ممکن است آن قدر بی حوصله و کم تحرک باشند که به تغذیه و بهداشت خود نرسند و حتی برای غذا خوردن هم از جای خود تکان نخورند و دچار سوءتغذیه شوند. در صورتی که بیماری هایی جسمی مثل فشارخون، دیابت، بیماری مزمن ریوی یا قلبی هم وجود داشته باشد، این تغییرات تغذیه ای و هم چنین بی حوصلگی و ناامیدی بیمار در مصرف داروهای لازم برای آن بیماری ها، موجب تشدید و وخامت اختلالات جسمی می شود. مثل بیماری که به دیابت یا فشارخون بالا مبتلا باشد و در طی دوره ی افسردگی، به دلیل مایوس شدن از بهبود بیماری خود داروهای لازم را مصرف نکند و در نتیجه فشارخون یا قند او بالاتر رود.
بیمار افسرده دچار بی حوصلگی و نومیدی است و به همین سبب از انجام وظایف خانوادگی خود هم شانه خالی می کند و این امر موجب می شود که اگر فرزند یا فردی بیمار در خانواده ی تحت تکفل او باشند، آن ها هم از افسردگی و بی توجهی بیمار لطمه های جدی ببینند.
***
افسردگی، در صورت عدم توجه و درمان مناسب می تواند مشکلاتی برای بیمار و خانواده اش به بار آورد که مهم ترین آن ها اقدام بیمار به خودکشی است.
***

نظرات کاربران درباره کتاب من و افسردگی همسرم

زیاد جالب نبود بیشتر کل کتاب این بود ک فرد افسرده به دکتر مراجعه کنه
در 5 ماه پیش توسط
همهی کتا عالیه ولی برای نوجوان ها کتاب های بیشتری بزارید
در 2 سال پیش توسط