فیدیبو نماینده قانونی انتشارات لیوسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ده تعهد مردان

کتاب ده تعهد مردان

نسخه الکترونیک کتاب ده تعهد مردان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱,۹۶۸ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ده تعهد مردان

در زندگی لحظه‌های به‌یادماندنی زمانی از راه می‌رسد که حقیقتِ اتفاق‌هایی را که ممکن است اطراف شما یا برای شما بیفتد، درک کنید؛ اما مهم‌تر از همه، اتفاق‌هایی هستند که در درون شما رخ می‌دهند. وقتی تکه‌های آدم را به هم بچسبانید، تکه‌های دنیای او هم به هم می‌چسبد. این کتاب به شما کمک می‌کند تکه‌های زندگی‌تان را کنار هم بگذارید. به شما دیدگاه‌هایی عملی می‌دهد برای برقراری تعادل در زندگی، و هدفمند زیستن مبتنی بر آنچه بیشتر از همه برای‌تان مهم است و آن را از ته دل می‌خواهید. به خود جرئت دل به دریا زدن بدهید. کیفیت روابطتان را به‌گونه‌ای ارتقا دهید که دیگران احساس مهم‌بودن کنند. به سلامت خود اهمیت دهید و به تأثیر رعایت نظم و انضباط در ایجاد عادت‌هایی که زندگی‌تان را غنی‌تر می‌کنند، پی ببرید. از افسوس‌خوردن دست بردارید و در لحظه‌ی حال غرق شوید تا به سطوح جدیدی از بازدهی فردی دست یابید. از طریق سرگرم‌کردن خودتان با تفریح و خنده، بازدهی و خلاقیت خود را افزایش دهید. و درنهایت، کسی بشوید که تفاوت می‌آفریند و دنیا را به مکانی بهتر تبدیل می‌کند.

ادامه...

بخشی از کتاب ده تعهد مردان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. متعهد شوید خودتان باشید و خودتان را بشناسید

«سرنوشت اتفاقی نیست، انتخابی است.»
ـ ویلیام جنینگز برایان(۱)

صدای آن سوی خط می گفت: «سلام، این یک دستگاه پیام گیر است. درواقع در اینجا باید دو سوال از شما بکنم. چه کسی هستید و چه می خواهید؟، پیغام بگذارید و راجع به این دو پرسش فکر کنید.»
شما چه کسی هستید؟ اغلب ما براساس نقش های اجتماعی مان به این پرسش پاسخ می دهیم: «من پدر هستم»، «من برادر هستم»، «من پسر هستم»، «من شوهر هستم». یا خود را براساس آنچه به منظور امرار معاش انجام می دهیم توصیف می کنیم: «من مهندسم»، «من مشاورم»، «من نجارم»، «من فروشنده ام»، «من موسیقی دانم». اما ما هر که باشیم، هویتمان با چیزی فراتر از نقش یا دستاوردهایمان معلوم می شود.
وقتی چنین پرسشی از شما شود، به احتمال قوی باید با توصیف امتیازها، استعدادها، یا مهارت های منحصربه فردی که در دنیا جلوه گر می سازید... یا نوع شخصیتی که دارید... یا آنچه روحتان را برمی انگیزد... یا آنچه به شما معنا و مفهوم و هدف می دهد، پاسخ دهید. دراصل، تمام این چیزها به نوعی بازتابنده ی هویت شماست: کسی که تصور می کنید هستید.

تصور می کنید چه کسی هستید؟

«هرچه بیندیشی، همانی.»
ـ کتاب آسمانی

روزی یک قورباغه و یک عقرب کنار رودخانه ای نشسته بودند. عقرب از قورباغه پرسید می تواند پشت او سوار شود و او را به آن سوی رودخانه ببرد؟ قورباغه گفت: «راستش نه.» عقرب علت را پرسید و قورباغه جواب داد: «چون تو عقرب هستی و عقرب ها قورباغه ها را نیش می زنند. اگر مرا نیش بزنی، می میرم!» عقرب گفت: «شوخی ات گرفته جناب قورباغه؟! اگر تو را نیش بزنم خودم هم می میرم!»
قورباغه لحظه ای فکر کرد و گفت: «باشد، حرفت منطقی به نظر می رسد. بپر بالا.» حدس بزنید در حین عبور از رودخانه چه اتفاقی افتاد. عقرب قورباغه را نیش زد! قورباغه باورش نمی شد.
در میانه ی سومین تلاش برای روی آب ماندن گفت: «باورم نمی شود! تو مرا نیش زدی. خودت هم که الآن می میری. آخر چرا؟» عقرب شانه بالا انداخت و جواب داد: «چون من عقرب هستم و کاری که عقرب ها می کنند همین است؛ قورباغه ها را نیش می زنند!»
این حکایت مضحک قدیمی توصیف کننده ی رفتار نامعقول انسان است. انسان ها هر کاری بتوانند انجام می دهند تا رفتارشان با آنچه در مورد خود تصور می کنند یا عقیده دارند متناسب باشد، بدون اینکه در نظر بگیرند این کار درنهایت ممکن است تا چه اندازه مخرب یا مصیبت بار باشد. اگر می خواهید به طور پیوسته زندگی تان تغییر کند، باید افکار و عقایدتان را در مورد خودتان تغییر دهید.
در زندگی اولین گامی که باید با تمام قوا بردارید، بسط دادن هویت فردی مثبت است. اینکه خودتان را چگونه می بینید و چه احساسی نسبت به خود دارید اثر خارق العاده ای بر آنچه در زندگی انجام می دهید، می گذارد. شما هرگز از تصوری که از خودتان دارید، فراتر نمی روید. آنچه باور دارید، چیزی است که به آن دست می یابید.
چگونه می توانید تصوری را که از خود دارید تغییر دهید؟ از طریق گفتگوی مثبت با خود، به نحوی که مسیر زندگی تان تغییر کند. واژه های من هستم قدرتمندترین واژه ها در واژه نامه ی شما هستند. این واژه ها مظهر ماهیت خلقت هستند. درواقع، مظهر وجود خالق هستند. لابد داستان حضرت موسی (ع) و مواجهه ی او با آتشی را که در کوه افروخته شده بود به خاطر دارید. به موسی (ع) دستور داده شد به سفری متهورانه برود و برای او این پرسش مطرح شد که، «وقتی به آنان بگویم خداوندِ پدرانشان مرا فرستاده، اگر از من اسم او را بپرسند چه بگویم؟» ندا آمد: «به آنان بگو من هستم تو را فرستاده است!»
وقتی شما در جملات خود از واژه ی من استفاده کنید، در مقام تعیین کنندگی قرار می گیرید. تمام سلول های بدنتان به پا می خیزند و گوش به فرمان می شوند و وقتی به استفاده از عبارات تاکیدی مثبت مثل، «من آدم شجاعی هستم» یا «من آدم اصیلی هستم» یا «من آدم بسیار خوبی هستم» رو بیاورید، کم کم از درون شروع به ایجاد تغییرات مثبت می کنید. هرقدر این عبارات را بیشتر و بیشتر تکرار کنید، ضمیر ناخودآگاهتان، که غول خفته ی قدرتمند درون ذهن شماست، بیدارتر می شود و واکنش نشان می دهد تا شما اطمینان حاصل کنید این ویژگی ها در دنیای مادی، عینیت دارند.
طرز تلقی شما از زندگی تان و نحوه ی توصیف آن مهم است. اگر از شما بپرسم نظرتان نسبت به زندگی تان چیست، چه تصویری به ذهنتان متبادر می شود؟ این تصویر، استعارهی زندگی شماست. این جریان زندگی شما، آگاهانه یا ناآگاهانه، در ذهن شما می ماند. برفرض اگر زندگی تان را به مثابه ی میدان نبرد می نگرید، پیروزی برای تان بسیار مهم خواهد بود. اگر زندگی تان را به مثابه ی یک ضیافت می نگرید، تمرکز عمومی شما بر تفریح خواهد بود. دیدم پشت خودرویی نوشته بود، «زندگی مزخرف است و آخرش مرگ است.» زندگی فردی را متصور شوید که چنین چیزی را نوشته است. یک ضرب المثل قدیمی می گوید: «حرف های ما، ما را دربرمی گیرند و مثل حجابی دور ما می پیچند.» من نمی خواهم حرف هایی مثل حرف های آن مرد مرا در بر گیرد، شما چطور؟ مراقب استعاره هایی که برای توصیف زندگی تان به کار می برید باشید، چون واژه هایی که ضمیمه ی تجربیات تان می کنید، به تجربیات تان تبدیل می شود.
توقعات، روابط و اهداف شما، همه متاثر از استعاره ی زندگی تان هستند. زندگی تان را چگونه توصیف می کنید؟ آیا مبنای موجودیت خود را بر خطاها و جنبه های منفی می گذارید؟ اگر چنین است، وقت آن رسیده که دراین باره به کاری متفاوت رو بیاورید. اگر می خواهید اوضاع و احوال زندگی تان ترقی کند، باید دراین باره فکر و صحبت کنید.

نظر دیگران درباره ی شما چیست؟

«کارهای پیش پاافتاده ی شما به درد دنیا نمی خورد.»
ـ نلسون ماندلا

پدرم در رکود اقتصادی شدید اواخر دهه ی ۱۹۲۰ و اوایل دهه ی ۱۹۳۰، در یک خانواده ی بسیار فقیر روستایی بزرگ شد. او شاگرد کلاس هشتم بود که به قصد کارکردن در مزارع پنبه برای کمک به خانواده اش، مدرسه را رها کرد. او فردی صادق و سخت کوش و نیک سیرت بود اما به دلیل نوع تربیتش، در سراسر زندگی ذهنیت فقرمحور داشت و تصورش از خودش، آدمی فقیر بود.
یادم می آید روزی که تصمیم گرفتم به دانشگاه بروم، او علت را از من پرسید. گفت: «پسرم، من همیشه کارگر فقیری بوده ام. پدرم هم کارگر فقیری بوده؛ پدر او هم همین طور.» او می خواست این عقیده ی نادرستش را به من منتقل کند که من هم سرنوشت محتوم آنان را خواهم داشت؛ و برای «شبیه شدن به آنان»، به دانشگاه نیازی نبود. از دیدگاه او بهترین راه برای من کار پیداکردن و روزگار گذراندن با رضایت کامل از «کارگری فقیر بودن» بود. این، یکی از اولین و قدرتمندترین نصایح برانگیزاننده ای بود که در زندگی ام شنیدم. تصمیم جدی گرفته بودم که این الگو را درهم بشکنم. به راهم ادامه دادم و چهار مدرک دانشگاهی گرفتم تا ثابت کنم برای «ما» هم امکان موفقیت وجود دارد. سوءتفاهم نشود؛ من هیچ مشکلی با فقیر بودن یا کارگر بودن ندارم. اما اینکه بگذارید عقیده ی دیگران یا اوضاع و احوال بر ارزش های شما سایه بیفکند، فاجعه است.
بدون شک در زندگی تان با موقعیت های ناخوشایند روبه رو شده اید. شاید به شما القا شده باشد که ارزشی ندارید یا چیزی نیستید. شاید در کودکی، هنگام مسابقه همیشه روی نیمکت می نشسته اید، یا آخرین نفری بودید که برای بازی های گروهی انتخاب می شد. بدون در نظر گرفتن وضعیت عینی، شما هنوز هم ارزشمند هستید. تصور کنید یک اسکناس صد دلاری تانخورده ی نو به شما می دهم. آیا قبولش می کنید؟ به احتمال قوی بله! اما اگر مچاله اش کنم که مثل اولش نو و تانخورده نباشد چطور؟ هنوز هم آن را می خواهید؟ البته که می خواهید! و اگر آن را از کف خیابان پیدا کرده باشم و دوباره آن را روی زمین بیندازم و لگدمال کنم تا کثیف شود، چطور؟ هنوز هم آن را می خواهید؟ معلوم است.
صد دلاری، صد دلاری است؛ صرف نظر از اینکه نو و تانخورده باشد یا کثیف و پاره پوره، چون بانک مرکزی گفته ارزشی معادل صد دلار دارد. شما هم مثل همان اسکناس صد دلاری هستید. صرف نظر از اصل و نسب، گرفتاری ها، تقلاها یا شکست های گذشته، انسانی ارزشمند هستید. به پا خیزید و همان فرد برجسته ای بشوید که هستید!

نظرات کاربران درباره کتاب ده تعهد مردان