فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مبلغان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راه انداختن يک کسب‌وکار جديد

کتاب راه انداختن يک کسب‌وکار جديد

نسخه الکترونیک کتاب راه انداختن يک کسب‌وکار جديد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب راه انداختن يک کسب‌وکار جديد

خیلی وقت‌ها تصمیم می‌گیریم که کسب‌وکار خودمان را راه بیاندازیم. رئیس خودمان باشیم و یک نام تجاری موفق را به نام خودمان ثبت کنیم. اما ترس همیشگی ما این است که وقتی اولین قدم‌ها را برای شروع کاری جدید برمی‌داریم،‌ چه کسی به ما کمک خواهد کرد؟ با مشکلاتی که یکی پس از دیگری سر راهمان سبز می‌شود چه کنیم؟ بی‌شک بهترین راه کمک گرفتن از آدم‌هایی است که پیش از ما تجربه شروع یک کسب‌وکار جدید را داشته‌اند. پیشگامان و افراد موفق در تجارت بهترین منبع برای راهنمایی ما هستند. مجموعه «درس‌های تجربه‌شده» شامل کتاب‌هایی است که در عین موجز و اثرگذار بودن،‌ مقالاتی آموزنده و کاربردی را در اختیار ما قرار می‌دهد. کتاب «راه انداختن یک کسب‌وکار جدید‌»‌ حاصل چهارده مقاله به قلم پیشگامان کسب‌وکار،‌ فعالان اقتصادی و افراد موفق در این حوزه است که در آن به سخت‌ترین مشکلاتشان در طی مسیر کاری خود اشاره‌کرده و تجربیات شگفت‌انگیزشان را با ما در میان گذاشته‌اند. مجموعه «درس‌های تجربه‌شده» منبعی حیاتی برای مدیران اجرایی پرمشغله امروز است، که دسترسی فوری به تخصص و خرد بااستعدادترین رهبران جهان را میسر ساخته است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات مبلغان
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.57 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب راه انداختن يک کسب‌وکار جديد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

انتشارات مدرسه بازرگانی هاروارد(۱) با همکاری پروژه «پنجاه درس» که از تهیه کنندگان پیشگام مفاهیم رسانه ای دیجیتال است، مفتخر است که آغاز پروژه «درسهای تجربه شده» را اعلام کند. این پروژه مجموعه جدیدی از کتابهاست که اظهارات موثق باتجربه ترین مدیران جهان را منعکس می سازد. هر کتاب این مجموعه از طریق قدرتی که در داستانسرایی شخصی وجود دارد، خرد جمعی برخی از شناخته شده ترین کارشناسان جهان را ارائه می کند و در مورد طرز فکر تک تک آنان، نحوه مواجهه با چالشهای جدید و اینکه چگونه از درسهایی که با تلاش فراوان و بنا به تجربه به دست آورده اند، استفاده می کنند تا اصول و فلسفه های کارآفرینی خودشان را شکل دهند، دیدگاههایی به دست می دهد. در هر کتاب که از نظر موضوعی مطابق با عناوین مورد بحث در راس برنامه های مدیران مثل رهبری، مدیریت تغییر، کارآفرینی، نوآوری و استراتژی تهیه و تنظیم شده، از کتابخانه ویدئویی گسترده این پروژه که حاوی مصاحبه هایی با مقامات ارشد اجرایی و دیگر رهبران صاحب فکر است، شکل گرفته است. در اینجا، مدیران ارشد اجرایی پیشگام دنیا همراه با دانشگاهیان و دیگر متفکران عرصه کسب و کار مستقیماً و بی پرده درباره پیروزیها و شکستهای خود صحبت می کنند. این داستانهای موثر در کنار یکدیگر توصیه هایی را که برای مواجهه با چالشهای فردا نیاز خواهید داشت، ارائه می کنند.
شما را دعوت می کنیم هم اکنون به این گفت وگوها ملحق شوید. هم راههای تازه ای برای نگریستن به دنیا خواهید یافت و هم توصیه هایی آزموده و مطمئن که برای روشن کردن راهِ پیش رو نیاز دارید.

درس اول: سالهای اولیه کارآفرینی

مایکل دل(۲)

بچه باتدبیری بودم. کار را با کارتهای بیسبال شروع کردم و بعد به سراغ تمبر و طلا و نقره رفتم و دست آخر وارد بازار سهام شدم. وقتی رانندگی یاد گرفتم، اولین کاری که پیدا کردم ـ پنج یا شش کار را تجربه کرده بودم ـ کار برای روزنامه «هیوستون پست»(۳) بود. کار من تلفن زدن به مردم و متقاعد کردن آنها برای خرید روزنامه بود. در اولین ماهِ نیمه تمامی که در آنجا کار کردم، متوجه شدم زمانی مردم می خواهند روزنامه بخرند که یا به خانه و آپارتمان جدیدی نقل مکان می کنند یا به تازگی ازدواج کرده اند.
راه پیدا کردن افرادی که به تازگی ازدواج کرده بودند، رفتن به ساختمان دادگستری بخش ایالتی بود. آنها تقاضانامه هایی برای مجوزهای ازدواج دارند که در ایالت تگزاس همه این فرمها را می شناسند. روی فرم تقاضانامه جایی هست که شما می توانید درخواست کنید مجوز ارسال شود. بنابراین معلوم شد اینجا برای پیدا کردن افراد جای واقعاً خوبی است تا بتوانم پیشنهادی را برای دریافت روزنامه برایشان ارسال کنم. چیز دیگری که دریافتم این بود که شما عملاًمی توانستید فهرست افرادی را که برای وام مسکن تقاضا داده و وام دریافت کرده بودند، تهیه کنید. و اینکه، فهرست مفصل دیگری از افراد بود. در عرض اولین ماه کامل حضورم در آن روزنامه، تبدیل به فروشنده ممتاز روزنامه ها شدم و اوقات خوشی را سپری می کردم. این یک کار تابستانی بود. شروع کردم به استخدام دوستانم و اعزام آنان به تمام نواحی اطراف برای گردآوری فهرست کسانی که برای جواز ازدواج درخواست داده و میهمانی برگزار کرده بودند. آن موقع شانزده ساله بودم. پولم را پس انداز کردم و یک بی ام و نو خریدم.
وقتی سالهای آخر دبیرستان را می گذراندم، در کلاس اقتصاد و دولت، پروژه ای داشتیم که در آن باید فرم درآمد مالیاتی خودمان را پر می کردیم. چون بیش از چیزی که معلمم محاسبه کرده بود به دست آورده بودم او واقعاً از من دلخور بود چون گمان می کرد اشتباه کرده ام.
برای انجام کارها شما باید تجربه کسب کنید و به دنبال راههای نو بگردید. تدبیر به خرج دهید. اولین درسی که در مورد ارزش برقراری تماس مستقیم با مشتری فراگرفتم این بود که این کار نباید سرسری انجام شود، بلکه باید به شیوه ای کاملاً هدفمند باشد. من همیشه به این اعتقاد داشته ام که باید به شیوه ای متفاوت به مسئله نگریست و باتدبیر بود.
در آغاز تکوین کامپیوترهای شخصی (یا همان که امروز به نام پی سی می شناسیم) همه نوع فروشگاه مختص کامپیوتر وجود داشت که مشغول فروش کامپیوترهای شخصی بودند. من در مقام مشتری، متوجه شدم که زمان زیادی طول می کشد تا این تکنولوژی عملاً مراحل تولید را پشت سر بگذارد، وارد فروشگاهها شود و بعد به دست مشتری برسد. و تا زمانی که این فرایند طولانی و پیچیده را بپیماید، هزینه بسیار زیادی پیدا می کرد. افرادی که در مغازه ها مشغول فروش این نوع محصولات بودند، با موج مُد حرکت می کردند. آنها می گفتند: «در دهه هشتاد، کامپیوترها چیز جدیدی هستند. پس بیایید یک کامپیوترفروشی باز کنیم.» و فقط یک مدل نمایندگی فروش وجود داشت، به همین دلیل تعداد زیادی از این فروشگاهها مثل قارچ ظاهر شدند. منِ مشتری دلسرد شده بودم. قیمتها بالا بود و وقت زیادی صرف می شد. افرادی که در فروشگاه بودند نیز چیز زیادی درباره آن نمی دانستند.
می دانستم که برای انجام این کار باید راه بهتری وجود داشته باشد. بنابراین شروع به پیاده کردن دو سه تا کامپیوتر کردم تا بفهمم داخل آنها چه خبر است. کار را با فروشهای کیتهای ارتقا برای کامپیوترها، حافظه، و درایوهای هارددیسک شروع کردم. در آن زمان پی سی ها درایو هارددیسک نداشتند. بنابراین کارتهای کنترلر و درایوهای هارد دیسک را می خریدم. کابل درست می کردم. و عملاً برای خلق یک کامپیوتر شخصی، نرم افزار می نوشتم. این به راستی سرمنشا شرکت بود ـ آن هم در خوابگاه دانشگاه. و از همان جا رشد کردم.
در عرض تقریباً یک سال شروع کردم به ساخت کامپیوترهای شخصی خودم که معلوم شد انجامش آن قدرها هم سخت نیست زیرا تمام اجزا و قطعات، محصول کسانی نبودند که کامپیوتر می ساختند بلکه از محصولات شرکتهای ریزپردازنده، شرکتهای سازنده دیسک درایو، و شرکتهای سازنده منبع تغذیه بودند. این اعتقاد که با کار مستقیم با مشتریان می توانیم تکنولوژی را سریع تر به آنها برسانیم، خدمات بهتری ارائه کرده و ارزش بهتری ایجاد کنیم، پایه و اساس این کسب وکار بود. شرکت به مدت هشت سال پیاپی تقریباً سالی ۸۰ درصد رشد می کرد. ما همه جور خراب کاری کردیم. اما نظام بنیادین کسب وکار کاملاً قدرتمند بود و ارزش فراوانی را برای مشتریان ما به ارمغان آورد.
چیزهای زیادی را گند زدیم، اما تنها چیزی که واقعاً درست انجام دادیم این مدل اصلی کسب وکار بود و این هر اشتباه دیگری را که مرتکب می شدیم، پنهان ساخت. و ما خیلی سریع یاد گرفتیم. چیزی را امتحان می کردیم و اگر جواب نمی داد، به سراغ چیز دیگری می رفتیم. می دانید، در دبیرستان درباره راه اندازی و اداره یک شرکت کامپیوتری بزرگ چیزهای زیادی به ما یاد ندادند، بنابراین همان طور که جلو می رفتم خودم یاد می گرفتم.
من همیشه کنجکاو بوده ام و کنجکاوی ام جواب داده است، از این رو به کنجکاوی خود ادامه می دهم. به دنبال ایده های تازه و روشهای نو می گردم. هیچ وقت وضعیت موجود را نپذیرفته ام. دوست ندارم به وضع جاری امور رضایت بدهم. و این در ذات من است.

برداشتها

  • کارآفرینان برای موفق شدن باید امتحان کنند، تدبیر به خرج دهند، و به صورت کاملاً هدفمند به هر وضعیتی حمله کنند.
  • اهمیت تماس مستقیم با مشتریان را نمی توان دست کم گرفت. نیازهای آنان مبنای کسب وکار شما خواهند بود.
  • در این راه، بدانید که شما «خراب کاری» خواهید کرد. وقتی اشتباهات رخ می دهند، برای تلاشی دیگر خود را آماده کنید.
  • وضعیت موجود را نپذیرید. کنجکاوی اغلب اوقات منجر به ایده های نو و روشهای تازه می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب راه انداختن يک کسب‌وکار جديد

من این کتاب رو خوندم درست موقعی که میخواستم استراتژی یک سازمان رو مکتوب کنم، به نظر من چند تا جمله کلیدی داشت که برای ارائه من خیلی مناسب بود و البته شما باید پیش زمینه های مناسبی هم داشته باشید تا لذت درک مطالب چند برابر بشه
در 5 ماه پیش توسط
خیلی ابتدایی و به درد نخور بود
در 9 ماه پیش توسط
😑😑😑
در 11 ماه پیش توسط
کتاب خوبیه حتما بخونید مطالب مفیدی داره
در 1 سال پیش توسط
لطفا جواب بدین آیا بنظر شما راهکارهای کشورهایی که شرایط دور زدن قانون خیلی کمه و بهمین دلیل موفق میشن با کشور ما قابل مقایسه هست ؟؟
در 1 سال پیش توسط