فیدیبو نماینده قانونی نشر و تحقیقات ذکر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب روش‌های برخورد با خشونت در کودکان

کتاب روش‌های برخورد با خشونت در کودکان
چگونه به فرزندم کمک کنم

نسخه الکترونیک کتاب روش‌های برخورد با خشونت در کودکان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب روش‌های برخورد با خشونت در کودکان

این کتاب دقت و نکته‌سنجی والدین را افزایش می‌دهد تا علل پرخاشگری و خشونت فرزندشان را پیدا کنند. آیا کودک به دنبال نزدیکی و جلب توجه والدین خود می‌باشد؛ آیا او در جست‌وجوی یافتن ِمرزها و احساسات خویش است؛ آیا او نسبت به خشونت دیگران واکنش نشان می‌دهد و یا شاید فقط از بزرگ‌ترهایش تقلید می‌کند.
این کتاب هم‌چنین به کودکان کمک می‌کند تا برای بیان احساساتشان واژه‌های مناسبی پیدا کنند و بتوانند به طور مستقل کشمکش‌ها را برطرف سازند. کتاب حاضر می‌تواند به همه کمک کند تا با عصبانیت و خشونت‌های کوچک و بزرگ بچه‌ها در طول روز کنار آیند و درست برخورد کنند.
بدیهی است شما می‌توانید بازی‌ها، داستان‌ها و سفرهای رؤیایی این کتاب را در مواردی که فرزندتان مشکل پرخاشگری و خشونت ندارد، نیز به کار گیرید. زیرا در مورد پرخاشگری هم درست مانند خیلی از مشکلات می‌توان رفتار پیشگیرانه داشت و برای مثال در بعضی موقعیت‌های عاری از عصبانیت به کمک کودک اختلافات و کشمکش‌ها را از بین برد.

ادامه...
  • ناشر نشر و تحقیقات ذکر
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.18 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۴ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب روش‌های برخورد با خشونت در کودکان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

هیچ کس از مایکل خوشش نمی آید؛ او در مهدکودک باعث وحشت همه بچه ها و مربی هاست. روزی نیست که او بچه های دیگر را کتک نزند یا وسایلشان را نگیرد. او در خانه هم رفتار خوبی ندارد؛ برای همین بعضی از لیوان ها و ظرف ها قربانی عصبانیت و تندخویی او شده و شکسته می شوند. مادرش هم از رفتارهای وحشیانه او رنج می برد. از وقتی به خاطر امتحان ورودی مدرسه یک سال عقب افتاده است، تندخویی هایش بیشتر شده است. مایکل به یک آدم شرّ و دعوایی تبدیل شده بود. اما امروز مادر و فرزند به اتفاق هم موفق شدند کاری کنند تا مایکل با خشم خود کنار بیاید. مادر مایکل با مراجعه به روان شناسان و پزشکان اطفال و طی جلسات متعدد گفت وگو با آن ها متوجه شد که اساساً چه چیزهایی می توانند علل بروز رفتارهای خشن و ستیزه جویانه باشند. در رابطه با مایکل، این دلایل به طور عمده شامل ترس جدایی از والدین، ترس از عدم پذیرش توسط کودکان دیگر و ترس از شکست و ناکامی در انجام کارها می شد. تمامی این عوامل که لزوماً نباید به خشونت و تهاجم منجر شوند در مورد مایکل نقش تعیین کننده داشتند.
بسیاری از والدین وضعیتی مشابه مادر مایکل دارند. اغلب وقتی می بینم بچه ها امروزه از چه واژه هایی استفاده می کنند و چگونه با هم رفتار می کنند، شگفت زده می شوم. دلایل بی شماری برای این امر وجود دارد. این موضوع در بسیاری از مقالات تخصصی و مباحثات مطرح میان متخصصان و حتی مردم عادی و غیرمتخصص بررسی و تحلیل می شود. جالب است بدانید تحلیل های علمی به والدینی که با پرخاشگری کودک خویش یا کودک دیگری مواجه می شوند که اغلب در مراحل اولیه و با علائم اندک همراه است ـ کمک زیادی نمی کند. اغلب تشخیص میان عصبانیت عادی و پرخاشگری دشوار است. بچه ها به خشم و عصبانیت نیاز دارند. کسی که عُنق و ناراحت است، اغلب برای ناراحتی خویش دلیل خوبی دارد و باید اجازه داشته باشد تا ناراحتی خود را بروز دهد. بچه ها باید این حق را داشته باشند تا از حالات، احساسات و خواسته های خود بی پرده لذت ببرند. ممنوعیت، محدودیت و تهدیدهای مداوم اصلاً به هیچ بچه ای کمک نمی کند.
اما کودکان هم باید بیاموزند تا با خشم خود کنار آیند؛ چون اگر آن ها همیشه خشم و عصبانیت خود را به شکل خشونت و تهاجم بروز دهند، دیگر زندگی خانوادگی ممکن نخواهد بود، بلکه به جای آن دور باطلی از خشم و ناامیدی ایجاد می شود. خشونت ناشی از رفتارهای خشن در مهدکودک یا کاراته بازی بچه ها اکثراً بیانگر وجود یک فشار یا کمبود است، که عمدتاً کمبود عشق و محبت می باشد. بنابراین باید پرخاشگری ها و رفتارهای تهاجمی کودکان را جدی گرفت. کودکانی که فضا یا امکانی نمی یابند تا خود را به شکل مناسبی در گروه جای دهند، اغلب با رفتار و اعمال خشونت آمیز خود را از دیگران جدا می کنند. پرخاشگری ها هم چنین می توانند نشانه کشمکشی نهفته و زیرآستانه ای باشند. کودکان نسبت به توقعات بیشتر یا کمتر از حد و یا زیاده خواهی های والدین خود اغلب واکنش های تهاجمی و خشونت آمیز نشان می دهند. زمانی که ما با خشونت و پرخاشگری فرزند خود یا کودکی دیگر روبه رو می شویم، به ایده ها و پیشنهادات درست و مناسبی نیاز داریم تا بتوانیم به صورت عملی این مشکلات را برطرف سازیم.
از این رو اطلاعات، تمرینات کاربردی و ایده ها و پیشنهادات متعددی را در این کتاب جمع آوری کرده ام که به شما و فرزندانتان کمک کند تا روش برخورد با خشونت و پرخاشگری را بیابید و با هم بر آن ها غلبه کنید.
این کتاب دقت و نکته سنجی والدین را افزایش می دهد تا علل پرخاشگری و خشونت فرزندشان را پیدا کنند. آیا کودک به دنبال نزدیکی و جلب توجه والدین خود می باشد؛ آیا او در جست وجوی یافتن ِمرزها و احساسات خویش است؛ آیا او نسبت به خشونت دیگران واکنش نشان می دهد و یا شاید فقط از بزرگ ترهایش تقلید می کند.
این کتاب هم چنین به کودکان کمک می کند تا برای بیان احساساتشان واژه های مناسبی پیدا کنند و بتوانند به طور مستقل کشمکش ها را برطرف سازند. کتاب حاضر می تواند به همه کمک کند تا با عصبانیت و خشونت های کوچک و بزرگ بچه ها در طول روز کنار آیند و درست برخورد کنند.
بدیهی است شما می توانید بازی ها، داستان ها و سفرهای رویایی این کتاب را در مواردی که فرزندتان مشکل پرخاشگری و خشونت ندارد، نیز به کار گیرید. زیرا در مورد پرخاشگری هم درست مانند خیلی از مشکلات می توان رفتار پیشگیرانه داشت و برای مثال در بعضی موقعیت های عاری از عصبانیت به کمک کودک اختلافات و کشمکش ها را از بین برد.

پیشگفتار

شناخت عواطف و هیجانات کودکان یکی از مقدماتی ترین مسائل تعلیم و تربیت مربیان و آشنایی والدین می باشد، مخصوصاً که ترویج پرخاشگری در همه ی جوامع، روان شناسان را به فکر پیدا کردن راه کارهای پیشگیرانه سوق می دهد.
از جمله کسانی که بسیار دقیق و همه جانبه به این امر پرداخته استاد توماس کایزر استاد علوم تربیتی و استاد موسسه ی علوم تربیتی دانشگاه وورتزبورگ است.
ایشان نه تنها عواطف و هیجانات کودکان و نوجوانان را خوب شناخته و توصیف کرده است، بلکه راه های کنترل و سامان دهی هیجانات را به صورت کلینیکال، تجربی و نتایج تجارب خود را مدون برای دانشجویان، مربیان و والدین نگاشته است.
ارزش این کتاب به بررسی همه جانبه ی رفتار کودکان بوده و پیشنهادات ایشان همه جانبه گراست و این امر در کمتر کتاب روان شناسی و علوم تربیتی مدنظر قرار می گیرد. ایشان، کودک، محیط، رفتار، یادگیری، الگوبرداری را در یک مثال قابل فهم توضیح داده است، که برای خوانندگان مخصوصاً مربیان و والدین می تواند بسیار قابل استفاده باشد.

سیما سلمان

فصل ۱. خشم و خشونت؛یک ویژگی کاملاً انسانی و طبیعی

واژه ی پرخاشگری اغلب در زبان رایج معنای ناخوشایندی دارد. انسان های پرخاشگر افرادی هستند که ترجیحاً سعی داریم از آن ها دوری کنیم؛ چون آنان خویشتن دار نیستند و ناگهان عنان اختیار را از کف می دهند.
عصبانیت قابل قبول تر از پرخاشگری است، زیرا هرکس می داند در شرایط معینی عصبانی می شود؛ حال فرقی نمی کند این عصبانیت را تا حد نهایت بروز و یا آن را فرو بدهد. به هر حال خشم و عصبانیت یک علامت مثبت و هشداردهنده است. این حس به ما نشان می دهد که چیزی طبق انتظار ما پیش نرفته است و این که حتماً باید کاری کنیم. هم چنین خشم و عصبانیت برای اکثر کودکان، نشانه واضح و مشخصی از فعال بودن آن هاست.

پرخاشگری بدترین چیز نیست

سارا اکنون سیزده ماهه است. او الان می تواند کلمات «ماما» و «آن» را بگوید. «آن» به معنی هر چیزی است که سارا می خواهد توجه والدینش را به آن چیز جلب و آن را به دست بیاورد اما وقتی او در بغل والدینش باشد، آن وقت کلمه «آن» به معنی هر جایی است که او می خواهد برود یا جایی که بتواند چیزی را که می خواهد دست بزند. اگر خواسته سارا برآورده نشود، او شروع به نق زدن و گریه و زاری می کند.

عمل سارا در واقع بیانگر خواسته هر کودکی است که مایل است دنیای اطرافش را کشف و بررسی کند. شروع کاری، رفتن به سوی آن و کندوکاو شکل مثبتی از خشونت و پرخاشگری است. هیچ انسانی بدون شروع و پیشقدم شدن در کارها نمی تواند چیزی بیاموزد. مرزها باید مشخص شوند. کودک باید میزان صبر و تحمل دیگران را بسنجد و بفهمد تا چه اندازه می تواند آزادی عمل داشته باشد. القای نظر خود به دیگران و به کرسی نشاندن حرف خود، شکل پذیرفته شده و قابل قبولی از خشونت و پرخاشگری است. حتی کودکان نیز در برابر مخالفت هایی که با خودرایی های آنان می شود، از خود دفاع می کنند. به علاوه آنان گاهی برای حضور در گروه مایلند زورشان را نسبت به دیگران بسنجند.
انسان ها در همه ی فرهنگ ها از خود خشونت نشان می دهند. بنابراین پژوهشگران رفتاری فرض را بر این می گذارند که خشونت و پرخاشگری باید کششی درونی باشد که باعث حفظ روحیه و نحوه رفتار فرد می شود. برای مثال، برای ذبح یک حیوان در عصر حجر و حتی امروزه نیز به میزان معینی از خشونت نیاز است. بدون شک بشر برای دفاع از خود همیشه (از گذشته تاکنون) دلایل کافی داشته و خواهد داشت. خشونت دارای یک جنبه ی مثبت نیز است.
گاهی خشونت ها (پرخاشگری ها) مسالمت آمیز و گاهی ضروری اند. زیرا کسی که می تواند به شیوه ی تهاجمی و خشونت آمیز از خود دفاع کند، اغلب اوقات رفتار خصمانه ای ندارد؛ چون کمتر تهدید می شود و بیشتر احساس امنیت می کند.
برخلاف شیوه ی سارا که همان شیوه ی شروع کار از راه بررسی و کشف دنیای پیرامون است؛ می توان به رفتارهای این چنینی هم توجه کرد:

رِنه الان ۴ سالش است و به نظر واقعاً آرام می آید، حداقل تا وقتی نزدیک مربی اش باشد. رنه با بعضی از بچه ها خیلی خوب کنار می آید، اما با پِترا و لِنا که تقریباً هر روز به خوبی با هم عروسک بازی می کنند این طوری نیست و وسوسه می شود تا آن ها را کتک بزند.

خشونت رنه را واقعاً نمی توان با موضوع «بررسی و کشف دنیا» توضیح داد. رفتار او هیچ ارتباطی به موضوع «ضرورت اثبات خویشتن» هم ندارد، بلکه نشانگر خصوصیاتی مخرّب است. این موضوع با مثال زیر روشن تر می شود:

اِسفن باعث ترس و وحشت بچه های گروه است. صبح ها وقتی وارد مهد می شود بعضی از دخترهای کوچک تر به مربی شان مارتینا پناه می برند. آن ها بنا به تجربه می دانند که اِسفن دنبالشان می کند و می خواهد آن ها را کتک بزند.

رفتار اسفن را هم نمی توان شکل مثبتی از خشونت دانست. او بدون دلیل زورش را به کار می گیرد. اتفاقاً در این جا از خشونت و پرخاشگری صحبت می کنیم چون اِسفن عمداً به دیگران صدمه می زند، آن ها را اذیت و زخمی می کند و یا وسایلشان را از روی قصد خراب می کند. درگیری ها، فشارهای روانی، ناراحتی ها و محدودیت ها به روشی غیردوستانه و بدون مسالمت شروع می شوند. تهدید دیگران، حتی اگر با کتک کاری و خشونت توام نباشد، جزء این دسته به حساب می آید؛ مثلاً یک رفتار تهدیدآمیز، مشت های گره کرده یا گفتن جمله: «می زنمت.» اگر رفتار فرزند شما این چنین است، باید کاری کنید.

کودکان خشونت را می آموزند

خشم و خشونت می توانند به شیوه های کاملاً متفاوتی نشان داده شوند؛ مثلا دعوا بر سر یک اسباب بازی، امتناع از سر کردن کلاه، خراب کردن قلعه ای که از تکه های لگو ساخته شده و...

نظرات کاربران درباره کتاب روش‌های برخورد با خشونت در کودکان

عالیی
در 2 سال پیش توسط