فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب نئو گلستان

نسخه الکترونیک کتاب نئو گلستان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب نئو گلستان

کتاب مستطاب گلستان سعدی از دیرباز الهام‌دهنده به اهل ذوق بوده که برخی از آنان مستقیماً یا به طور غیرمستقیم آن را سرمشق نوشته‌ی خود قرار داده‌اند. یکی به دلیل سجع روان نثر آن است. دیگری به خاطر این‌که حکمت را با طنز ظریفی آمیخته چنان‌چه یکی از دیگری را نمی‌توان جدا کـرد. سوم سادگـی بیان چنان‌چه ــ به رغم نثر فنـی‌اش ــ آسان خوانده می‌شود، و به همین دلایل دست‌کم تا صد سال پیش کتاب درسی مکتب‌ها و مدارس ابتدایی بود. گذشته از سجع نوشته‌های قائم‌مقام و خیلی کمتر از او که از این نظر از سعدی تقلید غیرمستقیم کرده‌اند، کتاب پریشان قاآنی تقلید مستقیمی از گلستان است که عیناً شیوه‌ی سعدی را در فرم و محتوا به کار بسته، اما اگرچه در فرم تقریباً موفق شده در محتوا درمانده است.
گذشته از این موارد مشهور و رسمی، گلستان از جمله الگوی سیاه‌مشق‌های خیلی از نوجوانان بوده که بیشتر در قالب طنز نوشته‌اند. خود من هنگامی که دانش‌آموز دبیرستان بودم سیاه‌مشقی به تقلید از دیباچه‌ی گلستان در نکوهش اتوبوس بنز نوشتم، که از آن‌چه به خاطر دارم:
لعنت شیطان را تَمَرّد و ذلّ که طاعتش موجب نکبت است و به شکر اندرش مزید خجلت؛ که بنز را آفرید. هر نفسی که فرو می‌رود مخلّ حیات است و چون برمی‌آید مضرّ به ذات. پس در هر نفسی دو لعنت موجود است و بر هر لعنتی فحشی واجب.
نئوگلستان کتابی جذاب و سرگرم‌کننده است و دوست‌داران سعدی و گلستان و طنز به زبان قدیم از آن بهره خواهند برد.

ادامه...

  • ناشر: نشر چشمه
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 0.54 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۱۸صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب نئو گلستان

پیش گفتار

نئوگلستان مقبول طبع مردم صاحب نظر واقع شده و به چاپ دوم رسید. به جهت رعایت اختصار، توضیحات پیش گفتار چاپ اول را ــ که توضیحات مهم، حیاتی و سرنوشت سازی هم بودند ــ در چاپ دوم تکرار ننمودم، باشد که موجب عبرت آنانی شود که ما برای شان گلوی خودمان چاک دادیم که «چاپ اول را بخرید» و کاهلی ورزیدند. امیدوارم این تصمیم نگارنده و ناشر باعث ایجاد بازار سیاه نشود که اگر بشود هم حرجی بر خلایق نیست.

پدرام ابراهیمی
هفتم تیر هزار و سیصد و نود و چهار



نئو گلستان

پدرام ابراهیمی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



در معنا

حکایت ۱

پادشاهی شنیدم دست برهم بکوفت و، به همین سبب محکمه پسند، کشتن اسیری را اشارت کرد. بیچاره در آن حال نومیدی زیرچشمی نظر بر چپ وراست افکند. چون در چهره ی خاصان شاه اثری از شفاعت و مردانگی نیافت، دهان بگشود و دشنام فرا دادن گرفت. از جده ی شاه حدیث وصلت آغاز نمود و تا جمله اهل حرم را به زینت صیغه نیاراست، آرام نگرفت. که گفته اند هر که دست از جان بشوید، دهان بگشاید و ناگفته ها بگوید.

بی نوا باید که اندر زیر دار
شُل کند لذت برَد از روزگار

ملک پرسید چه می گوید. یکی از وزرای بدذات گفت: «ای سلطان، تو را دشنام های ریشه ای بداد و سقَط های چندان بگفت و شرحی مجمل از تمام روابط نامشروعش با نوامیست ضمیمه ساخت.» ملک فریاد برآورد که «چنان به زاری بکشیدش تا کرم گور را نیز رغبتی نماند بر خوردن وی.» وزیر دیگر، که با اولی ضدیتی بود، گفت: «ای بسا دروغی مصلحت آمیز که مرد را از هلاک می برهاند و تو به خبث طینت نه برداشتی و نه هشتی، زرتی سخن ها چیدی و او را کشتی... بله دیگر تا الان باید مرحوم شده باشد.» ملک را روی از این سخن درهم آمد و گفت: «آن بی رحمی و صداقت او پسندیده تر آمد مرا زین شفقت و مصلحت اندیشی تو. که روی آن اگرچه در تلخی ولی با راستی بود و بنای این بر شیرینی و در کاستی.» وزیر زمین بوسه داد و درآمد که «ای خداوند، آن چه مطاع است رای توست، ولیکن خردمندان گفته اند دروغی مصلحت آمیز بِه ز راستی فتنه انگیز.» سلطان گفت: «که گفته است؟ آن را به من نشان دِه. شما گفتی؟» و خشمش زبانه کشید و دستانش را باز کرد که برهم بکوبد که ناگاه مامور مطبخ ندا بداد که غذای سلطان آماده است. و این چنین وزیر کاردان از مرگ برست.(۱)

کذب اگر تلخ و گاه شیرین است
مصلحت نیست بار کج بردن

زهر در جوهرش گزند و بلاست
گرچه در کاسه ی طلا خوردن

حکایت ۲

ملک زاده ای گنج فراوان از پدر میراث یافت. اصلاحات از خزانه آغاز نمود و دست کرم برگشاد و از برکت اصلاحات، نعمت بی دریغ بر سر سپاه و رعیت ریخت. یکی از جلیسان، که مقبول نظر نبود، نصیحت آغاز کرد که ملوک پیشین دهان چندین نسل از رعیت را درنوردیده ‎اند تا این نعمت اندوخته اند. دست از این کوتاه دار که صدای برخورد کفگیر بر تهِ دیگ دشمنان را شیپورِ حمله است. ملک را این سخن ناخوش آمدی و زان پس هر چه گردیدیم از آن ناصح (۲) در تاریخ ردپایی نیافتیم. گفت: «مرا خداوند تعالی مالک این مملکت قرار داده تا بخورم و ببخشم و نه پاسبان که نگاه دارم و اندوزم.»
ماهی بگذشت و رعیت بر ملک جسور گشتند و به ابزار زراعت بر قصر وی حمله بردند. شنیدم یکی(۳) زان میان چنان چماقی به حلق ملک فرو برد که ملک الموت خود ندانست ماموریتش با خفگی به انجام رسیدی یا کوفتگی. صاحب دلی که این حدیث شنید خندید و گفت: «آب مر تشنه ی به جان آمده را نوش داروست و مرد زخم خورده را زهر هلاهل. و دیگر آن که این ملکِ ناآزموده عادت رعیت برهم زدی و عمر خود را طومار درپیچیدی.»

معده ی خالی رعیتِ رام
داشت انسی به نان خالی جو

خواجه گفتا که بی حساب نبخش
حال بنشین و آروغش بشنو

یادداشتی بر نئوگلستان آقای پدرام ابراهیمی

کتاب مستطاب گلستان سعدی از دیرباز الهام دهنده به اهل ذوق بوده که برخی از آنان مستقیماً یا به طور غیرمستقیم آن را سرمشق نوشته ی خود قرار داده اند. یکی به دلیل سجع روان نثر آن است. دیگری به خاطر این که حکمت را با طنز ظریفی آمیخته چنان چه یکی از دیگری را نمی توان جدا کـرد. سوم سادگـی بیان چنان چه ــ به رغم نثر فنـی اش ــ آسان خوانده می شود، و به همین دلایل دست کم تا صد سال پیش کتاب درسی مکتب ها و مدارس ابتدایی بود. گذشته از سجع نوشته های قائم مقام و خیلی کمتر از او که از این نظر از سعدی تقلید غیرمستقیم کرده اند، کتاب پریشان قاآنی تقلید مستقیمی از گلستان است که عیناً شیوه ی سعدی را در فرم و محتوا به کار بسته، اما اگرچه در فرم تقریباً موفق شده در محتوا درمانده است.
گذشته از این موارد مشهور و رسمی، گلستان از جمله الگوی سیاه مشق های خیلی از نوجوانان بوده که بیشتر در قالب طنز نوشته اند. خود من هنگامی که دانش آموز دبیرستان بودم سیاه مشقی به تقلید از دیباچه ی گلستان در نکوهش اتوبوس بنز نوشتم، که از آن چه به خاطر دارم:
لعنت شیطان را تَمَرّد و ذلّ که طاعتش موجب نکبت است و به شکر اندرش مزید خجلت؛ که بنز را آفرید. هر نفسی که فرو می رود مخلّ حیات است و چون برمی آید مضرّ به ذات. پس در هر نفسی دو لعنت موجود است و بر هر لعنتی فحشی واجب.

از دست و زبان که برآید
کز عهده ی لعنش به درآید...

امّا پیش از این که درباره ی اثر آقای ابراهیمی نظری ابراز کنم بی مناسبت نیست به یک نکته ی جالب که عموماً از نظرها دور مانده است اشاره کنم. شاعران بزرگ و به نام فارسی، به ویژه فردوسی و مولوی و حافظ و سعدی را تقریباً همه ی ایرانیان می شناسند. ولی سعدی تنها شاعری است که مردم عادی برای او حکایت و مضمون ساخته اند ــ عموماً به طنز. از جمله «دختر سعدی» که درباره اش مضامین گوناگون ساخته اند. یا داستان مناظره ی سعدی با «دختر اُرنگ زیب»، پادشاه گورکانی هند که قرن ها بعد سعدی می زیسته است. یا حکایت آن جولاه یزدی که گفت:

سعدی در شیراز دارد نان مفت
می تواند شعرهای خوب گفت

گر بیاید یزد و جولاهی کند
اردک از... اش بپرّد جفت جفت

یا داستان رقابت سعدی با خواجوی کرمانی (که معاصر حافظ بوده)، در آن جا که سعدی می گوید:

به نیم جرعه حریفان چنان کنندت مست
که می نخورده برینی به چوب دستی ما

یا آن مضمونی که عبید زاکانی درباره ی «استبرا»ی سعدی ساخته...
کتاب آقای ابراهیمی اما نشانگر تسلّط کامل او به گلستان و مضامین آن است. و این که آن را نئوگلستان خوانده بی ربط نیست، زیرا در عین تقلید از گلستان نوعی برخورد طنزین با آن هم هست. حکایت نئوگلستان نزدیک به زبان گلستان سعدی اما غالباً خلاف مضامین آن است. مثلاً، چنان که معروف است، در حکایتِ اوّل گلستان پادشاهی دستور به کشتن اسیری می دهد. آن اسیر که از جان خود ناامید شده به سلطان ناسزا می گوید. وقتی شاه می پرسد که او چه گفت وزیر خوش نیّت او چیزی می گوید که اسیر از مرگ رهایی یابد. اما وزیر بدنیّت حقیقت را به شاه می گوید. شاه می گوید که دروغ آن وزیر بر راست این یکی او را بیشتر خوش آمده از آن که گفته اند دروغی مصلحت آمیز به از راستی فتنه انگیز. اما در نئوگلستان داستان وارونه می شود. شاه دستور می دهد که محکوم را به زاری بکشند و چیزی نمانده است که وزیر با حسن نیّت را هم به آن سرنوشت دچار کنند. خیلی دیگر از حکایت های نئوگلستان نیز همین ویژگی را دارد.
از این گونه مثال ها فراوان می توان زد اما اصل مسئله این است سعدی در خیلی از حکایاتش سعی بر این داشته که اصحاب قدرت و مکنت را به انصاف و مروّت و مدارا ترغیب کند، حال آن که آقای ابراهیمی با مبالغه در واقع بینی (یعنی آن چه که فرهیختگان سینیسم می نامند) می خواهد بگوید که اصل بر ستمگری و دژکاری است. بی شک سعدی نیز ــ شاید تا اندازه ی کمتری ــ از این نکته غافل نبوده و حکایات خوش بینانه اش دقیقاً به این امید است که از ستمگری و بی انصافی بکاهد. اما کار آقای ابراهیمی طنز محض است در بیان آن چه مبالغه در واقع بینی نامیدم.
نئوگلستان کتابی جذاب و سرگرم کننده است و دوست داران سعدی و گلستان و طنز به زبان قدیم از آن بهره خواهند برد.

همایون کاتوزیان
آکسفورد، مه ۲۰۱۵

نظرات کاربران
درباره کتاب نئو گلستان

⭐️ لطفاً کتاب‌های من ( #نئوگلستان + #تاریخ_روی_تردمیل) رو از #فیدیبو "نـــخـریـد" #حق_مولف @pedram_ebra اینو صفحه‌ش خوندم و برام سوال شده واقعا
در 8 ماه پیش توسط
عالی بود آفرین به پدرام ابراهیمی
در 1 سال پیش توسط
من همیشه، همه جا، به همه گفتم پدرام ابراهیمی نابغه است و این کتاب شاهکار
در 2 سال پیش توسط