فیدیبو نماینده قانونی نشر پارو و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خانم رئیس

کتاب خانم رئیس

نسخه الکترونیک کتاب خانم رئیس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب خانم رئیس

شما دوست دارید یک خانم ِرئیس باشید؟ من هم برای شروع باید دو چیز را به شما یادآور شوم. نخست: اینکه، این بسیار عالی است! شما، با تنها خواستن فقط یک چیز، نخستین قدم را به سمت زندگی عالی و مطلوب براشته‌اید. دوم: این قدم اصلاً ساده نیست و سخت کوشی و تلاش فراوانی می‌طلبد و تازه، هنگامی‌که به آن برسید چه بسا تلاشی بیشتر برای حفظ و نگهداری آن می‌طلبد. اما چه کسی از کار زیاد می‌ترسد؟ من که ترسی ندارم و مطمئن هستم شما نیز نمی‌ترسید. یا اگر هم ترسی دارید یقین دارم این کتاب به نحوی طرز فکر شما را تغییر می‌دهد که با رسیدن به پایان فصل آخر عملاً به دنبال کاری برای انجام دادن می‌گردید و فریاد برمی‌آورید «از همین حالا می‌خواهم کاری انجام دهم.»
خانمِ رئیس کسی است که خود مسئولیت زندگی شخصی خویش را بر عهده دارد. او به هرآنچه می‌خواهد می‌رسد چون برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. به عنوان یک خانمِ رئیس اختیار همه‌چیز را به‌دست می‌گیرید و مسئولیت‌پذیر هستید. شما مانند یک جنگجوی مبارز هستید، می‌دانید درهر لحظه چه واکنشی باید از خود نشان دهید. گاه قانون‌شکنی و گاه از آن پیروی می‌کنید، اما همیشه با معیارهای شخصی خودتان. مسیر خود را خوب می شناسید و همواره می‌کوشید آن را برای خود خوشایند کنید. شما برای کمال صادقانه ارزش قائل هستید. پیوسته سؤال می‌کنید. زندگی خود را جدی می‌گیرید، اما خود را چندان جدی نمی‌گیرید. می‌خواهید دنیا را در مشت خود داشته باشید و آن را با میل خود بسازید.

ادامه...
  • ناشر نشر پارو
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.11 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب خانم رئیس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱. پس دوست دارید #خانم رئیس باشید؟

زندگی خیلی کوتاه است. تنبلی نکنید!

ــ خودم

پس شما دوست دارید یک خانم ِرئیس باشید؟ من هم برای شروع باید دو چیز را به شما یادآور شوم. نخست: اینکه، این بسیار عالی است! شما، با تنها خواستن فقط یک چیز، نخستین قدم را به سمت زندگی عالی و مطلوب براشته اید. دوم: این قدم اصلاً ساده نیست و سخت کوشی و تلاش فراوانی می طلبد و تازه، هنگامی که به آن برسید چه بسا تلاشی بیشتر برای حفظ و نگهداری آن می طلبد. اما چه کسی از کار زیاد می ترسد؟ من که ترسی ندارم و مطمئن هستم شما نیز نمی ترسید. یا اگر هم ترسی دارید یقین دارم این کتاب به نحوی طرز فکر شما را تغییر می دهد که با رسیدن به پایان فصل آخر عملاً به دنبال کاری برای انجام دادن می گردید و فریاد برمی آورید «از همین حالا می خواهم کاری انجام دهم.»
خانمِ رئیس کسی است که خود مسئولیت زندگی شخصی خویش را بر عهده دارد. او به هرآنچه می خواهد می رسد چون برای رسیدن به آن تلاش می کند. به عنوان یک خانمِ رئیس اختیار همه چیز را به دست می گیرید و مسئولیت پذیر هستید. شما مانند یک جنگجوی مبارز هستید، می دانید درهر لحظه چه واکنشی باید از خود نشان دهید. گاه قانون شکنی و گاه از آن پیروی می کنید، اما همیشه با معیارهای شخصی خودتان. مسیر خود را خوب می شناسید و همواره می کوشید آن را برای خود خوشایند کنید. شما برای کمال صادقانه ارزش قائل هستید. پیوسته سوال می کنید. زندگی خود را جدی می گیرید، اما خود را چندان جدی نمی گیرید. می خواهید دنیا را در مشت خود داشته باشید و آن را با میل خود بسازید.
در یک کلام، خیلی معرکه اید.

چرا بهتر است به حرف من گوش کنید؟

این زنان هستند که هرج ومرج طلب ها و انقلابیون را می آفرینند.

ــ کیم گوردون

اگر خانمِ رئیس شدن قاعده و قانون داشت که ندارد یکی از آن قانون ها می توانست پرسش کردن از هرچیزی باشد، حتی خود من. ما خود به این شکل می توانیم شروع بسیارخوبی داشته باشیم.
من بنیانگذار، مدیرعامل و اداره کننده نستی گال هستم. این تجارت را خودم به تنهایی و آن هم ظرف مدت کوتاه هفت سال به اینجا رساندم، آن هم پیش از سی سالگی. نه خانواده ثروتمندی داشتم و نه در مدرسه آن چنانی درس خوانده بودم و نه حتی بزرگ تری داشتم که مرا در این مسیر راهنمایی کند.همه و همه کارخودم به تنهایی بود.نستی گال نقل بسیاری از مطبوعات شده و جایگاهی که پیدا کرده است هنوز برای من باورکردنی نیست. آیا این به راستی داستان یک دختر خام و بی تجربه است که به یکباره از فقر به ثروت رسیده؟ آدم را به یاد شاهزاده دلربا(۴) در داستان های والت دیزنی می اندازد. تمامی این رخدادها و پیدا شدن کسی که بتواند سرمایه گذارخوبی برای من باشد همه یکشبه اتفاق افتاد. اشتباه نکنید: از خیلی بابت ها من آدم بسیار خوش اقبالی بودم اما باید تاکید کنم که هیچ یک از این موارد اتفاقی نبودند. این ها نتیجه سال ها زحمت و تلاش و تحمل سختی های این کار بودند.
همین چند وقت پیش بود شخصی به من گفت وظیفه ام این است که نستی گال را، تا جایی که می توانم، بالا بکشم؛ زیرا همه مرا الگوی این شرکت برای تمامی دخترانی که می خواهند با تلاش روی پای خودشان بایستند می دانند. من حتی مفهوم الگوبودن را هم در بیشتر سال های عمرم باور نمی کردم. اصلاً نمی خواهم که خودم را خیلی بزرگ جلوه دهم. من با وجود مشکلات بسیار زیادی که داشتم به این جایگاه کنونی رسیده ام. از اینکه در کاری که هستم مرتکب اشتباه بشوم ناراحت نمی شوم؛ زیرا می توانم از اشتباهات خود درس بگیرم و گام های روبه جلو بردارم.ازشما نمی خواهم درست همان کاری را بکنید که خانم رئیس انجام می دهد زیرا دنباله روی از یک چیز مانع رشد شما می شود و تقلید کورکورانه انسان را به جایی نمی رساند. بهتر است نیرویی را که بر زندگی یک نفر دیگر متمرکز می کنید به کار شخصی خود اختصاص دهید. از خودتان برای خود بت بسازید. داستان زندگی ام را برای این به شما می گویم که به شما یادآوری کنم راه مستقیم، تنها راه به سوی کامیابی نیست. همان طور که در ادامه کتاب می خوانید من هیچ نکته مثبتی نداشتم. ترک تحصیل کرده، خانه به دوش بودم، دله دزدی می کردم، در دوران مدرسه شاگرد بسیار بدی بودم و بعد آن نیز کارمندی تنبل. درست مانند یک بچه دردسرساز بودم. از گاز گرفتن بهترین دوستم در چهارسالگی، فقط برسر یک خمیربازی گرفته تا شیطنت های دیگری که در جمع خانوادگی می کردم همیشه مثال بد بودم. در دوران نوجوانی ترس و وحشت زیادی از سواری داشتم و وقتی به سن بلوغ رسیدم نمی توانستم ناراحتی و نارضایتی خود را پنهان کنم. به همه چیز شک می کردم و اغلب گناهان خود را گردن می گرفتم و از پذیرفتنشان ابایی نداشتم.
در آن ایام به مشاغل ساعتی روی آوردم که آن هم به درد من نمی خورد. بارها شنیده بودم که مسیرحرکت به سوی توفیق همیشه هموار نیست. قدم که در این راه می گذاری با پستی و بلندی هایی مواجه می شوی که گاه با تو همراه و گاهی بروفق مرادت نیستند. بارها تلاش می کنی اما نتیجه نمی گیری به گونه ای که این فکر به سراغت می آید که بازنده بودن در سرنوشتت مقدرشده است. اما چیزی که من همیشه با خود می اندیشیدم این بود که سرنوشتم بزرگ تر از آن چیزی است که من به دنبالش هستم و مقصد والاتری انتظارم را می کشد. همین اندیشه نیز منجر به پیدایش نستی گال شد، اما می دانید چگونه؟ من نستی گال را پیدا نکردم؛ آن را آفریدم.
هرچیزی که در زندگی شما را به عقب سوق می دهد، رها سازید. بکوشید برای خود فرصت های تازه خلق کنید. این را باور داشته باشید که هیچ خط پایانی در زندگی وجود ندارد. زندگی پیوسته در جریان است و شانس و اقبال نیز، خودش به دنبال شما نخواهد آمد. خود شما هستید که شانس را به زندگی خود می آورید. با تمام توان خویش بکوشید که آن زندگی فوق العاده و رویایی را که همیشه آرزویش را داشتید در ذهن خود مجسم کنید. همان زندگی که شاید تاکنون فرصت این را پیدا نکرده بودید تا برای آن رویاپردازی کنید. مطمئن باشید که در طول مسیر حرکت خود با رخدادهای جالب و خوشایندی رودررو خواهید شد.
***
عنوان این کتاب خانم رئیس است.
تصور می کنید این یک کتاب کاملاً زن باور است.
به گمانم راجع به این موضوع باید کمی با هم صحبت کنیم؟
خانم رئیس کتابی طرفدار تساوی حقوق زن و مرد است و نستی گال شرکتی زن باور، به این معنا که من به عنوان یک دختر شما را ترغیب می کنم تا آن چیزی باشید که می خواهید و کاری را انجام دهید که دوست دارید. اما من الان اینجا نیستم که از خودمان جانبداری کنم و منازعات و کشمکش هایی که در طول مسیر زندگی با آن مواجه هستیم را به گردن مردان بیندازم و آنان را مقصر و مسبب مشکلاتمان بدانم.
در زندگی، هرگز یک بار هم به فکرم خطور نکرده که دختر بودن مساوی است با پیروزی. مادرم با پخت وپز و رفت وروب بزرگ شد، درحالی که برادرش از دوران کودکی اش لذت برد. به تجربه مادرم، دختر بودن بی شک فایده ای ندارد. شاید به این خاطر باشد که هردو والد من تمام وقت کار می کردند یا شاید به این سبب که من برادر یا خواهری نداشتم و نمی توانستم از کسی جانبداری کنم.می دانم که نسل زنان برای احقاق حقوقی می جنگیدند که من آن را حق مسلم آنان می دانستم. به عقیده من بهترین راه برای گرفتن حقوق زنان درگذشته و حال یک پاسخ قاطع به این قضیه است. به جای نشستن و فقط حرفش را زدن باید دست به کار شد و آن را اثبات کرد.
نخستین واکنش من تقریبا به هرچیزی در زندگی نه بوده است. قدردانی کاملم از چیزها اول با رد کردن آن ها همراه است. اسمش را کله شقی بگذارید، اما این تنها روشی است که می توانم چیزی را از آن خود سازم ــ به جای اینکه آن چیز را به دامنم بیندازم به دنیای خودم دعوتش می کنم. در هفده سالگی ترجیح می دادم که با پاهای پشمالو کفش های پاشنه بلند بپوشم و رژیم سفت و سختی برای لاغر بودن بگیرم. همیشه لباس های مردانه ای را می پوشیدم که از فروشگاه والمارت می خریدم. در یک مناسبتی، آقایی برحسب احترام در را به روی من گشود. گویی به من توهین شده بود اصلاً خوشم نیامد و کوشیدم خودم در را باز کنم. از او خیلی تشکر کردم و گفتم که خودم می توانم این کار را انجام دهم.
بهتر است با هم روراست باشیم این رفتار اصلاً زن باورانه نیست، اسمش را فقط می توان جسارت نامید.
اکنون می دانم وقتی به کسی اجازه می دهی تا دری را به رویت باز کند به معنای اعتمادبه نفس پایین نیست. هنگامی هم که آرایش می کنم فقط به این علت است که حس خوبی به من می دهد و نه چیز دیگر و این روح نستی گال است. ما می خواهیم شما برای خودتان لباس بپوشید و این را بدانید که تلاش برای چگونه به نظر رسیدن شما از تفکری سطحی ناشی نمی شود. این را می گویم که مجبور نیستید میان شیک بودن و جذاب بودن یکی را انتخاب کنید. می توانید هردوی آن باشید.
آیا سال ۲۰۱۴ دوران تازه ای از زن باوری است که ما مجبور به صحبت درباره آن نیستیم؟ نمی دانم، اما می خواهم ادعا کنم که یک چنین واقعیتی وجود دارد. نمی خواهم دروغ بگویم، خیلی توهین آمیز است که در جایگاه زن، به خاطر نداشتن تحصیلات دانشگاهی مورد ستایش قرار بگیری. اما می دانم که این به نفع من است: من می توانم در جلسه ای حضور یابم و مردم را فقط با بی سوادی خودم از آنجا دورکنم. هرچند بی شمارند خانم رئیس هایی که در این کتاب از آنان نام برده می شود، دخترانی که این کتاب را می خوانند و دخترانی که تازه می خواهند رئیس شوند این کار را انجام می دهند نه با ناله، بلکه با جنگیدن به ریاست می رسند. با درخواست از دیگری که شما را جدی بگیرد جدی گرفته نمی شوید. خود شما هستید که باید خودتان را به اثبات برسانید. اگر این دنیا دنیای مردان است، مهم نیست. من هنوز به راستی خوشحالم که دختری در این دنیا هستم.

نظریه ریسمان قرمز

هنگامی که به نوجوانی رسیدم معتقد بودم نظام سرمایه داری به نوعی کلاهبرداری است اما به جای آن، دریافتم که درحقیقت به شکلی، علم کیمیاست. شما ترکیبی می سازید از سختکوشی، خلاقیت و خوداتکایی و می بینید که اتفاقاتی است که پشت سرهم رخ می دهد و هنگامی که رفته رفته پی می برید علم کیمیا چیست یا حتی فقط می توانید آن را تشخیص دهید می بینید که دنیا به گونه ای دیگر شده است.
به هرحال، به گمانم همیشه دنیا را به گونه ای متفاوت می بینم. به قول مادرم زمانی که پنج ساله بودم ریسمانی قرمز دستم می گرفتم و درکوچه می دویدم و آن را پشت سرم می کشیدم. بچه های دیگر از من می پرسیدند که این چیست و به آنان می گفتم بادبادک است. چندی بعد هریک از آنان یک ریسمان قرمز داشتند و همه ما با هم می دویدیم و بادبادک هایمان را به آسمان می فرستادیم.

اگر من و این کتاب چیزی برای ثابت کردن داشته باشیم این است که هرگاه شما خودتان را باور کنید، دیگران نیز شما را باور خواهند کرد.

کتاب خانم رئیس برگردانی است از:
Girl Boss
by
Sophia Amoruso


شرح رویدادهای زمانی یک #خانم رئیس

من بد هستم، و این خوب است. هرگز هم خوب نخواهم بود، و این چیز بدی نیست. هیچ وقت هم نمی خواهم کس دیگری غیر از آنچه هستم، باشم.

ــ ورک ـ ایت رالف

نظرات کاربران درباره کتاب خانم رئیس

بد نبود
در 2 ماه پیش توسط
خواندن این کتاب رو به همه خانمها توصیه می کنم. جملات تاثیرگذار خوبی داره: "خود شما هستید که باید خودتان را به اثبات برسانید. اگر این دنیا، دنیای مردان است مهم نیست."
در 1 سال پیش توسط
سریالش هست من کتابشو نخوندم ولی سریالشو دیدم خیلی خوبه
در 1 سال پیش توسط
خیلی خوبه ❤ اگر تونستین نسخه انگلیسیش رو هم بخونین خیلی بامزه نوشته ویک سری از عکساش و خاطراتش هست که ترجمه نشده
در 2 سال پیش توسط
خیلی خوب بود و به عدم هایی که چنین قصدی دارن خیلی کمک می کنه
در 2 سال پیش توسط