فیدیبو نماینده قانونی چشم‌انداز ایران و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

مجله چشم انداز ایران
شماره ۹۹

نسخه الکترونیک مجله چشم انداز ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره مجله چشم انداز ایران

در این شماره‌ می‌خوانید:
در گفتارهایی از سوسن شریعتی، هادی خانیکی، مهدی غنی و حبیب‌الله پیمان: مبارزه و چریکی و اخلاقی زیستن
ترکیه پساکودتا و سناریوهای پیش‌رو
سخنی با رهبران اقلیم کردستان
نقد و ارزیابی قانون جرم سیاسی
سکولاریسم هندی برآیند دین وسیاست

  • ناشر چشم‌انداز ایران
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 8.99 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان مجله چشم انداز ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



قلم طلایی برای چریک اهل قلم

اهدای جایزه قلم طلایی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به لطف الله میثمی مدیرمسئول «چشم انداز ایران»



مهدی فخرزاده

برگ های تقویم را که ورق بزنی، پر است از یادآوری صنف ها و شخصیت های مختلف. شخصیت های تقویم، معمولاً شامل نام هایی می شود که از این دنیا رفته اند؛ اما گویی در مورد جریان های مربوط به دیگر روزهای نامدار سال نیز رمقی به جا نمانده است. حداقل دربارهٔ روزنامه نگاران می توان این گونه گفت. با وجود اینکه سایه سنگین دولت های نهم و دهم از سر مطبوعات برداشته شده است و دولت جدید حداقل در شعار تسامح بیشتری با مطبوعات از خود نشان می دهد، اما عوامل متعددی دست به دست هم داده تا حال و هوای بیشتر روزنامه نگاران و خبرنگاران چندان به سامان نباشد.
در این ناخوش احوالی، روز خبرنگار امسال اتفاقی ویژه به همراه داشت؛ اهدای قلم طلایی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات سال ۹۳ به مهندس میثمی. محمدجواد مظفر، مدیر انتشارات کویر و مجری برنامه اهدای قلم طلایی، در توضیح تاخیر دوساله برای اهدای قلم طلایی، شرایط را مقصر دانست؛ البته، این روزها شرایط مقصر مشکلات بزرگی است.
این روزها برگزاری چنین گردهمایی هایی همتی والا می خواهد که این همت در انجمن دفاع از آزادی مطبوعات بود. مظفر در مقدمه خود بر این مراسم خواستار حذف حکم تعطیلی مطبوعات از قانون مطبوعات و جایگزینی گزینه های دیگر شد. خواسته ای که شاید دور از دسترس باشد، اما اگر به دست آید، قدری از ناامنی که گریبان روزنامه نگاران را گرفته است خواهد کاست. مدیر انتشارات کویر ادامه داد که: «تعطیلی یک نشریه مانند قتل آن است. ما با این شیوه مخالفیم، هرچند پشتوانه قانونی داشته باشد. در این راستا تلاش هایی هم شده است».

اخلاق و ماندگاری

«متاسفانه اخلاق در جامعه ما سقوط کرده است و ارزش ها تبدیل به ضد ارزش شده است». محمد علیزاده، اولین سخنران مراسم، سخن خود را با نقد اخلاقی جامعه شروع کرد؛ از اینکه روزگاری قرار بود الگوی دنیا باشیم و امروز مسیری متفاوت را می پیماییم. رئیس هیئت مدیره انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به زنان و مردانی اشاره کرد که طی هشت سال جنگ، گمنام جنگیدند، گمنام شهید شدند یا گمنام زندگی می کنند. «برنامه ای از صدا و سیما پخش می شد که در آن با تیمسار براتپور مصاحبه شده بود. ایشان در دوران جنگ فرمانده عملیاتی بود که مرز اسرائیل را بمباران کرد. امروز ایشان با حقوق ماهیانه ۲ میلیون تومان بازنشسته شده اند و زندگی سختی دارند». علیزاده مثال های دیگری هم از این نمونه ها دارد. خلبانی که به دلیل رشادت های بسیارش، سال ۶۰ خیابانی به نامش نام گذاری می شود و امروز با حقوقی حدود یک میلیون و هفتصد هزار تومان بازنشسته شده است و نگران اجاره خانه است. این اتفاق برای بسیاری از ما غریب و غیرمترقبه نیست. وقت کوتاه علیزاده طباطبایی به شرح خاطراتی در فقدان اخلاق گذشت. او از رئیس بیمارستانی سخن گفت که بنیاد شهید از او شکایت کرده بود چرا که پرونده ۷۰۰ نفر را برای جانبازی بررسی و تایید کرده بود در حالی که مدارکشان کامل نبود. سایه سنگین بوروکراسی بر همه نهادهای دولتی می تواند به این منجر شود که از افزایش بار خدمت رسانی شان نگران باشند. «مرحوم دکتر عبدالله زاده، رئیس بیمارستان شریعتی، به من که در این پرونده راهنمایی شان می کردم می گفت کسانی به من مراجعه می کردند که گاهی چند عضو خود را در جنگ از دست داده بودند و هنوز ترکش به بدن داشتند. از آن ها می خواستم که برگه اعزام خود را نشان دهند و آن ها می گفتند که حتی شناسنامه هم ندارند و وقتی امام فرمودند به جبهه ها بروید، رفته اند!»
علیزاده مرد قانون است. او در این جلسه از قانون مطبوعات هم گفت: «آنچه ما نیاز داریم، قانون رسانه است. قانونگذاری ما از مشروطه تا به حال ایراد داشته است. قانون مکتوب، همان قوانین پذیرفته شده در عرف مردم است که تحریر می شود. ما یا قوانین اروپا را آوردیم یا قوانین اسلام را. در دوره آقای شاهرودی، هنوز دیه بر اساس گاو و شتر بود. کسی به دیه محکوم شده بود و ۱۰۰ نفر شتر آورده بود در اطراف پارک شهر نگه داشته بود. نیروی انتظامی هم نمی دانست چه کند. تا آن روز کسی جرات نمی کرد این نوع قانون گذاری را نقد کند. آقای شاهرودی جرئت کرد و با وجود ضعف هایی که داشتند، دربارهٔ این قانون واکنش خوبی نشان دادند. ایشان گفتند هر سال رئیس قوه قضائیه دیه را به ریال تعیین کند و از آن سال این گونه شد. باید مبنا فرهنگ خودمان باشد. ما نمی توانیم قوانین اروپا را بیاوریم و در ایران استفاده کنیم.»
این وکیل دادگستری معتقد است از لحن قانون این گونه برمی آید که قانون گذار خود اعتقادی به آزادی مطبوعات ندارد. هرچند همین قانون حداقلی هم گاهی پیش پای آنچه مصالح عالی تر دانسته می شود، قربانی می شود. «بنابر این بسیار مهم است در این شرایط بتوانیم ارزیابی درستی داشته باشیم و در چارچوب همین قانون، کار خود را انجام دهیم. کاری که مهندس میثمی آن را به نیکی انجام داده است چرا که جامعه و ساختار قانون و قدرت را به خوبی می شناسد. کاریکه میثمی در خلال ۳۵ سال به طور مستمر در نشریات «راه مجاهد» و «چشم انداز ایران» انجام داده است.

آمارهای بی لبخند!

عذرا فراهانی دیگر سخنران مراسم بود که متنی مکتوب حاوی آمارهای بسیاری از وضعیت نابه سامان مطبوعات به همراه خود آورده بود. فراهانی پیشتر نیز دستی در گردآوری اسناد و آمار درباره مطبوعات داشت.
«۱۷ سال پیش به مناسبت شهادت شهید صارمی این روز به نام خبرنگار نامگذاری شد؛ اما امروز با مشکلاتی که وجود دارد نامگذاری هر مناسبتی به نام خبرنگار یا روزنامه نگار، هیچ لبخندی بر لب ما نمی نشاند. در دهه ۸۰ بیش از ۴۰۰۰ جلسه دادگاه مطبوعات تشکیل شده و بیش از ۲۰۰۰ رای در این محاکم صادر شده است. در هیچ جای جهان چنین وضعی وجود ندارد.»
بنا به ادعای مدیرمسئول نشریه دنیای قلم، بیشتر پرونده های مطبوعاتی متعلق به سال ۱۳۸۵ است. سالی که برای روزنامه نگاران بدون این آمار هم معنای خاصی دارد. این سال از نظر اجرایی اولین سال از دولتی است که بیش از ۱۰۰ نشریه را لغو امتیاز یا توقیف موقت کرد. فراهانی در ادامه به ابهام در عناوین مجرمانه اشاره کرد و خواستار جرم زدایی در حوزه مطبوعات شود. برخی از موارد اتهامی که فراهانی به آن ها اشاره می کند، آن قدر ابهام دارد که می تواند منشا برخورد سلیقه ای با مطبوعات شود.
ساحت روزنامه نگاری یا ساحت سیاست
«میثمی مظهر کم کردن فاصله هاست». این ادعای آغازین هادی خانیکی در سخنرانی اش بود. این استاد روزنامه نگاری از فاصله هایی صحبت کرد که در جامعه ما بین سیاست و روزنامه نگاری وجود دارد؛ «سیاست از عالم مطبوعات گریزان است که همه چیز را سطحی و در دسترس تفسیر عوامانه قرار می دهد و روزنامه نگاری هم خود را هنری می داند که از عالم سیاست به دور است. اولین کسی که دکترای روزنامه نگاری گرفت، دکتر فاطمی بود که «باختر امروز» را منتشر کرد و «باختر امروز» از اولین روزنامه هایی بود که به سبک نوین منتشر می شد. چرا فاطمی خیلی در حوزه روزنامه نگاری شناخته نمی شود؟» هادی خانیکی، فعال سیاسی ای که راه روزنامه نگاری را پیمود نیز از احوال روزنامه نگاران گله مند است؛ اما او بر آنچه فراهانی گفت، چیزی به این مضمون افزود که اگر حال روزنامه نگاران بد است، حال روزنامه نگار سیاسی بیشتر بد است! نگاه خانیکی معطوف به روزنامه نگاران یک حوزه خاص نیست، او معتقد است اگر روزنامه نگار به سیاست بی تفاوت باشد، چیزی کمتر از روزنامه نگاری دارد که به سیاست بی تفاوت نیست: کسی که اهل سیاست است، اگر روزنامه نگاری کند موفق تر است. این را تجربه جهانی می گوید. به این دلیل که روزنامه نگار بهتر می تواند پیرامون خود را ببیند و صداهای اطراف خود را بشنود. کار ژورنالیست مانند کار رمان نویس، ساده کردن مفاهیم پیچیده پیرامونش است. وقتی مارکز شهرت جهانی پیدا کرد، فاصله روزنامه نگاری و رمان نویسی کم شد، همان طور که به نظر من با کیارستمی فاصله بین فیلم سازی و روزنامه نگاری کاسته شد.



میثمی عرصه هایی را طی کرده که نه روزنامه نگاران طی کرده اند، نه سیاست ورزان و نه انقلابیون. اگر کسی دنیاهای مختلف را که به طور متعارف در تماس نیستند، با هم آشتی دهد، این هنری است که به رشد انسان منجر می شود. ایشان مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته اند که در هیچ کدام نه متوقف شده، نه پشیمان شده است. ایشان پیچیده ترین اشکال مبارزه را پشت سر گذاشته اند و موفق بوده اند.» رفاقت خانیکی و میثمی به دوران مبارزات پیش از انقلاب باز می گردد. این رفیق قدیمی از زندان شاه گفت و سرودی که مجاهدین می خواندند: «سرکوچه کمینه مجاهد پر کینه...» مجاهد پرکینه دیروز، به روزنامه نگار بی کینه امروز تبدیل شده است: «اگر دوستان به وضع جسمی و زندگی مهندس میثمی نگاه کنند می بینند ایشان نه چشم دارد و نه دست. مهم ترین ابزار روزنامه نگاری این ها هستند. ایشان حتی آن تحرک را ندارند که کوله بر پشت به دنبال کار بروند اما از هر روزنامه نگاری واقع بین تر هستند». خانیکی پنج ویژگی بارز نیز در مهندس میثمی برشمرد:
  •  کار کردن حتی بدون ابزار
  •  باآرمان زیستن و دور از واقعیت نشدن
  •  کار بدون چشمداشت
  •  امید و امید و امید
  •  زندگی و کار زیر سایه اخلاق

چشمان باز جامعه

درآیین بزرگداشت میثمی به جز روزنامه نگاران، مبارزان پیش از انقلاب نیز حضور داشتند. حبیب الله پیمان یکی از این چهره ها بود که زمانی نیز به سخنرانی او اختصاص یافت. پیمان بیشتر به مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی و چشمان باز جامعه مدنی اشاره کرد و نسبت بین آزادی مطبوعات و فساد را نسبتی عکس تلقی کرد: «مطبوعات چشم و چراغ جامعه است برای آنکه مردم و حاکمان را ببیند و نظارت کند و نقد کند. هرچه چشم بازتر باشد، فساد و ناروایی کمتر می شود. اگر همان قدر که چشم باز می شود ببیند، باز غنیمت است و مهندس میثمی از این نظر برای ما مغتنم است که چشمانی باز دارد و می بیند». دبیر جنبش مسلمانان مبارز که عمری را بر سر تقویت تحزب در ایران گذاشته، معتقد است امروز بار نهادهای مدنی و احزاب بر دوش رسانه ها و مطبوعات قرار گرفته است. موضوعی که در دوره آقای خاتمی بسیار مورد نقد نیز قرار داشت. از دید پیمان دیگر نهادهای نظارتی نیز به رسالت خود عمل نمی کنند: «دستگاه های نظارتی فراوانی در جامعه وجود دارند که هیچ کدام به مسئولیت خویش عمل نمی کنند و تنها مطبوعات لنگ لنگان کاری اگر از پیش برود را از پیش می برند. اگر نظارت از جامعه ای گرفته شود، دچار مرگ اخلاقی و مرگ معنوی می شود».
پیمان در ادامه به نقد رسانه های مجازی پرداخت و آن ها را عامل آگاهی کاذب دانست: «منظور من از آگاهی کاذب این نیست که اخبار نادرست در این شبکه ها وجود دارد، بلکه منظور این است که عملکرد آن ها به ایجاد تصویری نادرست در جامعه منجر می شود و این آگاهی کاذب است. در جامعه ما انباشتی از نارضایتی و سرگشتگی وجود دارد که اینها نیاز به خردورزی دارد و باید در چارچوب واقعیت این خردورزی انجام شود»؛ اما رسانه های فضای مجازی از دید پیمان چنین ظرفیتی ندارند و در نتیجه خردورزی در فضای مجازی نسبت کمتری با واقعیت دارد که به آگاهی کاذب منجر می شود.
شاید بتوان درباره بسیاری از فعالان سیاسی گذشته این گونه اظهار نظر کرد که گویی چریک های دیروز، به واسطه تجربه های سنگینی که در این نیم قرن کسب کرده اند، امروز چندان با حوزه سیاسی سر به مِهر نیستند. پیمان معتقد است امروز باید نگاهمان بیشتر معطوف به نهادهای مدنی باشد تا نهادهای سیاسی. این رویکرد امروز بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی است. پیمان در پایان توصیه ای نیز برای مطبوعات داشت؛ «آموزش خودساماندهی به جامعه مدنی». شاید مکانیزم های این توصیه باید بیشتر آشکار شود. در پایان ایشان نیز به دو ویژگی همرزم دیروزش و روزنامه نگار امروز پرداخت: «ایشان واجد دو ویژگی مهم است؛ نخست ارتباط انسانی، مبادله و گفت وگو و دیگری پایداری و مقاومت. این دو اصل نیاز امروز جامعه ماست».

در پناه خانه مادری

تجربه های مشترک درک مشترک از دنیا ایجاد می کنند. شاید در میان سخنرانان این مراسم نزدیک ترین تجربه ها به میثمی را مهدی غنی داشت. کسی که خود نیز راه روزنامه نگاری را از پیچ و خم مبارزه مسلحانه پیموده بود. زمانی که تجربه ها نزدیک تر می شوند، جزئیات بیشتر به چشم می آیند و می توان قدری از کلی گویی فاصله گرفت. غنی خاطرات مشترک بسیاری با میثمی دارد. او بیشتر زمان سخنرانی خود را به خاطراتی از مادر میثمی اختصاص داد: «میثمی در سال ۱۳۱۹ در دیار نصف جهان چشم به جهان گشود. در آن سال ها شرایط جهان، سخت بود. یک سال بعد، خانواده میثمی پدرشان را از دست دادند در همان سال ها جهان دچار ناامنی و جنگ شد و ایران به اشغال جنگ افروزان جنگ جهانی دوم درآمد. مادر ایشان هفت فرزند را در آن سال ها بدون پدر سرپرستی کرد. آخرین فرزند ایشان بعد از فوت پدر به دنیا آمد. ایشان مشکلات زیادی را تحمل کردند. مشکلات لطف الله برای این مادر سخت بود و اینها رنج های این مادر بود که در هیچ تاریخی ثبت نشد و درجایی گفته نشده است. کسی جز خدا شاهد روز و شب های این مادر مهربان نبود. ایشان تا آخر عمر دغدغه این فرزند خود را داشتند که همواره گرفتار مشکلات بود. در سال های انتشار «راه مجاهد»، دفتر نشریه در منزل مسکونی مادر مهندس میثمی بود و دوازده سال در تمام مشکلات این نشریه سهیم بود. روزی که دادگاه به ریاست روح الله حسینیان دستور لغو امتیاز نشریه را داد، منزل مسکونی این مادر پلمب شد و کسی حق رفت و آمد به آنجا را نداشت». یار دیرین میثمی، به زندگی او اشاره کرد که چهار بار زندان و فشارهای بسیار، زندگی مخفی، جانبازی و انحراف دوستان عنوان بخشی از این مشکلات است؛ اما این مشکلات به اذعان دوست و دشمن او را از مسئولیتی که در قبال جامعه احساس کرده است باز نداشته است. به قول مهدی غنی او همواره سر در راه نوعی از زندگی داشته که همراه با احساس مسئولیت نسبت به جامعه بدون چشمداشت بوده است. چیزی که ادبیات مذهبی از آن به عنوان «عمل صالح» یاد می کند.
ویژگی بارز میثمی از دید غنی و بسیاری دیگر امید و مثبت اندیشی، پایداری به اصول و بهره جویی درست از فرصت هاست: «از هر فضا و فرصتی بهره می گیرد تا کاری هرچند کوچک را انجام دهد.» اگر به فهرست کتاب های منتشرشده در دهه های چهل و پنجاه نگاهی بیندازیم، می بینیم چریک های آن روزگار دستی بلند بر آتش نوشتن داشته اند. شرح روزنامه نگارشدن جمع کوچک نهضت مجاهدین از زبان مهدی غنی شنیدنی است: «روزنامه نگاری را از ۱۳۶۰ شروع کرد، زمانی که دو جریان عمده در داخل کشور به برادرکشی و نظامی گری پرداختند. گروه هایی که زمانی در یک جبهه بودند، امروز قلم از کف نهاده و اسلحه به دست گرفته بودند تا سینه هم را بشکافند، درحالی که دشمن خارجی سرزمین ما را آماج توپ ها و تانک ها قرار داده بود. آقای رجایی که رئیس جمهور شدند، یک روز به منزل حاج خانم در کوچه آبمنگل آمدند. از مشکلات مختلف صحبت شد و در پایان به راه حل فکر شد. یکی از راه حل هایی که به ذهن همه رسید انتشار نشریه بود. مرحوم رجایی کمک کرد تا مجوز نشریه راه مجاهد صادر شد؛ اما اولین شماره نشریه زمانی منتشر شد که دو ماه از شهادت ایشان گذشته بود. از اولین شماره ۳۵ سال می گذرد و لطف الله میثمی هنوز روزنامه نگاری می کند. راه مجاهد دوازده سال بدون اینکه حتی یک ایراد به آن گرفته شود، منتشر شد تا اینکه مسئله آقای منتظری پیش آمد و دادگاه ویژه روحانیت این نشریه را تعطیل کرد. میثمی چند سال پیگیر این موضوع بود و سرانجام موفق شد نشریه را از تعطیلی بیرون آورد».

نظرات کاربران درباره مجله چشم انداز ایران