فیدیبو نماینده قانونی انتشارات درسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب فقط آرزو کن
ولی به شیوه‌ی درست

نسخه الکترونیک کتاب فقط آرزو کن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب فقط آرزو کن

کتاب «فقط آرزو کن: ولی به شیوه درست» نوشته پیر فرانک، نویسنده کتابهای موفقیت،‌ است.
پير فرانك نويسنده‌اي است با آثاري پرفروش كه به شيوه‌اي مهرآميز به ما جرات مي‌دهد روش فكري موجود را پايان دهيم تا تحقق آرزوهاي ديرينه‌مان امكان‌پذير شود.
او در این کتاب به مهم‌ترين مقوله‌هاي زندگي یعنی پول، سلامت و كار پرداخته است. اين كتاب حاوي داستان‌هاي موفقيت‌آميز ، مهيج و نشاط‌ آور آرزوكنندگان نيز هست. وي با ارائه‌ي اين داستان‌هاي خود را در جهت آموزش بهترين شيوه‌هاي فرمول‌بندي آرزوها در اختيارمان مي‌گذارند.
مجموعه كتاب‌هاي فقط آرزو كن قادر هستند زندگي‌تان را دگرگون كنند.
در بخشی از کتاب «فقط آرزو کن» می‌خوانیم:
«هر فکر خالص‌ترین انرژی است و انرژی می‌کوشد تا وجود خویش را اعلام کند، یعنی فکر را به صورت عمل درآورد. انرژی بر سر راه خود، انرژی با ارتعاش مشابه را می‌جوید، انرژی‌ای که با فکرمان همصدا باشد. بدین‌ترتیب با نیروی فکر همه‌ی آنچه که درباره‌ی خویش می‌اندیشیم را، به زندگی‌مان می‌آوریم.
با فکرمان اوامری را صادر می‌کنیم.
فرق نمی‌کند که به آنها آگاهانه و یا ناخودآگاه بیندیشیم.
چه سفارش بدهیم، چه آرزو کنیم و چه تردید داشته باشیم، همه و همه از طریق قانون جذب جواب می‌دهند. و چون انرژی به‌طور کلی، خود، اراده یا فکر اخلاقی ندارد، همیشه در جایی خود را نشان می‌دهد که فرستاده می‌شود».

ادامه...

  • ناشر: انتشارات درسا
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 0.99 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۶۸صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب فقط آرزو کن

هر آنچه باور دارم، به حقیقت می پیوندد
آنچه باور ندارم، نمی تواند در زندگی ام اتفاق بیافتد.



فقط آرزو کن

ولی به شیوه ی درست

پیر فرانک

مترجم: هما احمدی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



در دنیای ما تنها آنچه باور داریم، می تواند به حقیقت، کمک کند

هر فکر خالص ترین انرژی است و انرژی می کوشد تا وجود خویش را اعلام کند، یعنی فکر را به صورت عمل درآورد. انرژی بر سر راه خود، انرژی با ارتعاش مشابه را می جوید، انرژی ای که با فکرمان همصدا باشد. بدین ترتیب با نیروی فکر همه ی آنچه که درباره ی خویش می اندیشیم را، به زندگی مان می آوریم.

با فکرمان اوامری را صادر می کنیم.
فرق نمی کند که به آنها آگاهانه و یا ناخودآگاه بیندیشیم.

چه سفارش بدهیم، چه آرزو کنیم و چه تردید داشته باشیم، همه و همه از طریق قانون جذب جواب می دهند. و چون انرژی به طور کلی، خود، اراده یا فکر اخلاقی ندارد، همیشه در جایی خود را نشان می دهد که فرستاده می شود.

چگونه نشانه ای آرزو کردم که به من بگوید به نوشتن ادامه بدهم یا نه

من نیز در زندگی ام نشیب هایی داشته ام. برای نمونه، زمانی که مراحل پایانی نگارش این کتاب را می گذراندم و گاه تا مدت ۱۶ ساعت در روز می نوشتم.
یک بار که باز تا دیروقت شب و اندکی خسته در برابر کامپیوترم نشسته بودم، ناگهان این فکر به ذهن ام راه یافت که آیا این کتاب مورد توجه کسی قرار خواهد گرفت یا نه. آیا درباره ی همه ی این مطالب در کتاب های پیشین صحبت نکرده بودم، آیا همه چیز پیشتر نوشته نشده بود؟ درواقع برای چند لحظه به هیچ رو دیگر مطمئن نبودم که کتاب تازه ام مورد نیاز دنیا باشد.
و بنابراین با احساس دلسردی کنار نشستم و دریافت نشانه ای را آرزو کردم. و این نشانه می بایست فوری برسد. و می بایست بسیار روشن باشد تا مرا متقاعد کند که به سوی کامپیوترم بازگردم. و آنگاه رویدادی باورنکردنی به وقوع پیوست. هنوز ده دقیقه نگذشته بود که ایمیلی دریافت کردم. در ساعت ۴۳ :۰۰ ورود آن را متوجه شدم. درحالی که اشک به چشمانم آمده بود، در ساعت ۰۲ :۱ به آن پاسخ دادم و بر آن شدم که به کار کردن روی این کتاب ادامه بدهم.

در اینجا نامه ی آنکا(۱) را می بینید که چون به ژرفی تمام مرا تحت تاثیر قرار داده است، آن را بی کم وکاست درج می کنم.

چگونه مادری آرزو کرد پسرش بیمار شود و سپس سلامت اش را بازیابد

همچنانکه پیشتر برایتان نوشته ام، بسیاری از آرزوهایم برآورده شده اند. برای نمونه، در حدود چهار ماه پیش بهترین آرزویی که تاکنون داشته ام تحقق یافت. من نوزادی پسر، سالم و زیبا به دنیا آوردم. آری، با اینکه از طریق کتاب شما می دانستم چگونه باید موفقیت آمیز آرزو کرد و به همین ترتیب هم موفقیت های دیوانه کننده ای نصیب ام شده است، ولی در این نامه دلیلی غم انگیز ارایه می دهم مبنی بر اینکه به راستی همه ی آرزوهای مان برآورده می شوند، حتا اگر آنها را ناخودآگاه آرزو کنیم.
در طول دوران بارداری ام موفق شدم به همه ی موارد منفی بی توجه باشم. به هنگام مطالعه ی کتاب های مربوط به این دوران، از همه ی عوارض جانبی ممکن و مندرج در کتاب ها نخوانده می گذشتم. من یقین داشتم که: در وضعیتی عالی به سر می برم، دوران بارداری ام به بهترین صورت سپری می شود و نوزاد پسری سالم به دنیا می آورم.
و به راستی همین طور هم بود! من از عوارضی مانند حالت تهوع، جمع شدن آب در بدن، اضافه وزن و عوارض پوستی در امان مانده بودم. به گذراندن یک دوران بارداری سالم، زایمانی بدون مشکل و تولد نوزادی تندرست اطمینان داشتم. وقتی پس از گذشت کمتر از نه ماه سراسر سلامت و شادمانی پسرم را در آغوش گرفتم، معجزه کامل شده بود و همه ی آرزوهایم تحقق یافته بودند.
نمی دانم هورمون ها دخالت داشتند یا عاملی دیگر که پس از آن سرور و شادی و احساس خوشبختی، زمانی فرارسید که هراس و وحشت وجودم را فرا گرفت. من سال ها از یک بیماری پوستی که ریشه ی عصبی داشت رنج برده بودم. تنها کسانی که به این بیماری دچار هستند (یا بوده اند) می دانند که آن جوش های پوستی تا چه اندازه رنج آور و زشت می توانند باشند. اکنون با دلهره و اضطرابی شدید دست به گریبان بودم، امکان داشت این بیماری را به کودکم به ارث داده باشم. با اینکه هیچ دلیلی به این امر اشاره نداشت، ولی افکار من همواره در اطراف یک مساله دور می زد: «خدا کند بچه ام این بیماری را نداشته باشد!»
آن گونه که از کتاب «آرزو کردن موفقیت آمیز»تان آموخته بودم، ذهن نیمه هوشیار نه و هیچ را نمی شناسد. با وجود این، مطالعه ی نتیجه ی آخرین پژوهش ها را در مورد این بیماری آغاز و فکرم را بیشتر از پیش به آن مشغول کردم. به خریدن کرِم ها، روغن های مخصوص حمام و وسایلی از این دست پرداختم. با دیدن کوچک ترین جوش، صدای پزشک را می شنیدم که وجود آن بیماری را تشخیص می داد. به رغم اینکه سه نفر پزشکان متخصص کودکان و دو نفر پزشکان متخصص پوست با رها به من اطمینان داده بودند که کودکم از سلامت کامل برخوردار است، نمی توانستم احساس وحشت ام را زیر کنترل بگیرم. حتا همسرم را نیز سرانجام به دلهره و وحشت انداخته بودم. اکنون دیگر او هم بنای تحقیق و چاره جویی را در نزد دوستان پزشک اش گذاشته بود. مساله چیزی غیر از این نبود، از یک جوش کوچک (که پیش از من هرگز کسی آن را ندیده بود) پوستی شوره دار و بسیار ملتهب پدید آمد. و هر روز از روز پیش بدتر شد. سرانجام پس از گذشت سه ماه آرزوی (ناخودآگاه) من برآورده شده بود و پزشک متخصص کودکان تشخیص آن «بیماری پوستی با ریشه ی عصبی» را به صورت «زنده» بر زبان آورد.
در راه بازگشت به خانه به خود گفتم: «عالی، عاقبت موفق شدم و حق هم با من بود.» من حتا به گونه ای شگفت انگیز احساس آرامش می کردم. با فکری بسیار روشن و آگاه به خانه رسیدم و کتاب تان را از قفسه بیرون کشیدم. خود به خود صفحات ۳۶ و ۳۷ کتاب را باز کردم. واژه هایی درشت به گونه ای بسیار جدی در برابر چشمانم ظاهر شدند:
نه و هیچ یا مساله ی ترس. ترس درست همان رویدادهایی را جذب می کند که می خواهیم از وقوع شان جلوگیری کنیم.
پسرک کوچولوی ام را در آغوش گرفتم، او را با عشق فراوان بر سینه ام فشردم و به او قول دادم که سلامت کامل اش را باز خواهد یافت. در همان شب برای همسرم که قصد داشت پزشک متخصص دیگری را پیدا کند، از کتاب تان و آنچه از آن آموخته بودم، گفتم. با اینکه همسرم را یک آدم «واقع گرا»ی صِرف می دانم، که همیشه مرا به هنگام تحقق (فقط تصادفی) آرزوهایم مورد تمسخر قرار می دهد، در آن شب تصمیم گرفتیم به اتفاق آرزو کنیم. آرزویی از سوی پدر و مادر ناامید پسری که در این میان از خارش و التهاب شدید پوست رنج می برد، در بیشتر اوقات گریه می کرد و با انگشتان کوچکش بدنش را می خراشانید. برای کودک مان آرزوی «سلامت کامل» کردیم. ما می خواستیم در دیدار بعدی با پزشک تایید او را به عنوان دلیلی برای موفقیت مان بشنویم. تنها یک هفته بعد، در ضمن معاینه ی معمول، پزشک فقط از یک اگزمای مختصر سخن گفت، چیزی که به گفته ی او به مراقبت و توجهی بیشتر نیاز نداشت.
سرشار از احساس سپاسگزاری، می خواهم شما، پیر فرانک عزیز، را نیز در این تجربه ی موفقیت آمیز سهیم کنم. بدون کتاب شما هرگز قدرت نمی داشتم وحشتی که برافکارم چیره شده بود را تشخیص دهم و به هیچ رو نمی توانستم به نیرو و انرژی باورنکردنی افکار درمانگر خویش آن همه قدرت ببخشم. سه هفته ی دیگر با پزشک متخصص کودکان قرار ملاقات داریم و من با همان ایمان محکمی که تاکنون همه ی آرزوهایم را تحقق بخشیده است، می گویم که در آن زمان پسرمان از «سلامت کامل» برخوردار خواهد بود.

با تشکر بسیار
آنکا

این رویداد برای من زیباترین نشانه بود و دلگرمی و تشویقی که به کارم ادامه دهم.

این به راستی شکوهمند است

در این مرحله به طور معمول آدم در برابرهمسرش که همگامی باوفا بوده است یا در برابر ناشر به خاطر همت والایش و یا در برابر آن ویراستار بینوا که فداکارانه رنج اصلاح همه ی اشتباهات نوشتاری را بر خود هموار کرده است، ابراز سپاسگزاری می کند.
ولی من شما را سپاسگزارم.
من شما را سپاس می گزارم که اجازه داده اید در تجربه ی آن همه معجزات که از زمان انتشار کتاب «آرزو کردن موفقیت آمیز» در زندگی تان به وقوع پیوسته است، به شیوه ای زنده و پُر شور سهیم باشم. این به راستی شکوهمند است که بتوان دریافت، چگونه زندگی آدم های بی شمار در جهت مثبت دگرگون می شود، چگونه ناکامی ها، ماتم و موقعیت های ناامیدکننده به وفور و ثروت و شادی تبدیل می شوند و چگونه کمبودها و محدودیت ها از زندگی این چنین آدم هایی رخت برمی بندند و خوشبختی و سرور به زندگی شان راه می یابد.
اگر برای یک بار بتوان قدرت انرژی آرزوی شخصی را احساس کرد و دانست که چگونه می توان با آگاهی تمام آن را به کاربست، زندگی به گونه ای بنیادین تغییر می کند و همه ی آن معجزات در زندگی شخصی نیز به وقوع می پیوندند.
اکنون فرق نمی کند در چه سنی باشیم، چه درآمدی داشته باشیم ویا به چه طبقه ی اجتماعی متعلق باشیم، راننده ی تاکسی باشیم، دانشجو یا استاد دانشگاه، صندوقدار یک سوپرمارکت و یا صاحب فروشگاه شخصی، بیکار و یا با مشغله ی بسیار. همچنین بزرگی یا کوچکی آرزوهایی که باید برآورده شوند، هیچ گونه نقشی را بازی نمی کند. تنها نکته ی مهم این است که آنها را آگاهانه و درست آرزو کنیم.
چند سالی ست که توفیق یافته ام من نیز ببینم چگونه افرادی بی شمار این نیرو را کشف و با موفقیت به کار می گیرند. چگونه از شر گرفتاری های مالی خلاص می شوند، از مشکلات چندین ساله رهایی می یابند، دوستان تازه پیدا می کنند، یک شریک زندگی عالی را به سوی خود جلب می کنند، احترام و اعتبار و حتا شهرت و ثروت به دست می آورند.
و شگفت انگیزترین نکته اینکه، همه ی آنچه این شمار بسیار زیاد خوانندگان تجربه کرده اند، «تصادف» نیستند. هر یک از ما می تواند آنها را تجربه کند. هر یک از ما می تواند یک زندگی همراه با موفقیت و خوشبختی را سپری کند. فقط باید آن را برای خویش آرزو کنیم.

در وجود هر یک از ما این نیروی شگفت انگیز نهفته است تا زندگی خویش را بر پایه ی خواسته های شخصی شکل بدهیم. در وجود تو نیز این چنین است.

و این درست همان چیزی ست که در این کتاب مطرح است. زیرا اکنون دیگر آرزو کردن به درستی آغاز می شود. در این کتاب در می یابی:
  • چگونه می توان همه ی آنچه در زندگی مورد آرزوست را، تحقق بخشید.
  • چگونه می توان به هنگام آرزو کردن از اشتباه پرهیز کرد.
  • چگونه می توان به آرزوها نیرویی بیشتر بخشید.
  • چگونه می توان ارتباط با آرزوهای راستین را پذیرا شد.
  • و کدام فرمول بندی ها بیشترین موفقیت را به بار می آورند.
و البته:
  • آنچه که بر دیگران به هنگام آرزو کردن می گذرد.
از آنجا که هیچ چیز موفقیت آورتر از موفقیت نیست، در این کتاب نه تنها به نقل تازه ترین داستان های موفقیت آمیز شخصی ام خواهم پرداخت، بلکه به شمار زیادی خوانندگان که با شادی بسیار از «معجزات» زندگی شان خبر می دهند نیز، فرصت سخن گفتن خواهم داد. برای نمونه، از اهدای دو دستگاه ماشین رویایی که مادر و دختری دریافت داشتند، خواهیم شنید، از درختی که ناپدید شد، از خانه ها، از همسران ایده آل، از پول های نامنتظر، از گزارش تکان دهنده ی یک مادر که از طریق آرزو کردن فرزندش را درمان کرد و از «تصادف های» عجیب و غریب که به وسیله ی آنها همه ی آرزوها توانستند برآورده شوند. همچنین از «موضوعات کم اهمیت» ولی شیرین و نیز از موارد بزرگ و «ناممکن» می شنویم.
چنین به نظر می رسد که انگار بسیاری از ما درباره ی وجود آن نیروی شگفت انگیز از پیش می دانستیم. آن نیرو نیمه خفته بود و تنها انگیزه ای کوچک کافی بود که آن را برای آغاز حیاتی تازه بیدار کند. گویی، انرژی و نیروهای شخصی فقط منتظر بودند که سرانجام وارد عمل بشوند.
البته درباره ی پاره ای «ناکامی ها» نیز توضیح خواهیم داد و به بررسی علت ناموفق ماندن آنها و اینکه چگونه می توان در آینده از این گونه سفارشات نادرست جلوگیری کرد، خواهیم پرداخت. و افزون بر این، همه ی پرسش هایی که در مورد آرزو کردن همواره پیش می آیند و شما مطرح کرده اید را، پاسخ خواهم گفت. از آنجا که شمار پرسش ها و داستان های آرزو به گونه ای باورنکردنی بسیار زیاد بود، به زودی روشن شد که برای این منظور نوشتن تنها یک کتاب کافی نخواهد بود. درعین حال، چون گزارش های تجربی و موفقیت آمیز شما مرا به شدت تحت تاثیر قرار داده اند و علاقه مندم که برخی از آنها را به طور دقیق تر مورد مطالعه قرار دهم، برای پرداختن به همه ی مطالب مراتبی را قایل شده ام. از این رو در کتاب حاضر موضوعات همسریابی، موفقیت و آرزو کردن برای دیگران را در اولویت قرار داده ام. در کتاب بعدی که اوایل سال آینده منتشر خواهد شد، به مباحث پول، شغل، سلامت و نیز آرزوهای کودکان خواهیم پرداخت.
در کتاب حاضر همه ی آنچه شما از من خواسته اید را نیز می بینید. پاسخ ها، راه حل مشکلات، فرمول بندی آرزو، شرح موفقیت ها و راهکارهای عملی، تا معجزه هر چه زودتر در زندگی تان به وقوع پیوندد.

در آرزو کردن حد و مرز وجود ندارد.
مرزبندی ها تنها در درون سر آدمی یافت می شوند.

بنابراین، اگر می بینی همسایه ات در حال اسباب کشی ست، زیرا خانه ای بزرگ تر خریده است، ماشینی تازه جلو دَرِ خانه اش پارک شده و یا سرانجام شریک زندگی مورد علاقه اش را در کنار خویش دارد، آرام و محرمانه از او بپرس، شاید کتاب «آرزو کردن موفقیت آمیز» در قفسه ی کتاب هایش قرار داشته باشد. زیرا در این میان بسیاری از مردم چیزهایی آرزو می کنند که من تاکنون در رویا هم به آنها فکر نکرده ام. آن هم همراه با موفقیت.
آرزو کردن موفقیت آمیز ابزار کاری تازه نیست، من آن را کشف نکرده ام. این فقط شیوه ای ست که به وسیله ی آن به زندگی ام شکل می دهم. پیش از من همه ی مخترعان، کاشفان و مدیران موفق به این کار دست زده اند. تنها تفاوت آنان با من اینست که من در این باره صحبت می کنم و می گذارم هر کس که بخواهد در آن سهیم شود. بنابراین، آرزو کردن موفقیت آمیز یک راز سر به مُهر نیست. تو نیز نباید چیزی را کسب و یا به شدت تمرین کنی. همه ی آنچه لازم داری، در وجودت نهفته است. تنها باید این انرژی را به کار گیری. آن وقت همه چیز در اختیارت قرار می گیرد.

از درون جعبه ی کوچک جواهرات شخصی ام:

در این کتاب به عنوان هدیه ای کوچک همه ی فرمول بندی های اندکی مفصل تر که در اصل برای استفاده ی خودم تنظیم کرده و با موفقیت به کار برده ام را نیز، نوشته ام. برای نمونه، در پایان بخشی از کتاب متن دقیق آرزوی شخصی ام که با آن همسرم به درون زندگی ام کشیده شد را می بینی.

نظرات کاربران
درباره کتاب فقط آرزو کن

واقعیت اینه که تو حوزه کتابای خودیاری بهترین و عملی ترین کتابیه که دیدم و اگه نگم بهترین یکی از بهتریناس و پیشنهادم خوندن هر سه کتابه
در 5 ماه پیش توسط
من اولین کتابی بود که با این محتوا خوندم وبه نظر خودم عالی بود. پیشنهاد میکنم بخونید
در 1 سال پیش توسط
عالی.این هم مکمل دو کتاب دیگرش هست.و خیلی به درست و کامل ارزو کردن کمک میکنه
در 1 سال پیش توسط
کتاب خوبیست ممنون
در 1 سال پیش توسط
خیلی کتاب خوبیه. شاید دقیقا همون چیزیه که میخوایید. پیشنهاد میکنم بخونید.
در 1 سال پیش توسط