فیدیبو نماینده قانونی انتشارات درسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب ماهی قرمز بزرگ ، همه می‌خواهند دنيا را تغيير دهند، ولی هيچ‌كس به‌دنبال تغيير خود نيست

نسخه الکترونیک کتاب ماهی قرمز بزرگ ، همه می‌خواهند دنيا را تغيير دهند، ولی هيچ‌كس به‌دنبال تغيير خود نيست به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب ماهی قرمز بزرگ ، همه می‌خواهند دنيا را تغيير دهند، ولی هيچ‌كس به‌دنبال تغيير خود نيست

حتما تابه‌حال آدم‌هایی را دیده‌اید که به معنای واقعی کلمه سرگردان و پریشان احوال هستند. آنها به‌راحتی هر چه را که اقبال برای‌شان رقم بزند می‌پذیرند. بعضی از آنها به‌ندرت و برحسب اتفاق به نتیجه‌ای می‌رسند یا موفقیتی کسب می‌کنند، ولی اغلب آنان عمری را با ناامیدی و ناخشنودی می‌گذرانند. این کتاب برای این قبیل آدم‌ها نوشته شده است. تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند ربطی به قدمت آنها ندارد. مصر بیش از سه‌هزار سال تاریخ مکتوب و حتی بیش از آن تاریخ غیرمکتوب دارد و در عین حال کشور فقیری است، درحالی‌که کشورهای جدیدی چون کانادا، زلاندنو، یا استرالیا که تا یک قرن پیش وضعیت مطلوبی نداشته‌اند، کشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند به‌شمار می‌آیند.
تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند حتی در میزان منابع قابل بهره‌برداری آنها هم نیست. ژاپن کشوری است که هشتاد درصد مساحت آن را کوه‌های غیرقابل زراعت و نامساعد برای دامداری پوشش داده است، درحالی‌که این کشور دومین ابرقدرت اقتصادی جهان پس از امریکاست.
تفاوت این کشورها و کشورهای فقیر، رفتار و طرز برخورد مردم آنهاست. اگر رفتار مردم کشورهای ثروتمند را تحلیل کنیم، خواهیم دید که اغلب آنها در زندگی خود از اصول خاصی پیروی می‌کنند.

در کشورهای فقیر تعداد اندکی از مردم از این اصول پیروی می‌کنند. چه بسیار کشورهایی که تمدن آنها بیانگر شکوه و عظمت‌شان در گذشته است، اما آینده برای آنها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
رفتارهای سازنده‌ی فردی است که هر جامعه را می‌سازد و این کتاب سعی دارد چنین رفتارهایی را بیاموزد.

ادامه...

  • ناشر: انتشارات درسا
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 1.21 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۲۵۱صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب ماهی قرمز بزرگ ، همه می‌خواهند دنيا را تغيير دهند، ولی هيچ‌كس به‌دنبال تغيير خود نيست

سخنی از شیو خرا، نویسنده ی «می توانید برنده شوید»

پیروزی به معنای شکست نخوردن نیست، بلکه به معنای نزدیک شدن به اهداف نهایی است؛ یعنی پیروزی در جنگ، نه در هر یک از ماموریت های آن.

حتما تابه حال آدم هایی را دیده اید که به معنای واقعی کلمه سرگردان و پریشان احوال هستند. آنها به راحتی هر چه را که اقبال برای شان رقم بزند می پذیرند. بعضی از آنها به ندرت و برحسب اتفاق به نتیجه ای می رسند یا موفقیتی کسب می کنند، ولی اغلب آنان عمری را با ناامیدی و ناخشنودی می گذرانند. این کتاب برای این قبیل آدم ها نوشته شده است. تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند ربطی به قدمت آنها ندارد. مصر بیش از سه هزار سال تاریخ مکتوب و حتی بیش از آن تاریخ غیرمکتوب دارد و در عین حال کشور فقیری است، درحالی که کشورهای جدیدی چون کانادا، زلاندنو، یا استرالیا که تا یک قرن پیش وضعیت مطلوبی نداشته اند، کشورهایی توسعه یافته و ثروتمند به شمار می آیند.
تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند حتی در میزان منابع قابل بهره برداری آنها هم نیست. ژاپن کشوری است که هشتاد درصد مساحت آن را کوه های غیرقابل زراعت و نامساعد برای دامداری پوشش داده است، درحالی که این کشور دومین ابرقدرت اقتصادی جهان پس از امریکاست.
سوئیس، کشوری است که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی آید اما بهترین شکلات های دنیا را تولید و صادر می کند. علاوه بر آن، در این کشور سرد و کوچک که تنها چهار ماه از سال امکان کشاورزی و دامداری وجود دارد، بهترین پنیر دنیا هم تولید می شود.
سوئیس کشوری است که به امنیت، نظم و سخت کوشی مشهور است و به همین دلیل گاوصندوق دنیا نام گرفته است.
یا فنلاند که خود فاقد منابع طبیعی چون نفت و گاز است، مهندسان و کارشناسان خود در این رشته را برای آموزش و کمک به دیگر کشورها اعزام می کند.
تفاوت این کشورها و کشورهای فقیر، رفتار و طرز برخورد مردم آنهاست. اگر رفتار مردم کشورهای ثروتمند را تحلیل کنیم، خواهیم دید که اغلب آنها در زندگی خود از این اصول پیروی می کنند:

۱. اخلاق، به عنوان اصل پایه
۲. اتحاد، همبستگی و همدلی
۳. مسئولیت پذیری
۴. احترام به حقوق دیگران ـ احترام به قانون و مقررات
۵. عشق به کار
۶. تحمل سختی ها به منظور سرمایه گذاری برای آینده ـ هدفمندی و آینده نگری
۷. میل به ارائه ی کارهای بهتر و پیشرفت
۸. نظم پذیری

در کشورهای فقیر تعداد اندکی از مردم از این اصول پیروی می کنند. چه بسیار کشورهایی که تمدن آنها بیانگر شکوه و عظمت شان در گذشته است، اما آینده برای آنها در هاله ای از ابهام قرار دارد.
رفتارهای سازنده ی فردی است که هر جامعه را می سازد و این کتاب سعی دارد چنین رفتارهایی را بیاموزد.



ماهی قرمز بزرگ

(همه می خواهند دنیا را تغییر دهند، ولی هیچ کس به دنبال تغییر خود نیست)

 آرش بهشتی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



سخنی از گردآورنده

عنوان کتاب برگرفته از فیلمی ساخته ی تیم برتون با همین نام می باشد که انتخاب آن به سلیقه ی شخصی و به خاطر ادای دینی به این سخن حضرت علی که پیش تر هم آن را نقل کرده ام می باشد.

دنیای هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست.

امام علی (علیه السلام)

نام اصلی کتاب در حقیقت «می توانید برنده شوید» است که اولین بار به صورت مجموعه مقالاتی در سال ۱۹۹۸ به چاپ رسیده، و البته من اطلاعی از اینکه آیا تابه حال هیچ یک از آنها به فارسی ترجمه شده یا خیر ندارم، ولی به هرحال تاثیر این حرف ها در تکرار آن است، نه صرفا یک بار از رو خواندنشان.
نیت اصلی من از تغییر نام کتاب این بوده که به شخصه اعتقادی به معنای ضمنی کلماتی چون پیروزی یا موفقیت ندارم. این دو کلمه نه یک مرحله یا مقام است که بتوان به آن دست یافت و نه یک راه یا مقصد، که بتوان آن را پیمود یا به آن رسید.
اگر "به اندازه ی هر انسان، راه است برای رسیدن به خدا" پس به اندازه ی هر انسان هم راه است برای رسیدن به موفقیت یا پیروزی و نمی توان گفت که شما فقط با خواندن این کتاب یا اصولاً عمل به عقاید و گفته های شخصی و دسته چندم فلان فیلسوف، به پیروزی یا موفقیت خواهید رسید.
نمی توان کسی را قضاوت کرد که اگر چنین که اینجا گفته شده رفتار نکند انسانی بازنده است. پس "می توانید برنده شوید" نام برازنده ای برای کتابی که واقعا قصد این کار را هم نداشته، نیست.
موفقیت یک احساس است؛ درک و باور شعار تکراری "هرگز نگو هرگز" و "فقط غیرممکن، غیرممکن است."
شما قرار نیست استقلال فکری تان را با خواندن کتابی این چنین به استحاله بکشید تا عاقبت به خیر شوید. اینجا نیت در حقیقت عکس ماجراست.
اینکه بدانید هر چیز همان خواهد شد که شما بخواهید. ولی چرا شما خیر دیگران را نخواهید و چرا نخواهید که از شادی آنها شاد شوید؟
و این خود اولین گام رسیدن به موفقیت است که در این کتاب و در همه جا از آن به اخلاق حسنه یاد شده است.
بله. می گفتم که معجزه ای یا اساسا تعریفی تحت عنوان دانش قطعی در مورد شیوه ی زندگی وجود ندارد. شما داستان هایی را به ترتیب می خوانید که کمی پای هر کدامشان نکته نظر هست و مثل و مثال؛ و بعد شما می مانید و فکرتان و کلی تحلیل و تصمیم.
مثلاً در ابتدای کتاب از کشور سوئیس به عنوان کشوری موفق یاد شده که "اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی آید و در عین حال بهترین شکلات های دنیا را تولید و صادر می کند، یا در آن بهترین پنیر دنیا تولید می شود و به خاطر امنیت، نظم و سختکوشی مردمان آن، این کشور ملقب به گاوصندوق دنیا است."
کشور سوئیس تا سال ۹۸ که این کتاب به چاپ رسیده این چنین بوده، و پس از آن به خاطر سیاست های نادرست و غیراخلاقی دولت و منفعت طلبی شرکت های قهوه و شکلات و صنایع دامی آن، هم لقب گاوصندوق دنیا بودن را از دست داده و هم دیگر به داشتن بهترین پنیر و شکلات و قهوه ی دنیا مشهور نیست.
آیا می شود نتیجه بگیریم سوئیس در آن هنگام کشور موفقی بوده و حال نیست؟ یا با قضاوت بر طبق نام اصلی کتاب پیش برویم که آن موقع پیروز بوده و هم اکنون کشوری بازنده است؟

این طور نتیجه گیری ها با خود شماست.
از من فقط همین جمله که: "نجات در صداقت است."
و البته تاکید بر اینکه صداقت داشتن با خود و دیگران.

"ماهی قرمز معمولی، وقتی در یک تنگ کوچک نگهداری شود ماهی قرمز کوچک خواهد ماند. و اگر جایش بیشتر باشد، ماهی قرمز، دو یا سه و حتی چهار برابر بزرگ تر می شود."

آرش بهشتی

این کتاب را تقدیم می کنم
به پدربزرگم
و به پسرک دست فروشی که خرده های
نان ساندویچش را با مورچه ها قسمت کرد.

می گویند روزی ملانصرالدین به همسرش گفت: «برایم حلوا درست کن که تعریف آن را فراوان از ثروتمندان شنیده ام.»
همسرش می گوید: «آرد گندم نداریم.» ملا می گوید: «از آرد جو استفاده کن.» همسرش می گوید: «شیر هم نداریم.» ملا جواب می دهد: «به جایش آب بریز.» همسر ملا می گوید: «شکر هم نداریم.» ملا پاسخ می دهد: «شکر نمی خواهد.» همسر ملا دست به کار می شود و با آرد جو و آب، به اصطلاح حلوا می پزد. ملا بعد از خوردن، چهره درهم می کشد و می گوید:
«چه ذائقه ی بدی دارند این ثروتمندها.» حالا ببینید حکایت بسیاری از ما برای رسیدن به موفقیت چیست!

فصل اول: منش

اهمیت برخورد و طرز رفتار

پیرمردی بود که مخارج زندگی اش را از فروش بادکنک در یک پارک تفریحی تامین می کرد. او در بساطش بادکنک های رنگارنگی داشت... آبی، قرمز، زرد و سبز. هروقت که پیرمرد حس می کرد کار و بارش کساد است، یکی از بادکنک ها را با گاز هلیوم پر و در هوا رها می کرد. وقتی بچه ها بالا رفتن بادکنک را می دیدند همه می خواستند یکی داشته باشند. آنها نزد پیرمرد می آمدند، بادکنک می خریدند و کسب پیرمرد دوباره رونق می گرفت. این روال کار هر روز پیرمرد بود. یک روز حس کرد کسی گوشه ی پالتویش را می کشد. صورتش را برگرداند و دید پسربچه ی کوچکی آنجا ایستاده.
پسرک از پیرمرد پرسید: «اگر یک بادکنک سیاه را هم توی هوا ول کنی باز هم پرواز می کند؟»
پیرمرد به آرامی گفت: «رنگ بادکنک نیست که باعث می شود بادکنک به هوا برود پسرم، علتش چیزی است که داخل آن است.»
این روند در زندگی ما هم صادق است. یعنی رفتار و طرز برخورد ما بالا یا پایین بودن ما را مشخص می کند.
تابه حال از خود پرسیده اید چرا یک شخص، یک فروشگاه یا کشور، موفق تر از بقیه عمل می کند؟ خیلی ها این را هر روز از خودشان می پرسند و هر روز به جوابی تکراری و نادرست می رسند.
«چون ارث کلانی به او رسیده»، «چون شانس آورده»، «چون همسر خوبی گیرش آمده» یا «چون آن کشور در جای بهتری از کره ی زمین واقع شده» و «آن فروشگاه در نقطه ی شلوغ تری از شهر است.»
شاید اینها تاثیراتی اندک در این روند داشته باشد، ولی درواقع هیچ کدام از اهمیت یا تاثیر فراوان برخوردار نیست.
این رازی است به راحتیِ یک خواب کودکانه. سازمان ها و کشورهایی که از دیگران موفق ترند منش و طرز رفتار مناسب تر و مثبت تری نسبت به دیگران دارند. آنها این مهم را فهمیده اند که سرمایه گذاری روی آدم هایی که اخلاق و منش درست و پسندیده دارند، موثرترین و ارزشمندترین عامل پیشرفت آنهاست.
موفقیت یک فرد، گروه یا کشور، به کیفیت اخلاق و منش آدم ها و شخصیت های تشکیل دهنده ی آن بستگی دارد.
بارها با رئیس اجرایی شرکت های بزرگ، در جای جای دنیا صحبت کرده ام و از همه ی آنها یک چیز را پرسیده ام: «اگر شما یک چوب سحرآمیز داشتید که قدرت تغییر دادن یک چیز را داشته باشد، و به سبب همین تغییر این فرصت برای شما پیش بیاید که در بازار به موقعیت بهتری دست پیدا کنید و حجم تولید شما و در نتیجه بازدهی شرکت بیشتر شود، آن چیز چه خواهد بود؟» جواب همیشه یکسان بود. همه ی آنها اذعان داشتند که اگر کارکنان و مسئولان شرکت خلقیات بهتری داشته باشند، هم در کار فردی بهتر خواهند بود و هم در کار گروهی، که این خود در جلوگیری از اتلاف وقت و نیرو موثر، و باعث صداقت و وظیفه شناسی است. همه ی اینها مسبب به وجود آمدن محیط دلخواه و دلچسبی در شرکت خواهد شد که متقابلاً افزایش منافع گروه و شرکت را به همراه خواهد داشت.
ویلیام جیمز(۱) استاد دانشگاه هاروارد معتقد است بزرگ ترین و مهم ترین کشف او از نسل خود این بوده: «انسان قادر است به مدد دگرگون سازی گرایش های فکری اش، زندگی خود را دگرگون کند.»
تجربه نشان می دهد نیروی کار از طرفی می تواند ارزشمندترین سرمایه ی هر داد و ستد و حتی باارزش تر از سرمایه ی مالی و تجهیزات هر سازمان باشد، و از سوی دیگر می تواند بزرگ ترین ضررها را به هر سازمانی بزند.

آدم ها می توانند از طرفی بزرگ ترین سرمایه ی شما برای موفقیت و از طرفی بزرگ ترین مانع برای رسیدن به آن باشند.

تجربه ی شماری از برنامه های آموزشی، از قبیل خدمت رسانی به مشتری، مهارت های فروش و برنامه های راهبردی، مرا به این نتیجه رساند که همه ی این برنامه ها موثرند ولی هیچ کدام بدون داشتن شالوده ی صحیح و مناسب نتیجه بخش نخواهد بود؛ و این بنیان، وجود شخصیت های صالح، صادق، درست اندیش و مثبت گراست.
برای اینکه برداشت اشتباهی از این موضوع نداشته باشید باید اضافه کنم ما به همه ی این برنامه ها برای موفقیت احتیاج داریم، به شرطی که شخصیت خودمان را بر بنیان مستحکم و صحیح بنا کنیم. مثلاً اظهارات ساده ای از قبیل «لطفا»، «متشکرم»، لبخند زدن یا دست دادن با مشتری را در نظر می گیریم. چه کسی و تا چه مدت می تواند این کار را انجام دهد و پشت لبخندی دروغین پنهان شود درحالی که هیچ انگیزه و حتی میلی برای خدمت به دیگران ندارد؟ لبخندی که از روی صداقت نباشد آزاردهنده و ناخوشایند است و آدم ها خیلی زود متوجه ناخالصانه بودن آن خواهند شد.
بدون شک مهم ترین کلام فروشنده در قبال مشتری خود، بر زبان آوردن «لطفا» و «متشکرم» و لبخند زدن است، ولی مهم تر از اینها میل به خدمت به دیگران است که اینها را دلچسب تر و کارآمدتر می کند.
زمانی کسی به پاسکال(۲)، فیلسوف معروف فرانسوی گفت: «من اگر مغز تو را داشتم انسان خیلی بهتری بودم.»
پاسکال در جواب گفت: «انسان بهتری شو، آن وقت مغز مرا خواهی داشت.»
برج کلگری که ارتفاعی در حدود ۱۹۰ متر دارد و وزن آن تقریبا یازده هزار تن است که ۶۳۴۹ تن آن زیر سطح زمین واقع شده (تقریبا شصت درصد آن)، این واقعیت را نشان می دهد که ساختمان های عظیم، قدرتمندترین بنیان را برای استحکام سازه دارند.
بنیان مستحکم موفقیت، اخلاق نیک است.

نظرات کاربران
درباره کتاب ماهی قرمز بزرگ ، همه می‌خواهند دنيا را تغيير دهند، ولی هيچ‌كس به‌دنبال تغيير خود نيست

این کتاب رو شبیه کتاب‌های «مشکلات ریز می بینمتون» و «لطفاً گوسفند نباشید» می‌بینم کتاب‌هایی که از سرچ اینترنتی گردآوری شدن. نمی‌گم دوستشون ندارم چیزهای جذاب و تأثیرگذار هم توش پیدا میشه اما برای من از لحاظ ارزشمندی کتاب‌ تو رده‌های پایین قرار می گیره. و البته نمیشه بهشون گفت روان‌شناسی. اینها کتاب‌های سبک زندگی یا داستان‌های تاثیرگذار هستن و نه بیشتر.
در 4 روز پیش توسط
خیلی عالی بود و با داستان‌ها و نقل قول‌های که بین مطالب کتاب بود بنظرم خواننده خسته نمیشه
در 2 ماه پیش توسط
تقلید ضعیف و درهمی از مجموعه کتابهای موفقیتی خارجی بود . برای من که کتابهای خوب زیادی در این موضوعات خوندم این کتاب خسته کننده و کسالت آور بود و از معدود کتابهایی شد که نیمه کاره رها کردم
در 8 ماه پیش توسط
بهترین کتاب روانشناسی موفقیتی بود که توی عمرم خونده بودم ۴۰۰ صفحه رو نتونستم زمین بزارم و با اشتیاق تا انتها خوندم عالی و بی نظیره مطالبی توش هست که تو هیچ کتاب موفقیت دیگه ای نخونده بودم دیدگاه آدم رو نسبت به یک سری مسایل باز و تغییر میده عااااالییییییه
در 9 ماه پیش توسط
از نظر من کتاب خوبیه. یه جورایی اصول انسان بودن رو توضیح میده. چطور میشه یه شخصیت مثبت تاثیرگذار بود.
در 12 ماه پیش توسط