فیدیبو نماینده قانونی شمس الضحی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب غرائب قرآن و قرناء آن

کتاب غرائب قرآن و قرناء آن

نسخه الکترونیک کتاب غرائب قرآن و قرناء آن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب غرائب قرآن و قرناء آن

کتاب «غرائب قرآن و قرناء آن» نوشته حسین درگاهی است. این کتاب یک جلد از مجموعه «دو چوب و یک سنگ» است که در آن نویسنده از رهیافتی مذهبی و با استفاده از آیات و روایات مختلف و متعدد به موضوع مرگ و جهان پس از آن پرداخته است. در بخشی از کتاب «غرائب قرآن و قرناء آن» می‌خوانیم: «اوّلین مخلوق خدای متعال، حقیقتی نورانی غیرمادّی بلاتعین که همان مصداق اسم جلاله «الله» است می‌باشد. مقصود تامّ و خواسته‌ی تمام خدای متعال همان مقام نورانی است؛ کلمه‌ی تامّه. آن کلمه‌ی تامّه همان مقام نورانی حبیب علی‌الاطلاق الهی، حضرت محمّد مصطفی صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم است که حقیقت سه‌گانه‌ی الهی دین آن‌حضرت را تشکیل داده است: کتاب‌الله، بیت الله، اهل الله؛ یا: قرآن مجید، کعبه‌ی مکرّمه، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم­السّلام.»

ادامه...
  • ناشر شمس الضحی
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.37 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب غرائب قرآن و قرناء آن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



شناسه­ی این نامه­ها

۱. فرموده­اند: «قیّدوا العلم بالکتاب»(۱)؛ من هم آن­ها را نوشتم تا فراموشم نشود، و اسم­شان را گذاشتم «واگویه­ها»؛ سپس به تناسب موضوع، بعضی از آن­ها را تنظیم و تالیف و بقیّه را در چینشی نظام­مند سامان دادم. خدای متعال به فضل و کرم و رحمت واسعه­اش آن­ها را به عنوان مُسائلت قبر و قیامت و ذخیره­ای برای آن­جا از این ضعیف روسیاه قبول فرماید. و علّت آن­که در برخی از آن­ها، آن­ها را با عنوان کلّی «دو چوب و یک سنگ» نام­گذاری کرده­ام، همین بوده؛ از مستحبّات تدفین قراردادن دو چوب به همراه میّت و گذاشتن سنگی زیر سر اوست.

آن تالیفات از این قرارند:
۱. مرغ شباویز.
۲. قبسی از آتش طور.
۳. غرائب قرآن و قرناء آن (کتاب حاضر).
۴. ای کاش با تو بودن.
۵. کوچه­باغ­های بهشت سعادت.
۶. ره­آوردی از حج.
۷. اسماء گُم­شده و مسالک پیداشده.
۸. روزنه­ای به باغ رازهای سر به مُهر (بقیّه­ی واگویه­ها).

از مشخّصه­های این مجموعه؛ گفتن ناگفته­های بنیادی است که پی و پایه­ی معارف الهیّه در حوزه­های معرفت­شناسی هر کدام از آن معارف می­باشند.
ابراز نشدن لایه­های معرفتی در معارف کتاب و عترت علیهم­السّلام و احکام نیل به آن­ها کار را به آن­جا رسانیده است که امروزه بعضی جسارتاً می­گویند که: اگر مکاتب بشری از ما گرفته شود دیگر چیزی در معارف دینی برای ما باقی نخواهد ماند! و عدّه­ای در مقابل نقد آراء بشری در مورد وجود، علّیّت، توحید، عدل و معاد و بلاجواب بودنشان در مواجهه با اثبات فساد عقایدشان و تباین آن­ها با مسلّمیّات کتاب و سنّت، می­گویند: شما چه دارید؟ شما چه می­گویید؟ و ما می­گوییم:

نوبت کهنه­فروشان درگذشت 
نوفروشانیم و این بازار ماست

الحمد لله اوّلاً و آخراً
حسین درگاهی

مطلع

بسم الله الرَّحمن الرّحیم
الحمد لله و سلامٌ علی عباده الَّذین اصطفی
محمّد و آله خیر الوری
و اللّعنه الدائمه علی اعدائهم شرّ الوری
ا ل ر ق ن ح م ط س ک ه ی ع ص

۱. اوّلین مخلوق خدای متعال، حقیقتی نورانی غیرمادّی بلاتعین که همان مصداق اسم جلاله «الله» است می باشد.
مقصود تامّ و خواسته ی تمام خدای متعال همان مقام نورانی است؛ کلمه ی تامّه. آن کلمه ی تامّه همان مقام نورانی حبیب علی الاطلاق الهی، حضرت محمّد مصطفی صلّی الله علیه وآله وسلّم است که حقیقت سه گانه ی الهی دین آن حضرت را تشکیل داده است: کتاب الله، بیت الله، اهل الله؛ یا: قرآن مجید، کعبه ی مکرّمه، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم­السّلام.
● امیرالمومنین علیه­السّلام فرموند:

«کانَ الله و لا شَیءٌ مَعَهُ، فاوَّل ما خَلَقَ نور حَبیبه محمَّد صلَّی الله علیه و آله...»(۲)
« خدای متعال بود و هیچ چیزی با او نبود (یعنی: غیر او نبود)، پس اوّل­ چیزی که آفرید نور حبیبش محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم بود...»
«حبیب» بر وزن فعیل، هم صفت مشبّهه است و هم صیغه­ی مبالغه، که دلالت بر ثبوت و استمرار و شدّت دارد؛ لذا: «حبیب الله» نشان از شدّت محبّت الهی و دوام و استمرار آن به رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم است. این­جا یادآوری دو نکته ضروری است:
اوّل این­که مبالغه از هر کسی متناسب خود اوست؛ پس: محبّت شدید الهی متناسب با شدّت عظمت خدای متعال است.
و دوم این­که آغاز این محبّت، ابتدای خلقت رسول الله صلّی­الله­علیه­وآله و سلّم نیست؛ چرا که عبارت حدیث شریف چنین است: «فاوَّل ما خَلَقَ نور حَبیبه محمَّد صلَّی الله علیه و آله...»؛ یعنی: آن حضرت پیش از خلقتش حبیب خدای متعال بوده؛ لذا: خدای متعال بعد از حبیب بودن او، ابتدا به خلقت ایشان فرموده صلّی­الله­علیه­وآله­وسلّم پس می ­توان چنین گفت که محبّت ایشان، ذاتی خدای متعال بوده و می­باشد. و این معنایی است که عقل در فهم نتایج و لوازم آن حیران و شیدا می­شود. لذا: اصلاً خلقت و شریعت و قرائت و قیامت، ها و هوی حبیب است با حبیب؛ مکالمه و معامله­ی حبیب است با حبیب.

● در زیارت آل یس از امام زمان علیه السّلام آمده:

«... لا حَبیبَ الّا هُوَ و اهلُه...» (۳)
«... حبیبی جز او (رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم) و خاندانش نیست...»

● از امام باقر علیه السّلام نقل شده که فرمودند:

«اِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ تَفَرَّدَ فِی وَحْدَانِیتِهِ ثُمَّ تَکلَّمَ بِکلِمَهٍ فَصَارَتْ نُوراً ثُمَّ خَلَقَ مِنْ ذَلِک النُّورِ مُحَمَّداً وَ عَلِیاً وَ عِتْرَتَهُ علیهم­السّلام ثُمَّ تَکلَّمَ بِکلِمَهٍ فَصَارَتْ رُوحاً وَ اَسْکنَهَا فِی ذَلِک النُّورِ وَ اَسْکنَهُ فِی اَبْدَانِنَا فَنَحْنُ رُوحُ اللَّهِ وَ کلِمَتُهُ، احْتَجَبَ بِنَا عَنْ خلقه...» (۴)
«به درستی که خدای سبحان در یگانگی اش تنها بود. سپس به کلمه ای تکلّم فرمود، پس آن نوری گردید. سپس از آن نور، محمّد و علی و عترت او علیهم السّلام را آفرید. سپس به کلمه ای تکلّم فرمود، پس آن روح گردید و آن را در آن نور ساکن گردانید و آن را در بدن های ما قرار داد؛ پس ما روح الله و کلمه ی او هستیم که به وسیله ی ما از خلقش در حجاب قرار دارد...»

توجّه به دو نکته در فهم روایت نورانی مزبور و روایات مشابه ضروری است:
اوّل: صدور فعل از خدای متعال برخلاف صدور فعل از انسان که ابتداءً به دلیل فعّال شدن او در نفس خود، به میل و مشیّت و اراده­اش، نیست، بلکه صدور فعل از خدای متعال انفعال در خارج از اوست.
دوم: «کلمه» بیانگر مقصود متکلّم است؛ لذا تکلّم خدای متعال به کلمه­ای، تحقّق مقصود و منظور خدای متعال در بیرون از اوست.

● امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«اِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی خَلَقَ اسماً، بِالْحُرُوفِ غَیرَ مُتَصَوَّتٍ وَ بِاللَّفْظِ غَیرَ مُنطَقٍ وَ بِالشَّخصِ غَیرَ مُجَسَّدٍ وَ بِالتَّشْبِیهِ غَیرَ مَوْصُوفٍ وَ باللَّوْنِ غَیرَ مَصْبُوغٍ، مَنْفِی عَنهُ الاَقطارُ، مُبَعَّدٌ عَنهُ الْحُدُودُ، مَحْجُوبٌ عَنهُ حِسُّ کلِّ مُتَوَهِّمٍ، مُسْتَتِرٌ غَیرُ مَستُورٍ، فَجَعَلَهُ کلِمَهً تَامَّهً عَلَی اَربَعَهِ اَجْزَاءٍ مَعاً، لَیسَ مِنهَا وَاحِدٌ قَبلَ الآخَرِ فَاَظْهَرَ مِنهَا ثلاثه اسماء لفاقَه الخلق الیها و حجب مِنها واحداً و هوَ الاسم المکنون المخزون، فهذه الاسماء الَّتی ظهرت؛ فالظّاهر هُوَ الله تَبارک و تَعالی...»(۵)
«به درستی که خدای تبارک و تعالی اسمی را آفرید که صدای حرفی ندارد، به لفظ ادا نشود، تن و کالبد ندارد، به تشبیه موصوف نشود، به رنگی آمیخته نیست، ابعاد و اضلاع ندارد، حدود و اطراف از او دور گشته، حسّ توهّم­کننده به او دست نیابد، بی­پرده نهان است. سپس آن را کلمه ی تمامی دارای چهار بخش با هم قرار داد که هیچ کدام از آن ها بدون دیگری نباشد. پس (خدای متعال) سه اسم از آن ها را به دلیل احتیاج خلق آشکار ساخت و یکی از آن ها را در پرده نگاه داشت و آن همان اسم مکنون و مخزون است. آن اسامی ای که آشکار شد، این هاست: هو الله تبارک و تعالی (یا: این ها هستند اسم هایی که آشکار شدند. پس آن چه ظاهر شد همان «الله» تبارک و تعالی است)...»

● رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در پاسخ به سوال جابربن­عبدالله انصاری که: اوّلین چیزی که خدای تعالی آفرید چیست؟ فرمودند:

«نورُ نَبیک یا جابِر، خَلَقهُ الله ثُمَّ خَلَقَ مِنهُ کلّ خَیر.» (۶)
«نور پیامبرت بود ای جابر، خدا او را خلق کرد، سپس هر خیر (خوبی) را از او بیافرید.»

● جابر روایت می کند که امام باقر علیه السّلام فرمودند:

«دَعا رسول­الله صلّی الله علیه وآله وسلّم اصحابَه بِمِنی.... ثمّ قال: یا ایهَا النّاس! انّی تارک فیکم حُرُماتِ اللهِ: کتابَ الله و عِترتی و الکعبَه البَیت الحرام...»(۷)
«رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم اصحابشان را در منی فرا خوانده... سپس فرمودند: ای مردم! به درستی که من حرم های الهی را در میان شما به جا می گذارم: کتاب خدا و عترت من و کعبه که خانه ی باحرمت خداست......»

۲. روحی که آن حقیقت در آن اسکان می­یابد، روح الله و محلّی که آن معنا در آن قرار می­گیرد، کلمه الله می­شود؛ کلمهاللّهی که در تعریف و تفصیلش توسّط خدای متعال، کلام الله می­شود؛ در رتبه اوّلیه­ی جمعیّه­ی کلیّه­اش؛کلمهالله و در مرتبه ثانویه تفصیلیّه جزئیه­اش؛ کلام الله، در صورت انسان؛ ولیّ الله و در صورت عالم طبیعت؛ بیت الله و در صورت لفظی و کتبی؛ کتاب الله و در صورت رفتاری؛ دین الله.
صورت انسانی آن صوَر متعیّنه، افضل از صور کتبی و لفظی و سنگی آن است، زیرا یکی از دلایل آن این است که عقلاً صورت ناطق حقیقت، افضل از صورت صامت آن است.

● امیرالمومنین علیه السّلام فرمودند:

«ذلِک الکِتابُ الصّامِت وَ انَا الکِتابُ النّاطِق.» (۸)
«آن (قرآن) کتاب خاموش، و من کتاب گویا (قرآن ناطق) هستم.»

● امام باقر علیه السّلام فرمودند:

«... نَحنُ حَرَم الله الاکبَر...» (۹)
«ما بزرگ­ترین حرم خدا هستیم.»

● امام صادق علیه السّلام فرمودند:

«الصّوره الانسانیه هی اکبَر حُجَّه الله عَلی خَلقه و هی الکِتاب الَّذی کَتَبه الله بِیدِه.» (۱۰)
«صورت انسانی (انسان الهی؛ وجود مقدّس پیامبر اکرم و آل طاهرینشان صلوات الله علیهم) بزرگ­ترین حجّت خدا بر خلقش می­باشد، و آن کتابی است که خدا به دست (قدرت) خویش آن را نگاشت.»

۳. قرآن مجید، از طرفی قرائت خدای متعال از آن مقام نورانی برای حبیب خود است؛ تعریف و تعلیم و تفصیل آن برای ایشان، که «کلام» تفصیل «کلمه» است.

(الرَّحمن * عَلَّمَ القُرآن * خَلَقَ الانسان * عَلَّمَهُ البَیان.) (۱۱)
(خدای مهربانی که رحمتش فراگیر است. قرآن را تعلیم فرمود. انسان را آفرید. بیان را به او آموخت.)

(و ما کانَ هذَا القرآنُ ان یفْتَری مِن دونِ اللهِ و لکن تَصدیقَ الَّذی بَینَ یدَیهِ و تَفصیلَ الکتابِ لا رَیبَ فیهِ مِن رَبِّ العالَمین.)(۱۲)
(و این قرآن، دروغی از طرف غیرخدا نیست (که به او نسبت داده شده باشد)؛ بلکه تصدیق آن چیزی است که پیش روی اوست و از طرف پروردگار عالمیان، تفصیل کتابی است که شکی در آن نیست.)
و از طرف دیگر، تلقّی روح مطهّر و قلب مبارک ایشان از آن قرائت می­باشد؛ به دل افتادن، وجدان کردن و یافتن.

(وَ انَّک لَتُلقّی القُرآن مِن لَدُن حَکیم عَلیم.)(۱۳)
(به درستی که تو قرآن را از نزد آن حکیم علیم، به دل خود افتاده می­یابی.)
در واقع، قرائت خدای متعال از آن مقام نورانی،همان تلقّی قلب مبارک رسول الله است صلّی الله علیه وآله وسلّم .

۴. خلقت خدای متعال، آفرینش کلمه­ی تامّه­ی الهیّه؛ تجلّی او به عظمت و محبّت حبیب خود است. و قرآن مجید، قرائت خدای متعال از آن مقام عزیز رحیم عظیم است:

(یس * و القُرآنِ الحَکیم * انَّک لَمِنَ المُرسَلین عَلیٰ صِراطٍ مُستَقیم * تَنزیلَ العزیز الرَّحیم.)(۱۴)
(یس * قسم به قرآن حکیم * به درستی که تو از فرستاده­شدگانی * بر راه مستقیم * نازل­شده­ی عزیز رحیم است.)

(فسَبِّح بِاسمِ رَبِّک العَظیم * فَلا اُقسِمُ بِمَواقِعِ النُّجوم * و انَّه لَقَسَمٌ لَو تَعلَمونَ عظیم * انَّهُ لَقُرآنٌ کَریمٌ * فی کِتابٍ مَکنُونٍ.)(۱۵)
(پس تسبیح گوی به اسم پروردگارت که عظیم است * قسم به جایگاه­های ستارگان * و همانا که آن سوگندی عظیم است، اگر بدانید * به درستی که آن قرآن کریم است * در کتابی محفوظ.)
لذا:کتاب­و­کلام او اوّلاً تعریف او و اهل و آل اوست؛ هم­نفَس و هم­نفَسان با او؛ چه به تصریح و چه به اشاره و کنایه و مثَل، و سپس آیین مراقبت و رعایت از آنان و معرفت آنان که از لوازم آن، معرفت اشخاص و آداب خلاف آنان است. ● امام باقر علیه السّلام فرمودند:
«نَزِّلَ القُرآن عَلیٰ اربَعَه ارباع: رُبعٌ فینا و رُبعٌ فی عَدوِّنا و رُبعٌ سُننٌ و امثالٌ و رُبعٌ فرائِضٌ و احکامٌ و لنا کرائم القُرآن.» (۱۶)
«قرآن چهار بخش نازل شده است: یک­چهارم در مورد ما و یک­چهارم در مورد دشمنان ما و یک­چهارم سنّت­ها و مثال­ها و یک­چهارم واجبات و احکام. و کرامت­ها و خوبی­ها و زیبایی­های قرآن از برای ما و در مورد ما می­باشد.»

لذا: هر گونه که او رفتا رکند و هر چه از او شرف صدور یابد محبوب خدای متعال است:

(فَاقِم وَجهک لِلدّینِ حَنیفاً...) (۱۷)
(پس به زندگی به هر گونه که مایلی روی کن...)

رفتار او و آنان علیه و علیهم­السّلام هر گونه که باشد همان دین و آیین محبوب خدای متعال است:

(و ما جَعَلَ عَلیکُم فِی الدّین من حَرَج مِلَّهَ ابیکُم ابراهیمَ هُوَ سَمّاکُمُ المُسلِمینَ مِن قَبل...) (۱۸)
(و در دین (زندگی) بر شما سختی و مشقّت قرار نداد، آیین پدرتان ابراهیم است، او شما را از قبل مسلمان خواند...)

نظرات کاربران درباره کتاب غرائب قرآن و قرناء آن