Loading

چند لحظه ...
کتاب ابر می‌بارید و باران نه

کتاب ابر می‌بارید و باران نه
نسخه PDF

نسخه الکترونیک کتاب ابر می‌بارید و باران نه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۶۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب ابر می‌بارید و باران نه

کسی نبود، جز انبوه آدم‌هایی که وول می‌خورند و راه می‌رفتنند و ساکت بودند. اسماعیل اما، کسی را نمی‌دید. همین‌طور زل زده بود به جمعیت. دستش را زیر چانه‌اش گذاشته بود و دو چشم درشت آبی‌اش را به جمعیت دوخته بود. اسماعیل فکر کرد برود وسطط مردم، نفسش بگیرد، داد بزند، هورا بکشد، زیر دست و پا لگدمال شود، استخوان‌های کتف و سینه‌اش صدا بدهد، بعد، محثل چیزی که یک دفعه از باریکه‌ای به فضای وسیعی راه پیدا می‌کند، بیفتد توی یک دشت باز که سبز و خرم باشد، کبوتر و گنجشک داشته باشد، آسمانش آبی باشد، بادی بوزد و نفسش تازه شود. آن وقت، یک نفر را پیدا کند، دستش را بگیرد، گوشه‌ای بنشیند، آهسته حرف بزند، صدایش را زیر و بم بدهد، بغضش را بترکاند و همین که حرف‌هایش را زد، همان وسط درشت، یک کلوخ بزرگ پیدا کند و زیرش بگذترد و دراز بکشد، بوی علف استشمام کند و گوشش را به جیک جیک گنجشک‌ها بسپارد. اسماعیل حالا لبخند می‌زد - فقط یک نفر!

ادامه...

مشخصات کتاب ابر می‌بارید و باران نه

نظرات کاربران درباره کتاب ابر می‌بارید و باران نه