فیدیبو نماینده قانونی شکیب و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب هنر آینده‌پژوهی کارآفرینان فاوا

نسخه الکترونیک کتاب هنر آینده‌پژوهی کارآفرینان فاوا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب هنر آینده‌پژوهی کارآفرینان فاوا

کتاب «هنر آینده‌پژوهی کارآفرینان فاوا» نوشته سعید رضایی و فاطمه عیوضی است.
وقتی کارآفرینان، کاری را آغاز می‌کنند با مشکلات متعددی روبرو خواهند شد. آنها می‌خواهند تصویر درستی از آینده کسب و کار خود داشته باشند. هدف این کتاب این است که واکاوی نماید، چگونه کارآفرینان می‌توانند آینده‌ی خود را درک کنند و آن را شکل دهند.
این کتاب حاصل پژوهشی است که در کنار آینده‌پژوهی فردی و آینده‌نگری کسب‌و کارهای کوچک، به مفهوم بسیار مهمی به نام «هویت» پرداخته است.
از منظر نویسندگان این کتاب، هویت بر دو نوع است: «هویت واقعی» و «هویت ایده‌ال».
هویت واقعی در پی پاسخ به این سئوال است که «مردم مرا چه فردی می‌شناسند؟» و هویت ایده‌آل در پی پاسخ به این سئوال است که «مردم می‌بایست مرا چه فردی می‌شناختند؟».
فاصله‌ی میان این دو هویت، اصل و اساس انرژی احساسی تجمیع شده در افراد است. این انرژی آینده‌ی شغلی و شخصی افراد را شکل می‌دهد.

ادامه...
  • ناشر شکیب
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 7.85 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب هنر آینده‌پژوهی کارآفرینان فاوا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

دیباچه

نگارش کتابی که عنوان "هنر آینده پژوهی کارآفرینان" را به دوش می کشد به قصد آن بوده است تا واکاوی نماید که کارآفرینان با وجود اینکه نمی توانند زندگی شخصی، خانوادگی و شغلی خود را پیش بینی کنند، چگونه آینده ی خود را درک کرده و شکل می بخشند. مطالب این کتاب نتیجه ی تحقیقی است که در پروژه ای پژوهشی بر روی کارآفرینانِ صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات صورت گرفته است؛ دلیل این امر، پویایی و پیچیدگی بافتِ صنعتِ مذکور است تا هر چه بیشتر به زوایایی پنهان پدیده ی "آینده پژوهی کارآفرینان" پرداخته شود.
کتاب از دو بخش کلیِ نظری و عملی تشکیل شده است. در بخش نظری سعی در آن بوده است که به مباحث بنیان های نظریِ مرتبط با مقوله ی اصلی کتاب پرداخته شود و در بخش عملی بر روش ها و ابزار های فکری و عملی تکیه شده است، در جهت نیل به اجرای پدیده محوری کتاب.
کارآفرینان در زندگی شغلی منحصر بفردِ خود با بکارگیری خلاقیتِ کاسب کارانه در زمینه ی ابهام آمیز اقتصادی-اجتماعی در پی خلق ثروتِ ناشی از نوآوری هستند. در بیشتر موارد آنها از وضعیت سایر مولفه های زندگی همچون سلامت (روانی و فیزیکی)، خانواده، اجتماع و... غافل هستند و گاهی پس از طی سالیان و گذر از مراحل سنی مختلف، لطمات جبران ناپذیری به خود، اطرافیان و حتی جامعه وارد می کنند. حال تصور نمایید که در این میان وضعیت کارآفرینانِ صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات، با نرخ بسیار بالای تغییرات و ابهاماتِ عمیقی که وجود دارد، تا چه حد بغرنج و طاقت فرسا خواهد بود.
کارآفرینان صنعت ارتباطات با پروژه ای بسیار سنگین مواجه اند که در طی سالیان به فرایندی زمانه شکن تبدیل خواهد شد که همانا خلق آینده ی مطلوب برای زندگی شغلی و شخصی آنها باشد. پس از سال ها پژوهش و تعامل با کارآفرینان به این نتیجه رسیده ام که آنها بیشتر غرق در توسعه ی کاسبی خود شده اند و اگر هم در میان سالی یا حتی کهن سالی در حوزه ی کاری خود به موفقیتی دست یابند، شکست در زندگی شخصی و نارضایتی، آنها را به جایی می رساند که یا یکسره به کار و کاسبی بیشتر پناه برده و به نوعی خود را در ورای صورت مسئله پنهان می کنند یا به کلی کار و کاسبی را رها نموده و خود را به سرگرمی ها و لذت های افراطی مشغول می نمایند.
ناگفته نماند که اندک کارآفرینانِ بینش مند، پروژه ی خلقِ آینده ی کاسبی خود و آینده ی شخصی خود را در قالب یک فرایند طولانی مدت در هم می آمیزند و گاهی با معاوضه های هوشمندانه بین اهداف آن دو، با هنرمندی تمام به نوعی یکپارچگی در کلیتِ آینده ی خود دست می یابند، به گونه ای که هر کس بخواهد مسیر گذشته ی آنها را بررسی کند مدهوشِ خردمندی و عقلانیت آنها می شود. فرایند مسیر پیشرفتِ این کارآفرینان چنان است که گویی بندی نامرئی در تمام مسیر از گذشته به آینده آنها را راهبری می نموده و حتی خطرکردن ها و اشتباه های آنان بی حکمت نبوده است.
هنر آینده پژوهیِ فردی کارآفرینان در پی آن بوده است تا به صورت نظری و عملی نه به حد غایت بلکه در خور کفایت، رموز نامکشوف خلقِ آینده ی مطلوبِ شخصی و شغلیِ کارآفرینان را بازگو نماید. در این حوزه، دریافته ایم که کارآفرینان دو دسته شایستگی را برای دست یافتن به آینده ی مطلوب خود به صورت پیچیده به کار می بندند. دسته ی اول درباره ی آینده اندیشی (توانش فکری در پردازش ذهنی به آینده) است و دسته ی دوم درباره ی آینده سازی (توانش عملی در عینیت بخشیدن به آینده).
در ادامه می بایست اذعان داشت که کار کارآفرینانِ عرصه ی ارتباطات بسیار غامض تر از سایرین است (که به همین دلیل در این مجال مورد بررسی واقع شده اند). زیرا که شتابِ تغییرات در محیط صنعتی بسیار بالاتر از سایر زمینه هاست. این شتابِ تغییرات سبب شده است که آینده ی شغلی آنها از گوناگونی بسیار برخوردار شود. علاوه بر این، تغییرات در صنعت ارتباطات، ادراک از معناهای بنیادینِ زندگی را به شدت متاثر ساخته است و به تبع آن آینده ی شخصیِ کارآفرینانِ عرصه ی ارتباطات را پیوسته دگرگون می کند.
به عنوان نمونه، برای درک بخشی از تغییرات دنیای امروز در صنعت ارتباطات که موجب شده نوعی گسست در داناییِ بشر شکل گیرد را در این نگاره می آورم تا دریابیم که کارآفرینانِ صنایع ارتباطات تا چه حد با شغل خود در ساخت و پرداخت آینده ی جامعه موثرند. آنها رهبران این تغییرات اجتماعی هستند و علاوه بر این به عنوان عضوی از جامعه در زندگی شخصی خود متاثر از آن هستند.
"اطلاعات" و "خرد" هر دو بخشی از دانسته های ما به عنوان بشر است، به گونه ای که شاید بنیادی ترین مفهوم در صنعت ارتباطات، زنجیره ی تبدیل داده به اطلاعات، دانش و سپس خرد است. حال در نظر آرید که تفاوت اطلاعات و خرد در چیست؟ رابطه ی اطلاعات و خرد چگونه است و این دو در بکارگیری دنیای ذهن و در بهبود زندگی بشر چه نقشی ایفا می نمایند؟ آن هم در زمانه ای که گسترش انفجاری وسایل ارتباط جمعی به هجمه ی اطلاعات دامن زده و فقر ِ خرد را در همه ی شئون موجب شده است. پوشیده نیست که در بهبود مادی و معنوی زندگی انسان، اطلاعات و خرد هم افزایی دارند ولی افراط در انتشار اطلاعات و فقدانِ ژرف ساختنِ خرد آن هم توسط صنایع ارتباطاتی تا چه حد می تواند جوامع انسانی را نامتوازن و در هم ریخته نماید!
کارآفرینان فناوری اطلاعات و ارتباطات با ندای قلبی ارزش های مطلوب شغلی و شخصی خود را شهود نموده و با ذهنی پرتوان آن ارزش های مفهومی را به ابزار های خلاقانه برای شکل بخشیدن به آینده ی مطلوب شغلی و شخصیِ خود تبدیل می نمایند. آنها با دست های خود تلاش بی حد و حصر نموده و معابر ناممکنی را رو به سوی مطلوبیتِ هرچه بیشتر برای جامعه و ثروتِ افزاینده، حفر می نمایند. بدین ترتیب، آنها آینده ی شغلی و شخصیِ خود را همزمان و بصورت یکپارچه خلق می نمایند.
پاسداری از ارزش های شغلی و شخصی، دستاورد رضایت (از زندگی شخصی) و موفیقت (در زندگی شغلی) است؛ و این ماموریتی است که امروزه علم آینده پژوهی با بکارگیری بینش ها و روش های آینده پژوهانه برای کارآفرینان به ارمغان آورده که در بخش های مختلف کتاب حاضر در حد بضاعت به آنها پرداخته شده است.
کارآفرینان انسان های مشتاقی هستند که اشتیاق برای ابداع دارند تا آن ابداعات را با عشق و علاقه برای بنیان گذاری مشاغل و صنایع به کار گیرند و سپس با اشتیاق، کسب و کار ابداعیِ بنیان گذاری شده ی نوینِ خود را در اقتصاد و اجتماع عرضه نمایند و در این باره اقدامات کارآفرینانِ فناوری ارتباطات بی بدیل است؛ زیرا محتوای این صنعت به گونه ای است که اقتصاد و اجتماع را از درون دستخوش تغییر می نماید.
سوال اساسی در مباحث یاد شده آن است که مولد این اشتیاق مضاعف چیست و چگونه است که این شوق، سبب تغییر می شود؟
براساس یافته های پژوهشِ حاضر در پاسخ باید از مفهومِ بسیار مهمی با عنوان"هویت" نام برد که خود بر دو نوع است؛ "هویت واقعی" و "هویت ایده آل". هویت ها اعم از واقعی و ایده آل هم بر حوزه ی آینده ی شغلی و هم بر حوزه ی آینده ی شخصی افراد اثر جدی می گذارند.
هویت واقعی در پاسخ به این سئوال است که"مردم مرا چه فردی می شناسند؟"، هم در زندگیِ شغلی و هم در زندگیِ شخصی؛ به این صورت که برای درک هویت واقعیِ شغلیِ فرد به این سئوال پاسخ می دهد که "مردم مرا چه کاره می دانند؟" و برای درک هویت واقعیِ شخصیِ فرد به این سئوال پاسخ می دهد که "مردم مرا چه جور شخصی می دانند؟".
به طرز مشابه، هویتِ ایده آل در پاسخ به این سئوال است که"مردم می بایست مرا چه فردی می شناختند؟" هم در زندگی شغلی و هم در زندگی شخصی؛ به این صورت که برای درک هویت ایده آلِ شغلیِ فرد به این سئوال پاسخ می دهد که "مردم می بایست مرا چه کاره می دانستند؟" و برای درک هویت ایده آلِ شخصی فرد به این سئوال پاسخ می دهد که "مردم می بایست مرا چه جور شخصی می دانستند؟".
فاصله میان آنچه که مردم در زمینه ی شغلی یا شخصی، فرد را می شناسند و آنچه که می بایست بشناسند، اصل و اساس انرژی احساسیِ تجمیع شده در افراد است. این انرژی آینده ی شغلی و شخصیِ افراد را شکل می دهد. پژوهش ها در این حوزه حاکی از آن است که در میان کارآفرینان این فاصله تا حدی است که آنها بیشتر درک از هویت را از هویتِ ایده آلِ خود می گیرند تا هویتِ واقعی شان.
کارآفرینان در پی عینیت بخشیدن به هویت ایده آل خود در زندگی شخصی و شغلی هستند. مباحث گردآوری شده در این کتاب آمده اند تا هم موارد مربوط به هویت واقعی و ایده آل را مطرح نمایند و هم تا حدی به ابزارهای کمکی برای یاری رساندنِ فکری به کارآفرینان پرداخته شده است. بدین ترتیب، آنها در "یافتن" و سپس "ساختن" مسیر تحققِ "هویت واقعی" به "هویت ایده آل"، هم در زندگی شخصی و هم در زندگی شغلی، یاری می شوند و این مهم با صرف زمان و هزینه ی کم تری حاصل می شود.
برای درک کردن و سپس شکل بخشیدنِ به هویت ایده آل ابتدا می بایست برهم کنشِ پیچیده و عمیقِ میان هویت واقعی و ایده آل را دریافت. این موضوع در جامعه ی ایران بیشتر حیاتی می نماید، جامعه ای که به عقیده ی بیشتر جامعه شناسانِ منصف، یا یکسره واقع گرا است یا یکسره ایده آل گرا. بنابراین، تاکید می نمایم که نمی بایست فقط واقع گرا بود و همیشه محدودیت های موجود را مورد توجه قرار داد، که در نهایت منجر به ارتجاع، افسردگی و رکود می شود و نیز نمی بایست فقط ایده آل گرا بود و بر باید هایی که نیست پافشاری کرد که آن نیز توهم و انفعال را موجب خواهد شد. شاید بهتر می شد که دو چشمی درگاهِ شناخت را بگشاییم، به گونه ای که چشم دلمان رو به ایده آل های مطلوب باز باشد و چشم عقلمان رو به واقعیت های موجود. بدین سان، از دل واقعیت موجود، با این پیچیدگی شناختی، بر پیچیدگی زائدالوصف ساختن آینده ی مطلوب برتری می یابیم.
امید آنکه تلاش های بکار رفته و نتیجه های به بار نشسته در این کتاب، اندکی خواننده را در مسیر شکل بخشیدن به آینده های مطلوبش یاری نماید تا شاید کوزه آبی برای تشنه لبان شده و موجب طلب خیر از سوی خوانندگان برای گردآوران شود... ان شاءالله

بهار ۱۳۹۴
سعید رضایی

لزوم مطالعه آینده پژوهی در کارآفرینی چیست؟

تفکر درباره ی آینده، زیر بنای همه ی تلاش های انسانی است که بطور ضمنی یا عینی از مفهوم "آینده" استفاده می کنند، که شامل فعالیت هایی مثل برنامه ریزی، مدیریت، استراتژی، سیاست گذاری، رهبری و البته کارآفرینی است. از این رو، ارتباط بین آینده پژوهی و کارآفرینی، به عنوان حوزه های فعالیت انسانی، جهت تحقیقات جالب توجه است (Voros, ۲۰۰۷).

بر طبق تعریف کورادکو و هوگتس (۲۰۰۴) "کارآفرینی فرآیند پویای چشم انداز، تغییر و خلاقیت است و نیازمندِ به کارگیری انرژی و اشتیاق در جهت خلق و اجرای ایده ها و راه حل های خلاقانه است".

چنین تعریفی از کارآفرینی با دربرداشتن مفاهیم تغییر و چشم انداز (هدف گذاری) در کنار خلاقیت، انرژی و اجرا، به اهمیت توجه به آینده در مسیر کارآفرینانه تاکید دارد. موضوع علم آینده "تغییر" است و عامل کلیدی تغییر، علم کارآفرینی را چه در خاستگاه و چه در حوزه ی تاثیر به آینده پیوند می دهد. در واقع، نمی توان مفاهیم خلاقیت، انرژی و اجرا جهت "ارزش آفرینی" را بدون احتساب آینده در نظر گرفت.
وقتی بستر کارآفرینانه، از زمان حال به آینده تغییر می کند، همه ی تصمیم گیری ها پیچیده تر و به صورت بالقوه با عقلانیت کمتر همراه می شوند. در این هنگام لازم است که توسعه در بازارِ پر از عدم اطمینان، فناوری های کشف نشده، الگوهای سازمانی متغیر و گزینه های مالیِ همیشه متغیر را در نظر گرفت (Fontela, Guzmán, Pérez, & Santos, ۲۰۰۶). دنیای امروز ما نه تنها هم چون گذشته در حال تغییر است بلکه روند تغییرات آن هم دچار تغییر شده است و دنیای تغییرات شتابناکِ فرد را رقم زده اند و این به نقطه انفصال تاریخی تعبیر شده است (۱۹۹۷ Shane & Venkatarman). آینده ی بنگاه کارآفرین، در حال حاضر و در همین جا در دسترس نیست که بتوان آن را تحلیل کرد و به صورت عقلانی ارزیابی نمود. آینده تنها برای تصور(تخیل) باز است و هنوز نوشته نشده است. (Fontela, Guzmán, Pérez, & Santos, ۲۰۰۶)
در چنین بستری است که کارآفرینان آینده های خود را خلق و نوآوری می کنند. در این راستا، گاهی عملکردی متناقض با هنجارهای پذیرفته شده دارند. وضع تصاویر آینده، سنگ بنای تصمیمات هدایت گر رفتارهای کارآفرین است(Morrow, ۲۰۰۶). بخش اساسی آینده، نتیجه ی مستقیم تصمیمات هدفمندی است که در زمان حال گرفته می شوند. دستاوردها و رویدادهای آینده تحت تاثیر پیش نگری، تفسیر و چشم انداز کنونی هستند (Fontela, Guzmán, Pérez, & Santos, ۲۰۰۶).
***
 وضع تصاویر آینده، سنگ بنای تصمیمات هدایت گر رفتارهای کارآفرین است. بخش اساسی آینده، نتیجه ی مستقیم تصمیمات هدفمندی است که در زمان حال گرفته می شوند.
***
موضوع علم آینده "تغییر" است و عامل کلیدی تغییر، علم کارآفرینی را چه در خاستگاه و چه در حوزه ی تاثیر به آینده پیوند می دهد.
***
با توجه به اینکه کارآفرینی اساساً خود یک رفتار است (Gartner, ۱۹۸۸) به نظر می رسد که بررسی عوامل موثر در شکل گیری این نوع رفتار ضروری است. رفتار نیز، اساساً هدف گرا(۱) است. به بیان دیگر، رفتار توسط یک آرزو و یا برای رسیدن به یک خواسته یا هدف، تحریک می شود، حال ممکن است آن فرد صرفاً متوجه آن هدف مشخص نشود. بسیاری از ما ممکن است این سوال را از خود پرسیده باشیم که چرا این کار را کردم؟ دلیل رفتارهای ما ممکن است همیشه برای ذهن خود آگاه ما واضح نباشد. محرک هایی که عامل بوجود آمدن الگوی رفتاری ما هستند به طور عمده ای در ذهن نا خود آگاه ما قرار دارند (Hersey & Blanchard, ۱۹۸۸).
از آنجا که کارآفرینی فعالیتی ذاتاً هدف مند است(wood & pearson,۲۰۰۹)، بررسی فرآیند هدف گذاری و هدف گذاریِ کارآفرینانه به نظر پراهمیت می رسد.
از آنچه تبیین شد به نظر می رسد که این دو حوزه ی علمی دیرپای و بازآفرینی شده، چه در سطح مفاهیم بنیادی و ذهنی و چه در سطح ابزارهای تاثیرگذار در دنیای عینی و واقعی (در متن اجتماع) با هم مرتبط اند. رفتارهای کارآفرین در جهت شکل بخشیدن به آینده رخ می دهند و در نهایت به خلق ارزشی نوین می انجامند.
چراکه آینده نگری(۲)عنصر مخفی موفقیت است و همیشه در زندگی انسان نقش مهمی داشته است. بدون آینده نگری نمی توان برای آینده آماده شد. برخی جوانانی که تفکر روبه جلو را نیاموخته اند، برنامه ریزی برای ازدواج و زندگی خانوادگی موفق را دشوار می یابند. افرادی که آینده نگری ضعیفی دارند احتمال دارد در پس انداز پول برای رویدادهای غیر منتظره، پیش قسط منزل و بازنشستگی به مشکل بر بخورند. آینده نگری مناسب، با خود ثروت به همراه دارد. (The Future World Society, ۲۰۰۴) از این رو نوع نگرش کارآفرینان به آینده ی خود و کسب و کاری که در پیش گرفته اند، نقشه ی ارزشمندی برای مسیر آینده پژوهی در زندگی افراد فراهم می آورد.
در عین حال، تحقیقات وروس (۲۰۰۷) نشان داده است که مطالعات آینده به عنوان یک حوزه ی فعالیت، برای کارآفرینان و کنش کارآفرینانه مطالب مفیدی به همراه دارد. تجربه مستقیم کلاس درس نشان داده است که رویکرد آینده پژوهی می تواند به دانش آموزان کارآفرینی کمک کند. به طور خاص، توانایی " دید متفاوت به مسائل" با استفاده از "تفکر آینده" بسیار مفید و جذاب گزارش شده است.
این سوال مطرح است که کارآفرینان چگونه به آینده ی خود و کسب و کاری که در پیش گرفته اند، می اندیشند؟ نوع تفکر و نگرش کارآفرینان به آینده چیست و در این مسیر از چه ابزارهایی بهره می برند؟ با اینکه تاکنون برای طراحی مدل آینده پژوهیِ فردی، رویکرد کارآفرینانه ای اتخاذ نشده است، نتایج به دست آمده نشان دهنده ی ظرفیت آشکار کارآفرینان در شکل دهیِ آینده همراه با ارزش آفرینی است.

بخش نظری

نحوه مطالعه آینده پژوهی در کارآفرینی چگونه است؟

* از آینده پژوهی می خوانیم.
* آینده پژوهی را در سطح فردی می شناسیم.
*از کارآفرینی می خوانیم.
* عنصر آینده را در کارآفرینی جستجو می کنیم.
*مدل آینده پژوهی فردی با رویکرد کارآفرینانه را می شناسیم.
در ادامه در قالب سه فصل، مطالعه و پیاده سازی آینده پژوهی فردی را در کارآفرینی آغاز می نماییم:
فصل اول- آینده پژوهی
فصل دوم- کارآفرینی
فصل سوم- آینده پژوهی و کارآفرینی

فصل اول: آینده پژوهی

۱.۱. تعریف آینده پژوهی

آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش هایی است که با استفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگوها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم آینده های بالقوه و برنامه ریزی برای آنها می پردازد. آینده پژوهی منعکس می کند که از دل تغییرات "امروز"، واقعیت "فردا" متولد می شود (لند و جارمن، ۱۹۹۲). برترند دی جونلدر(۳) (۱۹۶۷) اظهار می دارد که اگرچه ما نمی توانیم آینده را بدانیم، اما حدس و گمان در رابطه با آن امری منطقی و ضروری است. در واقع ما تلقی می کنیم که بسیاری از ابعاد آینده را می دانیم، چرا که اگر این کار را نمی کردیم هرگز نمی توانستیم هیچ گونه پروژه ای را شکل دهیم.
رشته ی تحصیلی آینده پژوهی رشته ی حرفه ای و نسبتاً جدیدی است که در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در پاسخگویی به رشد پیچیدگی زندگی سازمانی و امور جهانی پیدا شده است. دراین راستا، وسایل، ابزار و تکنیک های جدید در کانون تفکر و سازمان های فعال برای دستیابی و فهمیدن و پاسخ به تغییرات سریع و آینده ی غیرقابل پیش بینی، ابداع شده است.
گودت (۱۹۹۴) بهترین واژه برای مفهوم سازی این پدیده را پراسپکتیو(۴) معرفی می کند و آن را با آینده نگری(۵) و آینده شناسی(۶) متفاوت می داند چرا که آینده هیچ جا نوشته نشده است و هنوز باید ساخته شود. پراسپکتیو نه آینده نگری است نه آینده شناسی بلکه نوعی تفکر است برای عمل و نقطه مقابل جبرگرایی. روشی است برای اینکه افراد کنترل آینده را در دست بگیرند. پراسپکتیو فراتر از همه، یک ویژگی ذهنی (پیش نگری(۷) و اراده) و یک مدل رفتار (همراه با تخیل و امید) است که بسیج شده اند تا کیفیت و کنترل حال و آینده ی ما را تضمین کنند (Godet, ۱۹۹۴).
بطور کلی، آینده پژوهی را باید اقدامی بین رشته ای و علمی اجتماعی دانست؛ بین رشته ای، به این دلیل که هم در دریافت یافته ها و گزاره های خود و هم برای توجیه آن ها از رشته های مختلفی استفاده شده است. از این رو، علمی است که می خواهد اطلاعات مورد نیاز کنش انسانی را فراهم آورد. کنش هایی که در جهت شکل دادن به آینده هستند. و در عین حال اجتماعی است، چراکه دخیل در اقدامات انسان است و اقدام و تصمیم گیری ، فرآیندهایی اجتماعی هستند و در بستر اجتماع تحقق می یابند (Bell, ۲۰۰۹).
شماری از موضوعات مورد علاقه ی آینده پژوهان بدین قرارند:

۱- توصیف موضوعات و علایق اصلی زندگی آدمی از یک نگاه آینده پژوهانه.
۲- کنکاش در مسیرهای اصلی ناظر به کنش(۸) و نیت(۹) آدمیان و نهادها، که در باز کردن کلاف واقعیت های آینده نقش داشته اند، یا خواهند داشت.
۳- شناخت نیازها، تقاضاها، فناوری های نوظهور(۱۰) آینده و درنهایت گمانه زنی فرصت های کسب و کار در آینده.
۴- ساختن مسیرهای بدیل ممکن برای رویدادها برای تصمیمات سازمان های ساخته ی آدمی، مسیرهای بدیلی که متکی بر معرفت کنونی یا گذشته ی جوامع و نیروهای غالب در این جوامع اند.
۵- پیشبرد تکاملی روش شناسی مربوط به مطالعات آینده پژوهی به موازات تکمیل و پیشبرد معرفت مرتبه ی اول آن به منظور طرح پرسش های مناسب در خصوص آینده و دستیابی به پاسخ های در خور.
وندل بل(۱۱) نه فرضیه را به عنوان عوامل کلیدی در جهت فراهم سازی پایه برای مفهوم آینده ی محتمل بیان داشت، که شالوده ی بیشتر مطالعات آینده پژوهی امروز هستند. این فرضیات به شرح زیر است:

۱. زمان، پیوسته، خطی، یک سویه و بازگشت ناپذیر است. رویدادها در زمانی پیش یا پس از رویدادهای دیگر به وقوع می پیوندند و پیوستار زمان، گذشته، حال و آینده را تعریف می کند.
۲. چنین نیست که هر چه در آینده وجود خواهد داشت، در گذشته یا حال نیز وجود داشته است. بنابراین چه بسا آینده، بستر پدیده های فیزیکی، زیستی یا اجتماعی باشد که پیش تر، هرگز وجود نداشته اند.
۳. اقدام بشری، نیازمند آینده اندیشی است. چراکه پیامدهای هر اقدام، همواره در بستر آینده آرمیده اند؛ اما توده ی مردم و حتی تصمیم گیرانِ تراز اول، چندان خوب، درباره ی آینده نمی اندیشند و این درحالی است که می توان قدرت و سودمندی تفکر درباره ی آینده را بهبود بخشید.
۴. برای پیشبرد اهداف و برنامه های بشر در جهان، چه در چارچوب های فردی و چه در قالب های گروهی، سودمندترین دانش ها، دانش آینده است. انسان ها همراه با زمان، پیوسته به سوی آینده در حرکت هستند. آن ها برای برنامه ریزی، بررسی گزینه های بدیل، گزینش اهداف و تصمیم گیری درباره ی نحوه ی اقدام، به شناخت آینده و آگاهی از چگونگی تاثیر علت های امروز بر معلول های فردا نیاز دارند.
۵. هیچ شاهدی درباره ی آینده وجود ندارد و نمی توان آن را به عینه دید. بنابراین هیچ حقیقتی درباره ی آینده وجود ندارد. می توان برای شناخت آینده نوعی دانش مبتنی بر حدس و گمان استخراج کرد.
۶. آینده از پیش تعیین شده نیست و کمابیش امکان تغییر آن وجود دارد. از آنجا که آینده هنوز روی نداده است، برای بشر غیر قطعی به شمار می آید. برای انسان زنده ای که در راستای پیشبرد اهداف خود در جهان تلاش می کند، آینده نماد اختیار، قدرت و امید است. آینده، زمانی است که چه بسا رویاهای بشر را به واقعیت تبدیل نماید.
۷. اقدام های فردی و گروهی ما، کمابیش پیامدهای آتی را تحت تاثیر قرار می دهند. اراده ی بشر، دست کم به بخشی از آینده شکل می دهد؛ خواه این تاثیر از طریق کنترل بشر اعمال شود، خواه با انطباق ناشی از پیش بینی.
۸. با توجه به وابستگی متقابل پدیده ها در جهان، هم برای سازماندهیِ دانشِ معطوف به تصمیم گیری و هم برای اقدام اجتماعی، به دیدگاهی کل گرایانه و فرارشته ای نیاز داریم. دانشمندان برای شناخت جهان از رهیافتی جزءگرایانه و مبتنی بر ساده سازی و تعیین حدود پدیده ها استفاده می کنند. اما انسان برای به انجام رسانیدن اقدام های اثر بخش، به رویکردی کل نگرانه نیاز دارد؛ او می خواهد آثار هر اقدام معین را بر اهداف و ارزش های پرشمار خود بشناسد و به این ترتیب، از بروز پیامدهای ناخواسته و غیر منتظره پیش گیری کند؛ او برای این کار باید به رویکردی کل گرایانه متوسل شود.
۹. آینده پژوهان تاکید می کنند که انسان ها می توانند نقشه های بدیلی برای آینده های پر شمار ممکن سازند و حتی این کار را نیز انجام می دهند؛ اما نباید فراموش کرد که تنها «یک آینده وجود خواهد داشت، پس بهتر است اطمینان یابیم که این آینده، همان آینده ی دلخواه ماست.

پیرسون(Pearson,۱۹۹۸) نقطه نظر روشنی را بیان می کند که حال، تحقق یافته ی تصمیمات گرفته شده در گذشته است. ما می توانیم از آن لذت برده و آن را تجربه کنیم، اما نمی توانیم آن را تغییر بدهیم. هر عملی که در حال حاضر رخ می دهد نتیجه ی یک عمل در گذشته است. این ترکیبِ تجربه ی گذشته و برنامه ریزی برای آینده است.
آینده جایی است که می خواهیم باقی زندگی را در آنجا بگذرانیم و آن را کنترل نماییم. تنها بخشی از زندگی است که می توانیم بر آن اثر بگذاریم. نیاز به شناختِ گزینه هایی پیش رو داریم و اینکه بدانیم چگونه آنچه رخ خواهد داد را تعیین کنیم(Pearson,۱۹۹۸).
اگر شما به سرنوشت اعتقاد داشته باشید و بگویید آینده غیر قابل تغییر است، هیچ کاری را نمی توانید در برابر آن انجام دهید. و فقط می توانید بنشینید و به تماشای آنجه رخ می دهد بپردازید. اما آینده ثابت و غیر قابل تغییر نیست. برخی از آینده ها کاملاً از دست ما خارج و برخی دیگر کاملاً در اختیار ما قرار دارد و البته بیشتر در مابین دو حالت ذکر شده قرار دارد و با تکیه بر همین مفروضات است که روش های آینده پژوهی کاربرد پیدا کرده اند. در ادامه، روش های مورد استفاده در فرآیند آینده پژوهی به اختصار تشریح خواهد شد.

۱.۲. روش های آینده پژوهی

بطور کلی، آینده پژوهانِ مختلف سلیقه ها و سبک های شناختیِ متفاوتی دارند، و به اقتضای سلیقه و سبک خود، برخی روش ها را بر برخی دیگر ترجیح می دهند. این تنوع برخاسته از روش هایی است که آینده پژوهان برای گردآوری، سازمان دهی و ارائه ی داده های زیر بنایی داستان های خود بر می گزینند. (Bell, ۲۰۰۹) این روش ها با این فرض طراحی می شوند که عدم اطیمنان تا حد ممکن کاهش یابد و به افراد کمک می نمایند با عدم اطمینان روبرو شوند و آنچه شناخته شده و یا قابل شناسایی است را در محدوده احتمالات و مطلوبترین حالت بیان نمایند. (نوروزیان, ۱۳۸۴)
با وجود ترجیح های گوناگون آینده پژوهان و تنوع روش شناختی موجود، ارزیابی واقع بینانه و منصفانه ی روش های آینده پژوهی، تنها یک نتیجه به دنبال خواهد داشت: در راه به انجام رساندنِ مناسبِ پژوهش خوب (یا بد) نمی توان برای هیچ یک از روش ها، برتری ویژه ای در نظر گرفت. هر روش برتری و کاستی های ویژه ی خود را دارد. خوب بودنِ تلاش های آینده پژوهانه، نه تنها به روش بلکه به مهارتِ کاربر و سازگاری کاربردِ روش با مسئله ی پژوهشی نیز بستگی دارد.
دسته بندی های گوناگونی از روش های مورد استفاده ی آینده پژوهان وجود دارد. یک رویکرد، بین روش های کمی و کیفی از یک سو و روش های اکتشافی و هنجاری از سوی دیگر تمایز قائل می شود. نخستین وجه تمایز روش ها به میزان اتکای آن ها بر اعداد و اندازه گیری های دقیق باز می گردد. (Bell, ۲۰۰۹)
روش های کمی بر پایه ی ریاضیات بنا شده اند و از معادلات و ابزارهای دقیقِ اندازه گیری استفاده می کنند. اولین تلاش های غیرمعمول برای اطلاع از آینده با بکارگیری ریاضیات و آمار شروع شد. در این روش ها، تکنیک های عددی قدرتمندی توسعه یافته اند، برای مثال، می توان از سری های زمانی (۱۲)، مدل های تصمیم گیری (۱۳)، شبیه سازی (۱۴) و سیستم های دینامیکی (۱۵) نام برد. در همه ی این روش ها که روش های عددی نامیده می شوند رفتار یک متغیر یا یک دستگاه چند متغیره در یک محدوده ی زمانی بررسی می شود. در استفاده ی از آنها فرض بر این است که آینده در امتداد گذشته قرار گرفته است و در صورتی که قوانین مستتر در اطلاعات مربوط به آن روند (از گذشته به حال و آینده) را بفهمیم می توان آینده را پیش بینی کرد. این روش نسبتاً ارزان است ولی با فرض اینکه آینده ادامه ی گذشته است، بی دقتی در روند پیش بینی وارد می شود. چرا که در جهانی زندگی می کنیم که با سرعت زیادی در حال تغییر است و بسیاری از این تغییرات به انداز ه ای قوی و جدی هستند که می توان آنها را از نظر کمی و عددی به عنوان یک نقطه ی عطف جامعه درنظر گرفت. محدودیت دیگری که این روش ها دارند، این است که به اطلاعات آماری یک شاخص در گذشته احتیاج است و خیلی وقت ها، دست یابی به چنین اطلاعاتی به راحتی ممکن نیست. (فردا, ۱۳۸۴)
روش های شبه عددی یا قضاوتی، حدوسطِ روش های کیفی و روش های کمی هستند. در بیشتر روش ها نیاز است که قضاوت های ذهنی از طریق یک سری قوانین یا تعاریف، کمی شود. همچنین، برخی از روش ها از برآوردهای احتمالی ذهنی استفاده می کنند. باید یادآور شد که بین دانشمندان ِمختلف بر سر تعیین روش ها که کدام کمی اند و کدام کیفی، اختلافاتی وجود دارد. این اختلافات بر سر تعیین اینکه کدام یک شبه عددی اند، بیشتر دیده می شود. مثلاً برخی از افراد روش های شبه عددی یا قضاوتی را به دو دسته کلی "درخت وابستگی(۱۶)" و "تحلیل تاثیر متقابل(۱۷)" تقسیم کرده اند. و برخی روش های دیگر از جمله "تحلیل روند(۱۸)"، "سناریو(۱۹)" و "نظریه ی بازی ها(۲۰)" را به این دسته ها اضافه نموده اند.
با توجه به مسائل فوق، تلاش هایی برای خلق روش هایی که بر این فرض استوارنیستند که آینده در امتداد گذشته است و بتوان با استفاده از آنها و با تقریب قابل قبولی آینده را پیش بینی کرد، به وجود آمد. در دهه ی۶۰، شرکت رند روشی را توسعه داد که می توانست دورنمایی از سناریوی آینده را بیان کند. این روش که دلفی (۲۱) نام گرفت، آغازی بود بر خلق روش های غیرعددی یا کیفی (فردا, ۱۳۸۴). اما روش های کیفی، در هیچ سطحی از اندازه گیری عددی بهره نمی برند. و به ندرت نتایج خود را بر پایه ی تحلیل های آماری ارائه می دهند.(Bell,۲۰۰۹). پایه ی روش مورد اشاره و نیز، سایر روش های کیفی بر این استوار است که به نظر یک فرد خبره یا کارشناس بیش از هر چیز دیگری می توان اعتماد کرد. کارشناسان بر مبنای شواهد یا انتظارات خود از آینده (که از اطلاعات شخصی یا آشنایی قبلی آنها با موضوع مورد نظر به دست آمده است) نظرخود را بیان می کنند. از روش های این دسته می توان روش "دلفی" "تحلیل دنباله ای فناوری ها(۲۲)"، "تحلیل ریخت شناسی(۲۳)" و " ذهن انگیزی(۲۴)" را نام برد. (فردا, ۱۳۸۴)
شایسته است برای درک بهتر روش های آینده پژوهی، آن ها را به جای تقسیم به دو دسته ی کمی و کیفی، در طیفی پیوسته دسته بندی کنیم (طیفی که در یک انتهای آن روش های کاملاً کیفی و در انتهای دیگر آن روش های کاملاً کمی قرار می گیرند) بیشتر روش ها، دست کم تا اندازه ای به کمی سازی نیز توجه دارند. (Bell,۲۰۰۹)
دسته بندی دیگری میان پیش بینی های به ظاهر باورپذیر(به بیان دیگر اکتشافی) و پیش بینی های به ظاهر مطلوب (به بیان دیگر، تجویزی) نیز تمایز قایل می شود. هر دسته از روش های کمی و کیفی، می توانند به پیش بینی های اکتشافی یا تجویزی بینجامند. (Bell,۲۰۰۹)
روش هایی هنجاری که مبنای آن ها ارزش ها یا هنجارها است. بنابراین، در این نوع پیش بینی این سوال مطرح است که چه آینده ای را می خواهیم؟ یا اینکه چه چیزی برای ما مطلوب است؟ روش های ارزشی بیشتر ماموریت گرا هستند و با ارزیابی مقاصد، نیازها و تمایلات آینده شروع می شوند و به زمان حال باز می گردند.
در روش های اکتشافی، صرف نظر از اینکه چه چیز مورد علاقه ی ماست، مشخص می کنیم که چه چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. پیش بینی اکتشافی از پایه ی مطمئن معرفتی امروز آغاز می شود و به سوی یک آینده ی مشخص جهت می یابد.
تفاوت عمده این دو دسته در این است که روش های اکتشافی آینده را بر مبنای گذشته و حال می سازند، ولی روش های ارزشی، آینده ی مطلوب و ممکن را مشخص می کنند تا بتوان بر مبنای آن برای زمان حال برنامه ریزی کرد. (فردا, ۱۳۸۴)
هر دو دسته روش های کمی و کیفی می توانند به پیش بینی های اکتشافی یا تجویزی بیانجامند (Bell,۲۰۰۹).

۱.۳. سطوح آینده پژوهی

پیشرفت شتابان علم و فناوری، تحولات گسترده و بنیادین اقتصادی و اجتماعی، افزایش رقابت میان کشورها درعرصه های گوناگون منطقه ای و بین المللی و درک کشورها نسبت به ضرورت توسعه و پیشرفت همه جانبه، تلاش های آینده پژوهانه را بیش از هر زمان دیگری برای کشورها ضروری ساخته است. مجموع ویژگی های آینده نگاری، آن را به یکی از کارآمدترین ابزارهای تدوین راهبردهای بلندمدت و سیاست گذاری کشورها برای دستیابی به اهداف اقتصادی، سیاسی پایدار و ثبات اجتماعی تبدیل کرده است. در حقیقت، یافته های آینده نگاری داده های اصلی و اساسی فرایند تدوین راهبرد هر کشور را تشکیل می دهد. (دهقی, ۱۳۹۱)
دولت ها، سازمان ها و ملت ها باید تغییر و آینده را بهتر و بیشتر درک نمایند چرا که ما همگان در آینده ای زندگی و کار خواهیم نمود که متفاوت از امروز خواهد بود.پیش بینی اتفاقات آتی به بهره برداری صحیح و کامل از فرصت ها کمک می کند (نوروزیان, ۱۳۸۴). در واقع، دنیای اطراف بسیار سریع تر از پیش در حال تغییر است. فناوری ها، مشاغل، نهادها، حتی برخی از ارزش ها و نحوه تفکر بصورت بنیادی تغییر می کنند و برنامه ریزی پیش رو و آماده سازی برای چالش ها و فرصت ها را سخت می کند (The Future World Society, ۲۰۰۴).
مقیاس بزرگ پروژه های آینده پژوهی معمولاً با تحقیقاتی جهت شناخت موقعیت فعلی سازمان و نیروهای تغییر، آغاز می شود. زمانی که آن مطالعه کامل شد، روش هایی از قبیل توسعه ی سناریو یا برنامه ریزی استراتژیک قابل اتخاذ خواهند بود. (Wheelright, Futures for Everyone, ۲۰۰۹)
روش های آینده پژوهی قابلیت تغییر مقیاس را دارند. بدین معنی که روش های مشابه که برای سازمان های بزرگ چند ملیتی به کار می روند، برای افراد نیز قابل استفاده هستند. (Wheelright, ۲۰۰۹) بدین ترتیب، افرادی پدیدار می شوند که فهمی از آن روش ها در زندگی شخصی به دست آورده اند و می توانند در مشاغل خود و سازمان ها (چه کوچک و چه بزرگ)، از آن استفاده کنند.
وندل بل(۲۵) در شالوده ی آینده پژوهی(۲۶) (۱۹۹۷) که نگاه کلی بر تئوری و روش های آینده پژوهی داشته و همین طور به طور عمیق اخلاقیات و فلسفه را نیز مورد مشاهده قرار داده است، اشاراتی به آینده نگری فردی نموده است و معتقد است که مردم در زندگی روزمره خود می توانند از چشم انداز های آینده در جهت کشف و خلق انتخاب هایی برای خود بهره ببرند. هم چنین بیان می دارد که آینده پژوهان می کوشند تا جامعه ای پدید آورند که در آن، مردم آزادانه به آینده پژوهی بپردازند و درباره ی احتمالات بدیل و ترجیحات خود در مورد آینده آشکارا گفت و گو و تبادل نظر کنند. آنها مایلند سطح آگاهی همه ی اقشار را ارتقا دهند، بطوریکه همه ی افراد جامعه آینده محور شوند (Bell, ۲۰۰۹).
موج شکل گرفته به سوی آینده پژوهی فردی در بین محققانِ این حوزه به شکلی است که ویل رایت (۲۰۱۰) آن را موج هفتم آینده پژوهی می داند. موجی که دانش و درک مفاهیم آینده، ابزار ها و روش ها را برای عموم مردم به همراه می آورد، و می تواند بزرگترین موج باشد. موج هفتم در پی بکارگیری ابزارهای آینده پژوهی برای شکل بخشیدن به آینده ی افراد است. این موج در حال ارائه ی روش های آینده به مراکز آموزشی از سطوح ابتدایی و متوسطه تا دوره های کارشناسی در دانشگاه ها است. (Wheelright, The Next Wave, ۲۰۱۰)

۱.۴. آینده پژوهی فردی

توسعه ی آینده پژوهی در بستر اجتماع، در گرو به کار گیری روش های آینده پژوهی توسط گروه های گسترده ی اجتماعی است. به بیان دیگر، حصول آینده ی مطلوب برای جامعه هنگامی میسر است که افراد جامعه، دارای برنامه های آینده پژوهانه ی فردیِ همگرا باشند، برنامه هایی که با برنامه ی آینده پژوهانه ی کلی اجتماع همسو است.
دستیابی به هدفِ مهمِ فوق جز به مفهوم پردازی آینده پژوهی فردی و آماده سازیِ روش هایِ آینده پژوهی برای افراد عادی ممکن نیست. دانشگاه لیدز انگلستان(۲۷) و دانشگاه هوستون(۲۸) در آمریکا گام های معدود اما بسیار جدی را در حوزه ی آینده پژوهی فردی برداشته اند و مجری پژوهش های رسمیِ آینده پژوهی فردی در قالب پایان نامه ی دکتری بوده اند و سپس با انتشار مقالات علمی به توسعه ی حوزه ی پژوهشیِ آینده پژوهی فردی پرداخته اند.
فعالیت های دانشگاه های یاد شده در مفهوم پردازی و ابداع روش های آینده پژوهی فردی چنان بوده است که صاحب نظرانِ حوزه ی علمی آینده پژوهی، موج بعدیِ آینده پژوهی را آینده پژوهی فردی دانسته اند و بعد از اجرای پژوهش های اولیه به توسعه ی آموزش آینده پژوهی فردی در میان قشر دانشگاهی و سایر اقشار مردم پرداخته اند.
فرآیند آینده پژوهی فردی دو مزیت مهم به همراه دارد:
۱) یک سیستم قابل کاربرد، توسعه پذیر و آزمون شده که به افراد امکان استفاده از روش های آینده جهت کشف و برنامه آینده فردی آنان را می دهد.
۲) سیستم آینده های فردی به محققان در تمام سطوح ابزاری ارائه می کند که می تواند در رابطه با آینده های فردی اطلاعات تولید کند. (Wheelright, ۲۰۰۹)
بر بنیاد آنچه نوشته آمد در می یابیم که ضرورتی وجود دارد مبنی بر پژوهش جدی در حوزه ی آینده پژوهی فردی و مدل سازیِ آینده پژوهی فردی که ملاحظات فکری-فرهنگی ایران اسلامی را در خود دارد.

۱.۵. فرآیند آینده پژوهی فردی

سوالی که در ابتدا به و جود می آید این است که مطالعات آینده پژوهی فردی چگونه باید صورت بگیرد؟ اولین پژوهش جدی در زمینه ی فکری-فرهنگی غرب با رویکردی جامع به آن پاسخی اولیه داده است. این رویکردِ سه بخشیِ آینده پژوهی فردی به صورت زیر است:

۱- چارچوب شناخت فردی و دانسته های پیشین(چارچوب شناخت فردی)

* فراهم کردن چارچوبی که نشان می دهد زندگی فرد در حال حاضر در کجا قرار دارد که با دانسته های پیشین شکل می گیرد و هم چنین تعیین نماید که نیرو ها و تمایلاتی که در زندگی فرد، آینده را شکل خواهد داد کدامند.

۲- اکتشاف آینده ی محتمل فردی از طریق سناریو ها(سناریو های فردی)

*سناریو های محتمل برای آینده ی فرد، بر اساس اطلاعات اولیه، فراهم می شود.

۳- توسعه چشم انداز آینده و برنامه ریزی راهبردی فردی(برنامه ریزی راهبردی فردی)

* استراتژی ها و برنامه ها بر اساس سناریو ها، تدبیر شوند تا به سناریو های گوناگون پرداخته شود و آنان را به اتمام برسانند.



شکل ۱.۱

مدلی مفهومی آینده پژوهی فردی شامل چارجوب شناخت فردی، سناریو های فردی و برنامه راهبردی فردی
روش های آینده پژوهیِ حال حاضر می تواند گام های دوم و سوم را ایجاد کند، اما دشواری و پیچیدگیِ موجود در توسعه ی اطلاعات مورد نیاز در گام اول را نیز به وجود می آورد.
هدف اصلی پژوهش های اولیه در حوزه ی آینده پژوهی فردی، ساده سازی فرآیند آینده پژوهی فردی برای افرادی است که می خواهند به اکتشاف آینده خود بپردازند.
روش هایی که افراد از آنان استفاده می کنند دو مقوله را باید دربرگیرد:

۱. روش هایی که منجر به جستجو و فهم آینده می شود
۲. روش هایی که جهت آماده شدن و برنامه ریزی در برابر آینده به فرد کمک می کند.

با وجود توافق عمومی میان آینده پژوهان مبنی بر مفید بودن آینده پژوهی فردی، وقتی به دانشگاه هایی که واحد های آینده پژوهی ارائه می کنند نگاه می کنیم(Australian Foresight Institute, ۲۰۰۲) می بینیم که هیچ واحدی مربوط به آینده پژوهی فردی در میان دانشگاه ها وجود ندارد.
چندین اندیشمند از جمله فولز(۲۹) (۱۹۷۸)، کلن(۳۰) و کوردن(۳۱)(۱۹۹۴) (۲۰۰۳)، بل(۳۲) و اسلاتر(۳۳)(۱۹۹۷) و عنایت الله(۳۴)(۲۰۰۰) فهرست ها و توصیفاتی از روش هایی که معمولاً توسط آینده پژوهان به کار گرفته می شود را گرداوری کرده اند (Glenn & Gordon,۲۰۰۳)، که امروزه در مطالعات آینده پژوهی استفاده می شود. در این روش ها تاکید بر این است که به محققین اجازه داده شود تا آینده ی محتمل را شناسایی و کشف کنند. اما در عمل محققین فقط تشویق به شناسایی و کشف آینده نمی شوند بلکه انتظار می رود تا برنامه ها و استراتژی هایی را در این میان ایجاد کند.
مفاهیم یاد شده نشان می دهد که افراد نیز هم چون کسب و کار ها و دولت ها به روش هایی نیاز خواهند داشت تا آینده ی محتمل را جستجو کنند و به آنان کمک کند تا برای آینده ی محتمل برنامه ریزی کرده و در رویارویی با آن آماده باشند.

۱.۵.۱. گام اول

گام اول به سوی آینده به طور کامل مربوط به خود فرد می شود. شما در رابطه با زندگی خود از نیروهایی که زندگی شما را تغییر می دهند، آگاهی خواهید یافت و برخی اتفاق هایی را که در آینده تان رخ می دهد، خواهید شناخت.
در این گام شما می آموزید چگونه تغییر را در زندگی تان شناسایی و پیش بینی کنید. شش دسته از نیرو هایی را که به طور مداوم تغییر در زندگی شما وارد می کنند، خواهید آموخت. هم چنین پنج دسته از نیروهایی را که باعث تغییر جهان اطراف شما می شوند، خواهید شناخت.
آن چه فرد در این گام در رابطه با خود می آموزد، مبنایی برای اکتشاف و آماده شدن برای آینده ی او است.

۱.۵.۲.گام دوم

پژوهشی که در گام اول در خصوص زندگی انجام می گیرد، مبنایی برای اکتشاف و برنامه ریزی آینده فراهم خواهد آورد. آینده پژوهان زمانی که با سازمان های مختلف کار می کنند تا آن ها را برای آینده آماده سازند، همین فرآیند را اجرا می کنند. آن ها بنگاه را مورد پژوهش قرار می دهند. صنعت، نظام ها، نیرو های درونی و نیرو های بیرونی را مورد پژوهش قرار می دهند. وقتی همه ی این پژوهش ها پایان یافت، آینده پژوه می تواند کار به روی آینده های سازمان را شروع کند. آینده به صورت جمع به کار رفته است، چرا که بیش از یک آینده ی باور پذیر وجود خواهد داشت. آینده های باور پذیر بسیاری در دسترس خواهند بود و موضوع گام دوم همین است: اکتشاف آینده های فردی با استفاده از روش سناریو.
اکتشاف آینده های باور پذیر، روش اصلی در آمادگی برای آینده است. این اکتشاف، عناصر مهم آینده را گرد هم و در نظر می آورد. دارا بودن این دانش در خصوص آینده های باور پذیر، اهداف واقعی و موقعیت های واقعی باور پذیر را به فرد می دهد که می تواند برای آن آماده شده و برنامه ریزی کند. اما برنامه ریزی، گام سوم است.
یعنی در گام دوم: «آینده ی فرد توسط سناریو ها اکتشاف می شود!»

۱.۵.۳. گام سوم

در گام اول، به هدایتِ پژوهش به درون زندگی پرداختیم. این اصول مشترک هر جایی به کار می روند، چه در زندگی ، در کسب و کار کوچک، یا در یک سازمان جهانی. فرد باید قبل از این که شروع به شناخت آینده کند، ذی نفعان، نظام، رویدادها و سایر نیرو ها (چه درونی و چه بیرونی) را بشناسد.
در گام دوم، آموختیم که فرد چگونه اطلاعات مربوط به زندگی خود را سازماندهی کند تا رویداد های پس زمینه را برای سناریو های خود بسازد؛ سپس، نیرو های درونی و بیرونی را برای همان رویدادها به کار ببرد تا سناریو های بسیار سختی بسازد که در شناخت برخی از آینده هایی که ممکن است رخ دهند، به او کمک کنند.
در گام سوم، فرد آینده ای را که می خواهد در آن زندگی کنید، توصیف می کند. استراتژی هایی برای دستیابی به آن آینده خواهد ساخت، در حالی که به رویداد های پر اثر و پر احتمالی که شاید در طول مسیر رخ دهند، نیز رسیدگی می کند. در نهایت، استراتژی ها و برنامه های احتیاطی برای برخورد با رویداد های غیرمنتظره ی پر اثری که شاید رخ دهند، ایجاد خواهد کرد.

نظرات کاربران درباره کتاب هنر آینده‌پژوهی کارآفرینان فاوا