فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب گزارش وضعیت اجتماعی زنان در ایران - مجموعه مقالات
۱۳۸۰ -۱۳۹۰

نسخه الکترونیک کتاب گزارش وضعیت اجتماعی زنان در ایران - مجموعه مقالات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب گزارش وضعیت اجتماعی زنان در ایران - مجموعه مقالات


طی سال‌های گذشته، مجموعه‌ای از تحولات داخلی و فراملی، موقعیت زنان ایرانی را دگرگون کرده است. وقوع انقلاب اسلامی و رشد ارزش‌های عدالت‌خواهانه، گسترش آزادی‌های مدنی، فرایند نوسازی و توسعه‌ی جامعه، دگرگونی ارزش‌های سنتی، افزایش تحصیلات دانشگاهی، بهره‌مندی از رسانه‌های جمعی و دسترسی به اطلاعاتی که در سطح جهانی گردش دارد، در مجموع، میزان سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان را ارتقا داده است. این وضعیت به‌تدریج جایگاه زنان را در سلسله‌مراتب جامعه و نقش آن‌ها را در اداره‌ی‌ امور کشور متحول ساخته است.
در این فرایند، عرصه‌های تازه‌ای برای افزایش توانمندی‌ها و بروز شایستگی‌های زنان فراهم آمده است، اما هنوز هم زنان بیش از مردان از تبعیض، تحقیرشدگی، خشونت، تجاوز جنسی، فقر، کم‌سوادی و احساس ناامنی در رنج‌اند‌؛ در حالی ‌که الگوی «توسعه‌ی جامعه» بر پایه‌ی هر نظام عقیدتی و هر پارادایم علمی که شکل گرفته باشد، عدالت فراگیر، رعایت حقوق انسان‌ها و رفع محرومیت از افراد آسیب‌پذیر از جمله اهداف یا نتایج مورد انتظار آن است.
از این رو، ضروری است نیازها، مشکلات و ظرفیت‌های زنان به‌طور پیوسته و از ابعاد گوناگون شناسایی شود تا قوت و ضعف سیاست‌ها، برنامه‌ها و عملکردهای مربوط به آنان مشخص گردد.
بینشی که از این طریق به‌دست می‌آید، نه تنها چارچوبی برای شناخت وضعیت این قشر عمده‌ی جامعه فراهم می‌آورد، بلکه می‌تواند برای چاره‌جویی از مشکلات موجود، رفع تبعیض و احیای حقوق انسان‌ها به کار آید.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 15.92 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۵۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب گزارش وضعیت اجتماعی زنان در ایران - مجموعه مقالات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیش گفتار

به نام خداوند جان و خرد

موسسه رحمان که از سال ۱۳۸۶ تا کنون، مهم ترین وظیفه ی خود را تلاش برای شناخت علمی و رصد آسیب ها و مسائل اجتماعی ایران و آینده نگری درباره ی آن ها می داند، مدام در پی آن است که ابتدا تصویری بقاعده و بی کم وکاست از وضعیت جامعه ی ایرانی به دست آورد. تحقیقات و نشست های گوناگون با صاحب نظران برجسته ی کشور در این مدت، موسسه را به این نتیجه رسانید که جامعه به دلیل شتاب تحولات و وجود شکاف های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، با تراکم و تعدد مسایل و آسیب های اجتماعی مواجه است.
انتشار نخستین گزارش وضعیت اجتماعی ایران که به همت آقای دکتر سعید مدنی و همکاری پژوهشگران و صاحب نظران بنام کشور در سال ۱۳۹۰ به انجام رسید، تصویری روشن از مسائل کنونی جامعه را در این زمینه نشان داد. موسسه رحمان در پی این اثر، بر آن شد که بر وضعیت جامعه در سطوح خاص و آسیب پذیرتر بیشتر تاکید کند. از این رو، اهتمام به شناخت وضعیت زنان و کودکان در اولویت قرار گرفت تا با نگاهی علمی و آینده نگری در سطح ملّی، مسائل، چنان که هستند، توصیف و تبیین شوند. آنچه پیش روست، دومین گزارش ملّی موسسه است که به وضعیت زنان در دهه ی ۱۳۸۰ پرداخته است.
زنان در جامعه ی ما به رغم توانایی های فراوان، در معرض آسیب پذیری های بیشتری قرار دارند. بار بسیاری از نارسایی ها و تنگناهای جامعه ی ما در زمینه های گوناگون، بیش و پیش از هر بخشی، بر دوش زنان قرار می گیرد و آنان در قبال فقر، نابرابری و فساد آسیب پذیرتر از مردان اند. تبعیض و ستم مضاعف بر زنان در فرهنگ مردسالار بدیهی به نظر می رسد، اما باید به این واقعیت نیز توجه کرد که زن در جامعه ی امروز ایران، از تحرک و مشارکت اجتماعی، فرهنگی، هنری، علمی، سیاسی و حتی اقتصادی بالایی بهره مند شده است. زنان ایرانی خوشبختانه توانسته اند گوی سبقت را در بسیاری میدان ها از مردان بربایند و در پرتو فهم درستی که از آیین و انقلاب و جایگاه و حقوق خود در عرصه های ملّی و جهانی یافته اند، فرصت های جدیدی برای توسعه ی همه جانبه ی کشور فراهم آورده اند.
پارادوکس وضعیت زن در جامعه ی ما که یک سویه ی آن، فرصت های جدید و سویه ی دیگر آن تهدیدهای نوپدید است، ضرورت تدوین گزارش وضعیت اجتماعی زنان در ایران را به ویژه در مقطع اخیر (دهه ی ۱۳۸۰) بیشتر نمود. این مهم با همت خانم دکتر فاطمه جواهری و همکاری استادان و صاحب نظران برجسته ی علوم اجتماعی کشور در زمستان سال ۱۳۹۳ به انجام رسید. از ایشان و همه ی اندیشمندان و محققان همکار صمیمانه تشکر می کنم و امیدوارم که با لطف خداوند، انجام و انتشار این مجموعه ها در سطوح و بخش های دیگر نیز محقق شود.

دکتر مصطفی معین
رئیس هیات امنای موسسه رحمان

مقدمه

طی سال های گذشته، مجموعه ای از تحولات داخلی و فراملی، موقعیت زنان ایرانی را دگرگون کرده است. وقوع انقلاب اسلامی و رشد ارزش های عدالت خواهانه، گسترش آزادی های مدنی، فرایند نوسازی و توسعه ی جامعه، دگرگونی ارزش های سنتی، افزایش تحصیلات دانشگاهی، بهره مندی از رسانه های جمعی و دسترسی به اطلاعاتی که در سطح جهانی گردش دارد، در مجموع، میزان سرمایه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان را ارتقا داده است. این وضعیت به تدریج جایگاه زنان را در سلسله مراتب جامعه و نقش آن ها را در اداره ی امور کشور متحول ساخته است.
در این فرایند، عرصه های تازه ای برای افزایش توانمندی ها و بروز شایستگی های زنان فراهم آمده است، اما هنوز هم زنان بیش از مردان از تبعیض، تحقیرشدگی، خشونت، تجاوز جنسی، فقر، کم سوادی و احساس ناامنی در رنج اند ؛ در حالی که الگوی «توسعه ی جامعه» بر پایه ی هر نظام عقیدتی و هر پارادایم علمی که شکل گرفته باشد، عدالت فراگیر، رعایت حقوق انسان ها و رفع محرومیت از افراد آسیب پذیر از جمله اهداف یا نتایج مورد انتظار آن است.
از این رو، ضروری است نیازها، مشکلات و ظرفیت های زنان به طور پیوسته و از ابعاد گوناگون شناسایی شود تا قوت و ضعف سیاست ها، برنامه ها و عملکردهای مربوط به آنان مشخص گردد. بینشی که از این طریق به دست می آید، نه تنها چارچوبی برای شناخت وضعیت این قشر عمده ی جامعه فراهم می آورد، بلکه می تواند برای چاره جویی از مشکلات موجود، رفع تبعیض و احیای حقوق انسان ها به کار آید. از آنجا که جهل، فقر و تبعیض، زمینه ساز انواع آسیب ها و انحرافات اجتماعی است، بی توجهی به رفع آن ها هزینه ی مدیریت جامعه را سنگین تر می سازد. رفع محرومیت از زنان به تحقق یک حکمرانی نیک کمک می کند. بنابراین، پایش و ارزیابی ابعاد گوناگون وضعیت زنان، هم از جهت ادراکی و هم از حیث کاربردی، نقشی روشنگرانه خواهد داشت. اطلاعات حاصل از چنین مطالعات و گزارش هایی اگر در مقاطع زمانی مشخص در قالب مطالعات طولی تکرار شود، می تواند روند تغییرات جامعه را منعکس نماید و در پیش بینی مسیر آتی آن به کار آید.
طی چند سال اخیر درباره ی جنبه هایی از زیست اجتماعی زنان آثار متعددی در قالب پایان نامه، مقالات علمی یا طرح پژوهشی تولید شده است. اما شمار مطالعات و گزارش های جامع و چندجانبه ی دربردارنده ی وضعیت زنان، اندک است. در زمینه ی گزارش وضعیت عمومی و کلی زنان فعالیت های محدود تری صورت گرفته است. اولین اثر را در این زمینه، سازمان برنامه و بودجه در سال ۱۳۵۲ تولید، و در آن برخی ابعاد دگرگونی اجتماعی - اقتصادی زنان ایرانی را گزارش کرد. پس از آن، در سال ۱۳۷۶، پژوهشی با عنوان «شاخص های اجتماعی اقتصادی زنان در جمهوری اسلامی ایران» انجام شد و در آن وضعیت سواد، بهداشت، اشتغال، ازدواج و طلاق آنان تشریح شد. در سال ۱۳۷۹، اثر دیگری با نام «ویژگی های اجتماعی - اقتصادی زنان در ایران» عرضه شد که در آن، بدون طرح مباحث نظری و تحلیلی، فقط به گزارشی آماری از برخی خصوصیات زنان طی سال های ۱۳۶۵- ۱۳۷۵ اکتفا شده است. در سال ۱۳۹۰ به همت معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران طرح پژوهشی با عنوان «زنان و زندگی شهری» به انجام رسید. این پژوهش به طور خاص به مطالعه ی مسائل زنان ساکن استان تهران می پردازد و وضعیت زنان در کل جامعه ی ایران را پوشش نمی دهد. کلانتری و روشنفکر (۱۳۹۰) پژوهش جامعی را با عنوان «درآمدی بر مبانی نظریه پردازی و شاخص سازی بومی در حوزه ی زنان و بازخوانی تصاویر ارائه شده از وضعیت زنان ایران در شاخص های موجود» به انجام رساندند. فصل دوم این مجموعه به تشریح اندیشه پردازی های بومی در حوزه ی زنان پرداخته است و فصل سوم، بر گزارش وضعیت زنان، بر اساس شاخص های موجود در گزارش های ملی، منطقه ای و بین المللی تمرکز دارد.
موسسه ی رحمان به سهم خود کوشیده است با برجسته کردن اوضاع فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دهه ی ۱۳۸۰، وضعیت زنان را در این دوره بررسی نماید. گزارشی که با این هدف تهیه شده است، به ترتیب زیر، تلفیقی از اهداف توصیفی، تحلیلی و کاربردی را پوشش می دهد:
  • شناسایی و تشریح ابعاد گوناگون وضعیت زنان ایرانی طی دهه ی ۱۳۸۰،
  • مقایسه ی وضعیت زنان در سطح مناطق گوناگون کشور و همچنین وضعیت زنان ایرانی با زنان برخی کشورهای دیگر (در حد اطلاعات موجود)،
  • تحلیل و تبیین زمینه ها و علل مرتبط با محدودیت ها و مشکلات زنان،
  • طرح پیشنهادهایی کاربردی برای ارتقای شاخص های توسعه ی انسانی زنان و تحقق عدالت جنسیتی.
با لحاظ کردن اهداف و قلمروی یادشده به نظر می رسد این پژوهش نسبت به آثار پیش از خود، از چند مزیت زیر بهره مند باشد:
با توجه به اینکه درباره ی تشریح وضعیت زنان در بازه ی زمانی۱۳۸۰-۱۳۹۰ هنوز اثری منتشر نشده است، این گزارش در نوع خود سنگ بنایی مهم برای آثار بعدی محسوب می شود؛
این پژوهش نسبت به آثار مشابه از تنوع موضوعی بیشتری بهره مند است و مسائل زنان را از بیست و چهار دیدگاه متفاوت تشریح می کند؛
محورهای مورد نظر، به سیاق آثار پیشین، فقط در قالب آماری توصیف نشده اند، بلکه هر مبحث با تکیه بر مبانی مفهومی و نظری مرتبط و با اتخاذ یک رویکرد تحلیلی مطالعه شده است.

چارچوب گزارش

از نظر منطق کار، همه ی مقالات بر اساس مطالعه ی اسنادی و مرور نظام مند یافته های پژوهشی تدوین شده است. همه ی محققان، مطالعه ی خود را بر رویکردی جنسیتی بنا کرده اند؛ به این معنا که وضعیت زنان بر اساس مقایسه ی وضعیت آن ها با وضعیت مردان گزارش شده است. زیرا ممکن است در اثر تحولات ساختاری جامعه، همانند مردان، میزان بهره مندی زنان از منابع ارزشمند افزایش یافته باشد، اما میزان شکاف میان مردان و زنان همچنان ثابت مانده باشد. بنابراین، پرسش های اصلی عبارت است از:

زنان ایرانی در دهه ی ۱۳۸۰، از نظر فردی و اجتماعی در چه وضعیتی بوده اند؟
آیا دارایی های فردی و جمعی زنان ایرانی به شیوه ای نهادی بیشتر شده است؟
آیا شکاف میان مردان و زنان در بهره مندی از منابع و فرصت های ارزشمند کاهش یافته است؟
با تکیه بر نگرشی نهادگرایانه، چه اقداماتی می توان انجام داد تا زنان ایرانی توانمندتر شوند و آثار تبعیض جنسیتی کاهش یابد؟
بهره گیری از اصطلاحاتی مانند «دستیابی به منابع و فرصت های ارزشمند»، «توسعه ی انسانی»، «تبعیض جنسیتی» و «توانمندسازی زنان» همچون یک چتر مفهومی مشترک در نظر گرفته شد تا به مثابه ی یک رشته ی مشترک، مقالات پژوهشی متفاوت را به یکدیگر پیوند دهد و بین آن ها نوعی همسویی مفهومی و نظری ایجاد کند.

سازمان دهی مباحث

در این گزارش، جنبه های متفاوت مسائل زنان در سه سطح خرد، متوسط و کلان به ترتیب زیر دسته بندی شده اند:

سطح خرد: این بخش شامل سه مبحث است. در مبحث اول، سیمای جمعیتی زنان، شامل باروری، مرگ ومیر و امید زندگی زنان در ایران (دکتر شهلا کاظمی پور)، ویژگی های جمعیتی زنان سالمند طی دهه ی نود شمسی (دکتر زینب کاوه فیروز)، و جنبه های مهاجرت داخلی زنان در ایران (دکتر محمد میرزایی و علی قاسمی اردهائی) توصیف شده است. در مبحث دوم، وضعیت تحصیلات پایه و دانشگاهی زنان زنان و آموزش در ایران (روندپژوهشی سال های ۱۳۸۰-۱۳۹۰) (دکتر مسعود فراستخواه، رضا منیعی، محمد آتشک) بررسی شده و در مبحث سوم، سلامت جسمی، بیماری و بهداشت باروری زنان در سال های ۱۳۸۰-۱۳۹۰ در ایران (دکتر شیرین احمدنیا) و بررسی سلامت روان زنان در ایران (دکتر احمد نوربالا و فاطمه نوربالا) تحلیل شده است.

سطح متوسط: در این بخش، تحلیل اجتماعی وضعیت و تغییرات ازدواج و طلاق در ایران دهه ی هشتاد (با تاکید بر وضعیت زنان) (دکتر امید علی احمدی)، و نگرش زنان به هنجارهای خانوادگی و آگاهی های جنسیتی؛ تحلیلی از یافته های پیمایش های ملی در دهه ی ۱۳۸۰ (دکتر محسن گودرزی) تشریح شده است.

سطح کلان: در این بخش، جایگاه زنان در نظام های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه تحلیل و توصیف شده است.
وضعیت زنان از منظر اقتصادی بر اساس چهار مبحث فقر معیشتی و اشتغال زنان در ایران: ۱۳۸۰-۱۳۹۰ (دکتر حسین راغفر و میترا باباپور)، ارزش اقتصادی کار خانگی زنان (دکتر حسن طایی و نرگس مرادی)، نسل جدیدی از زنان سرپرست خانوار (دکتر ژاله شادی طلب و پریسا نخعی) و جایگاه زنان در مشاغل مدیریتی ایران دهه ی ۱۳۸۰ شمسی (دکتر زهرا نژادبهرام) تحلیل شده است.
در حوزه ی سیاست، دو مبحث مرتبط با یکدیگر تحت عنوان تحولات مشارکت سیاسی زنان در دهه ی ۱۳۸۰ خورشیدی (دکتر الهه کولایی) و مشارکت زنان در مناصب سیاسی (دکتر احمد گل محمدی) مطالعه شده است.
قلمرو فرهنگ، دربردارنده ی مباحث متنوعی مانند گذران اوقات فراغت و مصرف فرهنگی زنان (دکتر محمد فاضلی و نفیسه رضایی)، زنان ناشر در دهه ی ۱۳۸۰ شمسی (مجید صیادی)، درآمدی بر وضعیت زنان در مطبوعات و مطبوعات زنان در ایران (با تاکید بر دهه ی ۱۳۸۰-۱۳۹۰) (دکتر هادی خانیکی)، حضور زنان ایرانی در عرصه های گوناگون هنری (دکتر اعظم راودراد) و زنان برگزیده ی سال های ۱۳۸۰-۱۳۹۰ (دکتر زهرا شجاعی، عارفه توانافر، سعیده چمنی و مریم فاضلی) است.
در عرصه ی اجتماعی ابتدا موضوع مشارکت اجتماعی زنان در ایران (تحلیلی جنسیتی در سطح ملی و جهانی) (دکتر مرضیه موسوی خامنه و دکتر افسانه کمالی) و در مرحله ی دوم وضعیت حقوقی زنان ایرانی در دهه ی ۱۳۸۰ (اشرف گرامی زادگان) تحلیل شده است. سپس آسیب های اجتماعی معطوف به شرایط زیست زنان شامل جرائم و بزهکاری زنان (دکتر سید حسین سراج زاده و احمد جعفری) و ترس زنان در ایران از جرم و بزه دیدگی زنان (دکتر شهلا معظمی و نسیم جانفدا) بررسی شده است.
در خاتمه، یک بار نیز از منظری کل گرایانه، وضعیت زنان ایرانی در دهه ی ۱۳۸۰: مقایسه ی شاخص های جنسیتی ایران با کشورهای جهان و منطقه (دکتر سوسن باستانی و دکتر منصوره اعظم آزاده) تشریح شده است.
جای بسی امید است که در جامعه ی ایران نهاد های مدنی دانش محور به سطحی از رشد یافتگی نائل شده اند که مسائل زنان را بخشی از مسائل کشور تلقی می کنند و با یک ترکیب متعادل جنسی از پژوهشگران برجسته به تتبع در این زمینه می پردازند. انتظار می رود اطلاعات سامان یافته در این مجموعه برای اهل علم و کارگزاران و مدیران جامعه راهگشا باشد.

فاطمه جواهری
دانشیار جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی
نشانی الکترونیک: javaheri@khu.ac.ir

بخش اول: سطح خرد

فصل اول: سیمای جمعیتی زنان

باروری، مرگ ومیر و امید زندگی زنان در ایران

شهلا کاظمی پور*
*دانشیار و معاون پژوهشی موسسه ی مطالعات و پژوهش های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه
نشانی الکترونیک: skazemipour@gmail.com

چکیده

طی یک قرن اخیر، میزان های حیاتی جمعیت بیشتر کشورهای جهان دستخوش تغییرات اساسی شده است؛ میزان های موالید و باروری و مرگ ومیر آن ها کاهش یافته است. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته در نیمه ی اول قرن بیستم این میزان ها به حداقل رسیده اند، و در نتیجه ی کاهش مرگ ومیر، امید زندگی آن ها افزایش چشمگیری داشته است. از نیمه ی دوم قرن بیستم، با انتقال امکانات بهداشتی و درمانی به کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته، میزان های حیاتی این کشورها نیز با شدت و ضعف های متفاوت شروع به کاهش کرده است.
در ایران نیز از حدود سال ۱۳۰۰، میزان های خام مرگ ومیر و مرگ ومیر اطفال رو به کاهش گذاشت و پس از یک دوره ی پنجاه ساله ی عدم تغییر در میزان باروری، از حدود سال ۱۳۵۰، این میزان سیری کاهنده آغاز کرد و از حداکثر طبیعی (حدود ۵ /۷ فرزند) در این سال، به زیر سطح جانشینی (۸ /۱ فرزند) در سال ۱۳۹۰ رسید.
کاهش میزان های مرگ ومیر و مرگ ومیر اطفال در کشور باعث شده است اولاً امید زندگی مردان و زنان افزایش یابد و از رقم حدود ۵۷ سال در سال ۱۳۵۵ به ۷۳ سال در سال ۱۳۹۰ برسد؛ ثانیاً رقم مربوط به زنان، که در سال ۱۳۵۵ کمی کمتر از مردان بود، در سال ۱۳۹۰، با ۵ /۲ سال تفاوت نسبت به مردان، به ۶ /۷۴ سال برسد.
در این مقاله روند تحولات میزان های حیاتی جمعیت ایران را با تاکید بر نقش و جایگاه زنان در سال های ۱۳۸۰-۱۳۹۰ بررسی می کنیم و به مقایسه ی تطبیقی این میزان ها با ارقام مشابه در سال های قبل، کشورهای اسلامی و کل کشورهای جهان می پردازیم.
روش مطالعه تحلیل ثانوی است و اطلاعات لازم از آمارهای رسمی منتشرشده توسط مرکز آمار ایران، سازمان ثبت احوال، دفتر جمعیت سازمان ملل متحد و سایر تحقیقات معتبر گردآوری شده است. 

کلیدواژه ها: میزان های حیاتی، میزان باروری کل، میزان مرگ ومیر، امید زندگی، گذار جمعیتی.

۱. مقدمه

«عناصر اصلی تغییر و تحولات جمعیت، باروری، مرگ ومیر و مهاجرت هستند که به تغییر در ساختمان جمعیت و حتی ساخت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع نیز منجر می گردند» (ویکس(۱)، ۱۳۸۵: ۱۱۰). این متغیرها ویژگی های اساسی هر جمعیت هستند و آینده ی جمعیتی جوامع را نیز تعیین می کنند.
هارپر(۲) (۲۰۰۴) معتقد است «گرچه این عوامل مولفه های اصلی جمعیت شناخته می شوند و ماهیتی جمعیت شناختی دارند، مستقل از محیط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیستی نیستند. در حقیقت، در تعاملی دوسویه با محیط به سر می برند، در آن ها تاثیر می گذارند و از آن ها تاثیر می پذیرند. به طورکلی، گستره ی وسیعی از عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و روان شناسی در پویایی جمعیت ها اثر می گذارند»
(شریفی، ۱۳۸۵: ۱۷۲).
نظریه های انتقال جمعیت و انتقال اپیدمیولوژیک دو نمونه ی بارز از تلاش های دانشمندان برای ایجاد چارچوب مفهومی برای مطالعه ی علمی پویایی جمعیت در عصر حاضرند. انتقال جمعیت ناشی از تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که در تغییرات باروری و مرگ ومیر انعکاس می یابد و منشا آثار و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی است. تغییرات ساختاری و فرآیند نوسازی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، جوهر اصلی انتقال جمعیت به شمار می آیند.
طی یک قرن اخیر، میزان های حیاتی جمعیت بیشتر کشورهای جهان تغییرات اساسی یافته است و میزان های موالید و باروری و مرگ ومیر آن ها سیری کاهنده یافته است. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته در نیمه ی اول قرن بیستم این میزان ها به حداقل رسیده اند و در نتیجه ی کاهش مرگ ومیر، امید زندگی جمعیت آن ها افزایش چشمگیری داشته است. از نیمه ی دوم قرن بیستم با انتقال امکانات بهداشتی درمانی به کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته، میزان های حیاتی این کشورها نیز با شدت و ضعف های متفاوت شروع به کاهش کرده است.
در ایران نیز از حدود سال ۱۳۰۰، میزان های خام مرگ ومیر و مرگ ومیر اطفال رو به کاهش گذاشت و پس از یک دوره ی پنجاه ساله ی تغییرنیافتن میزان باروری (با افزایش طول عمر زنان در معرض باروری این میزان با افزایش نسبی نیز همراه بوده است)، از حدود سال ۱۳۵۰، سیر کاهنده ی خود را آغاز کرد و از سطح حداکثر طبیعی (حدود ۵/۷ فرزند) در این سال، به زیر سطح جانشینی (۸/۱ فرزند) در سال ۱۳۹۰ رسید. بیشتر پژوهشگران در مطالعات خود در زمینه ی شناخت علل کاهش باروری در ایران، مسائل اجتماعی- فرهنگی و ارتقای جایگاه زنان و بهبود اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن ها را از عوامل اصلی دانسته اند. کاهش میزان های خام مرگ ومیر و مرگ ومیر اطفال نیز به بهبود وضعیت زنان در این زمینه منجر شده است و حتی میزان های مرگ ومیر زنان در سال های اخیر از مردان کمتر شده است.
در این مطالعه، ضمن شناخت روند تحولات میزان های حیاتی جمعیت ایران، با تاکید بر نقش و جایگاه زنان در سال های ۱۳۸۰-۱۳۹۰، به مقایسه ی تطبیقی این میزان ها با ارقام مشابه در سال های قبل، کشورهای اسلامی، کشورهای واقع در منطقه ی آسیا و اقیانوسیه و کل کشورهای جهان می پردازیم تا بتوانیم جایگاه و وضعیت اجتماعی- فرهنگی زنان را بر اساس این میزان ها و تحولات مرتبط با آن ها شناسایی و بررسی کنیم.
اطلاعات و آمار مربوط به میزان های بالا را از آمارهای رسمی منتشرشده توسط مرکز آمار ایران، سازمان ثبت احوال، دفتر جمعیت سازمان ملل متحد و تحقیقات معتبر دیگر گردآوری کرده ایم.
در گذشته در تمام کشورهای دنیا میزان موالید و مرگ ومیر، هر دو، در سطح حداکثر طبیعی (به ترتیب حدود ۴۰ و ۳۵ در ۱۰۰۰) بود و جمعیت به کندی افزایش می یافت. از اواسط قرن هفدهم و در نتیجه ی توسعه ی امکانات بهداشتی درمانی، میزان مرگ ومیر ابتدا در کشورهای توسعه یافته و سپس در کشورهای در حال توسعه سیری کاهنده یافت؛ به طوری که در بسیاری از کشورها به رقم کمتر از ۳ تا ۴ در هزار رسید و رشد جمعیت رو به فزونی گذاشت (لوکاس(۳)، ۱۳۸۱: ۸۱).
مالتوس (۱۷۶۶-۱۸۳۴) در رساله اش در مورد اصل جمعیت در سال ۱۷۹۸ به فزونی جمعیت بر وسایل معاش تاکید کرد. او معتقد بود بین دو نیاز اساسی انسان، یعنی معاش یا غذا و علاقه ی بین دو جنس یا آمیزش جنسی تضاد وجود دارد. اگر معاش افزایش یابد، جمعیت در صورت پیشگیری نکردن از بارداری تا محدوده های معاش افزایش خواهد یافت. مالتوس برای مقابله با این مسئله به دو دسته عوامل اشاره کرده است:

۱. مقابله های اجباری؛ شامل فقر، بیماری، اپیدمی ها، قحطی و جنگ که با علل مرگ ومیر ارتباط داشتند و میزان های مرگ ومیر را افزایش می دادند.
۲. مقابله های بازدارنده از موالید، مانند سقط جنین و جلوگیری از حاملگی که آن ها را حیله های نامناسب می نامید.

او مقابله های اجباری و بازدارنده را بدبختی و گناه تلقی می کرد. به همین دلیل، مقوله ی جدیدی از اقناع اخلاقی برای کاهش موالید پیشنهاد کرد که عبارت بود از: به تعویق انداختن ازدواج تا زمان فراهم شدن وسایل لازم برای حمایت از یک خانواده (همان: ۴۶).
پس از مالتوس، سایر صاحب نظران کم کم بحث کنترل موالید و پیشگیری از بارداری را مطرح کردند و با اشاعه ی این نظریه ها و ابداع و توسعه ی وسایل پیشگیری از بارداری، میزان موالید و باروری ابتدا در کشورهای صنعتی و توسعه یافته و سپس در کشورهای در حال توسعه کاهش یافت.
ایران که در زمره ی کشورهای در حال توسعه است، تا سال ۱۳۰۰ در مرحله ی اول انتقال جمعیتی قرار داشت، میزان های موالید و مرگ ومیر در کشور در سطح حداکثر طبیعی بود و امید زندگی یا عمر متوسط بسیار کوتاه بود (حدود ۳۵ سال). از سال ۱۳۰۰ به بعد، در نتیجه ی ثبات سیاسی و برقراری ارتباط با سازمان های بین المللی و ورود امکانات بهداشتی و درمانی به کشور، میزان مرگ ومیر سیر کاهنده گرفت؛ ولی میزان موالید نه تنها کاهش نیافت، به دلیل افزایش طول عمر زوجین، بیشتر نیز شد. این روند تا سال ۱۳۴۵ ادامه داشت و رشد جمعیت طی این سال ها از ۵ /۰ درصد به ۳ درصد در سال رسید و جمعیت کشور از حدود ۱۰ میلیون نفر در سال ۱۳۰۰، به ۲۵ میلیون نفر در سال ۱۳۴۵ افزایش یافت.
«با تاسیس معاونت جمعیت و تنظیم خانواده به عنوان دستگاه اجرایی سیاست های تنظیم و کنترل موالید در وزارت بهداری وقت و اجرای این برنامه ها (۱۳۴۶) میزان موالید به‎تدریج رو به کاهش گذاشت» (میرزائی و دیگران، ۱۳۸۴: ۷). پس از یک وقفه ی ده ساله (سال های ۱۳۵۷ـ۱۳۶۷) که میزان موالید و باروری در کشور بار دیگر افزایش یافت، از سال ۱۳۶۷ این میزان ها با کاهش همراه شد؛ به طوری که در سال ۱۳۹۰ به ترتیب به ۲ /۱۶ در هزار و ۸ /۱ فرزند (به زیر سطح جانشینی، یعنی ۱ /۲ فرزند) رسیده اند.
مطالعه ی روند تحولات موالید و باروری زنان در ایران و روند تحولات میزان های مرگ ومیر و امید زندگی آن ها و مقایسه ی تطبیقی این آمارها با آمارهای مشابه در کشورهای گوناگون جهان و کشورهای اسلامی طی سال های ۱۳۸۰ـ۱۳۹۰ می تواند به شفاف شدن موضوع و جایگاه ایران در بین کشورهای گوناگون کمک کند.
هدف اصلی این تحقیق، مطالعه ی روندهای باروری، مرگ ومیر و امید زندگی زنان در ایران در مقایسه با سال های گذشته، مناطق و کشورهای جهان، کشورهای اسلامی، کشورهای منطقه ی آسیا و اقیانوسیه و مردان (به استثنای باروری) است. به طور کلی اهداف پژوهش عبارت اند از:

۱. مطالعه ی روند تحولات میزان های موالید و باروری در ایران طی سال های ۱۳۸۰ـ۱۳۹۰ و مقایسه ی تطبیقی آنها با سال های گذشته، سایر کشورهای جهان، کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه ی آسیا و اقیانوسیه؛
۲. مطالعه ی روند تحولات میزان های خام مرگ ومیر و مرگ ومیر اطفال در مورد زنان در ایران طی سال های ۱۳۸۰ـ۱۳۹۰ و مقایسه ی تطبیقی این میزان ها با ارقام مشابه برای مردان و سال های گذشته، سایر کشورهای جهان، کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه ی آسیا و اقیانوسیه؛
۳. مطالعه ی روند تحولات امید زندگی زنان در ایران طی سال های ۱۳۸۰ـ۱۳۹۰ و مقایسه ی تطبیقی آن با آمار مشابه برای مردان، سال های گذشته، سایر کشورهای جهان، کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه ی آسیا و اقیانوسیه؛
۴. تحلیل و ارزیابی علل و عوامل تغییر و تحولات میزان های موالید و باروری، مرگ ومیر و امید زندگی زنان در ایران؛
۵. برآورد چشم انداز آتی میزان های موالید و باروری، مرگ ومیر و امید زندگی زنان و ارائه ی راهبردها و سیاست های لازم برای بهبود این میزان ها.
این مطالعه از نوع تطبیقی و مقایسه ای است. در این پژوهش به مقایسه ی میزان های موالید و باروری، مرگ ومیر و امید زندگی زنان و مردان در طول زمان و کشورها و مناطق متفاوت می پردازیم.
اطلاعات و آمار مربوط به میزان های بالا را از آمارهای رسمی منتشرشده توسط مرکز آمار ایران، سازمان ثبت احوال، دفتر جمعیت سازمان ملل متحد و سایر تحقیقات معتبر به دست آورده ایم.

۲. تعریف ها و مفاهیم

«ولادت و مرگ وقایع حیاتی اصلی هستند و در زندگی، هیچ واقعه ای نیست که مهم تر از ولادت و مرگ باشد. ولادت آغاز و مرگ پایان حیات فیزیکی هر فرد است؛ بنابراین تعریف دقیق و روشن این وقایع اهمیت زیادی دارد» (سرائی، ۱۳۹۰: ۴۳).

ولادت و باروری و ارقام مربوط به آن ها

الف. ولادت

شرایاک و سیگل (۱۹۷۱) معتقدند که «ولادت خارج شدن یا خارج کردن کامل محصول انعقاد نطفه از مادر است؛ صرف نظر از طول دوره ی حاملگی، به صورتی که پس از این جدایی، مولود نفس بکشد یا نشانه ی دیگری از حیات بروز کند» (سرائی، ۱۳۹۰: ۴۳). در این تعریف پیداست که علاوه بر مواردی که کودک زنده متولد می شود و سال ها زندگی می کند، مولودی هم که پیش از ثبت ولادت و گرفتن شناسنامه می میرد و حتی یک شبانه روز هم زندگی نمی کند، در زمره ی «ولادت» محسوب می شود. طبق قوانین بیشتر کشورهای جهان، گزارش و ثبت وقوع هر نوع تولد زنده الزامی است.

ـ میزان خام موالید ((CBR(۴): «میزان خام موالید برابر است با تعداد نوزادان زنده متولدشده در یک سال در ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت» (اری اگا(۵)، ۱۳۷۸: ۲۲۹).

ـ میزان باروری عمومی ((۶)GFR): «میزان باروری عمومی برابر است با تعداد تولدهای زنده در یک سال در ازای هر ۱۰۰۰ زن ۱۵ تا ۴۹ ساله» (همان: ۲۳۰).

ـ میزان های باروری ویژه ی سنی ((۷)ASFR): «میزان های باروری ویژه ‎ی سنی بر اساس تعداد موالید مربوط به مادران در یک سن با یک گروه سنی در یک سال نسبت به ۱۰۰۰ زن واقع در همان سن یا گروه سنی محاسبه می شود» (همان: ۲۳۱).

ـ میزان باروری کل ((۸)TFR): «این میزان برابر است با میانگین شمار فرزندانی که هر زن تا پایان دوره ی باروری خود (اگر قرار باشد که در طول سال های فرزندآوری خود الگویی مطابق با میزان های باروری ویژه ی سنی یک سال معین داشته باشد) به دنیا خواهد آورد» (هاپت(۹) و تی کین، ۱۳۸۷: ۲۸).

ب. باروری سطح جانشینی

باروری سطح جانشینی سطحی از باروری است که زنان در یک نسل مشابه، تعداد دخترانی کاملاً متناسب با تعداد خود برای جانشینی خودشان دارند. این رقم برای هر زوج با توجه به وضعیت بازماندگی زوجین حدود ۱/۲ تا ۵/۲ فرزند است. زمانی که باروری به سطح جانشینی رسیده باشد، به تدریج تعداد موالید با تعداد مرگ ومیر برابر می شود و در صورت فقدان مهاجرپذیری و مهاجرفرستی، در نهایت رشد جمعیت متوقف می شود و حالتی ایستا به خود می گیرد. زمان لازم برای این فرآیند، بر اساس ساختار سنی جمعیت، متفاوت و متنوع است (همان: ۳۱).

مرگ ومیر، امید زندگی و میزان های مربوط به آن ها

الف. مرگ

«مرگ ناپدید شدن همه ی شواهد حیات یا توقف بی بازگشت وظایف و کارکردهای حیاتی در هر زمانی پس از وقوع ولادت است» (سرائی، ۱۳۹۰: ۷۶).
در این تعریف دو نکته ی اساسی مورد توجه است: ۱. مرگ ادامه ی زندگی است؛ ۲. مبدا زندگی زمان ولادت است.
بنا بر این تعریف، مرگ قبل از تولد یا «مرگ جنینی» مشمول تعریف «مرگ» نمی شود.
ـ میزان خام مرگ ومیر ((۱۰)CDR): میزان خام مرگ ومیر برابر با تعداد مرگ ها در یک سال در ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت است.
ـ میزان مرگ ومیر اطفال ((۱۱)IMR): میزان مرگ ومیر اطفال (کودکان زیر یک سال) برابر با تعداد مرگ های این گروه از کودکان در یک سال در ازای هر ۱۰۰۰ تولد در همان سال است (هاپت و تی کین، ۱۳۸۷: ۲۵).

ب. امید زندگی

ـ امید زندگی در لحظه ی تولد ((۱۲)LE): امید زندگی در لحظه ی تولد برابر با متوسط سال هایی است که شخص در هنگام تولد انتظار دارد زندگی کند. به این زندگی در هر لحظه از لحظات حیات فرد «احتمال بقا»(۱۳) یا توان زندگی می گویند.
ـ عمر متوسط(۱۴): «عمر متوسط برابر با تعداد متوسط سال هایی است که هر فرد در جامعه و زمان خاصی زندگی می کند» (کاظمی پور، ۱۳۸۴: ۱۰۴).

نظرات کاربران درباره کتاب گزارش وضعیت اجتماعی زنان در ایران - مجموعه مقالات

// ◄فیدیبو: با سلام فیدیبو در مورد قیمت گذاری کتاب ها هیچ گونه دخالتی ندارد و قیمت ها مستقیم توسط دسترسی هایی که ناشرین به پنل خود دارند تعیین می شود. // قیمت کتابها بسیار گران است .
در 2 سال پیش توسط