فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب ناگفته‌هایی درباره سیاست نفتی ایران در دهه پس از ملی شدن و یادداشت های فؤاد روحانی نخستین دبیرک

نسخه الکترونیک کتاب ناگفته‌هایی درباره سیاست نفتی ایران در دهه پس از ملی شدن و یادداشت های فؤاد روحانی نخستین دبیرک به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب ناگفته‌هایی درباره سیاست نفتی ایران در دهه پس از ملی شدن و یادداشت های فؤاد روحانی نخستین دبیرک

کتاب «ناگفته‌هایی درباره سیاست نفتی ایران در دهه پس از ملی شدن و یادداشت‌های فؤاد روحانی نخستین دبیرکل سازمان کشورهای صادر کننده نفت اوپک» نوشته غلامرضا تاج‌بخش است.
اوراق شخصی روحانی در اوایل سال ۱۳۸۵ یعنی نزدیک به سه سال پس از درگذشت آن زنده‌یاد در یک کارتن سنگین وزن در امریکا به‌دستم رسید. اولین موضوعی که با اشتیاق در میان انبوه اوراق رسیده به‌دنبالش گشتم و از یافتن آن بسیار خوشحال شدم، یادداشت‌هایی بود که روحانی در دوران دبیرکلی اوپک گردآورده بود.
در این مجموعه، نوشته‌ای درباره‌ی اولین دوره از خدمت دبیرکلی که از بهمن ۱۳۳۹ (فوریه ۱۹۶۱) آغاز می‌گردد، موجود نیست. همه‌ی اوراق در تشریح حدود دو سال از فعالیت سازمان متعاقب چهارمین کنفرانس اوپک است که با انتشار قطعنامه‌های سه‌گانه‌ی اوپک در تیرماه ۱۳۴۱ (ژوئن ۱۹۶۲) شروع می‌شود.
مدارک در سه پرونده‌ی قطور با عنوان مذاکرات (Negotiations) جمع‌آوری شده و با شماره‌های ۱ تا ۳ مشخص گردیده است. بخش اول و بسیار کوتاه اسناد در تشریح اقدامات دولت ایران در اجرای قطعنامه‌های سه‌گانه در دو هفته‌ی آخر دوران نخست‌وزیری علی امینی است. بخش عمده و درواقع مهم‌ترین نوشته‌ها مربوط به نزدیک به بیست ماه دوران نخست‌وزیری اسدالله علم است.
در بخشی از این دوران عبدالله انتظام رئیس هیات‌مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران است که در مرحله‌ای حساس از مذاکره با شرکت‌ها از خدمت برکنار می‌گردد و دکتر منوچهر اقبال به جای او برگزیده می‌شود. عبدالحسین بهنیا در این ایام وزیر دارایی ایران است و پس از کنار رفتن از کابینه‌ی علم بنا به تقاضای شخصی‌اش علم تصدی وزارت دارایی را خود برعهده می‌گیرد و بهنیا در بقیه‌ی دوران نخست‌وزیری علم مشاور او در امور مربوط به نفت و اوپک است و در کابینه‌ی حسنعلی منصور که بعد از علم بر سر کار آمد، همین سمت برعهده‌ی او واگذار می‌شود.
اوپک در اواخر ۱۹۶۰ میلادی تأسیس شد و فواد روحانی در دومین کنفرانس (فوریه ۱۹۶۱) به دبیرکلی آن برگزیده شد. یادداشت‌های او شامل مسائلی است که در فاصله‌ی چهارمین کنفرانس (خرداد ۱۳۴۱) و نشست مشورتی فروردین ۱۳۴۳ که هر دو در ژنو برگزار شد اتفاق افتاد. در کنفرانس چهارم سه قطعنامه به شماره‌های ۳۱، ۳۲ و ۳۳ به تصویب رسید و روحانی مأموریت یافت که برای اجرای مفاد آن‌ها به مذاکره با کمپانی‌ها بپردازد.
روحانی همین ماجرا را طی مقاله‌ای با عنوان «یادی از نظریه و روش دولت ایران نسبت به اوپک در سال‌های اول تأسیس آن سازمان» در ۱۱ مهر ماه ۱۳۷۵ انتشار داده است.
ویراستاران کتاب که از همکاران روحانی در سازمان اوپک بوده‌اند، پس از دستیابی به یادداشت‌های روزانه‌ی او با تحقیق در اسناد آزادشده‌ی وزارت خارجه ایالات متحده و بریتانیا و نیز اسناد شرکت نفتی توتال فرانسه بیست فصل کتاب را، از ایجاد سازمان اوپک دبیرکلی روحانی، تصویب قطعنامه‌ها، مذاکره با شرکت‌های نفتی و رویه‌ی شاه و دولت ایران در قبال اوپک تا پایان دبیرکلی روحانی، به‌طور مشروح نگاشته‌اند و جای‌جای آن را به یادداشت‌ها و مقاله‌ی روحانی ارجاع داده‌اند. ویراستاران در ادامه سرگذشت اوپک را تا تنظیم و تقدیم قرارداد الحاقی به مجلس شورای ملی دنبال کرده‌اند. بدنه‌ی اصلی کتاب پژوهش و نگارش ویراستاران و یادداشت‌ها و مقاله‌ی روحانی پیوست‌های کتاب است.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 6.33 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۱۹ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب ناگفته‌هایی درباره سیاست نفتی ایران در دهه پس از ملی شدن و یادداشت های فؤاد روحانی نخستین دبیرک

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۳. پژوهش در اسناد بایگانی های تاریخی

متن کامل نوشته های فواد روحانی با مقدمه ی کوتاهی که نوشته بودم، در اواسط سال ۱۳۸۶ آماده ی چاپ و انتشار بود. همان طور که در مصاحبه ی ۱۶ آبان ۱۳۸۶ با احمد احرار سردبیر روزنامه ی کیهان چاپ لندن متذکر شدم،(۶) در نظر داشتم کتاب یادداشت های روحانی را در همان ایام به مناسبت یک صدمین سالگرد تولد او انتشار دهم، ولی چون از سال ها پیش با مرکز اسناد ملی بریتانیا آشنا بودم(۷) و اطلاع داشتم که در میان اسناد طبقه بندی شده ی این مرکز که در سال های اخیر ترخیص شده(۸) مدارکی در باره ی پیدایش اوپک و فعالیت های آن در دسترس است، به فکر افتادم که پیش از انتشار یادداشت های روحانی از اسناد این منبع و همچنین از مرکز اسناد ملی ایالات متحده امریکا دیدن کنم و این اسناد را هم مرور کنم. در بررسی های اولیه در این دو مرکز، به مطالب جالبی برخوردم که نقطه نظرها و اقدامات شرکت های بزرگ نفتی و دولت های انگلستان و امریکا را در اختلافاتی که در آن روزها با کشورهای صادرکننده ی نفت عضو اوپک داشتند، به تفصیل منعکس می کرد و به علاوه در لابه لای مدارکی که می دیدم، به اوراق فراوانی برخوردم که تکنیک و ترفندهای ماهرانه ای را که به قصد مقابله با تصمیمات کشورهای عضو اوپک و به منظور خنثی کردن مصوبات و از هم پاشاندن این سازمان به کار برده بودند، برملا می ساخت. ملاحظه ی این اسناد مرا مصمم کرد که انتشار کتاب را موقتاً به تعویق اندازم و خلاصه ای از اهم اسناد بایگانی های مزبور در مسائل مورد بحث را گردآورم و با نوشته های روحانی که نظرات اوپک و کشورهای عضو را منعکس می کند، در یک کتاب منتشر کنم. تردیدی نداشتم که عرضه ی نظرات و دیدگاه های هر دو طرف دعوا ــ کشورهای صاحب نفت عضو اوپک از یک طرف و شرکت های بزرگ نفتی طرف قرارداد که از پشتیبانی بی حد و حصر دولت های انگلستان و امریکا بهره مند بودند از طرف دیگرــ نیاز به بررسی های گسترده ای دارد و به درازا می کشد، ولی برای روشن شدن بسیاری از نکته های مطرح شده در یادداشت های روحانی به نظرم این اقدام ضروری می بود. آماده کردن چنین مجموعه ای به ویژه برای پژوهشگران مسائل مربوط به نفت ایران، امکاناتی فراهم می آورد که با آگاهی بیش تری از جزئیات امور و رویدادهای آن ایام تصمیم گیری های گذشتگان را در امور مربوط به بهره بری از منابع نفتی ایران منصفانه ارزیابی نمایند. از سال ها پیش، بنا به گفته ی برخی از صاحب نظران، نفت ایران به درستی «مایه ی حیات و بلای جان» ملت ایران شناخته شده بود.
به دنبال پژوهش هایی که در این دو مرکز مهم در لندن و واشینگتن انجام داده بودم، در بهمن ماه ۱۳۸۶ امکان بررسی مجموعه ی دیگری از اسناد مربوط به اوپک را هم به دست آوردم. در آن روزها تصادفاً در پاریس به پیر بوفار(۹) یکی از دوستان فرانسویم برخوردم که در سال های آخر دهه ی ۵۰ با هم در انستیتوی تحقیقات عالی بین المللی دانشگاه پاریس هم کلاس بودیم. بوفار که در شرکت نفت توتال فرانسه شاغل بود و در همان ایام بازنشسته شده بود، توصیه کرد برای تکمیل بررسی هایم مدارک و اسناد شرکت نفت فرانسه را هم بررسی کنم و توضیح داد اسناد محرمانه ی این شرکت با بیش از سی سال قدمت همانند روش جاری در باره ی سایر اسناد دولتی از ردیف اسناد طبقه بندی ترخیص شده و جزو اسناد تاریخی در اختیار پژوهشگران قرار دارد. با راهنمایی این دوست قدیمی با مرکز اسناد تاریخی گروه نفتی توتال در ساختمان مرکزی این شرکت در محله ی لا دفانس(۱۰) پاریس مکاتبه کردم و در فوریه ۲۰۰۸ در این مرکز مشغول بررسی شدم و به اسناد بیش تری که با فعالیت های اوپک در سال های آغازین دهه ی ۶۰ مرتبط می شد دست یافتم.

۲. محتوای پرونده های شخصی فواد روحانی

اوراق شخصی روحانی در اوایل سال ۱۳۸۵ یعنی نزدیک به سه سال پس از درگذشت آن زنده یاد در یک کارتن سنگین وزن در امریکا به دستم رسید. اولین موضوعی که با اشتیاق در میان انبوه اوراق رسیده به دنبالش گشتم و از یافتن آن بسیار خوشحال شدم، یادداشت هایی بود که روحانی در دوران دبیرکلی اوپک گردآورده بود.
در این مجموعه، نوشته ای در باره ی اولین دوره از خدمت دبیرکلی که از بهمن ۱۳۳۹ (فوریه ۱۹۶۱) آغاز می گردد، موجود نیست. همه ی اوراق در تشریح حدود دو سال از فعالیت سازمان متعاقب چهارمین کنفرانس اوپک است که با انتشار قطعنامه های سه گانه ی اوپک(۵) در تیرماه ۱۳۴۱ (ژوئن ۱۹۶۲) شروع می شود. مدارک در سه پرونده ی قطور با عنوان مذاکرات (Negotiations) جمع آوری شده و با شماره های ۱ تا ۳ مشخص گردیده است. بخش اول و بسیار کوتاه اسناد در تشریح اقدامات دولت ایران در اجرای قطعنامه های سه گانه در دو هفته ی آخر دوران نخست وزیری علی امینی است. بخش عمده و درواقع مهم ترین نوشته ها مربوط به نزدیک به بیست ماه دوران نخست وزیری اسدالله علم است. در بخشی از این دوران عبدالله انتظام رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران است که در مرحله ای حساس از مذاکره با شرکت ها از خدمت برکنار می گردد و دکتر منوچهر اقبال به جای او برگزیده می شود. عبدالحسین بهنیا در این ایام وزیر دارایی ایران است و پس از کنار رفتن از کابینه ی علم بنا به تقاضای شخصی اش علم تصدی وزارت دارایی را خود برعهده می گیرد و بهنیا در بقیه ی دوران نخست وزیری علم مشاور او در امور مربوط به نفت و اوپک است و در کابینه ی حسنعلی منصور که بعد از علم بر سر کار آمد، همین سمت برعهده ی او واگذار می شود.
صورت جلسه ی مذاکره با شرکت های نفتی، کنفرانس ها و جلسه های مشورتی و قطعنامه های اوپک، بخش مهمی از این مجموعه را تشکیل می دهد. گزارش های تفصیلی که از جریان گفت وگو با نمایندگان شرکت ها و همچنین در باره ی امور جاری اوپک به شاه داده و نامه هایی که به نخست وزیر و وزیر دارایی و رئیس شرکت ملی نفت ایران و سایر مقامات ایرانی و مقامات کشورهای عضو نگاشته، همه را در این سوابق نگه داری کرده است.
یادداشت های روحانی اکثراً دست نویس است و با خطی خوب و به غایت سلیس و روان نگاشته شده است. برخی از گزارش ها و مطالب را روی کاغذهایی که مارک اوپک و یا شرکت ملی نفت ایران و یا نام شخص او را در صدر دارد، نوشته است. به هنگام سفر بعضاً از کاغذهای با مارک هتل محل اقامت استفاده کرده است. برخی مطالب فوری را در پشت کارت دعوت یادداشت نموده، و همه ی این مدارک را عیناً با دقتی خاص در پرونده ها حفظ کرده است.
نوشته ها حاکی است که در نتیجه ی پی گیری های مستمر دبیرکل که در سال های اولیه از حمایت بی دریغ همه ی کشورهای عضو بهره مند بود، شرکت های نفتی پس از مدتی سرسختی، در وضعی قرار گرفتند که هیچ راهی جز آن نداشتند که در پائیز سال ۱۳۴۲ (۱۹۶۳) با او بر سر میز مذاکره بنشینند. مشروح مذاکرات پیچیده و پر از دردسر او با شرکت های نفتی در صفحات فراوانی از یادداشت ها منعکس است. در پایان گفت وشنودهای طولانی، شرکت های عضو کنسرسیوم سرانجام کم هزینه ترین قطعنامه ها (قطعنامه ی ۳۴ ناظر به هزینه های فروش) را تا حدودی قبول کردند ولی در باره ی قطعنامه ی ۳۲ (ناظر به بازگردانیدن بهای نفت خام به سطح قیمت پیش از ۹ اوت ۱۹۶۰) مطلقاً زیر بار نرفتند و کوشش داشتند به هر ترتیبی که ممکن شود، قطعنامه را بی اثر سازند. مساعی دبیرکل برای قبولاندن اصلاح روش مالیاتی (قطعنامه ی ۳۳ مربوط به پرداخت واقعی بهره ی مالکانه) ظاهراً مورد قبول شرکت ها واقع شد ولی اجرای آن را موکول به قبول انصراف دولت های عضو از تعقیب قطعنامه ی ۳۲ اوپک در مورد بهای نفت و اعطای ۵ /۸ درصد تخفیف در بهای اعلان شده ی نفت خام نمودند. خلاصه ی پیشنهادی که کنسرسیوم به دولت ایران و مشابه آن را شرکت های ذی نفع به سایر دولت های عضو اوپک دادند، در حدود سه سنت و نیم در هر بشکه از نفت اضافه درآمد تامین می کرد که از انتظارات اعضای اوپک بسیار دور بود.
روحانی که از بدو تصدی دبیرکلی اوپک مرتباً با شاه در تماس بود و شاه را دقیقاً از آن چه در اوپک می گذشت مستحضر می ساخت و در هر مورد دستور می گرفت. او در یادداشت ها با صراحت تمام متذکر شده که از ابتدای تشکیل اوپک تا اوایل سال ۱۳۴۲ ــ به رغم تلقیناتی که از داخل و خارج برعلیه اوپک به کار می رفت ــ شاه را همچنان پشتیبان جدی اوپک و مصمم به اجرای مصوبات آن می دید. روایت هایی که با نهایت صداقت عرضه می دارد حاکی از بروز برخی دودلی هایی است که به نظر او در پایان مذاکره با شرکت ها و مشخص شدن پیشنهاد آنان در شاه پدیدار می شود و تدریجاً فزونی می گیرد و به دنبال گفت وگوهای طولانی علم با سر دنیس رایت، سفیر انگلستان در ایران، و اعزام مامور مخصوصی از طرف ایران به لندن برای انجام مذاکره با کنسرسیوم، شاه سرانجام در آذرماه ۱۳۴۲ (دسامبر ۶۳) آماده گردید پیشنهاد کنسرسیوم را مشروط به قبول تعدیلاتی بپذیرد. در این کار نقش اسدالله علم نخست وزیر وقت و همکاری نزدیک و آشکار او با سفیر دولت بریتانیا در ایران بسیار چشمگیر است. بخش پایانی یادداشت ها در نخستین ماه های نخست وزیری حسنعلی منصور نوشته شده است. نوشته های کوتاه این دوره با گفت وگوی سردی که وی همراه با هویدا وزیر دارایی وقت ایران در دیداری خصوصی در حاشیه ی جلسه ی مشورتی ژنو در عصر ۱۹ فروردین ۱۳۴۳ (۸ آوریل ۱۹۶۴) با زکی یمانی وزیر نفت عربستان سعودی داشتند، پایان می پذیرد. نظر به این که در جلسه ی مشورتی ژنو وحدت نظری بین کشورهای عضو اوپک وجود نداشت، تصمیم گیری نهایی در باره ی پیشنهاد شرکت ها میسر نگردید و موکول به جلسه ی بعد شد. دوران دبیرکلی روحانی هم در همین روزها به پایان رسید و طبعاً نوشته های او هم خاتمه یافت.
در این مجموعه ی شخصی روحانی که به دستم رسیده بود، فتوکپی دست نوشته ی مقاله ای را یافتم که روحانی در ۱۱ مهر ۱۳۷۵ برای انتشار در ره آورد فرستاده بود و در مقدمه ی این نوشته بدان اشاره شد. عنوان مقاله «یادی از نظریه و روش دولت ایران نسبت به اوپک در سال های اولیه ی تاسیس آن» است. او این مقاله را سی واندی سال پس از پایان خدمت در اوپک و با مرور یادداشت های روزانه ی این دوران و با بهره گیری از حافظه نگاشته و درواقع چکیده ی یادداشت های روزانه و در مواردی مکمل مطلب مندرج در یادداشت هاست. چون در نقل این مقاله در شماره ی ۶۳ فصل نامه ی ره آورد در بهار سال ۱۳۸۲ از قلم افتادگی هایی وجود داشت، متن کامل مقاله را همراه با یادداشت کوتاهی که به مناسبت بزرگداشت پنجاهمین سالگرد تاسیس اوپک تهیه کرده بودم، برای سردبیر ره آورد فرستادم و سپاسگزار شدم که در شماره ی ۹۶ این نشریه در پاییز ۱۳۹۰ آن را چاپ کردند.

۴. گسترش دامنه ی پژوهش ها

پژوهشی که شروع کرده بودم در اصل محدود به بررسی مجموعه ی اسناد دبیرکلی روحانی در اوپک بود و بدین ترتیب کارم با اتمام بررسی آخرین نوشته ی او در اواخر فروردین ۱۳۴۲ (آوریل ۱۹۶۴) به پایان رسیده بود، ولی اهمیت تلاش هایی که نخستین دبیرکل برای اجرای قطعنامه های سه گانه آغاز کرده و ناتمام مانده بود، کنجکاوی مرا برانگیخت که با استفاده از فرصتی که در پاریس به دست آورده بودم نظری اجمالی به اسناد بعد از آوریل ۱۹۶۴ موجود در این مرکز بیندازم و خیلی زود متوجه شدم که به گنجینه ی گرانبهایی دسترسی یافته ام. مدارکی که مرور می کردم اسناد بسیار گویایی در باره ی دگرگونی های بنیادینی بود که در روابط بین کشورهای صاحب نفت و شرکت های نفتی در نیمه ی دوم دهه ی ۶۰ و سال های اولیه ی دهه ی ۷۰ میلادی پدیدار شده بود. شرکت های نفتی در این سال ها با یکی از جدی ترین بحران های دوران فعالیت شان روبه رو شده و برای حفظ امتیازهای خود شدیداً به تکاپو افتاده بودند. شرکت ها در مذاکره با کشورهای عضو اوپک ناچاراً قبول کردند بهره ی مالکانه را به حساب هزینه ببرند مشروط بر آن که در مقابل کشورهای صاحب نفت در بهای نفت به طور مداوم تخفیفی به آن ها بدهند که با مخالفت کشورها برخورد کرده بود و سرانجام مجبور شدند میزان تخفیف مورد تقاضا را ظرف چند سال به تدریج کم و کم تر کنند و بالاخره از آن چشم بپوشند.
یادآوری گردد که راجع به ملی شدن صنعت نفت ایران از زوایای مختلف پژوهشگرانی که بعضاً از مدیران و دست اندرکاران نفت بوده اند، مقاله ها و کتاب های جالبی نگاشته اند.(۱۱) منابع مورد استفاده و استناد غالب آنان ــ سوای دانش و تجربیات شخصی ــ اسناد و مدارک ترخیص شده از بایگانی مراکز اسناد ملی کشورهای غربی مربوط به رویدادهای دهه ی ۵۰ میلادی بوده است. ولی در باره ی دگرگونی های بی سابقه ای که بر سر بهره برداری از نفت ایران در دهه های ۶۰ و ۷۰ رخ داد ــ و بنیان گذاری سازمان اوپک و شروع چالش دسته جمعی ایران و سایر کشورهای عضو اوپک سرآغاز آن نهضت بودــ چون اسناد و مدارک مربوط به این دوران هنوز در بایگانی های محرمانه و به دور از دسترس عموم قرار داشت، تحقیق جامع و کاملی امکان پذیر نبود. ولی اینک که گذشت زمان امکان ترخیص تدریجی اسناد طبقه بندی شده ی دو دهه ی ۶۰ و ۷۰ میلادی را بر طبق مقررات جاری در این کشورها میسر ساخته، پرده ی استتار از روی بسیاری از اسناد و مدارک برداشته شده است. بدین ترتیب پژوهشگران فرصت مغتنمی برای تشریح ناگفته هایی در باره ی مسائل پیچیده ی نفت به دست آورده اند.
با خود می اندیشیدم حال که ضمن بررسی یادداشت های نخستین دبیرکل اوپک حدود سه سال از فعالیت های اولیه ی این سازمان را مرور کرده ام، چه خوب است دامنه ی بررسی های انجام شده را که مربوط به دوره ی روحانی بود، گسترش دهم و اسناد مربوط به ده سال بقیه را نیز که هم اکنون در منابع پژوهشی معتبر موجود و در دسترس قرار دارد، گردآورم تا در آینده، اگر خود فرصتی برای بررسی آن به دست نیاورم، دیگران بتوانند احتمالاً آن را مورد استفاده قرار دهند. در باره ی عملی کردن این طرح از پاریس با دوست دیرینه ام فرخ نجم آبادی مقیم واشینگتن تلفنی مشورت و از او دعوت کردم که به پاریس بیاید و با استفاده از امکانی که به دست آمده به اتفاق هم برای گردآوری اسناد مورد بحث اقدام کنیم. انتخاب نجم آبادی به خاطر سوابق ممتد و باارزشش در باره ی اوپک و نفت ایران بود.(۱۲) نجم آبادی پیشنهاد و دعوت مرا با اشتیاق تمام پذیرفت و سریعاً به پاریس آمد و به اتفاق هم مدتی در اسناد تاریخی توتال کاوش کردیم و ضمن بررسی پرونده های مختلف این مرکز از اهم اسناد و مدارک مورد نظر رونوشت برداشتیم. برخی از این اوراق بیانگر تحولات عظیمی بود که تدریجاً و گاه به طور غیرمنتظره در روابط بین کشورهای صادرکننده ی نفت و دنیای صنعتی پدیدار شده بود. سیستم امتیازی که بیش از ۷۰ سال بر روابط بین شرکت های پرقدرت نفت و کشورهای صاحب نفت در این منطقه حکمفرما بود، در طول مدتی نسبتاً کوتاه ــ سیزده سال پس از پیدایش اوپک ــ به کلی از بین رفته بود. قطعنامه هایی که در سازمان ملل در زمینه ی حاکمیت دایمی و آزادی عمل ملت های جهان سوم در استفاده از منابع ثروت طبیعی بر طبق منافع ملی و الزام دولت های ملی کننده به پرداخت غرامت به تصویب رسیده بود، همراه با تصویب قطعنامه های ناظر به لزوم خودداری از توسل به زور و تهدید، راه را جهت نیل به اهداف و استیفای حقوق کشورهای عضو اوپک هموار کرده بود. ازجمله اوراق جالب دیگری که در بایگانی اسناد تاریخی توتال به اتفاق مرور کردیم، اسنادی در تشریح گفت وگوی وزرای نفت کشورهای عضو اوپک با نمایندگان شرکت ها در باره ی بهای نفت در کنفرانس اوپک در تهران در اسفند ۱۳۴۹ (فوریه ۱۹۷۱) بود. در این جلسه، همان طور که جمشید آموزگار در نامه ای که در ابتدای این پیش گفتار بدان اشاره شد توضیح داده است، به سبب پایداری و یک پارچگی کم نظیر اعضا در جهت هدف های اوپک، سازمان مزبور موفقیت بزرگی به دست آورد. شاه ایران همان طور که در سال های اولیه ی تشکیل اوپک پشتیبان این سازمان و مصوبات آن بود، این بار هم همراه با دیگر سران کشورهای عضو اوپک ــ و گاهی هم تندتر از دیگران ــ در برابر آزمندی ها و زورگویی های شرکت های نفتی جداً ایستادگی کرد و به آموزگار وزیر دارایی دستور داد به توصیه ی علم ــ وزیر دربارش ــ گوش نکند. این برنامه ی پژوهشی که در پاریس به اتفاق نجم آبادی شروع شد، طبعاً بار دیگر ما را برای تکمیل مدارک به مرکز اسناد ملی بریتانیا رهنمون شد و با سفر به انگلستان و ادامه ی پژوهش در این مرکز، اسناد بیش تری به دست آوردیم و بعد از بازگشت به امریکا کاوش در اسناد ملی ایالات متحده امریکا در کالج پارک ایالت مریلند را به اتفاق دنبال کردیم.
در این فاصله، از طریق اینترنت اطلاع حاصل شد که موسسه ی انگلیسی Cambridge Archive Editions در سال ۲۰۰۴، با اقدامی شایسته ی تقدیر، منتخبی از اسناد و مدارک مربوط به اوپک را که مرکز اسناد ملی بریتانیا تا سال ۱۹۷۴ ترخیص کرده بود، با ویراستاری بردت(۱۳) در مجموعه ای شش جلدی در ۴۴۰۰ صفحه تحت عنوان OPEC: Origins & Strategy, ۱۹۴۷‑۱۹۷۳ ریشه ها و استراتژی اوپک در سال های ۱۹۴۷‑۱۹۷۴ تنظیم و در سرفصل های مشخصی منتشر نموده است.(۱۴) بخش عمده ای از این اسناد و مدارک را پیش از آن در مرکز اسناد ملی بریتانیا دیده بودیم و از مدارک دیگر این نشریه هم با ذکر منبع و با سپاس از ویراستار و تهیه کنندگان بهره برداری نمودیم.
ناگفته نماند که پس از امضای قراردادهای الحاقی کنسرسیوم و ایران در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۵) و قراردادهای مشابهی که در همین ایام شرکت های ذی نفع با دیگر کشورهای منطقه امضا کردند، تلاش پی گیر و سرسخت ایران همراه با دیگر اعضای اوپک برای استیفای حقوق کامل بر منابع نفتی همچنان ادامه یافت و نزدیک به ده سالی طول کشید تا به نتیجه ی مطلوب برسد. ایران سرانجام در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳) موفق گردید کنترل عملیات نفت در حوزه ی قرارداد را که سال ها خواهان آن بود به طور کامل به دست آورد و به معنای کامل کلمه نفت ایران را ملی سازد. بر اساس قراردادی که بین شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیوم در تهران امضا شد ــ و در تاریخ خرداد ۱۳۵۲ (۳۱ ژوئیه ی ۱۹۷۳) به تصویب مجلس شورای ملی رسیدــ تصمیم گیری در باره ی کلیه ی عملیات نفتی در حوزه ی قرارداد ــ که شامل اکتشاف، تولید، پالایش، ترابری نفت خام و گاز طبیعی و فرآورده های نفتی بودــ از ید کنسرسیوم خارج شده و به شرکت ملی نفت ایران منتقل گردید. شرکت های سهامی اکتشاف و تولید و تصفیه ی نفت ایران که طبق مفاد قرارداد ۱۳۳۳ (۱۹۵۴) برای اداره ی عملیات نفت ایران در کشور هلند تشکیل شده بود، منحل شدند و در قبال خرید نفت خام و گاز طبیعی و فرآورده های نفتی ایران، شرکت های سهامدار در کنسرسیوم نفت ایران متعهد گردیدند با ایجاد شرکتی به نام شرکت خدمات نفت (Oil Services Company “OSCO”) کارشناسان و کادر فنی و اطلاعات و خدمات مربوط به اکتشاف و تولید را در اختیار شرکت ملی نفت ایران قرار دهند. برنامه ریزی کلیه ی عملیات و بودجه ی این شرکت منوط به تصویب شرکت ملی نفت ایران شد. شرکت ملی نفت ایران قبول کرد نفت خام تولیدی را ــ پس از برداشت نفت خام مورد نیاز برای مصارف داخلی و صادرات مستقل ایران (که میزان آن هر سال اضافه می شد و به ۵/ ۱ میلیون بشکه در سال ۱۹۸۱ می رسید) برای صادرات به شرکت های عضو کنسرسیوم بفروشد.

نظرات کاربران درباره کتاب ناگفته‌هایی درباره سیاست نفتی ایران در دهه پس از ملی شدن و یادداشت های فؤاد روحانی نخستین دبیرک