فیدیبو نماینده قانونی نشر فکربکر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کشاورزی در خراسان جنوبی

کتاب کشاورزی در خراسان جنوبی

نسخه الکترونیک کتاب کشاورزی در خراسان جنوبی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب کشاورزی در خراسان جنوبی

کشاورزی در استان خراسان جنوبی با وجود کم آبی و تسلسل دوره های طولانی خشکسالی باز هم بیشترین اشتغال را به خود اختصاص داده است اما کم آبی و فرآیند خشکسالی و خشکیدن قنات ها و چشمه ها و به دنبال آن مهاجرت و کوچ روستاییان به مراکز شهری و پاره ای از مسایل اجتماعی، کمبود نیروی کار در مراکز تولیدی کشاورزی از مشکلاتی است که فرآیند تولید محصولات را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. گسترش خرده مالکی با واگرایی تصاعدی روز به روز از امکان مکانیزاسیون کشاورزی می کاهد. پروسه ی تجمیع و یکپارچه سازی زمین های کشاورزی از شتاب لازم برخوردار نیست. کم آبی و تغییرات آب و هوایی و خشکسالی های ممتد با وجود این که ضربات مهلکی بر پیکره ی کشاورزی منطقه وارد نموده است اما تلاش و مقاومت مضاعفی را در تولیدکنندگان همراه با شیوه های تولیدی بهینه، القا نموده است. توجه به جداول و آماری که نشانگر تولید محصولات مختلف در خراسان جنوبی است، این نکته را به درستی روشن می سازد که با وجود همه محدودیت ها، هنوز هم تولیدات زراعی و باغی از میزان قابل قبولی برخوردار است.

ادامه...
  • ناشر نشر فکربکر
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 2.29 مگابایت
  • تعداد صفحات صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب کشاورزی در خراسان جنوبی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



یادداشت ناشر:

فرهنگ و تمدن ماهیت جامعه اند؛ به گونه ای که با شناخت این دو، می توان به جهان بینی و دیدگاه هر جامعه نسبت به زندگی پی برد. با این حال می توان گفت، ممکن است تمدن در هر جامعه ای یافت نشود، اما فرهنگ جزء جدا نشدنی جوامع بشری از ابتدا تا کنون است.
دکتر علی شریعتی از تمدن به عنوان مجموعه ای از اندوخته های مادی و معنوی انسان از آغاز تاکنون یاد می کند و فرهنگ را مجموعه ی اندوخته های مادی و معنوی یک قوم و نژاد خاص در طول تاریخ می داند. این طور که از این اندیشه پیداست علت تفاوت این دو، محدوده ی جغرافیایی است. در کشوری مثل ایران می توان از گوناگونی فرهنگ هایی چون لر، فارس، کرد و... دم زد، اما نمی توان اظهار داشت تنها یک قوم در متمدن شدن ایران زمین نقش داشته است بلکه همه با هم در به اوج رسیدن این تمدن بزرگ سهیم بوده اند.
خراسان؛ سرزمین خورشید، خاستگاه فرهنگ و تمدن اسلامی است که در گوشه گوشه ی آن خرده فرهنگ های اصیل و آداب رسوم بکر و به جای مانده از نیاکان به گونه ای ناب به چشم می خورد و بر خراسانیان پوشیده نیست که مردم جنوب این خطه، نقشی اساسی در نهادینه شدن این فرهنگ ناب انسانی داشته اند.
بی انصافی نیست اگر بگوییم خراسان جنوبی و فرهنگ و تمدنش، یا فرصت بروز نداشته، یا اینکه طی این سال ها و به دلیل دوری از پایتخت و شهرهای مهم ایران، به دست فراموشی سپرده شده است. حال آنکه جاذبه های فرهنگی و انسان شناسی اش نه به گواه ما که به اذعان گردشگران و میهمانان آن، به شدت دست نخورده و قابل تامل است.
بر آن شدیم تا گامی نه چندان بلند اما استوار و محکم در راستای ثبت و عرضه ی فرهنگ و تمدن خراسان جنوبی برداریم. در این راه به استقبال هر دیدگاه و اندیشه ای می رویم و دست یاری به سوی انسان شناسان دراز می کنیم. این مجموعه ی عظیم که نمایانگر گوشه ای از فرهنگ و تمدن بشری است، فرصتی است تا نام این گوشه از سرزمین خورشید، بار دیگر بر زبان ها جاری شود.
در این راه می ستاییم دلسوزی و همراهی همه ی استادان و پژوهشگران محترم و همکاران عزیزی که در این راه تلاش نمودند و سر تعظیم فرود می آوریم بر آستان مقدس پروردگار عالمیان که توان داد تا با یاری انسان ها از انسان بگوییم.

مهدی حبیبی
رئیس حوزه هنری خراسان جنوبی

سخنی با خوانندگان:

کشاورزی، واژه ای است که با زندگی انسان پیوندی ناگسستنی دارد. از زمانی که زندگی اجتماعی انسان آغاز شد، شاید اولین کشف انسان فرآیند روییدن و بالیدن گیاهان بوده است. شیوه های تولید و راهکارهای استحصال آب و اختراع ابزار و ادوات کشاورزی در طی قرن ها زندگی انسان تکوین یافت. حاصل تکامل و تکوین شیوه های تولید در اقلیم های متفاوت باعث خلق دانش بومی کشاورزی در آن منطقه گردید.
کشاورزی در استان خراسان جنوبی با وجود کم آبی و تسلسل دوره های طولانی خشکسالی باز هم بیشترین اشتغال را به خود اختصاص داده است اما کم آبی و فرآیند خشکسالی و خشکیدن قنات ها و چشمه ها و به دنبال آن مهاجرت و کوچ روستاییان به مراکز شهری و پاره ای از مسایل اجتماعی، کمبود نیروی کار در مراکز تولیدی کشاورزی از مشکلاتی است که فرآیند تولید محصولات را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. گسترش خرده مالکی با واگرایی تصاعدی روز به روز از امکان مکانیزاسیون کشاورزی می کاهد. پروسه ی تجمیع و یکپارچه سازی زمین های کشاورزی از شتاب لازم برخوردار نیست.
کم آبی و تغییرات آب و هوایی و خشکسالی های ممتد با وجود این که ضربات مهلکی بر پیکره ی کشاورزی منطقه وارد نموده است اما تلاش و مقاومت مضاعفی را در تولیدکنندگان همراه با شیوه های تولیدی بهینه، القا نموده است.
توجه به جداول و آماری که نشانگر تولید محصولات مختلف در خراسان جنوبی است، این نکته را به درستی روشن می سازد که با وجود همه محدودیت ها، هنوز هم تولیدات زراعی و باغی از میزان قابل قبولی برخوردار است.
در این مجلد سعی شده علاوه بر ارائه ی آمار تولید محصولات زراعی و باغی براساس آخرین آمار سازمان جهاد کشاورزی استان، نیم نگاهی به کشاورزی قدیم استان و واژه های مرتبط با فرهنگ تولید در این منطقه داشته باشیم.
اشاره به قنات های قدیمی استان و شیوه های مدیریتی آن خود گویای وجود ریشه های عمیق کشاورزی در فرهنگ مردم این مرز و بوم است.
لازم است از تلاش و زحمات مدیریت محترم حوزه هنری استان خراسان جنوبی و کلیه ی پژوهشگرانی که در تدوین این کتاب زحماتی را متقبل شده اند صمیمانه سپاسگزاری نمایم.
هم چنین از همکاری صمیمانه ی آقای مهدی صفاری تولید کننده و باغ دار پیشرو و دیگر کشاورزان و باغ دارانی که در کسب اطلاعات ما را یاری نموده اند سپاسگزاری می شود.

محسن پویان
پائیز ۹۳

فصل اول:پیشینه تاریخی کشاورزی در خراسان جنوبی

پیشینه ی تاریخی کشاورزی در خراسان جنوبی:

کتب تاریخی مربوط به ایران قدیم تا هزاره پنجم قبل از میلاد، از نظر زمانی با حدس و گمان هایی همراه است تا کم کم بعد از هزاره پنجم وارد تاریخ دقیق می شویم.
بعد از تمدن سیلک(۱) نژادهای آریایی به سمت شرق ایران فعلی و حوالی زابلستان و گروهی به سمت نهاوند فعلی کوچ نموده اند. (ماژیژان،۱۳۷۲)
در نواحی جنوبی دو نوع محصول وجود داشت که بعدها به نواحی شرقی ایران نیز گسترش یافت. هر دو نوع این محصول را «گاو» می خواندند، یکی از آن دو محصول دانه هایی کوچک بود که هنوز هم در خراسان جنوبی به دانه ی گاورس مشهور است و دیگری دانه ای شبیه گندم اما باریک تر و کشیده تر که مردم آن را هم گاو می نامیدند، بر اثر مرور زمان و این که در الفبای عربی حرف گاف وجود ندارد به «جو» مبدل شده است.
زمانی که پایتخت ایران به ساحل دریاچه ی هامون منتقل گردید تمدن ایرانیان قوام گرفته بود و این در حالی است که اقوام مجاور مانند تورانیان نه اهل زراعت و دامپروری بودند و نه فلز را می شناختند و نه می توانستند پارچه ببافند ولی رسم استفاده از آتش را از ایرانیان فرا گرفته بودند.
گویا نام زابلستان از اسم پادشاه وقت ایران «زاب» گرفته شده است. (ماژیژان،۷۸:۱۳۷۲)
وضع اراضی ایران در قدیم با امروز فرق داشت، حتی از صد سال قبل تا امروز در اراضی ایران تفاوت محسوس پدیدار شده است. این تغییر قسمتی مربوط به طبیعت و قسمتی مربوط به مردم می باشد.
به علت تغییرات اقلیمی قسمت وسیعی از خاک ایران رطوبت خود را از دست داده و کاهش آب باعث گردیده اراضی مستور از جنگل و مرتع به بیابان مبدل شود. مردم هم در انهدام جنگل ها نقش داشتند. سرانجام در ایران بیابان های خشک و وسیع به وجود آمد.
دشت هایی از جمله ارتفاعات و تپه های مشجر در مناطقی که امروز خراسان جنوبی نامیده می شود، وجود داشت. علاوه بر این در این منطقه از جمله پستانداران سُم دار «گورها» بودند که بعداً به منطقه ی زابلستان برده شده و اهلی شدند و بدین مناسبت منطقه ی گورها را کوهستان نامیدند که بعداً به قهستان تغییر یافته است.
توسط ایرانیانی که در زابلستان اقامت گزیده بودند، نوعی سنگ را از منطقه ی خراسان جنوبی جمع آوری و به کناره ی دریاچه هامون بردند، ایرانیان چون روش ذوب فلزات را می دانستند آن سنگ را ذوب کرده و با حیرت و مسرت دیدند فلزی مانند مس به جریان در آمد، آنها بدواً تصور نمودند که فلز مزبور مس است و می خواستند که با آن ظرف و کارد و تبر بسازند ولی بعداً آن را با مس ذوب نموده و از مخلوط دو فلز ابزارهایی ساختند که محکم تر از ابزار مسین بود و بدین ترتیب مِفرغ (برنز) به وجود آمد. (ماژیژان،۸۰:۱۳۷۲)
امروزه ما نمی توانیم به طور مشخص تاریخ ذوب آهن را در ایران معین کنیم ولی می دانیم که آهن در خراسان جنوبی و زابلستان ذوب شد بدون این که بتوانیم بگوییم که آیا سنگ آهن را در جنوب خراسان و زابلستان یافتند یا این که از جای دیگر به آنجا برده شده است.
بعد از حمله ی تورانیان به زابلستان، ایرانیان به منطقه ی کوهستان (قهستان) کوچ کردند، آنها در منطقه ی قهستان اساسی جدید برای زندگی خود بنا نهادند و با مسرت متوجه شدند که می توان در دامنه ی حاصلخیز کوه های قهستان گندم و جو کاشت و مزارعی که در دامنه ی آن کوه ها به وجود می آید مانند مزارع سابق (سیلک) احتیاج به آبیاری ندارد و گندم و جو به خودی خود رشد می کند و به ثمر می رسد. در قهستان وسایل پرورش دام مثل زابلستان فراهم بود و در دامنه ی کوه های آن منطقه مراتع وسیع وجود داشت که برای پرورش دام مناسب بود. (ماژیژان،۸۵:۱۳۷۲)
ایرانیان در قهستان مبتکر تکمیل فن غذا پختن شدند و با آزمون و خطا توانستند با استفاده از گیاهان تنوعی در طعم و مزه ی غذا به وجود آورند.
یکی از گیاهانی که در کوه های قهستان به مقدار زیاد وجود داشت آنغوزه بود و ایرانیان متوجه شدند که هرگاه ساقه و ریشه ی گیاه را بجوند و شیره اش را بمکند، عطش آنها رفع می شود و هرکس در کوه احساس تشنگی می کرد و آب نمی یافت، یک بوته از گیاه آنغوزه را از زمین می کند و شاخه اش را می مکید و تشنگی اش رفع می شد.
از گیاهان دیگری که در قهستان کشف شد پونه بود، ایرانیان تخم پونه را کاشته و آن چه که سبب زراعی شدن آن شده این بود که گیاه مزبور همواره به دست نمی آمد و فقط در فصل بهار کنار نهرها می رویید. ایرانیان که از طبخ غذا با آن گیاه لذت می بردند در صدد برآمدند که پیوسته پونه داشته باشند و در غذا بریزند و بعد از مدتی که پونه را کاشتند، از تخم آن گیاهی خوش طعم تر به دست آوردند که امروز به اسم نعناع خوانده می شود. (ماژیژان،۸۷:۱۳۷۲)
آنها دریافتند که پونه دارای خاصیت پادزهری است و اگر آن را بکوبند و به شکل ضماد روی محل گزیدگی مار قرار بدهند از وخامت نیش مار کاسته می شود و مار گزیده زنده می ماند.
از گیاهانی که در کوه های قهستان به مقدار زیادی وجود داشت جعفری بود، اما جعفری هم مثل پونه در فصل به خصوصی به دست می آمد و به این دلیل از گیاهانی بود که بعداً زراعی شد.
اگر بخواهیم بگوییم که ایرانیان در کوه های قهستان چه گیاهانی را یافتند و از آنها برای خوش طعم کردن غذا استفاده نمودند مطلب به درازا می کشد و باید اکثر گیاهانی را که امروزه از گیاهان مفید است نام ببریم.
در آغاز هیچ کس یک گیاه را برای این که بداند از نظر طبی دارای چه فایده ای می باشد، مورد آزمایش قرار نداد، بلکه منظور ایرانیان این بود که بدانند گیاه بعد از این که با غذا مخلوط شد و پخت چه طعمی پیدا می کند و در مزه ی غذا چه اثری دارد و این آزمایش ها منتهی به استنباط خواص طبی گیاهان گردید.
واضح است که پی بردن به خواص طبی گیاهان چیزی نبوده که در ظرف یک نسل و دو نسل جامه ی عمل بپوشد و مدتی طول کشیده تا این که ایرانیان توانسته اند خواص طبی گیاهان را بشناسند.
شناختن گیاهان از لحاظ پی بردن به خواص طبی آنها از قهستان شروع شد و به جاهای دیگر رسید و می توان صریح گفت که در دنیای قدیم هر گیاه طبی معروف که از طرف مردم مورد استفاده قرار گرفت به وسیله ی ایرانیان به آنها شناخته شد و شناخت خاصیت طبی گیاهان، علمی است که در ایران به وجود آمد و نیز می توان تقریباً به یقین گفت که گیاهان طبی ایران را زن ها کشف کردند زیرا آنها برای شناختن گیاهان گوناگون بیش از مردها کنجکاوی داشتند در ازمنه ی بسیار قدیم زن ها به خاصیت طبی بعضی از گیاهان پی برده بودند و می توانستند یک قسمت از امراض را با آن معالجه کنند و جلوی خون ریزی های اعضای بدن را بگیرند و حتی قادر بودند مانع از ادامه ی خون ریزی های غیر عادی زنانه شوند، با توجه به این نکته می توان بدون تردید گفت که اولین پزشکان ایران، بانوان ایرانی بوده اند و مردم برای درمان امراض به آنها مراجعه می کردند. از سه هزار نوع گیاه طبی که در دایره المعارف داروشناسی نام برده شده دو هزار نوع آن گیاهانی است که در آغاز در ایران به خاصیت طبی آنها پی بردند.
زندگی کردن ایرانیان در قهستان و رفت و آمد در دامنه ی کوه های آن منطقه و نیز جست و جوی انواع گیاهان در کوه های قهستان سبب گردید که رفته رفته مردم ایران راه به سوی شمال بردند و توانستند در مناطق شمال قهستان که در آن موقع غیر مسکونی بود، مکانی را برای سکونت کشف نمایند.
ادامه ی این مهاجرت به سمت خراسان شمالی و در نهایت حاشیه ی خزر بوده است. بیشتر میوه ها و صیفی جات و لوبیا و خیار و... در حاشیه ی دریای خزر توسط ایرانیان شناخته و اهلی گردید.
بررسی تاریخ کشاورزی خراسان جنوبی حاکی از آن است که در گذشته ای نه چندان دور این منطقه از کشاورزی خوبی با تولید بالا برخوردار بوده است. در سال ۱۳۲۹ سرتیپ رزم آرا در مجموعه ی جغرافیای نظامی خراسان می نویسد: در جلگه ی فردوس هر سال بالغ بر ۲۵۰۰ خروار غلات اضافه بر مصرف، محصول دارد.
جهانگردانی که به این منطقه سفر کرده اند نیز در خاطرات خود بر این موضوع صحّه می گذارند، از جمله مک کرکور در شرح سفری به ایالات خراسان در سال ۱۸۷۵ میلادی به این موضوع اشاره دارد که دره تون (فردوس) بی تردید قادر است آذوقه ی افراد زیادی را برای هر مدت که لازم باشد تامین کند، زیرا زمین های زراعی آن گسترده و جمعیت آن بسیار است.
در مناطق فردوس و سرایان و آیسک در زمان قدیم تنباکو کشت می شده است به طوری که اعتماد السلطنه در کتاب مرآت البلدان مهم ترین محصولات این منطقه از خراسان را تریاک، ابریشم و تنباکو معرفی نموده است، تنباکوی ناحیه ی فردوس از تنباکوی طبس و کاشان مرغوب تر بوده است. از دیگر محصولات نواحی غربی خراسان جنوبی، آیسک، سرایان، فردوس، بشرویه و سه قلعه انگور، هندوانه و خربزه ی دیم،گندم و جو بوده است.
از انگور شیره ی انگور و کشمش استحصال می شده است. خربزه ی آن بسیار شیرین و از هرگونه آفت بری بوده است. (میداندار،۱۳۶۹)
بعد از مدتی به علت کاهش تدریجی آب کاشت محصولات با نیاز آبی کمتر از جمله انار و زعفران در این مناطق معمول گشته است.

زمین های زراعی بیرجند قدیم:

شهر بیرجند قبل از آن که چهره ی شهری پیدا کند، به صورت ده بزرگی بوده که کشاورزی و کشت و کار پویش اقتصادی مهم آن بوده است. بعد از گذشت زمان که این ده بزرگ به شهر مبدل گشت هنوز آثار زمین های زراعی که «کِشمان» نامیده می شد در آن باقی مانده است.
زمین های زراعی بیرجند چهار نوع بوده که شامل کشمان ها، دشت ها، بندها و دیمه زارها بوده است.
مهم ترین کشمان های بیرجند شامل کشمان قََصَبِه که از آب قنات قصبه آبیاری می شده است.
کشمان تَه ده که از غرب کوچه ی اسدی تا رود «پَلِ باغ» آغاز شده و به طرف غرب تا کشمان کوشه ادامه داشته است.
کشمان سَرده از شرقی ترین نقطه ی جنوب بیرجند آغاز می شد و غربی ترین حد آن راهی بود که از کوچه ی اسدی پس از گذشتن از منزل راغبی و باغ ارگ حسام الدوله به سوی جنوب تا رود پل باغ ادامه داشته است.
کشمان کوشه، این کشمان که در غرب و جنوب غربی کشمان تَه ده واقع بوده و از آب قنات کوشه یا عباس آباد مشروب می شده است.
علاوه بر این ها دشت بیرجند مهم ترین منطقه ی زراعی تولید گندم و جو بوده است. دیمه زارها نیز از مناطق مهم کاشت دیم (غلات) در اطراف و نزدیکی شهر بوده است.

نظرات کاربران درباره کتاب کشاورزی در خراسان جنوبی