فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نهج‌البلاغه همراه موضوعی، سبک زندگی ۳ ؛

کتاب نهج‌البلاغه همراه موضوعی، سبک زندگی ۳ ؛
کتاب چهاردهم

نسخه الکترونیک کتاب نهج‌البلاغه همراه موضوعی، سبک زندگی ۳ ؛ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب نهج‌البلاغه همراه موضوعی، سبک زندگی ۳ ؛

امام علیه السلام در نامه‌ی۳۱ اولویت‌های آموزش ‌را مشخص می‌کند: دریافت درست اصول عقاید، فراگیری احکام و شریعت آسمانی بر پایۀ قرآن کریم، آگاهی از دنیا و ماهیّت آن، که محصول آن ایجاد عقیدۀ سالم در نهاد دانش‌آموز است. یقین، ایمان و اعتقاد درست در مسیر زندگی، کمک‌رسان انسان در تصمیم‌های سخت و سرنوشت‌ساز است. ازاین‌رو امام یقین را نیروی دل معرفی می‌کند که باید آن‌را به‌دست آورد. مربی باید این شناخت را در دانش‌آموز تقویت کند و مسیر رسیدن به یقین را برای او هموار گرداند. اصول دین در تبیین مبانی تربیت دارای اهمیت است. امام علی علیه السلام اصول دین را به‌عنوان اصل مبنایی در نظام تربیتی خویش فراروی قرار می‌دهد. اندیشۀ توحیدی امری مؤثر در تفکر، قلب و عملکرد آدمی است. ازاین‌رو فرد باید دل را با یاد خدا آباد سازد. تنها باید به او دست یازد و بر او توکل کند و از او مدد خواهد، تا به زندگی پاک دست یابد: در همه‌ی کارها، چه سخت یا آسان، خود را به دامان خدا بیافکن و به آستانش پناهنده شو و خود را بدو بسپار.(نامه‌ی۳۱)

ادامه...
  • ناشر انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.64 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نهج‌البلاغه همراه موضوعی، سبک زندگی ۳ ؛

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

تعلیم و تربیت

آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت به معنای آموختن دانش و پرورش جسم و جان شاگرد و رساندن او به مرحله ی برتر است. دین مبین اسلام به مسئله آموزش و پرورش توجهی ویژه داشته به گونه ای که اولین سوره نزول یافته به طور مشخص مسئله خواندن و قلم را مطرح می کند (نک: سوره علق). امام علی علیه السلام، به عنوان حاکم جامعه اسلامی، این مسئله را در سطح کلان پیگیری کرد. امام در سخنان و نامه های خود درصدد ارائه نظامی هدفمند در رسیدن به این امر برآمده اند. افزون بر نامه ی ۳۱ نهج البلاغه که امام با گفتگو با فرزند خویش، درواقع تمام افراد بشر را مخاطب قرار داده اند، و هدفمندانه مبانی، روش ها و اصول تربیت را مطرح کرده اند، بسیاری از حکمت های نهج البلاغه نیز به صورت سفارش و توصیه بیانگر اصول زندگی و اخلاق است. روش امام در تربیت به طورکلی بر سه اصل مبانی (مانند: حضور اندیشه های توحیدی در شکل گیری تربیت یا نقش آفرینی عامل تقوی در تربیت)؛ مفهومی (مانند: مفهوم دنیا یا مفهوم زمان تربیت...)؛ و توصیه و سفارش (مانند پرهیز از تکبر، قناعت پیشگی و...) شکل گرفته است، که براساس آن، اهداف، اصول و روش ها تبیین می شود. در موضوع تربیت به طورکلی محوریت با فرد است، یعنی فرد باید خود را در معرض نسیم های حیات بخش تربیت قرار داده و از ملکات آن برخوردار گردد. ازدیگرسوی، آموزش دانش و آگاهی به افراد دیگر به عنوان وظیفه ای بر عهده فرد عالم گذاشته شده است:

خداوند، نادان را به آموختن موظف نساخت، مگر آن گاه که دانایان را موظف ساخت که نادانان را تعلیم دهند)حکمت۴۷۰).

بهره مندی یکایک افراد از تربیت اسلامی، زمینه برپایی جامعه ای اخلاق مدار و ایده آل را فراهم می آورد.

مبانی تربیت

امام علیه السلام در نامه ی۳۱ اولویت های آموزش را مشخص می کند: دریافت درست اصول عقاید، فراگیری احکام و شریعت آسمانی بر پایه قرآن کریم، آگاهی از دنیا و ماهیّت آن، که محصول آن ایجاد عقیده سالم در نهاد دانش آموز است. یقین، ایمان و اعتقاد درست در مسیر زندگی، کمک رسان انسان در تصمیم های سخت و سرنوشت ساز است. ازاین رو امام یقین را نیروی دل معرفی می کند که باید آن را به دست آورد. مربی باید این شناخت را در دانش آموز تقویت کند و مسیر رسیدن به یقین را برای او هموار گرداند.
اصول دین در تبیین مبانی تربیت دارای اهمیت است. امام علی علیه السلام اصول دین را به عنوان اصل مبنایی در نظام تربیتی خویش فراروی قرار می دهد. اندیشه توحیدی امری موثر در تفکر، قلب و عملکرد آدمی است. ازاین رو فرد باید دل را با یاد خدا آباد سازد. تنها باید به او دست یازد و بر او توکل کند و از او مدد خواهد، تا به زندگی پاک دست یابد:

در همه ی کارها، چه سخت یا آسان، خود را به دامان خدا بیافکن و به آستانش پناهنده شو و خود را بدو بسپار.(نامه ی۳۱)

امام علیه السلام در آموزش های خود در بیان علت اعتماد به خداوند، اشاره به قدرت بی پایان خداوند دارد. خداوند مالک مطلق است و در انجام امور با هیچ محدودیتی روبرو نیست، اما با این حال لطف به بندگان را ضمانت کرده ، به گونه ای که گویا بر خود فرض کرده است؛ فرمود:

به هوش باش! آن که گنجینه های زمین در اختیار اوست تو را رخصت نیایش داده و اجابت آن را ضمانت کرده است. بلکه تو را فراخوانده که دست نیاز به آن بی نیاز برآری تا جودش بر تو فرو ریزد و مهربانی خواهی تا بر تو مهر ورزد.(همان)

در فرازی دیگر نسبتی عاطفی بین دانش آموز و خداوند برقرار می کند که در سایه آن ارتباط مستقیم بین خدا و بنده نمود پیدا می کند:

خداوند بر آستان مقدسش دربانی نگماشته تا بین تو و مهر او حجابی گردد، و تو را ناگزیر به آوردن میانجی نکرده است، و به جرم زشتکاری راه توبه ات را نبسته و در کیفرت شتاب ننموده و بازگشت تو را بی هیچ سرزنش پذیرا گشته است. (همان)

گفت وگوی انسان با خدا و توجه به مهر و عطوفت او نسبت به بندگان، اعتمادی بین انسان و خدا ایجاد می کند که تجلی گاه اعمال انسان شده و منجر به رعایت تقوا و نزدیکی آدمی با پروردگار خواهد شد. در نتیجه فرد به زندگی بهتر دست خواهدیافت. نگاه توحید محور به هستی و زندگی، موجب می شود انسان از افقی بالا به زندگی و پیرامون آن نگاه کند و بیاندیشد. افقی که آدمی خود را در پناه خداوند می بیند و اتفاق های زندگی همه از ناحیه خداوند اداره می شود. در این صورت تمام سختی ها و تلاش های انسان در مسیر رسیدن به سعادتی که مبانی دین برای او تعریف کرده است، آسان و راحت خواهد شد.
امام علیه السلام در راستای ایجاد جهان بینی الهی و تبیین اصول دین به موضوع نبوت پرداخته و فرزندش امام حسن علیه السلام و فرزندان معنوی خویش را متوجه رهبری پیامبراکرم(ص)نموده است. امام علیه السلام تمسّک به پیامبر را راز موفقیت در زندگی می داند که در سایه آن تربیت الهی و کشف حقایق هستی امکان پذیر است (نک: نامه۳۱).
معاد نیز از اصول مبنایی است که مورد توجه امام است. این مبحث از دو جنبه مورد توجه است. نخست، توجه به ابعاد روح و جسم آدمی و جاودان بودن بعد معنوی وجود انسان؛ دوم ایمان به معاد و یاد مرگ انسان را از فرو غلتیدن در ورطه های طغیان و سرکشی بازمی دارد. انسانی که به یاد مرگ است، همواره واعظی را کنار خود می بیند که او را انذار می کند و سفر پر فراز و نشیب پیش روی را به یادش می آورد. امام علیه السلام به دانش آموز آگاهی می دهد که مرگ چون مرکبی گریزپای برای انتقال فرد از جهانی محدود به جهان بی نهایت است. مرگ عامل انتقال آدمی است از مکانی که از آنِ او نیست به سوی مکانی که جایگاه ابدی او خواهد بود. ازاین رو نسبت به وقوع مرگ ناگهانی هشدار می دهد.

تو صید در کمین نشسته ی صیادی که هیچت گریزگاهی نیست، پس به هوش باش و بترس از این که مرگ در حال گناه و زشتی در رسد.(همان)

مبادا مرگ آدمی را در حال ارتکاب گناه، یا درحالی که خود را فریب می دهد و توبه و بازگشت را به تعویق می اندازد، دریابد که در این صورت، خود را به هلاکت انداخته است. دانش آموز باید بداند که هرگز نباید دنیا را بر آخرت ترجیح داد که این انتخاب، انتخابی زیان بار است. دراین صورت فرد می تواند بر مبنای آموزه های دین افعال خود را در ترازوی نقد بگذارد و انجام و خودداری از فعلی را آگاهانه انتخاب کند.

مفاهیم تربیت

امام علیه السلام در بیان مفاهیم به مواردی اشاره دارد که بیانگر ضرورت، آگاه سازی ها و نکات کلیدی تربیت است.

ضرورت تربیت

زمان حساس و بزنگاهی که امام علیه السلام برای نوشتن نامه ی تربیتی خود انتخاب کردند، یعنی پس از نبرد صفین که ما ه ها امام را درگیر جنگی فرسایشی کرده بود، حاکی از آن است که امام وظیفه تربیت را امری خطیر و سرنوشت ساز می داند. افزون بر این حالات روحی و جسمانی مربی در پذیرش دانش آموز تاثیرگذار است. ازاین رو امام در بیان علت عدم تاخیر در وصیت خویش می فرماید: پیش از آن که زمان مرگ فرارسد، یا اندیشه و خرد دچار ناتوانی گردد، یا چنین تصوری در فرزند ایجاد شود یا او اسیر فریبایی و فتنه های دنیوی گردد، نسبت به تربیت اقدام شود. از طرفی دل نوجوان چون خاک آماده و نیکویی است که آمادگی هرگونه بذرافشانی را دارد. اگر هرچه زودتر بذر ایمان و اعتقاد در آن کاشته نشود، چه بسا علف های هرز و باورهای غلط زمینه تربیت صحیح را از بین برده و سرنوشت انسان را دست خوش تغییر کند. علی علیه السلام با به کارگیری این گونه تعابیر ضرورت تربیت را بیان کرده و با بسترسازی مناسب زمانی بر این امر تاکید می نماید.

تبیین موقعیت دانش آموز

امام علیه السلام موقعیت و مسائل فراروی دانش آموز را با او در میان گذاشته و شناخت و دیدگاه او را نسبت به خویشتن افزایش می دهد:

فرزندی آرزومند دست نایافتنی ها، رهرو راه آنان که رفتند و منزل به دیگران سپردند، نشانه تیر ناخوشی ها و گروگان گردش ایام و آماج خدنگ مصیبت ها، بَرده ی دنیا و سوداگر کالای غرور، وام دار و گرفتار مهلت ها، و اسیر مرگ، و هم پیمان اندُهان، و همنشین غم ها، و نشانه آفت ها، و زمین خورده خواهش ها، و جانشین پیشینیان. (همان)

امام علیه السلام به نشانی هایی اشاره می کند که عبارت اند از:
ـ آدمی دستخوش بیماری ها است، پس قدر سلامتی را باید دانست و از فرصت جوانی و سلامتی بهره جست؛
ـ انسان در زمان زندگی دنیوی خویش، همواره در میدان آزمایش های الهی است.
ـ هنگامه ی جوانی و طبیعت آن، آدمی را به سمت رذیلت اخلاقی کبر و غرور پیش می برد. امام فرزند خویش را از این تجارت غیرحقیقی پرهیز می دهد؛
ـ انسان، به ویژه جوانان، به واسطه حضور آرزوهای دست نایافتنی در معرض اندوه و غم قرار دارد. اندوه ناشی از این حالت اگر کنترل نشود، اثر تخریبی و فرسایشی دارد.

آموزش روش زندگی

امام علیه السلام پس از تبیین مبانی و مفاهیم، در فرازهای متعددی از وصیت تربیتی خویش به نحوه زندگی و آدابی که از آن به عنوان روش های زندگی یاد می کنیم، اشاره می کند. این سلسله مباحث اگر مورد توجه قرار گیرد، نوعی مصونیّت در افراد ایجاد خواهد کرد که بر اساس آن می توانند در بسترهای گوناگون زمانی و مکانی خود را نسبت به آلودگی ها و تهاجمات فرهنگی مصون و محفوظ بدارند. به چندی از آنها اشاره می کنیم.
تقوای الهی: اگر بگوییم تقوی راز وصیت امام و کلید اصلی تربیت است، سخن به بیراهه نگفته ایم. چراکه فرمود:

فرزندم، بدان که راز وصیت من در یک کلمه نهفته است و آن «تقوای الهی» است، همان که «اصل تربیت» است و باید با همه وجود در راه تحقّق آن پای فشرد. (نامه ی۳۱)

باید توجه داشت مسئله تقوی امری دوسویه میان خالق و مخلوق است که در صورت رعایت آن توسط مردمان، خداوند متعال حقوقی را برای آن ها در نظر می گیرد(نک: خطبه ی۲۳۳). ازاین رو امام فرزندان و دانش آموزان خویش را به سمت فضیلت تقوی فرا می خواند:

فرزندم! تو را به پاسداری از مرزهای الهی و هماره در خدمت و اطاعت او بودن، سفارش می کنم. شهر دل را با یاد او آباد ساز، به نیروی پرتوان او متّکی باش، و به پشتوانه ی قدرتش، دست مشکل گشا بگشا. و چه نیرو و دستاویزی برتر و بالاتر از دستاویز الهی است، البتّه اگر بدان دست آویزی. (همان)

پارسایی و پرواپیشگی: پارسایی یعنی دل از تعلقات و شهوات دنیایی برچیدن و تمایلات و آرزوهای دور و دراز را کنار گذاشتن. امام علیه السلام می فرماید:

انگیزه های هوس را از سرزمین وجودت با نیروی زهد ریشه برکن.(همان)

آن گاه که هوس های خام و شهوات نفسانی از وجود آدمی رخت بربست، روحیه انسان پذیرای حق و حقیقت می شود.
کرامت نفس: انسان موجودی است که از آن با عنوان عصاره خلقت نام می برند. اگر آدمی به ارزش وجودی خود پی ببرد؛ هرگز ارزش و کرامت خود را خدشه دار نمی کند. آدمی باید شخصیت خویشتن را پاس بدارد و از حرکات و اعمالی که سبب مخدوش شدن شخصیت وی می شود، خودداری کند:

شخصیت خود را از هر پستی و ابتذال پاس دار، گرچه تن دادن بدان پستی، تو را به اوج مقام و مال رسانَد چه، شخصیت از دست رفته ات را هیچ بهایی جبران نخواهد کرد.(همان)

نظرات کاربران درباره کتاب نهج‌البلاغه همراه موضوعی، سبک زندگی ۳ ؛