Loading

چند لحظه ...
کتاب ديوارگذر

کتاب ديوارگذر

نسخه الکترونیک کتاب ديوارگذر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب ديوارگذر را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۵,۱۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب ديوارگذر

یک مجموعه داستان کوتاه و دلچسب می‌تواند خواننده را وارد دنیای دلنشینی کند که پس از آن ساعت‌ها باید نشست تا کلمات در وجود آدمی ته نشین شود. داستان‌هایی با مضمون‌های دور از هم ولی در عین حال نزدیک به هم، زمان و جغرافیا ثابت ولی رخدادهای متفاوت در یک شهر دست‌مایه‌ی «مارسل امه» در قرن بیستم فرانسه شده و او با توانایی و زبردستی‌اش داستان‌های کوتاه ماندگاری به نگارش درآورد. او خالق داستان‌های کوتاه کتاب «ديوارگذر» است و در دل واقعیت‌های بدیهی زندگی با خلاقیتش اعجاب‌های جالبی ترسیم کرده است.

درباره کتاب ديوارگذر، تلاقی سورئال و رئال

کتاب «ديوارگذر» اثر «مارسل امه» شامل پنج داستان کوتاه «دیوار گذر»، «کارت»، «حکم»، «ضرب‌المثل» و «چکمه‌های هفت فرسخی» است که در سال 1944 منتشر شده است. این داستان‌ها ازنظر زمانی مربوط به جنگ جهانی دوم هستند که فرانسه اشغال شده بود. «مارسل امه» نویسنده‌ی این اثر با نگاه تلخ و گزنده‌اش این داستان‎‌ها را به نگارش درآورده است و فضای آن دوره‌ی خاکستری و سیاه را نشان می‌دهد. او با به‌کارگیری نوعی طنز سیاه داستان‌های کتاب «ديوارگذر» را نوشته است و در فضای واقعی داستان‌هایی غیرواقعی را تعریف می‌کند؛ یعنی در فضای فانتزی-واقعی داستان‌ها به تصویر کشیده می‌شوند. این داستان‌های کوتاه جزو بهترین داستان‌های ادبیات فرانسه هستند و برای علاقه‌مندان به ادبیات دوران جنگ جهانی بسیار خوش‌خوان و لذت‌بخش است؛ زیرا خواننده در دل داستانی مختصر با درون‌مایه‌هایی غریب و نامتعارف روبه‌رو می‌شود. این اثر پنجمین مجموعه داستان «مارسل امه»، نویسنده‌ی فرانسوی است به همین دلیل از پختگی قلم او برخوردار است و می‌توان تبحر نویسنده را در خلق داستان کوتاه به‌وضوح درک کرد.

داستان «دیوار گذر» درباره‌ی مردی به نام «دوتیول» است که استعدادی خارق‌العاده دارد. این مرد با یک ریش‌بزی بر چهره‌اش و عینک بی‌دسته‌ای بر روی چشمش در دنیای واقعی انسان‌ها می‌تواند از دیوار عبور کند. داستان «کارت» داستان جماعتی است که زمان زندگی‌شان سهمیه‌بندی می‌شود، افراد با توجه به مفید بودنشان حق زندگی بیشتر دارند. داستان «حکم» ماجرای حکمی است که به سبب آن آدم‌ها در طول زمان سفر می‌کنند و به بعد از جنگ جهانی می‌رسند. داستان «ضرب‌المثل» روایت پدر خانواده‌ای است که از شنیدن خبری هیجان‌زده می‌شود و تصمیم می‌گیرد آن را با خانواده‌اش در میان بگذارد ولی با عکس‌العمل متفاوتی آن‌ها روبه‌رو می‌شود. داستان «چکمه‌های هفت فرسخی» داستان کودکانی است که در ویترین مغازه‌ای چکمه‌هایی را می‌بینند که قدرت جادویی دارند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا این کفش‌ها را به دست بیاورند و به آرزوهایشان برسند ولی در راه رسیدن به آن‌ها اتفاق‌های زیادی برایشان رخ می‌دهد.

درباره مارسل امه، داستان‌نویس فرانسوی

«مارسل امه» Marcel Aymé نویسنده‌ی معروف اهل فرانسه در  ۲۹ مارس ۱۹۰۲ به دنیا آمد. او پس از اتمام تحصیلاتش، روزنامه‌نگاری را در پاریس دنبال کرد. او اولین رمانش را سال 1926 منتشر کرد و پس از آن نوشتن را به‌طورجدی ادامه داد. او در سال 1929 برای رمان «میزی برای مردگان» موفق به دریافت جایزه رونودو شد و به شهرت رسید. او با نوشتن رمان «مادیان سبز» بیش از پیش معروف شد که سال 1933 بانام The Green Mare به انگلیسی ترجمه شد. این نویسنده در این اثر روستای دوران کودکی‌اش را به تصویر کشیده است. براساس این داستان «کلود اوتان-لارا»، کارگردان فرانسوی فیلم سینمایی ساخت که در اکتبر سال 1959 اکران شد. «مارسل امه» نویسنده‌ای پرکار بود و رمان، داستان کوتاه و داستان برای کودکان می‌نوشت او از سال 1935 نوشتن فیلم‌نامه را نیز آغاز کرد  و برخی از نمایش‌نامه‌هایش به موفقیت‌های خوبی دست پیدا کردند. او در طول زندگی‌اش بارها شغلش را تغییر داد ولی درنهایت بیشتر زندگی‌اش را وقف نوشتن داستان کرد. داستان‌های کوتاهش جزو بهترین داستان‌های ادبیات قرن بیستم فرانسه هستند. او در ۱۴ اکتبر سال ۱۹۶۷ درگذشت.

از «مارسل امه» کتاب «رستوران نقاشی» نیز با ترجمه‌ی «مریم خراسانی» به فارسی ترجمه شده است. این کتاب روایت زندگی و شرح‌حال یک جوان نقاش است، نویسنده با خلق این داستان دغدغه‌های یک هنرمند را به تصویر کشیده است. این کتاب را «نشر ققنوس» منتشر کرده است و نسخه‌ی الکترونیک آن نیز در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «آوانامه» هم نسخه‌ی صوتی این اثر را منتشر کرده است.

در بخشی از کتاب ديوارگذر می‌خوانیم

معاون بیچاره با شنیدن این حرف‌ها کمی بیش‌تر رنگش می‌پرید، کمی بیش‌تر نفسش بند می‌آمد، موهای سرش کاملاً سیخ می‌شد و عرق ترس بر پشتش می‌نشست. روز اول نیم کیلو لاغر شد. هفته‌ی بعد، علاوه بر این‌که به طرز محسوسی آب‌رفته بود، عادت پیدا کرد آش را با چنگال بخورد و به نگهبان‌های پارک سلام نظامی بدهد. در آغاز هفته دوم، یک آمبولانس آمد و او را از خانه‌اش برداشت و به یک بیمارستان برد.

دوتیول که از استبداد مسیم لکویه رها شده بود به عبارات محبوبش بازگشت: «با ارجاع به نامه‌ی فلان تاریخ شما...» بااین‌همه، ناراضی بود. چیزی در وجودش برانگيخته می‌شد؛ نیازی تازه و ضروری که چیزی نبود جز گذشتن از دیوارها. بی‌شک می‌توانست به‌راحتی این کار را انجام دهد. مثلاً توی خانه‌اش»، جایی که دیوارهای زیادی دور و برش بود. ولی کسی که صاحب استعدادهای برجسته است، نمی‌تواند خودش را راضی کند که آن استعدادها را مدت زیادی در چیزی پیش‌پاافتاده به کار ببرد. از طرفی، گذشتن از دیوار پایان ماجرا نیست؛ این آغاز یک ماجراست که دنباله‌ای می‌خواهد، پیشرفتی و دست‌آخر پاداشی. دوتیول این را به‌خوبی می‌فهمید. در خودش نیاز به شکوفایی حس می‌کرد، میل فزاینده‌ی رسیدن به کمال و برتری و نوعی نوستالژی که چیزی بود مثل دعوت از پشت دیوار. بدبختانه او یک هدف کم داشت. با خواندن روزنامه، مخصوصاً بخش‌های سیاسی و ورزشی که به نظرش فعالیت‌های آبرومندانه‌ای می‌آمدند، دنبال چیزی می‌گشت که الهام‌بخش او باشد. ولی درنهایت، وقتی دید آن‌ها هیچ روزنه‌ای برای افراد  دیوارگذر باز نمی‌کنند، به ستون حوادث رضایت داد که به نظرش وسوسه‌انگیزتر می‌آمد.

اولین سرقتی که دوتیول به آن دست زد، در یک موسسه‌ی بزرگ اعتباری واقع در طرف راست رود سن اتفاق افتاد. پس از گذشتن از یک دوجین دیوار و تیغه، وارد چند گاوصندوق شد. جیبش را پر از اسکناس کرد و قبل از رفتن، با گچی قرمزرنگ، دله دزدی‌اش را به اسم مستعار گرو گرو امضا کرد؛ با چنان پاراف زیبایی که فردای آن روز همه‌ی روزنامه‌ها چاپش کردند. پس از یک هفته، اسم گرو گرو شهرت فوق‌العاده‌ای به هم زد. همه‌ی مردم به این دزد صاحب‌نام، که به این زیبایی پلیس را دست انداخته بود، علاقه‌مند شدند. او هر شب با یک شاهکار تازه خودی نشان می‌داد، خواه به ضرر یک بانک، خواه به ضرر یک جواهرفروشی یا یک ثروتمند خاص. در پاریس و شهرستان‌های دیگر، تمام زنانی که حتی اندکی خیال‌باف بودند، مشتاقانه آرزو می‌کردند که روح و جسمشان را تسلیم این گرو گروی ترسناک کنند.

ترجمه کتاب ديوارگذر به زبان فارسی

کتاب «ديوارگذر» اثر «مارسل امه» را «اصغر نوری‌» به فارسی ترجمه کرده و آن را «نشر ماهی» سال 1386 منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیک این اثر در این صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «اصغر نوری‌» مترجم این اثر متولد سال 1355 در تبریز است و تحصیلاتش را در رشته‌ی زبان و ادبیات فرانسه و کارگردانی تئاتر به سرانجام رسانده است. او مترجم آثار نویسندگان فرانسوی در ایران است و از ترجمه‌های دیگرش می‌توان به کتاب‌های «قتل حساب‌شده» اثر «ویتولد گُمبروویچ»، «ما‌هی‌ها نگاهم می‌کنند» اثر «ژان پل دوبوآ»، «سه‌گانه دوقلوها» اثر «آگوتا کریستوف» و «نوشتنِ مادام بوواری‌» اثر «گوستاو فلوبر» اشاره کرد که نسخه‎‌ی الکترونیک همه‌ی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. 

 

مشخصات کتاب ديوارگذر

  • ناشر نشر ماهی
  • تاریخ نشر ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.88 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۷ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره کتاب ديوارگذر

از بهترین داستانهای کوتاهی که خوندم..حیفه نخونیدش
در ۴ سال پیش توسط سارا رفیعی ( | )
دوستان این کتابو هرگز از دست ندین واقعا داستان های بکری داره. امه داستانویس بزرگیِ
در ۴ سال پیش توسط سید محسن ( | )
امه تو تک تک داستان های کوتاه این کتاب شوکه و شگفت زدتون میکنه، در کل طی داستان بیشتر ترغیب به ادامه دادنش میشید و در نهایت میخکوب، حتما پیشنهادش میکنم.
در ۱۰ ماه پیش توسط farshid gh ( | )
در سبک رئالیسم جادویی به شدت خلاقانه و خواندنی
در ۱ سال پیش توسط parisa javanfar ( | )
شیرین و خواندنی
در ۲ سال پیش توسط omi...moj ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • بعدی ›
  • آخرین ››