فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب فرزندم چنین باش

کتاب فرزندم چنین باش
متن و ترجمۀ نامۀ سی و یکم نهج‌البلاغه

نسخه الکترونیک کتاب فرزندم چنین باش به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب فرزندم چنین باش

علی علیه‌السلام در این فراز، تصویری زیبا از حقیقت دنیا و سیر انسان و در نهایت راه روشنی که او را به سرمنزل مقصود می‌رساند ترسیم نموده اند، درست مانند مسافری که راهی طولانی و پرپیچ و خم در پیش دارد و اگر دقیقاً از روی نقشه و با برنامۀ‌پیش‌بینی شده حرکت کند در امنیت کامل به مقصد خواهد رسید.

ادامه...
  • ناشر انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.33 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب فرزندم چنین باش

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

سی و یکمین نامه نهج البلاغه را پیش رو دارید. امام علی که سلام خداوندی هماره بر او آن دست پرورده مکتب وحی و نمونه اعلای تربیت، به فرزند ارجمند خود حسن که سلام خداوندی هماره بر او مسائل مهم تربیتی را مطرح کرده که امروزه می تواند اساسی ترین نقش را در زندگی انسان هخا به دوش کشد.
روی سخن با شما اولیاء و مربیان گرامی است! ببینید بی قراری و دلسوزی فوق العاده امام پاکان و پاک پروران را نسبت به تربیت فرزند، که چگونه آنرا مهم ترین مسئله زندگی می بیند، به طوریکه امور سیاسی و نظامی تحت الشعاع آن قرار می گیرد.
و شما نسل نو! که در آغاز راهید، باید بهترین شیوه را در رشد و سعادت خویش به کار گیرید. امام علیه السلام در این نامه، الگوی تربیت و خط مشی پرورش انسان را ترسیم نموده تا اولیاء و مربیان و نسل جوان در طول تاریخ از آن الهام گرفته و بر اساس آن زندگی خود را پایه ریزی کنند.
بدیهی است کاوش محققانه در این نامه موجب کشف هرچه بیشتر نکات مهم تربیتی شده و در حوزه دانش و تخصّص معاصر خواهد درخشید.
در حقیقت علی علیه السلام فرزندشان را آیینه نسل تربیت پذیر و اسوهان قرار داده و با چنین دید و دورنمایی نامه را نگاشته اند وگرنه امام حسن علیه السلام خود معصوم بوده و در قله پاکی ها و صفات انسانی می درخشیده است.، همانگونه که سخن قران به پیامبر در واقع خطاب به مردم است و آنان اند که غالباً مخاطب آیات الهی اند.
نکته مهم دیگر، توجه ویژه به فراز نخستین نامه، یعنی مسئله مرگ و روز رستخیز است، که حضرت با دقت و ظرافت خاصی آنرا مطرح کرده و دیدگاهی زیبا و آینده ای پرامید برای انسان ها ترسیم کرده اند؛ به طوریکه یاد مرگ و روز رستاخیز در زندگی انسان ها نقش سازنده و هداتگری ایفا می کند. توجه دادن به حقایق به شکلی واقعی و صحیح، نقش مهمی در تربیت داشته و یکی از علت نهای مهم به ثمر رسیدن زحمات مربیان است. اگر اولیاء و مربیان برای نوجوان، رویایی از زندگی بسازند که همیشه همای خوشی و رفاه بر سر او سایه افکندو از مشکلات و سختی ها و مبارزه با آنها اثری نباشد، درواقع نیم رخی ناقص از زندگی را ترسیم کرده اند و یا درست تر آنکه چهره مسخ شده زندگی را به او نشان داده اند. چون طبیعت عالم ماده، با محدودیت و ناکامی عجین شده و در متن این ناکامی هاست که انسان ساخته و آبدیده می شود و به کمال مطلوب می رسد، آری «نازپرورده تنعم نبرد راه دوست» در هر صورت مربیان کارآزموده سعی می کنند نوجوان را از آغاز با حقیقت زندگی آشنا کنند و مرگ را با تفسیری صحیح معرفی نمایند که جزئی از زندگی بلکه مکمل آن است و شکننده حصارهای محدودیت و ضامن اجرای قانون و موجب تحقق عدل و امنیت اجتماعی است، زیرا تفسیر صحیح مرگ، کنترل کننده، سازنده و محرّک انسان برای تلاش بیشتر و بهتر در راه خیر و خدمت و مولّد شور و نشاط و بهره وری است.
کوتاه سخن آنکه علی علیه السلام در این فراز، تصویری زیبا از حقیقت دنیا و سیر انسان و در نهایت راه روشنی که او را به سرمنزل مقصود می رساند ترسیم نموده اند، درست مانند مسافری که راهی طولانی و پرپیچ و خم در پیش دارد و اگر دقیقاً از روی نقشه و با برنامه پیش بینی شده حرکت کند در امنیت کامل به مقصد خواهد رسید.
مربی روشن ضمیر باید در نوجوان ایجاد زمینه کند و قبل از هرچیز روح او را آماده پذیرفتن تربیت سازد که در این نامه بدان اشارت گردیده است.
و اینک، این شما و این نامه نورانی

مترجم

به نام خداوند بخشنده مهربان

اندرزنامه ای است از امام پاکان و دادوران «علی امیرالمومنین» به گرامی فرزندش «امام حسن» بر هر دوان درود که به گاه بازگشت از رزمگاه «صفّین» در مکانی موسوم به «حاضرین» نگاشته است.

(۱)
مِنَ الْوَالِدِ الْفَانِ، الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ، الْمُدْبِرِ الْعُمُرِ، الْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْر، الذَّامِ لِلدُّنْیا، السَّاکنِ مَسَاکنَ الْمَوْتَی، الظَّاعِنِ عَنْهَا غَداً، اِلَی الْمَوْلُودِ الْمُوَمِّلِ مَا لَا یدْرِک، السَّالِک سَبِیلَ مَنْ قَدْ هَلَک، غَرَضِ الْاَسْقَامِ وَ رَهِینَهِ الْاَیامِ، وَ رَمِیهِ الْمَصائِبِ، وَ عَبْدِ الدُّنْیا، وَ تَاجِرِ الْغُرُورِ، وَ غَرِیمِ الْمَنَایا، وَ اَسِیرِ الْمَوْتِ، وَ حَلِیفِ الْهُمُومِ، وَ قَرِینِ الْاَحْزَانِ، وَ نَصْبِ الْآفَاتِ، وَ صَرِیعِ الشَّهَوَاتِ، وَ خَلِیفَهِ الْاَمْوَاتِ.

پدر: مربی

از پدری سالخورده و کهنسال، معترف به نشیب و فراز زمان، پشت سر گذارنده عمر، سپرانداز در نبرد روزگار، بدبین به دنیا، مسافر شهر خاموشان، کوچنده از آن در فردا.
به: فرزندی آرزومند دست نایافتنی ها، رهرو راه آنان که رفتند و منزل به دیگران سپردند، نشانه تیر ناخوشیها و گروگان گردش ایام و آماج خدنگ مصیبتها، برده دنیا و سوداگر کالای غرور، وام دار و گرفتار مهلت ها و اسیر مرگ و هم پیمان اندُهان و همنشین غم ها و نشانه آفتها و زمین خورده خواهشها و جانشین پیشینیان.
***
(۲)
اَمَّا بَعْدُ فَاِنَّ فِیمَا تَبَینْتُ مِنْ اِدْبَارِ الدُّنْیا عَنِّی، وَ جُمُوحِ الدَّهْرِ عَلَی، وَ اِقْبَالِ الْآخِرَهِ اِلَی، مَا یزَعُنِی عَنْ ذِکرِ مَنْ سِوَای، وَ الِاهْتِمَامِ بِمَا وَرَائِی، غَیرَ اَنِّی حَیثُ تَفَرَّدَ بِی- دُونَ هُمُومِ النَّاسِ- هَمُّ نَفْسِی، فَصَدَقَنِی رَاْیی، وَ صَرَفَنِی عَنْ هَوَای، وَ صَرَّحَ لِی مَحْضُ اَمْرِی، فَاَفْضَی بِی اِلَیٰ جِدٍّ لَا یکونُ فِیهِ لَعِبٌ، وَ صِدْقٍ لَا یشُوبُهُ کذِب ًٌ.
وَجَدْتُک بَعْضِی، بَلْ وَجَدْتُک کلِّی، حَتَّی کاَنَّ شَیئًا لَوْ اَصٰابَک اَصٰابَنِی، وَ کاَنَّ الْموْتَ لَوْ اَتاک اَتانِی، فَعَنٰانِی مِنْ اَمْرِک مٰا یعْنِینِی مِنْ اَمْرِ نَفْسِی، فَکتَبْتُ اِلَیک کتٰابِی مُسْتَظْهِرًا بِهِ اِنْ اَنَا بَقِیتُ لَک اَوْ فَنِیتُ.

ضرورت تربیت

آنچه پس از روزگاری تجربه بدان رسیده ام، از رخ برتافتن دنیا از من و سرکشی زمانه بر من، و روی آوردن رستخیز به سوی من، مرا از یاد دیگران و کوشش برای آنچه در پی من است بازمی دارد؛ ولی اینک «ضرورت تربیت» مرا بر آن داشته تا تو را از یاد نبرم و تمام توجّهم را به سوی تو پیش رانم و این وظیفه است که خواب و راحت را از من ربوده و راستی و حقیقتی را که دروغی آمیزه آن نیست، پیش رویم نهاده است.
من تو را پاره تنم یافتم، بلکه تمام وجودم تو هستی، تا آنجاکه اگر بدِ روزگار خاطر عزیزت را مکدّر کند، غبار غم بر سیمای من نشسته است، و اگر مرگ پنجه بر تو بگشاید جان مرا خسته است. پس همانند کار خود درباره تو عزمم را جزم کردم، تا بدانجا که اتمام سفر را هم تحمّل نکردم و از بین راه نامه ام را برای تو نگاشتم تا پشتیبان تو باشد، چه من باشم یا نباشم.
***
(۳)
فَاِنِّی اُوصِیک بِتَقْوَی اللهِ اَیْ بُنَیَّ وَ لُزُومِ اَمْرِهِ، وَ عِمٰارَهِ قَلْبِک بِذِکرِهِ، وَ الْاِعْتِصٰامِ بِحَبْلِهِ. وَ اَیُّ سَبَبٍ اَوْثَقُ مِنْ سَبَبٍ بَینَک وَ بَینَ اللهِ اِنْ اَنْتَ اَخَذْتَ بِهِ؟!

تقوی، ضمانت تربیت

فرزندم، تو را به پاسداری از مرزهای الهی و هماره در خدمت و اطاعت او بودن، سفارش می کنم. شهر دل را با یاد او آباد ساز و به نیروی پرتوان او متّکی باش و به پشتوانه قدرتش، دست مشکل گشا بگشا. و چه نیرو و دستاویزی برتر و بالاتر از دستاویز الهی است، البتّه اگر بدان دست آویزی.
***
(۴)
اَحْیِ قَلْبَک بِالْمَوْعِظَهِ، وَ اَمِتْهُ بِالزَّهادَهِ، وَ قَوِّهِ بِالْیقِینِ، وَ نَوِّرْهُ بِالْحِکمَهِ، وَ ذَلِّلْهُ بِذِکرِ الْمَوْتِ، وَ قَرِّرْهُ بِالْفَناءِ، وَ بَصِّرْهُ فَجٰائِعَ الدُّنْیٰا، وَ حَذِّرْهُ صَوْلَهَ الدَّهْرِ، وَ فُحْشَ تَقَلُّبِ اللَّیالِی وَ الْاَیامِ.
وَ اعْرِضْ عَلَیهِ اَخْبٰارَ الْمٰاضِینَ، وَ ذَکرْهُ بِمَا اَصٰابَ مَنْ کٰانَ قَبْلَک مِنَ الْاَوَّلِینَ، وَ سِرْ فِی دِیٰارِهِمْ وَ آثٰارِهِمْ فَانْظُرْ فِیمٰا فَعَلُوا، وَ عَمَّا انْتَقَلُوا، وَ اَینَ حَلُّوا وَ نَزَلُوا. فَاِنَّک تَجِدُهُمْ قَدِ انْتَقَلُوا عَنِ الْاَحِبَّهِ، وَ حَلُّوا دٰارَ الْغُرْبَهِ.
وَ کاَنَّک عَنْ قَلِیلٍ قَدْ صِرْتَ کاَحَدِهِمْ.

نظرات کاربران درباره کتاب فرزندم چنین باش

بهترین
در 1 سال پیش توسط msa...q89