فیدیبو نماینده قانونی نشر شبگیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شش كلاه تفكر

کتاب شش كلاه تفكر

نسخه الکترونیک کتاب شش كلاه تفكر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب شش كلاه تفكر

تمامی نکته های گفته شده در این کتاب ممکن است بسیار واضح و منطقی به نظر برسد. در حقیقیت هیچ راز و رمزی در آن وجود ندارد. وقتی روش شش کلاه را بکار بگیرید. فایده های آن خیلی زود آشکار خواهد شد.
به کمک این روش،بحث ها وجلسه ها به جای اینکه همراه با نفس پرستی و دشمنی باشد،جنبه ای سازنده و مولد به خود می‌گیرند و نتیجه بطور سریع تری بدست می آید.

ادامه...
  • ناشر نشر شبگیر
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.99 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب شش كلاه تفكر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: مقدمه

گوزنی که در یکی از چراگاه های آفریقا مشغول چریدن است صدایی در لابه لای علف ها می شنود. بی درنگ تمامی سلول های عصبی مربوط به خطر، فعال می شوند؛ طوری که وقتی شیر از میان علف ها ظاهر می شود، گوزن فرصت می یابد تا از مهلکه بگریزد. این حساسیت (به خطر) بخش مهمی از کارکرد مغز است و دلیلی بر کارآیی و سودمندی این عضو است.
غیرممکن است بتوانیم در یک زمان، در جهت های مختلف حساس شویم. همان طور که نمی توانیم یک باشگاه گلف تاسیس کنیم که به طور همزمان، هم بهترین باشگاه گلف باشد و هم بهترین باشگاه اتومبیل رانی. به همین دلیل، در این جا روش شش کلاه نقش اساسی ای ایفا می کند. این روش به مغز امکان می دهد تا حساسیتش را در زمان های مختلف، در جهت های گوناگون به بیشترین مقدار خود برساند. ما هرگز نمی توانیم، در یک زمان، در جهت های مختلف بیشترین حساسیت را داشته باشیم.

بحث و جدل علیه تفکر موازی

ایده ی اساسی نهفته در پشت تفکر غربی، درحدود دو هزار و سیصد سال پیش، توسط «گروه سه نفره» یونانی و براساس بحث و گفتگو طرح ریزی شد.
سقراط بر بحث و جدل تاکید بسیاری داشت. در هشتاد درصد از گفتگوهایی که سقراط در آن ها شرکت کرد (آن گونه که افلاطون نوشته است) هیچ نتیجه ی سودمندی حاصل نمی شد. سقراط، بسیار ساده، وظیفه ی خویش را تنها در این می دید که آنچه را «نادرست» است، نشان دهد. او می خواست استفاده ی صحیح از مفاهیمی همچون عدالت و عشق را از طریق کاربرد ناصحیح این مفاهیم یادآوری کند.
افلاطون معتقد بود که حقیقت «مطلق» در زیر ظواهر پنهان شده است. او در مقایسه ی تمثیلی مشهور خود، از شخصی مثال می زند که در غاری غل و زنجیر شده و فقط می تواند دیوار انتهایی غار را ببیند. در ورودی غار آتشی برپا شده است و وقتی کسی وارد غار می شود، سایه اش بر روی دیوار انتهایی غار می افتد و فردِ غل و زنجیر شده در انتهای غار، تنها سایه ی او را می بیند. افلاطون از این تمثیل برای بیان این نکته استفاده کرد که بگوید همه ی ما در زندگی خویش تنها می توانیم «سایه های» حقیقت را ببینیم.
ارسطو منطق شمول / ناشمول را پایه ریزی کرد. ما براساس تجربه های گذشته ی خود، «جعبه»هایی را که شامل تعریف ها، مقوله ها یا اصل ها هستند، دسته بندی کرده ایم. وقتی با چیزی مواجه می شویم، فقط مشخص می کنیم که آن متعلق به کدام جعبه است. هر شی ء یا مفهومی می تواند در یکی از جعبه ها باشد یا نباشد. به عبارت دیگر، نیمی از هیچ شی ء یا مفهومی نمی تواند درون جعبه و نیمی دیگر از آن بیرون جعبه باشد. همچنین هر شی ء یا مفهومی تنها می تواند درون یک جعبه باشد یا نباشد و حالت سومی هم وجود ندارد.
درنتیجه، تفکر غربی با «آنچه هست» سروکار دارد و این نیز به کمک تحلیل، قضاوت و بحث و جدل تعیین می شود. چنین روشی سودمند و خوب است؛ اما در ارتباط با تفکر، نگرش به کلی متفاوت دیگری هم وجود دارد که با «آنچه می تواند باشد» سروکار دارد و تفکری سازنده و خلاق به شمار می رود و به دنبال «طرح ریزی راه آینده» است.
مجمع قانون اساسی استرالیا، در سال ۱۹۹۸، که برای تصمیم گیری درباره ی آینده ی فدراسیون تشکیل شده بود از من نیز برای گفتگو و مشاوره دعوت کرد. در آن جلسه، من این داستان را نقل کردم:
روزی، روزگاری، مردی نیمی از اتومبیلش را به رنگ سفید و نیم دیگر آن را به رنگ سیاه درآورد. دوستانش از او پرسیدند چرا چنین کار عجیبی انجام داده است. او در جواب گفت: «این طوری هروقت تصادف کنم، شنیدن حرف های متناقض شهود در دادگاه، بسیار بامزه و سرگرم کننده است.»
در پایان جلسه، رییس جلسه، آقای سرآنتونی میسون به من گفت که می خواهد از داستان من استفاده کند؛ زیرا در بسیاری وقت ها، در جریان بحث، هردو طرف درست می گویند؛ اما هرکدام به موقعیت از دیدگاه های متفاوتی می نگرند.
بسیاری از فرهنگ های جهان، شاید بیشتر آنها، بحث و گفتگو را فعالیتی غیرسازنده، ستیزه جویانه و شخصی قلمداد می کنند. به همین دلیل بسیاری از فرهنگ ها مشتاقانه آماده اند تا شیوه ی تفکر موازی در روش شش کلاه را بپذیرند و آن را مورد حمایت قرار دهند.

دنیای متغیر

نظام فکری مبتنی بر بحث و گفتگو بسیاری عالی و خوب است؛ درست شبیه چرخ جلو (سمت چپ) اتومبیل است؛ یعنی درمورد آن هیچ چیز اشتباهی وجود ندارد؛ اما فقط کافی نیست.
پزشکی که می خواهد کودکی را که دچار کهیر شده درمان کند، در ابتدا به چند «جعبه» ممکن می اندیشد. آیا آفتاب سوختگی است؟ آیا حساسیت غذایی است؟ آیا سرخک است؟ سپس علامت ها و نشانه ها را بررسی می کند و به قضاوت می نشیند. اگر تشخیص دهد که وضعیت کودک بیانگر بیماری سرخک است، از آن جا که درمان سرخک نیز بر روی «جعبه» نوشته شده است؛ بنابراین به طور دقیقی می داند که چه کار کند. این درواقع همان فرآیند تفکر سنتی است که در بهترین حالت به این شکل پیش می رود.
از زمان های گذشته تاکنون، این ما بوده ایم که موقعیت های استاندارد را خلق کرده ایم و خودمان هستیم که حکم می کنیم هر موقعیت جدیدی در کدام یک از «جعبه های موقعیت استاندارد» جای می گیرد. همین که این قضاوت را انجام دادیم، مسیر عمل مان مشخص و آشکار می شود.
چنین نظام فکری ای در دنیای ثابت و استوار؛ یعنی دنیایی که موقعیت های استاندارد زمان های گذشته همچنان رخ می دهند، بسیار خوب عمل می کند؛ اما ممکن است در دنیای متغیر، دیگر آن موقعیت های استاندارد رخ ندهند؛ بنابراین به جای انتخاب راه و مسیر آینده، نیازمند طراحی مسیر آینده ی خودمان هستیم؛ یعنی محتاج آنیم که نه تنها درباره ی «آنچه هست» بیندیشیم؛ بلکه همچنین به «آنچه می تواند باشد» هم فکر کنیم.
اما سنت اساسی تفکر غربی (یا هر نوع تفکر دیگر)، به بشر مدل و الگوی ساده ای از تفکر سازنده را عرضه نکرده است. روش شش کلاه (تفکر موازی) به طور دقیقی همین مدل ساده را مطرح می کند.

تفکر موازی چیست؟

خانه ی ییلاقی بزرگ و زیبایی را در نظر بگیرید. یک نفر جلوی در خانه ایستاده است، دیگری در پشت خانه، سومی، در ضلع شرقی و چهارمی، در ضلع غربی خانه ایستاده اند. هریک از این افراد، در مقایسه با بقیه، زاویه ی دید متفاوتی دارد. اگر از آن ها خواسته شود، نمای بیرونی خانه را توصیف کنند، هریک بر حسب زاویه ی دید خود، توصیف متفاوتی را ارایه می دهد و معتقد است که گفته ی او صحیح است.
تفکر موازی؛ یعنی این که این چهار نفر باید همگی با هم حرکت کنند و لحظه هایی را در جلو، عقب، ضلع شرقی و ضلع غربی ساختمان بایستند و از آن جا به ساختمان نگاه کنند. بدین ترتیب، هر چهار فرد در هر لحظه، به طور موازی و از زاویه ی دید یکسانی به خانه نگاه می کنند.
این روش به طور تقریبی در تضاد کامل با روش تفکر مبتنی بر بحث و جدل است که در آن هر کس به موضوع از زاویه ی دید متضاد با دیگران می نگرد و روشی خصمانه و ستیزه جویانه درپیش می گیرد. در روش تفکر موازی، هر فردی از تمام جهت ها نظری به خانه می افکند و درنتیجه، آن را به طور کامل کشف می کند. تفکر موازی؛ یعنی هر فرد، در هر لحظه، به موضوع از زاویه ی یکسانی می نگرد.
اما تفکر موازی حتی از این هم فراتر می رود. در تفکر سنتی، چنانچه دو نفر با هم توافق نداشته باشند، میان آن ها بحث و جدلی رخ می دهد که در آن، هریک سعی می کند ثابت کند که دیگری اشتباه می کند. در تفکر موازی، تمامی نظرها و دیدگاه ها، بدون توجه به تناقض های آن ها با یکدیگر، به طور موازی در کنار هم گذاشته می شوند؛ سپس اگر ضرورت داشته باشد تا انتخابی از میان دیدگاه های مختلف صورت گیرد، این کار انجام می گیرد؛ اما اگر انتخاب امکان پذیر نباشد، آنگاه نقطه نظر نهایی به گونه ای طراحی می شود تا تمام جنبه ها و احتمال ها را پوشش دهد.
بیشتر وقت ها تاکید بر این است که حکم نهایی درباره ی موضوع مورد بحث، طراحی و ساخته شود.

جهت ها و کلاه ها

پایه و اساس تفکر موازی بر این امر استوار است که تمام افراد، در هر لحظه، به موضوع مورد بحث از زاویه و جهت ثابتی بنگرند؛ اما می توان این زاویه ی نگرش را تغییر داد. به طور مثال، ممکن است از فرد درخواست شود تا از جهت شمال یا شرق به یک ساختمان نگاه کند. این ها همان جهت های رایج جغرافیایی هستند؛ اما در قلمرو تفکر نیز باید جهت های متفاوتی را ابداع کنیم تا افراد بتوانند از آن زاویه ها به اندیشه بنشینند. این جهت ها کدامند؟
همینجاست که موضوع کلاه ها به میان می آید.
در بسیاری از فرهنگ ها، میان تفکر و «کلاه های تفکر» پیوند مستحکمی وجود دارد. ارزش هر کلاه به عنوان یک نماد، این است که نقشی را آشکار می کند. به طور مثال، گفته می شود که فلانی کلاهِ خاصی را بر سر گذاشته است. فایده ی دیگر کلاه این است که به آسانی می توان آن را بر سر گذاشت یا برداشت. همچنین کلاه برای آدم های اطراف، قابل رویت است. به همین دلیل است که من از کلاه به عنوان نمادی برای جهت های مختلف اندیشیدن استفاده کرده ام.
به طور معمول این کلاه ها جنبه ی خیالی و فرضی دارند؛ اگرچه گاهی نیز کلاه واقعی مورد استفاده قرار می گیرد. اغلب پوسترهای مربوط به انواع کلاه ها، به دیوارهای اتاق جلسه ها نصب می شود تا یادآور جهت های فکری فرد باشد. در این جا شش کلاه رنگی به عنوان نماد شش جهت فکری مورد استفاده قرار گرفته است: سفید، قرمز، سیاه، زرد، سبز و آبی.

نظرات کاربران درباره کتاب شش كلاه تفكر

دوستان کدوم ترجمه کتاب بهتره؟
در 2 هفته پیش توسط
کتاب عالی برای مشکلات است
در 2 هفته پیش توسط
کتاب جالب و عالی برای حل مشکلات است
در 2 هفته پیش توسط
میتونید بهترین سفر عمرتون رو با استفاده از این کتاب داشته باشید
در 3 ماه پیش توسط
مطالعه کتابهای دوبونو باید با تمرین زیاد همراه باشند تا موثر شوند.صرف خواندن گره ای نخواهد گشود.اما خوشا آن روزی که در این فنون ماهر شوید.زندگیتان گلستان خواهد شد.تکنیک های دوبونو مهارتهای تصمیم گیری و تفکر جانبی شما را به شما خواهند آموخت
در 3 ماه پیش توسط