Loading

چند لحظه ...
کتاب فردا

کتاب فردا

نسخه الکترونیک کتاب فردا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

نقد و بررسی کتاب فردا

ادبیات عاشقانه پر طرفدارترین گونه ادبی است و از ادبیات کلاسیک تا به امروز کتاب‌های عاشقانه‌ی زیادی با داستان‌های متفاوت خلق شده‌اند. از «لیلی و مجنون» و «شیرین و فرهاد» گرفته در گذشته تا داستان‌های امروزی‌تر مثل عشق زری و یوسف در «سو و شون» یا داستان عشق گل محمد به مارال در کتاب «کلیدر» که همگی قصه‌های عاشقانه زیبایی را روایت می‌کنند. در ادبیات جهانی هم این موضوع صادق است عشق «رومئو و ژولیت» در ادبیات کلاسیک تا داستان‌های معاصر مثل عشق «اُمامه به تَنگو» در رمان 1q84. در ادبیات عاشقانه که تاکنون کتاب‌های بی‌شماری با محوریت عشق و داستان‌های احساسی روایت شده است، خلق آثاری که به دور از کلیشه‌های رایج روایت شود کاری بسیار سخت است. اما، گیوم موسو در کتاب فردا به خوبی توانسته است که به دور از کلیشه‌های رایج در داستان‌های عاشقانه، قصه‌ای منسجم را با درون مایه‌ای مدرن روایت کند. تعلیق در روایت نویسنده سبب می‌شود که جذابیت داستان از ابتدای تا انتها آن باقی بماند و حدس پایان داستان غیر ممکن باشد.

خلاصه ای از داستان کتاب

شخصیت‌های اصلی داستان متیو و اِما هستند. متیو مردی لاغر اندام، با صورتی سبزه و کفش‌های چرمی‌، جذاب و پرشور و استاد فلسفه دانشگاه هاروارد است. او به دلیل سخنرانی‌های تاثیر گذار و ساده خود که فلسفه را به راحتی برای همه قابل فهم کرده است در بین دانشجویان بسیار محبوب است. برای واحد درسی جدید او بیش از 800 نفر ثبت نام کرده‌اند و کلاس او در تالار اصلی دانشگاه برگزار می‌شود. بر روی تخته این جمله نوشته شده است در صورتی که فلسفه رنج روح را از میان نبرد، سودی نخواهد داشت. متیو به تازگی همسرش را در یک حادثه وحشتناک از دست داده  و به تنهایی از دخترش مراقبت می‌کند. زمانی‌که او یک مَک بوک خریداری می‌کند متوجه می‌شود که همچنان عکس‌های صاحب قبلی لپ تاپ در آن باقی مانده است. به همین منظور او سعی می‌کند که با صاحب قبلی لپ تاپ ارتباط برقرار کند. صاحب قبلی مک بوک زنی به نام اِما است که در 32 سالگی همچنان به دنبال یار و همراه خود می‌گردد. اِما و متیو زمانی‌که شروع به صحبت با یکدیگر می‌کنند به این نتیجه می‌رسند که قرار ملاقاتی با یکدیگر بگذارند. قسمت جالب ماجرا این است که آن دو در دو دنیای موازی زندگی می‌کنند و اِما یک سال قبل از متیو زندگی می‌کند. متیو به این موضوع فکر می‌کند که شاید اِما بتواند از مرگ همسر او جلوگیری کند اینجاست که داستان رمان فردا آغاز می‌شود...

 

درباره نویسنده کتاب گیوم موسو؛ نویسنده فرا معاصر فرانسوی

گیوم موسو از دوران کودکی و از 10 سالگی با ادبیات آشنا شد. او در کودکی بخش عمده‌ای از تعطیلاتش را به دلیل شغل مادرش در کتابخانه شهرداری می‌گذراند و آن‌جا بود که شروع به خواندن ادبیات کرد. در جوانی مدتی را در شهرهای نیوجرسی و نیویورک آمریکا گذراند، تجربه زندگی در آمریکا تاثیر به سزایی در ادبیات و زندگی‌اش گذاشت. با وجود اینکه او پس از بازگشت به فرانسه از آمریکا، ایده‌های بسیاری برای نوشتن رمان داشت اما به تحصیل رشته علوم اقتصادی مشغول شد و در مراکز مختلفی به تدریس پرداخت.

اولین رمانش را در سال 2001 با نام «اسکیدامارینک» منتشر کرد. پس از انتشار کتاب اولش موسو دچار سانحه رانندگی شدیدی شد و تجربه تصادف او باعث شد رمان «و بعد» را که روایت زندگی مردی است که از مرگ بازگشته است، را بنویسد. «و بعد» بسیار موفق شد، بیش از یک میلیون نسخه از آن در فرانسه به فروش رسید و به 23 زبان مختلف نیز ترجمه شد. فیلمی با همین عنوان از رمان اقتباس شد که کارگردانی آن‌را «گیلز بوردوز» بر عهده داشت. موفقیت‌های رمان‌های گیسو در فرانسه ادامه یافت و در سال 2012 او جایزه شوالیه هنر و ادبیات فرانسه را کسب کرد.

«تو آنجا خواهی بود؟، چون دوستت دارم، دختر کاغذی، ندای یک فرشته، 7 سال بعد، سنترال پارک و فردا» عناوین دیگر رمان‌های موسو هستند. بیش از 22 میلیون نسخه از کتاب‌های او در سراسر دنیا فروخته شده است که او را به یکی از پرفروش‌ترین نویسنده‌های فرانسه تبدیل کرده است. گیوم در کشور «کره» هم خیلی پرطرفدار است و هر کتاب او دارای فروشی بالاتر از یک میلیون نسخه در کره جنوبی است. او به مدت 4 سال پرفروش‌ترین نویسنده فرانسه بود.

 

فردا، داستان زمان‌ها

فردا داستان تقدیر و سرنوشت است. آیا می‌توان سرنوشت را تغییر داد؟ این سوالی است که از ابتدای داستان ذهن خواننده را درگیر می‌کند. زندگی اِما و تصمیم‌هایش، مخاطب را با خود تا انتهای داستان همراه می‌کند؛ در بسیاری از قسمت‌های کتاب نفس را در سینه خواننده کتاب حبس می‌کند و هر لحظه همراه اِما نگرانی را تجربه می‌کند. اما در آخر کتاب رضایت خواننده جلب می‌شود و تجربه‌ای شیرین برای او رقم می‌خورد. گیوم با نوشتن رمان فردا با روح مخاطب بازی می‌کند، او را درگیر باورهای عملی مثل دنیاهای موازی می‌کند. زندگی موازی دو انسان و اتفاقات بین این دو را روایت می‌کند و از تغییر سرنوشت انسان‌ها در جهان‌های موازی صحبت می‌کند  و در عین حال داستان را به جذاب‌ترین شیوه ممکن روایت می‌کند.

بسیاری از منتقدان جهان نوشته‌های او را حیرت‌آور، جذاب، پدیده، سرگیجه‌آور، سفر در زمان، نشان دهنده کلیدهایی برای گشودن مسیر عشق واقعی و نویسنده‌ای که کتاب‌های او را نمی‌توان کنار گذاشت توصیف کرده‌اند. برخی دیگر معتقد هستند که او با نوشته‌های جذابش، «بالزاک» را دوباره به یاد خوانندگان می‌آورد. داستان‌های گیوم با روایت جذابی که دارند فراموش کردن روزمرگی و دغدغه‌های زندگی را برای خواننده امکان پذیر می‌کنند. شخصیت‌پردازی آثار گیوم نیز منحصر به فرد و جذاب است به این صورت که خواننده از همان ابتدای داستان، خود را در برابر یک فیلم و یا سریال می‌بیند. صحنه‌ها کاملا قابل درک و زنده هستند به طوریکه مخاطب خود را در داستان می‌بیند. به همین علت هم هست که آثار گیوم به راحتی قابلیت تبدیل به فیلنامه را دارند و اثر گیوم «و بعد» به فیلمنامه نیز تبدیل شده است. منتقد روزنامه «لوپاریزن» درباره رمان فردا می‌نویسد :« استعداد بازی با جریان زمان، پیاده کردن تقدیر مانند یک ساعت شماطه دار و سازماندهی حس تعلیق.» روزنامه‌نگار و مجری شبکه «آر.تی.ال» فرانسه نیز فوران امر فرا طبیعی را عنصر اصلی داستان‌های موسو می‌داند. منتقدی دیگر موسو را پادشاه انتظار می‌نامد و روزنامه لوپوان، آثار نویسنده را دارای قابلیت بصری بسیار بالا قلمداد می‌کند. کتاب فردا توسط سعیده بوغیری برای نشر البرز به فارسی برگردانده شده است. همچنین خانم «تینا رجبی خامسه» نیز رمان فردا را  ترجمه کرده است که انتشارات «ققنوس» آن را منتشر کرده است.

در بخش‌های از کتاب می‌خوانیم

آمفی تئاتر مملو از جمعیت، اما ساکت بود. عقربه‌های صفحه برنزی ساعت دیواری قدیمی دو و پنجاه و پنج دقیقه را نشان می‌داد. درس فلسفه متیو شاپیرو به پایان می‌رسید. اریکا استیوارت بیست و دو ساله، که در ردیف اول نشسته بود، با قوت استاد را ورانداز می‌کرد. یک ساعتی می‌شد که تلاش می‌کرد توجه او را به خود جلب کند. آرام و تحسین برانگیز به حرف‌های او گوش می‌داد و با هریک از تاکید‌های او سر تکان می‌داد، اما بی نتیجه بود. با وجود اینکه استاد در برابر رفتارهای متکبرانه هر روزه زن جوان بی احساس بود؛ اما هر روز برای او جذاب‌تر و تاثیرگذارتر می‌شد. چهره جوان، موه‌های کوتاه و ته ریش، جذابیتی انکار ناپذیر به او می‌داد که دانشجویان را شیفته می‌کرد. متیو، با آن شلوار جین کم رنگ، پوتین‌های چرمی کهنه و پلیور یقه اسکی، بیشتر به دانشجویان تحصیلات تکمیلی شبیه بود تا به بعضی از همکارانش که در پردیس دانشگاهی رفتاری خشک و سختگیرانه داشتند. اما بیش از ظاهر زیبا، شیوایی بیانش بود که زن جوان را می‌فریفت.

متیو شاپیرو، یکی از محبوب‌ترین اساتید پردیس دانشگاهی بود. در طول پنج سالی که در کمبریج تدریس می‌کرد، شیوه تدریسش همه ساله دانشجویان تازه‌ای را جذب می‌کرد. به لطف تعاریف دهان به دهان، این ترم بیش از 800 دانشجو برای درس او نام نویسی کرده بودند و این درس حالا در بزرگترین آمفی تئاتر برگزار می‌شد. در صورتی که فلسفه رنج روح را از میان نبرد، سودی نخواهد داشت. این جمله اپیکور، که روی تخته نقش بسته بود، ستون درس متیو بود. مفاهیم مبهم را روی هم تلنبار نمی‌کرد و درس‌های فلسفه او را همه درک می‌کردند. همه استدلال‌هایش در تماس با واقعیت بود. شاپیرو تک تک مباحثش را با مثال‌هایی از زندگی روزمره و مشکلات ملموسی آغاز می‌کرد که با آن دست به گریبان بودند؛ ترس از شکست در یک امتحان، برهم خوردن یک پیوند عاشقانه، ظلم نگاه دیگران، ،معنایی که می‌باید به تحصیل داده می‌شد ...

وقتی مثال‌ها مطرح می‌شد، استاد از افلاطون، سِنِک، نیچه یا شوپن‌هاور یاد می‌کرد و به لطف شیوه تدریس با نشاط او، این چهره‌های بزرگ، گویی برای مدت زمانی، جزوه‌های دانشگاهی را ترک می‌کردند و دوستانی آشنا و در دسترس می‌شدند، دوستانی که قادر بودند فردا را، با توصیه‌های سودمند و تسلا بخش خود، سرشار کنند. 

مشخصات کتاب فردا

نظرات کاربران درباره

داستان کتاب تا حدودی تازه و متفاوت بود خوشم اومد ولی متاسفانه ترجمه و ویرایش افتضاح بود در حد بچه دبستانی. واقعا متاسفم که بااینکه برای کتابها پول دریافت میکنید بازهم انقدر ویرایش ضعیفی دارن خیلی جاها اصلا انقدر بد ترجمه شده بود که خوانندرو به اشتباه مینداخت
در ۱ سال پیش توسط بهاره اخلاقی ( | )
خوش به حال آمریکایی ها که توی رستوران هاشون بخش "ویتامینه" دارن!!! البته من در نیویورک زندگی می کنم و رستوران هم کم نمی رم ولی تا حالا چنین بخشی توی رستوران هاشون ندیدم!!!! آخه چرا به شعور مردم توهین می کنید؟! مثلن اگر به جای نوشیدنی الکلی بگید ویتامین؛ مردم رستگار می شن؟! آخه حماقت هم اندازه ای داره.....
در ۲ سال پیش توسط افسانه ن. ( | )
ترجمه افتضاح!!
در ۱۱ ماه پیش توسط لادن م ( | )
سلام. ماجرای یک استاد دانشگاه که همسرش رو از دست داده و با دخترش زندگی میکنه و ناخواسته درگیر ماجرایی میشه که زندگیش رو ...... حتما بخونید.ممنونم فیدیبو
در ۲ سال پیش توسط Ash...deh ( | )
کتابش حرف نداره اگه دنبال کتابی میگردین که حسابی درگیرتون کنه و از کار و زندگی بندازتتون پیشنهاد میکنم حتما مطالعه بفرمایید ☺️
در ۳ سال پیش توسط nasrin farzaneh ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ۶
  • بعدی ›
  • آخرین ››