فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ما ایرانیان

کتاب ما ایرانیان
زمینه‌کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی

نسخه الکترونیک کتاب ما ایرانیان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ما ایرانیان

کتاب «ما ایرانیان» نوشته مقصود فراستخواه ( -۱۳۳۵) جامعه‌شناس و پژوهشگر تبریزی، است. او در این کتاب می‌کوشد با رویکردی اجتماعی و تاریخی به بررسی خلقیات ایرانیان بپردازد. در واقع، این کتاب برآمده از مجموعه سخنرانی‌های مولف طی سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ در بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان است که اکنون در قالب کتاب تنظیم و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. فراستخواه با طرح این سؤال که «آیا خلقیات ایرانیان ضعف‌هایی دارد؟» می‌کوشد در قالب کاری شبه‌پیمایشی با جامعه‌ای آماری متشکل از اعضای هیأت علمی و گروهی از نخبه‌های کشور به این سؤال پاسخ دهد و در این راستا، ضعف فرهنگ کار جمعی، رودربایستی، عدم شفافیت، خودمحوری، غلبه احساسات بر خردورزی، رواج دروغ و رفتارهای غیرقابل‌ پیش‌بینی را از جمله این ضعف‌ها برمی‌شمرد. براساس این پژوهش، عوامل معرفتی، کاهش سرمایه‌های اجتماعی، ساختار دولت، مناسبات دین و دولت، نوع آموزه‌های دینی، پرحادثه ‌بودن تاریخ، مناسبات تولید و ساختار اقتصادی و کشمکش نخبگان و... همگی از جمله عواملی هستند که خواه‌ناخواه در بروز این ضعف‌های اجتماعی اثرگذار بوده‌اند. در این تحلیل، نویسنده بیشتر بر مسائل نهادی و ساختاری متمرکز می‌شود. از این رو، بر این باور است که از رهگذر اصلاحات نهادی همچون وضع قوانین، تقویت اجتماعات محلی و نهادهای عمومی، ایجاد رفاه و فقرزدایی، توسعه سیاسی و اصلاح نهاد دولت می‌توان به الگوی زیست بهتری نزدیک ‌شد. اثر مقصود فراستخواه را می‌توان در ادامه مجموعه «فرهنگ ایرانی» و به‌طور خاص «روحیات ایرانی» دانست که پیش از این محمدعلی جمالزاده، احمد نراقی، دکتر محمود سریع‌القلم، مهدی بازرگان و... کوشیده‌اند تا در این زمینه به اظهار نظر‌هایی بپردازند. اما آنچه کار فراستخواه را از آثار پیش از خود ممتاز و از جهتی متمایز می‌کند، نداشتن نگاهی ایستا و ذات‌گرایانه به روحیات ایرانی است تا آنجا که او را از دادن هر گونه حکم قطعی در رابطه با خلقیات و روحیات ایرانی باز می‌دارد. همچنین پرهیز فراستخواه از جامع‌نگری و تحلیل‌های کل‌گرایانه از دیگر وجوه مثبت این اثر به شمار می‌رود. به زعم او، فرهنگ ایرانی از الگوهای آمیخته‌ای به‌وجود آمده و رنگین‌کمانی متنوع است و نمی‌توان آن را تنها به خلق‌ و خوها، آن هم با نگاهی صرفاً منفی تقلیل‌داد. فراستخواه «یادگیری» و «کنش» را از جمله عوامل مؤثر در اصلاح خلقیات ایرانی می‌داند. به زعم او، یادگیری تنها یادگیری فردی نیست؛ بلکه یادگیری گروهی، سازمانی و اجتماعی است. به تعبیری، او اصلاح خلقیات ایرانی را صرفاً به سطحی فردی فرو نمی‌کاهد و بر این باور است که در یک فرآیند اجتماعی و نهادی باید به اصلاح این خلقیات پرداخت. وی همچنین، در اصلاح خلقیات ایرانی بحث کنش و عمل را نیز پیش می‌کشد و معتقد است که در یادگیری اجتماعی عنصر عمل بسیار دخیل است و از رهگذر کنش انتقادی و خرد ارتباطی است که می‌توان به الگوی زیست اجتماعی بهتری نزدیک ‌شد.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.22 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ما ایرانیان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱ - طرح مسئله و مفروضات

در این بحث از چه خطاهای معرفت شناختی پرهیز کنیم؟

بحث چیست؟

در گفت وگوی مردم کوچه و بازار و نیز در بسیاری از آثار شرق شناختی و ایران شناختی و حتی آثاری که خود ایرانیان نگاشته اند، گزاره هایی وجود دارد که در آن ها درباره ی روحیات و خلقیات ایرانی سخن گفته می شود، مثلاً می گویند ایرانی ها زیاد دروغ می گویند؛ کم کار می کنند؛ فعالیت مشترک جمعی و گروهی در بین آن ها ضعیف است؛ دورویی در میان شان رواج دارد؛ احساسات شان بر خردورزی چیره می شود؛ خودمدارند و به سختی می توانند توافق های پایدار انجام دهند. این ها نمونه ای از گزاره هایی است که در کتاب ها و همین طور بین مردم کوچه و بازار، در میهمانی ها، دیدوبازدیدها و... به چشم می آید. این گزاره ها مدعیاتی درباره ی روحیات، خلق وخوها و عادات ایرانی است.
فرهنگ این سرزمین به معنای جامعه شناختی و مردم شناختی کلمه اساساً قابل فروکاستن به خلقیات نیست. اگر تعریف تایلور(۱) را به منزله ی کلاسیک ترین تعریف فرهنگ در نظر آوریم، «فرهنگ الگوها(۲)ی آموخته ای است که خود را با تجلیات متنوع اجتماعی نشان می دهد»؛ به این معنا نمی شود فرهنگ را به خلق وخوها، عادات و روحیات فروکاست، این الگوهای آموخته عناصر گوناگونی را دربرمی گیرد و تجلیات فرهنگی مختلفی را منعکس می کند. الگوهای آموخته ای که یک فرهنگ را تشکیل می دهد، عناصر متنوعی دارد، برای مثال عناصر زبانی مانند خط و گویش ها؛ عناصر ذهنی مانند اسطوره ها، عقاید، باورها، آرمان ها، نگرش ها، جهان شناسی و دانش و معنا؛ عناصر ارزشی و هنجاری مانند اخلاقیات، حقوق، عرف و قوانین؛ عناصر احساسی و زیباشناختی مانند هنر و ادبیات؛ عناصر رفتاری شامل سبک زندگی، تولید، مصرف، گرایش ها، عادات و منش ها؛ عناصر نمادین مانند آیین ها، آداب، رسوم و تمثیل ها؛ عناصر مهارتی و فنی شامل شیوه های ساخت ابزار، فنون، صنایع و سبک های معماری؛ و درنهایت، عناصر نهادی شامل مناسبات و ساختارها (فورس برگ(۳)، ۲۰۰۶).
فرهنگ ایرانی نیز از چنین الگوهای آموخته ای به وجود آمده و رنگین کمانی متنوع است و نمی توان آن را به خلق وخوها آن هم با روایتی یک سره منفی فروکاست. شواهدی از روحیات و خلقیات مثبت نیز در طول تاریخ در میان گروه ها و قشرهای اجتماعی این دیار در دست است. فرهنگ سرزمینی مانند ایران با تنوع اقلیمی، قومی و مذهبی زیادی که در آن وجود دارد، قابل تقلیل به یک وجه محدودی از آن نیست. گذشته از این، گوناگونی های دیگری در فرهنگ ها وجود دارد. به طور مشخص، فرهنگ توده(۴) تفاوت هایی با فرهنگ نخبگان(۵) دارد. در کنار فرهنگ عمومی، خرده فرهنگ هایی(۶) وجود دارد، در برابر فرهنگ مسلط، فرهنگ های حاشیه ای هست، فرهنگ قشر متوسط و قشرهای دیگر؛ فرهنگ ملی و فرهنگ های قومی. این ها نشان می دهد تنوع زیادی در فرهنگ ما وجود دارد (یاندیس، ۱۳۷۸).
ازسوی دیگر، فرهنگ (و از جمله خلقیات و روحیات مردم) طی زمان و در شرایط مختلف در تعامل با محیط های متفاوت هرچند به کندی تطور می یابد. درمجموع، فرهنگ و رفتار جمعی قابل یادگیری و اکتساب است و تغییر می کند. بنابراین، سخن گفتن از فرهنگ ایرانی و به طور خاص روحیات ایرانی به مثابه یک مفهوم ایستا(۷) و امری ثابت توجیه منطقی و علمی ندارد.
روح ایرانی ماهیت متعین و ثابتی نیست که با ذات باوری(۸) و به سهولت بتوان از صفات و خصوصیات آن سخن گفت. پس در این کتاب می کوشیم به حکم منطقْ حداقل از دو خطای فاحش پرهیز کنیم: نخست، «تقلیل گرایی» این که نگاه جامع و کل گرایانه به همه ی وجوه و ابعاد فرهنگ ایرانی نیندازیم و از تنوع و گوناگونی آن غافل بمانیم؛ دوم، نگاه ایستا و «ذات باورانه» به روح ایرانی که موجب نادیده گرفته شدن منطق تحول و پیچیدگی در فرهنگ و نگرش ها و گرایش ها و رفتار جمعی ایرانیان می شود.
اما آیا واقعاً این ملاحظات می تواند صورت مسئله را پاک کند؟ شواهد حکایت از آن دارد که بخشی از خلق وخوهای ایرانی بحث انگیز(۹) بوده است.
در گزاره های مردم کوچه و بازار نیز با این نوع ادعاها مواجه هستیم. شاید به تناوب و البته با فراوانی قابل توجه در مناسبت های مختلف مستمع لطیفه ها، طنزها و ضرب المثل هایی در باب «ما ایرانیان» بوده اید، یا این گونه عبارات را این جا و آن جا به جد یا برای مزاح نقل کرده اید و اگر ارتباطات ای میلی و مانند آن دارید، پی در پی با پیام ها و عکس هایی حاوی این نوع مطالب مواجه شده اید. از قبیل این مثالی که نظیرش در جعبه ی پیام های نویسنده فراوان است: «خواب دیدم قیامت شده است. هر قومی را داخل چاله ای عظیم انداخته و سر هر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند، الا چاله ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: ’این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده، نگهبان نگمارده اند؟‘ گفت: ’می دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله‘. خواستم بپرسم: ’اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالارفتن کند...‘ که نپرسیده گفت: ’گر کسی از ما فیلش یاد هندوستان کند، خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم‘».
بخش هایی از متنی که در وبلاگ یک ایرانی ساکن کانادا آمده چنین است: «... بگذارید برایتان بگویم چه چیزهایی در ایران آزاد است که مردم خیلی کشورها حتی جرئت ندارند به آن فکر کنند... پیاده ها مجبور نیستند دنبال محل عبور عابر پیاده بگردند؛ آن ها آزادند هر جا دل شان خواست، از خیابان رد شوند. پدر و مادرها آزادند بچه های شان را کتک بزنند... هر کارمندی حتی به دلیل این که از چشم و ابروی ارباب رجوع خوشش نیامده، آزاد است کارش را انجام ندهد. مغازه دارها آزادند هر طور دل شان خواست جنس شان را ارائه کنند... پلیس ها آزادند جریمه ی راننده ها را به صورت نقدی و با تخفیف بگیرند. در هر مکان عمومی و یا خصوصی سربسته، یا روباز هرچند آدم ها نشسته باشند، مهم نیست، هرکس بخواهد می تواند سیگار بکشد و دودش را به حلق بقیه بدهد...».(۱۰)
گاه در این نوع ادعاها پا فراتر گذاشته می شود و این بار می گوییم یا می شنویم غربی ها چنانند و ما شرقی ها چنین. باز مورد مثالی تصادفی از جعبه ی پیام های ای میل نویسنده را ببینید. سمت راست، شرقی ها را نشان می دهد (یکی مافوق بقیه) و سمت چپ، غربی ها را (با روابط افقی)



در زیر نیز صف های انتظار در برابر یک باجه یا مانند آن مقایسه شده است.



و در این یکی هم وقت شناسی ما و آن ها هم سنجی شده است. با این حساب، وقتی غربی ها می گویند ساعت دوازده می آیند، یعنی درست سر ساعت می آیند. ولی وقتی جماعت شرقی می گویند ساعت دوازده می آیند، ممکن است ساعت یازده یا دو بیایند.



اما این ادعاها چه قدر صورت علمی دارد و درباره ی آن بررسی شده است؟ برای مثال آیا واقعاً شواهدی برای این که گفته می شود ایرانیان در کار جمعی ضعیف اند، وجود دارد؟ عوامل موثر بر شکل گیری این عادت ها و رفتارها چه بوده است؟ این روحیات، خلقیات و الگوهای رفتاری چه آثار و پیامدهایی در جامعه ی ایران به بار آورده است؟ مثلاً اگر در کار جمعی ضعیف بوده ایم، نتیجه اش چه بوده است؟ اگر اخلاق کاری ما ضعیف است، چه نتایجی داشته؟ چه تغییراتی در زمینه ی ارزش ها و نگرش های ما طی زمان به وجود آمده است؟ مثلاً ممکن است گفته شود در فرهنگ ما در سه دهه ی بعد از انقلاب تغییراتی اتفاق افتاده؛ چیزهایی که در فرهنگ عمومی ما چندان غالب نبوده غالب شده، یا مولفه هایی در فرهنگ عمومی ما وجود داشته و از بین رفته است. علت چیست؟ از زمانی که مرحوم اسدی طوسی در سال ۱۳۵۳ پیمایشی در این زمینه انجام داد تا پژوهش منوچهر محسنی در نیمه ی اول دهه هفتاد و پیمایش ملی ۲۸ استان که در سال ۸۲ منتشر شد، چه تغییراتی در ارزش ها، نگرش ها و رفتار ایرانیان رخ داده است؟ و چرا؟ برای مواجهه ی مطلوب با وضعیت بحث برانگیز در خلقیات و روحیات ایرانی چه می توان کرد؟ این ها پرسش های مهمی هستند که ارزش اندیشیدن دارند.

سپاس گزاری

بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان در سال ۱۳۸۶ از من دعوت کرد سلسله بحث هایی را درباره ی خلقیات ایرانی به صورت هم اندیشی ارائه دهم. طی سه سال (از ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸) هر ماه یک نشست و درمجموع بیست و چند جلسه در حسینیه ارشاد برگزار شد. در این نشست ها ابتدا حدود یک ساعت بحثی را در حضور جمعی از صاحب نظران و علاقه مندان به موضوع مطرح می کردم و سپس جمع حاضر به نقد و بررسی آن می پرداخت. نقد و نظر آن ها به جلسات عمق می بخشید. کتابْ مجموعه ی بحث های اینجانب است که به طور ماهانه تحریر می شد، در اختیار جمع قرار می گرفت و در سایت بنیاد فرهنگی نیز منتشر می شد. همت آن دوستان را می ستایم؛ از زمره ی آن ها مرتضی کاظمیان است که مدیریت این فعالیت به ابتکار او بود؛ الگوی تحسین برانگیزی از یک عمل داوطلبانه ی اجتماعی و فرهنگی. حسین سمیعی، سمیه اشراقی و زینب ترکمان کار پیمایش را به یمن علایق زلال خویش به سرانجام رساندند. همچنین باید از صاحب نظرانی سپاس گزاری کنم که دوستانم با آن ها مصاحبه کردند و در این کتاب با نام و نشان به آن اشاره شده است. سرانجام از دانشگاهیانی که به پرسش نامه ی پیمایش پاسخ گفتند و حاصل دیدگاه های آنان در کتاب آمده است، ممنون ام.

مقصود فراستخواه

پیمایش آزمایشی و اولیه (پایلوت)

برای بررسی بیش تر موضوع یک پیمایش آزمایشی و اولیه در سطح ملی انجام دادم. جامعه ی آماری در این پیمایش اعضای هیئت علمی دانشگاه های سراسر کشور بود. پیمایش به شکل الکترونیکی انجام گرفت و دیدگاه های گروهی از نخبه های کشور که در دانشگاه ها و مراکز علمی فعال هستند، گردآوری و تحلیل شد. هرچند اعضای هیئت علمی نمی توانند معرف تمامی اندیشمندان و ظرفیت فکری جامعه ی کنونی ایران باشند، دست کم نمونه ای قابل دسترس هستند. خلاصه ای از نتایج پیمایش ارائه می شود:
پیمایش در سطح ملی بود و پرسش ها از طریق پست الکترونیک به اعضای هیئت علمی دانشگاه های استان های کشور فرستاده شد. ۴/ ۱۷ درصد اعضای هیئت علمی کشور که به پرسش نامه ها پاسخ دادند، زن و ۶ /۸۲ درصد مرد بودند. میانگین سن آن ها ۴۳ سال بود: ۴/ ۸ درصد زیر ۳۰ سال، ۵/ ۳۴ درصد بین ۳۱ تا ۴۰ سال، ۵/۳۷ درصد بین ۴۱ تا ۵۰ سال و ۶ /۱۹ درصد بین ۵۰ تا ۶۱ سال.
سابقه ی عضویت در هیئت علمی کم تر از ۵ سال، حدود ۱۳ درصد؛ بین ۶ تا ۱۰ سال، ۲/ ۲۱ درصد؛ بین ۱۱ تا ۱۵ سال، ۶/ ۲۴ درصد؛ بین ۱۶ تا ۲۰ سال، ۹/ ۱۸ درصد و بالای ۲۱ سال، ۲/ ۲۲ درصد بود. میانگین عضویت پاسخ گویان ۱۵ سال بود؛ کسانی که پاسخ دادند، به طور میانگین سابقه ی عضویت نسبتاً قابل توجهی در هیئت علمی دانشگاه ها داشتند. در توزیع جمعیت پاسخ گویان بر حسب مرتبه علمی، استادیاران بیش ترین بودند؛ اتفاقاً در اعضای هیئت علمی کشور هم وضع همین طور است: مربیان ۲/ ۲۹ درصد، استادیاران ۲/ ۴۴ درصد، دانش یاران ۳/ ۱۵ درصد و استادان ۳/ ۷ درصد از کل پاسخ گویان را تشکیل می دهند. حدود ۴ درصد نیز افرادی هستند که رتبه ی علمی مشخصی نداشته اند یا نگفته اند. بر حسب نوع دانشگاه، بیش تر پاسخ گویان اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی بودند. از کل پاسخ گویان ۲/ ۷۶ درصد در دانشگاه های دولتی عضو هیئت علمی بودند و ۸/ ۲۳ درصد در دانشگاه های غیردولتی.
بر حسب گروه رشته ی تحصیلی، ۴/ ۱۸ درصد پاسخ گویان در رشته های علوم پایه (مانند فیزیک، شیمی، زیست شناسی و...) بودند، ۱/ ۳۱ درصد علوم انسانی و هنر با هم، ۴/ ۶ درصد علوم پزشکی، ۱/ ۲۸ درصد علوم فنی و مهندسی و ۱/ ۱۵ درصد کشاورزی و دامپزشکی. آشکار است که اعضای هیئت علمی در حوزه ی علوم انسانی، حجم و اندازه بزرگی دارند.
از جامعه ی آماری پرسیدیم آیا موافقید که خلقیات اجتماعی در ایران ضعف هایی دارد؟ آیا موافقید بگوییم خلقیات ایرانی بحث انگیز است؟ ۷/ ۹۵ درصد به درجات مختلف و کم وبیش موافق بودند که خلقیات ایرانی مشکل دارد. البته باید در تعمیم احتیاط کنیم. نمی توانیم این داده ها را به کل متفکران جامعه تعمیم دهیم.(نمودار ۱)



پرسیدیم آیا اساساً می توانیم از روح ایرانی(۱۱) صحبت کنیم؟ آیا می توانیم از چیزی به نام روحیه ی ایرانی سخن بگوییم؟ ۸/ ۷۱ درصد به درجات مختلف موافق بودند که با وجود همه ی تحولات، تنوعات و پویایی هایی که در فرهنگ ایرانی هست، چیزی به نام روح ایرانی و روحیه ی ایرانی وجود دارد.
سوال کردیم اگر روحیات و خلقیات ایرانی بحث انگیز است، بیش تر به کدام مولفه ها از خلقیات ایرانی مربوط می شود؟ بالاترین جوابی که در بحث انگیزبودن خلقیات ایرانی دادند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» است. در درجه ی بعد «انتقادپذیری» را بحث انگیز دیدند؛ این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت می شوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل می گیرند. در درجه ی سوم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوت های منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست. در درجه ی چهارم گفتند، ایرانیان معمولاً پنهان کاری می کنند و غالباً شفاف نیستند. در درجه ی پنجم گفتند، ایرانی ها خودمدارند؛ بیش تر خواسته های خود را مبنا قرار می دهند. بیش از این که به خواسته های جمعی و گروه و منافع عمومی فکر کنند، می خواهند خود را نجات دهند و گلیم خود را از آب بیرون بکشند. در درجه ی ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیش تر بر خردورزی چیره می شود. در درجه ی هفتم گفتند، دروغ بین ایرانیان رواج دارد و سرانجام معتقد بودند ایرانی ها به سختی می توانند گفت وگو و توافق پایداری انجام دهند. این هشت مولفه بالاترین فراوانی را در پاسخ های پاسخ گویان دارد. (جدول ۱)
از مخاطبان پرسیدیم اگر بخواهیم از چند مشکل اصلی و محوری در خلقیات ایرانی یاد کنیم، کدام را اصلی ترین و محوری ترین مشکل می دانید. فرق سوال پیشین با این سوال این بود که در آن جا تنها بحث انگیزبودن در اقوال و آثار دیگران منظور می شد، اما در این جا پاسخ گو نظر خود را بیان می کند.

جدول ۱



پاسخ گویان در درجه ی نخست معتقد بودند مشکل خلقیات ما در پیوندزدن میان منافع فردی و عمومی است؛ افراد بیش تر گرایش دارند گلیم خود را از آب بیرون بکشند. در درجه ی بعد فاصله ی میان ظاهر و باطن و بین اظهارات و رفتارهای واقعی به منزله ی مشکل اصلی قلمداد شد. در درجه ی سوم غلبه ی هیجانات و تلقین پذیری بر استدلال ورزی و خردگرایی و این که ایرانیان بیش تر تلقین پذیر و هیجانی هستند تا استدلال ورز و خردگرا. در درجه ی چهارم مطلق گرایی، جزمیت و تعصب قرار گرفت. در درجه ی پنجم به تقدیرگرایی ایرانی ها اشاره کردند که جای تدبیر عقلی و اطمینان به نتایج کار و فعالیت را می گیرد. در درجه ی ششم بر بی اعتمادی، نبود اعتماد به آینده و نداشتن اعتماد به سیستم های اجتماعی تاکید کردند. در درجه ی هفتم، به وجود ترس نهادینه در خلقیات ایرانی اشاره کردند که از خشم مقتدر و کینه ی بدخواهان و دسیسه ها و ناپایداری ها واهمه دارند و سرانجام آخرین شاخص که پاسخ گویان به منزله ی مشکل محوری خلقیات ایرانی بر آن تاکید کردند، این بود که رفتارهای ایرانیان بی قاعده و غیرقابل پیش بینی است و نمی شود درباره ی آن به شکل مطمئنی پیش بینی کرد. (جدول ۲)

جدول ۲



سوال کردیم اگر در خلقیات ایرانیان ضعف هایی وجود دارد، وضع ما در مقایسه با سایر ملل چه طور است؟ ۶/ ۷۶ درصد به درجات کم وبیش موافق بودند ضعف های موجود در خلقیات ایرانی درمجموع از ضعف های موجود در خلقیات ملل اروپایی بیش تر است. ۷۳ درصد معتقد بودند ضعف های موجود در خلقیات ایرانی از ضعف های موجود در خلقیات ملل غربی بیش تر است و ۶۸ درصد اعتقاد داشتند ضعف های موجود در ایرانیان درمجموع از ضعف های سایر ملل آسیایی که در حوزه ی توسعه نسبتاً موفق هستند (مثل چین، ژاپن و کره جنوبی) بیش تر است. به همین منوال، ۶۰ درصد کم وبیش معتقد بودند ضعف های موجود در خلقیات و روحیات ایرانی درمجموع از ضعف های موجود در خلقیات ملل مسلمان نسبتاً موفق (مثل ترکیه و مالزی) بیش تر است. (جدول ۳)

جدول ۳



پرسیدیم خلقیات ایرانی تحت تاثیر چه عواملی است، داخلی یا خارجی؟ در مورد عوامل داخلی نیز از ساختارهاست یا کنشگران؟ پاسخ گویان در درجه ی اول معتقد بودند عامل اصلی ساختارها و نهادهای جامعه مانند اقتصاد نفتی است. در درجه ی دوم بر آن بودند ایراد کار از کنشگران است و تنها در درجه ی سوم علل خارجی، مثل تهاجم نظامی، سیاسی، فرهنگی و دسیسه ی بیگانگان و چیزهای مشابه را ذکر کردند. (جدول ۴)

جدول ۴



هم چنین نظر آن ها را درباره ی انواع خاصی از عوامل پرسیدیم. پاسخ گویان در درجه ی اول عوامل معرفتی را در خلقیات ایرانی موثر دانستند. به نظر می رسد چون پاسخ دهندگان اعضای هیئت علمی هستند و با فکر و تولید دانش، انتقال و مبادله ی آن سر و کار دارند، به عوامل معرفتی توجه کرده اند، یا به طورکلی دیدگاه شان این است که نگرش ها و نقشه های ذهنی مردم سبب شده این طور رفتار کنند. تصویرشان از عالم، آدم، جامعه، آینده، خود، ارتباطات و... و به طورکلی نگرش ها و باورهای آن ها سبب شده این طور عمل کنند. یعنی مشکل را در ساختارهای شناختی و ذهن مردم جست وجو کردند. در درجه ی دوم، کاهش سرمایه های اجتماعی را موثر دانستند و معتقد بودند اعتماد، پیوند، مشارکت و همدلی کم شده و این امر خلقیات ایرانی را دچار مشکل کرده است. در درجه ی سوم معتقد بودند این وضع در ساخت دولت در ایران ریشه دارد که غالباً اقتدارگرا و استبدادی بوده و این امر سبب شده مردم روحیاتی خاص داشته باشند. در درجه ی چهارم بر مناسبات دین و دولت انگشت گذاشتند. به نظر این گروه از پاسخ گویان که گویا به طور عمده به شرایط سه دهه ی اخیر نظر داشته اند، خلط این دو، مشکلات و آشفتگی های رفتاری به وجود آورده است. در درجه ی پنجم معتقد بودند نوع آموزه های دینی و برداشت از آن (مثلاً تقیه و مانند آن) مشکل دارد و بر خلقیات ما تاثیر منفی گذاشته است. در درجه ی ششم پرحادثه بودن تاریخ ایران و فراوانی تغییرات بی قاعده و سپس در درجه ی هفتم نوع مناسبات تولید و ساختار خاص اقتصادی و سرانجام کشمکش نخبگان نظر پاسخ گویان را به خود معطوف کرد. (جدول ۵)

جدول ۵



سوال کردیم چه راه حلی را برای ارتقای خلقیات اجتماعی موثر می دانید. نکته ی مهم برای نویسنده که جنبه ی اکتشافی داشت این بود که طبق پاسخ های دریافتی، اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور هم چنان به کنش و این که می توان تغییر ایجاد کرد، معتقدند؛ به تغییر باور دارند و خلقیات اجتماعی را قابل تغییر می دانند و به بهبود و دگرگونی امید دارند. حتی بعضی افراد (۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر) علاوه بر علامت زدن در قسمت بسته پاسخ، در قسمت باز دیدگاه خود را در این باره نوشتند. وقتی آن ها را مرتب و دسته بندی کردیم، دریافتیم امید اجتماعی در پاسخ ها مشهود است. برخلاف آن که شاید احساس شود در ایران دچار نوعی یاس هستیم، در پاسخ های هیئت علمی «امید اجتماعی» کاملاً محسوس بود. با همه ی مشکلاتی که احساس می کنند، به نظر می رسد معتقدند می توان از جایی شروع کرد و کنشی انجام داد؛ می توان مداخله کرد و وضع را بهبود بخشید و خلقیات ایرانی را تغییر داد. این طور نیست که خلقیات ایرانی ذاتی باشد و سرنوشت محتوم مردم این جامعه محسوب شود.
آن ها در درجه ی نخست بر آموزش تاکید کردند. آموزش و یادگیری در تمام عمر را به مثابه یک «راه حل»، مطمئن ترین و پایدارترین روشی دانستند که می تواند عمیق، درازمدت، آهسته و پیوسته آثار خود را در خلقیات ایرانی بر جای گذارد. این که پاسخ گویان آموزش و یادگیری را در درجه ی اول اهمیت قرار دادند، نشان از آثار تجربیات حرفه ای ایشان دارد. دومین عاملی که تاثیر زیادی برای آن قائل شدند، برنامه های توسعه فرهنگی مانند گسترش ارتباطات و رسانه هاست. عامل سوم را برنامه های توسعه اجتماعی دانستند؛ این که باید نابرابری ها رفع شود و حاشیه زدایی شود؛ باید شکاف مرکز و پیرامون از بین برود. حاشیه ماندگی پیوسته مسئله ساز و آسیب زاست و به مسئله اجتماعی از قبیل طلاق، خشونت، دزدی و بزهکاری اجتماعی منجر می شود. حاشیه برای زندگی اجتماعی ناامنی ایجاد می کند. برای این که آسیب های اجتماعی کم شود، باید حاشیه زدایی کنیم. در توسعه ی اجتماعی بر این مسئله تاکید می شود؛ مردم بر اثر توسعه ی اجتماعی، احساس هویت و مشارکت می کنند، اعتماد و تعهد و همدلی اجتماعی بیش تر می شود و این ها سبب توسعه ی خلقیات اجتماعی می شود. عامل چهارم، وضع قوانین خوب است. مثلاً اگر قانون ترافیک اثربخش باشد، مردم خوب رانندگی می کنند. اگر قوانینی با ضمانت اجرایی کافی وجود داشته باشد، به طبع مردم عادت می کنند رفتارهای خوبی بروز دهند. درنتیجه، برای تعمیق هنجارگرایی اجتماعی باید از قانون گذاری شروع کرد. قانون خوب و محیط حقوقی مناسب می تواند خلقیات اجتماعی را ارتقا دهد. عامل پنجم، تقویت اجتماعات محلی و نهادهای شهر و روستا، محله و همسایگی است. عامل ششم، ایجاد شغل و درآمد و رفاه و فقرزدایی و عامل هفتم، توسعه سیاسی و اصلاح نهاد دولت عنوان شده است. (جدول ۶)

جدول ۶



مهم ترین تفاوت معناداری که در این تحقیق به دست آمد، این بود که هرچه پاسخ گویان سن بالاتری داشتند، بیش تر به وجود مشکلات در خلقیات ایرانی قائل بودند. همچنین هرچه رتبه ی علمی بالاتر بود، موافقت با مشکلات خلقیات ایرانی بیش تر بود. استادان گروه علوم انسانی به طرز معناداری موافقت بیش تری با این مدعا داشتند. آقایان به طور معناداری بیش از خانم ها موافق بودند که خلقیات ما بحث انگیز شده است.

مداقه ی بیش تر درباره ی نتایج پیمایش از طریق یک بررسی اجمالی کیفی

همان طور که ملاحظه شد، بیش تر نخبه های کشور در اظهارنظری کلی با این موضوع موافقت دارند که خلقیات ما ایرانیان بحث انگیز شده است. برای مداقه ی بیش تر در این مورد، از دو روش کیفی استفاده کردم. نخست این که در جلسات هم اندیشی با حضور تعدادی از خبره ها و نیز فعالان نسل اول و دوم اجتماعی، طرحِ بحث کردم و دیدگاه آن ها را جویا شدم. برخی از طریق شرکت در گفت وگوها و برخی با ارائه ی سخنرانی در باب یک بُعد از موضوع، دیدگاه های خود را اظهار کردند. علاوه براین، یکی از دانشجویانم مصاحبه های عمیقی در این موضوع با تعدادی از این افراد خبره انجام داد و نتایج آن را در اختیار من گذاشت.
علی رضاقلی گفته است: «در مردم ایران نیز خلاقیت دیده می شود، ولی سیستم اجتماعی طوری است که آن را از بین می برد. به طورکلی، شرایط در ایران متفاوت است». نظر غلامرضا جوادکاشی این است: «صفات یک ملت ذاتی نیست، بلکه ناشی از زندگی جمعی است و با تغییر اوضاع، بهتر یا بدتر می شود». محمدامین قانعی راد معتقد است: «نمی توان از غرب تصویر مثبت و از شرق تصویر منفی داشت. نمی توان گفت همه ایرانی ها زرنگ یا احساسی و یا چنین و چنان هستند. ساده انگارانه است ایرانی ها را با چند صفت کلی توصیف کنیم». محمد ترکمان تاکید کرده است: «به رغم وجود برخی مشکلات، در مردم این سرزمین ظرفیت های بسیاری برای تحول و بهبود وجود دارد». محمدحسین بنی اسدی بر امکان اصلاح از طریق عمل اجتماعی در مقیاس بزرگ چشم دوخته است: «راه حل های تک ساحتی کارساز نیست، باید تغییرات در تمام سطوح سیاسی، اجتماعی، آموزش وپرورش و خانواده صورت گیرد». علی قاسمی بر این نظر است که «نمی توانیم یک یا چند منش پایدار را به همه ی ایرانیان تعمیم دهیم، زیرا خرده فرهنگ هایی هم از درون لایه های اجتماعی برمی خیزد که از منش پایدار و مسلط تبعیت کامل نمی کند». ناصر تکمیل همایون معتقد است: «ایرانی ضعف هایی دارد، اما آیا در کشورهای دیگر نیز انواع دیگری از ضعف مثل لذت طلبی، مال دوستی، خودخواهی و کم بودن روحیه گذشت و فداکاری دیده نمی شود؟» حبیب الله پیمان تاکید می کند: «زندگی ایرانی در سایه روشنی مداوم رقم خورده است. شک و یقین همیشه با هم هستند. از طرفی در برابر تهدیدها باید طوری رفتار می کردیم که نظر مثبت آن ها را جلب کنیم و این باعث دورویی و دوگانگی رفتار می شد و از طرف دیگر همین ایرانی در برخورد با کشاکش های زندگی نرم و منعطف بود. طبیعت این سرزمین روی رفتار و خیال ما تاثیرات لطیفی گذاشته که غربی ها فاقد آن هستند». ابراهیم فیوضات قائل به این است که «روح سازگار ایرانی را نمی توان صرفاً مثبت یا منفی دانست. همین سازگاری گاه با جلوه های مطلوبی از رفتار خود را آشکار می کند». سارا شریعتی سوال می کند: «باید دید در قرن بیست ویکم و با وجود پدیده جهانی شدن تکنولوژی ارتباطات، متکثرشدن جهان و قطعه قطعه شدن جامعه و مهاجرت های وسیع آیا می توان از چیزی به نام روح ایرانی سخن گفت»؟
حاصل این بررسی های کیفی اجمالی مرا در فرض های اولیه ی خود راسخ تر کرد. درحقیقت، موضوع به آن سادگی نیست که گاه در مشهورات و ملفوظات مربوط به خلقیات ایرانی منعکس می شود. درست است که خلقیات ایرانی بحث انگیز شده، اما نباید به این موضوع ذات باورانه نگریست. این امر به ایران اختصاص ندارد، همه ی جوامع کم وبیش ضعف هایی در اخلاق اجتماعی دارند. در ایران نیز شواهدی هرچند درخور توجه به چشم می خورد، باید مسئله به صورت دقیق تری بررسی شود و ابعاد و زوایای آن به درستی کاویده شود، فرازونشیب های تاریخی اش دیده شود و عوامل آن شناسایی شود. برخی شواهد مبنی بر وجود ضعف هایی در خلقیات ایرانی نباید به نادیده گرفته شدن نقاط قوت بینجامد. گذشته از این، نمی شود مردم را یک کاسه کرد؛ باید به تفاوت رفتار در میان گروه های مختلف اجتماعی در دوره های متفاوت توجه کرد. خلقیات تحت تاثیر عواملْ تغییر می کنند و بهتر یا بدتر می شوند. مردم می توانند یاد بگیرند طور دیگر ببینند و طور دیگر زندگی کنند.

نظرات کاربران درباره کتاب ما ایرانیان

سلام.لطفا جوری کتابارو برا دانلود بزارید که صفحه اصلیش کتاب نشون داده بشه تا بشه برا کارهای تحقیقی ازشون استفاده کرد.وگرنه بی فایدست خرید این کتابا چون قابلیت رفرنس ندارن
در 3 سال پیش توسط moh...016
نویسنده این کتاب استادمن هستن واقعاانسان فرهیخته ای هستن کتابشونم عالیه توصیه میکنم بخونید
در 2 سال پیش توسط nasim mohamadzade
کتاب خوییه . امیدوارم صعف هامونو تصحیح کرده و اینقد درباره غرب و همدوستیشون اغراق نکنیم به جای اون فرهنگ از یادرفته خودمونو بسازیم
در 10 ماه پیش توسط زهرا اقبالی
تخفیف ۹۰ درصد لطفا
در 3 سال پیش توسط فرشید اینانلو
برای شناخت پدیده‌های اجتماعی و سازمانی قطعا به شناخت روحیات خودمون نیاز داریم این کتاب هم از منظر نویسنده روحیات ایرانی رو مورد بررسی قرار داده و به طور طبیعی ممکنه ۱۰۰٪ با تمامی مندرجاتش موافق نباشیم اما به نظر من کاملا ارزش خوندن داره در کنار این کتاب پیشنهاد می‌کنم اثر جدید آقای دکتر موسی غنی‌نژاد رو که به موضوع اقتصاد و دولت در ایران پرداخته رو هم مطالعه کنید مطالعه این نوع کتاب‌ها می‌تونه دید خوبی حداقل برای مدیریت سازمان‌های ایرانی و توسعه در آنها ایجاد کند
در 1 سال پیش توسط مزدک عبایی
البته منم با رفرنس دهی کتابای فیدیبو مشکل دارم ولی با یه تناسب ساده میشه صفحه اصلی کتاب رو پیدا کرد.
در 2 سال پیش توسط sma..._92
تخفیف ۵۰ درصدی لطفا
در 2 سال پیش توسط coo...nic
با سلام. درمورد اسناد الکترونیکی از این نوع بسته به سایز متن و سایز صفحه نمایشگر شماره صفحات متغیر هست. لذا باید ارجاع بر اساس شماره فصول انجام بشه و دربخش فهرست منابع هم استفاده از نسخه الکترونیکی قید بشه. این شیوه در تمام دنیا رایجه و به اعتبار تحقیق هم خدشه ای وارد نمیکنه.
در 3 سال پیش توسط omi...had
لطفاقیمت هاراپایین بیاوریدتااکثرقشرهاتوان خواندن وخریدن کتابهاراداشته باشند.بنده خیلی دوست دارم این کتاب رابخوانم امانمی توانم
در 9 ماه پیش توسط abo...nmo
نخست فکر کردم این کتاب راه حل هایی برای عادات بد ایرانیان ارائه داده است اما این کتاب فقط چ آن ها را بررسی کرده است. من نسخه چاپی آن را خریده ام
در 1 سال پیش توسط سینا خیاطیان