Loading

چند لحظه ...
کتاب كه عشق آسان نمود اول

کتاب كه عشق آسان نمود اول

نسخه الکترونیک کتاب كه عشق آسان نمود اول به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب كه عشق آسان نمود اول

«كه عشق آسان نمود اول» رمانی عاشقانه است که داستان عشق‌های خام و کینه‌ورزی‌هایی که آدم‌ها سال‌ها آن‌ها را با خود به این طرف و آن طرف می‌کشند را روایت می‌کند. ماجراهای این کتاب پرفراز و نشیب است و سرنوشت آدم‌ها را هر لحظه به سویی می‌کشاند. «زهرا متین» در این کتاب توانسته داستانی پرکشش با درون‌مایه‌هایی عاشقانه و معمایی خلق کند. کتاب كه عشق آسان نمود اول در سال 90 در انتشارات درسا منتشر شده است.

خلاصه داستان کتاب كه عشق آسان نمود اول

«سیما» در مهمانی فارغ‌التحصیلی پسرخاله‌اش، با پسری به نام «فرشاد» آشنا می‌شود که پنج سال از خودش جوان‌تر است. فرشاد و سیما تصمیم می‌گیرند با هم ازدواج کنند. خانواده‌ی سیما با این تصمیم به شدت مخالفند. اما فرشاد که تصمیم می‌گیرد رو در رو با پدر سیما صحبت کند، پس از مدتی ناپدید می‌شود. در این بین یکی از دوستان قدیمی پدر سیما از آلمان به ایران می‌آید و سیما با «مانی»، پسر این خانواده، آشنا می‌شود. برخلاف میلش، سیما تصمیم می‌گیرد با مانی ازدواج کند و به آلمان برود. با این فکر که پس از این از تمام مردان اطرافش انتقام بگیرد.

درباره کتاب که عشق آسان نمود اول

داستان آرام اما ملتهب شروع می‌شود، در میانه‌ی کتاب ماجراها پیچیده‌تر و هیجان‌انگیزتر می‌شود، تا جایی که پیش‌بینی اتفاقات آینده تقریبا غیرممکن می‌شود. این فضا تا پایان ادامه دارد، پایانی که چندان پس از آن‌ همه بالا و پایین سرانجام آرام می‌گیرد و زندگی باز هم روی زیبای خود را نشان می‌دهد و هنوز هم می‌توان از ویرانه‌های زندگی‌ها و آدم‌های دیروز، یک زندگی جدید و روشن ساخت.

این داستان طوری نوشته شده که خواننده را صفحه به صفحه بیشتر مشتاق خواندن می‌کند. شخصیت‌های داستان افراد خیلی از دور از ذهن نیستند. همه آدم‌های معمولی هستند که در تعامل با هم و اوج گرفتن درگیری‌ها، چهره‌ی تازه‌ای از خودشان نشان می‌دهند. داستان روان و دلنشین این کتاب از اواسط، درگیر ماجراهایی پرهیجان و مرموز می‌شود. نویسنده توانسته تلفیق خوبی از یک فضای رازآلود و مبهم در بستری عاشقانه روایت کند. او در ایجاد حس تعلیق و کشاندن مخاطب به این طرف و آن طرف مهارت زیادی دارد. تا پایان داستان بحث‌ها و کشمکش‌های شخصیت‌ها آن‌قدر پرکشش است که هر بار انگشت اتهام سمت افراد مختلفی می‌رود. در این داستان از کلیشه‌ی آدم‌خوب‌های زنده و آدم‌بدهای مرده خبری نیست. واقعیت زندگی، همان‌طوری که هست نشان داده شده است. نویسنده چندان اصراری ندارد مفاهیم و جریانات زندگی را زیباتر از چیزی که هستند، نشان دهد.

عشق، دلتنگی، انتقام، نفرت، همه احساسات متناقضی هستند در تمام داستان جریان دارند. این احساسات آن‌قدر قوی و عمیق هستند که حتی گذر سال‌ها و دوری از یار و دیار هم نتوانسته آن‌ها را حتی لحظه‌ای کم‌رنگ کند. شخصیت‌های زیادی در این کتاب وجود دارد که نویسنده توانسته به خوبی به تمام این شخصیت‌ها هویت بدهد. توصیفات کتاب درباره‌ی این افراد ملال‌آور و خسته‌کننده نیست و جزییاتی که نویسنده به مخاطبان می‌دهد، باعث درک بهتر و هم‌ذات‌پنداری عمیق‌تر در آن‌ها می‌شود. در کنار داستان اصلی کتاب، داستان شخصیت‌های دیگر هم با دقت و خط داستانی منسجم نوشته شده است. سرنوشت و داستان زندگی تمام این افراد با هم ارتباطی نامرئی دارد و در نهایت تصویر کاملی از کل محتوا و پیام نویسنده به مخاطب می‌دهد.

در بخشی از کتاب که عشق آسان نمود اول می‌خوانیم

من و فرشاد در مهمانی پسرخاله‌ام نوید با هم آشنا شدیم. همه مدعوین جز من که دخترخاله‌اش بودم، از دوستان دانشگاهی‌اش بودند. آن‌ها همه حدود بیست و یکی دو ساله بودند. بنابراین می‌شد قیاس کرد با سنی که من داشتم به جمع آن‌ها نمی‌خوردم، اما چون استخوان‌بندی ظریفی داشتم به قول نوید به قیافه‌ام نمی‌آمد که بیست و هشت ساله باشم. در واقع، قاچاقی خودم را میان آن‌ها جا زده بودم و این هم به خاطر اصرار زیاد نوید بود که باید حتما در مهمانی‌اش شرکت کنم.

برای من که اغلب اوقات بیکار و در خانه بودم سرگرم کننده بود که در میان چنین جمعی باشم. پدرم آدم سختگیری بود و نمی‌گذاشت هر جایی که دل‌مان می‌خواهد برویم. ما را سفت و سخت کنترل می‌کرد. به جرات می‌توانم بگویم تا وقتی که با فرشاد آشنا شدم، هیچ دوست‌پسری نداشتم و حتی اهل این نبودم که با دوستانم به این پارتی و آن پارتی بروم، زیرا پدرم عقیده داشت این جور محیط‌ها نمی‌تواند جای مناسبی برای جوان‌ها باشد. چه بسا یک فرد ناباب باعث فساد و گمراهی دخترها و پسرهای دیگر بشود. بنابراین ما، یعنی من و میلاد و پریسا خواهرم، طبق خواست پدر و مادرمان رفتار می‌کردیم. آن شب هم نمی‌دانم چطور شد که پدرم اجازه داد به مهمانی پسرخاله‌ام بروم.

مشخصات کتاب كه عشق آسان نمود اول

نظرات کاربران درباره کتاب كه عشق آسان نمود اول

کتاب جذابیه
در ۲ سال پیش توسط sah...r74 ( | )