در قرن بیست و یکم، طلاق واقعیتی سخت و بیرحمانه است و بسیاری از مردم توان گریز از آن را ندارند. من برعکس بسیاری از مفسران اجتماعی بدبین معتقدم که اکثریت قابل توجهی از مردم برای نجات زندگی ناموفق خود سخت میکوشند. آنها طلاق را گزینهای ساده نمیدانند که بدون دلیل به آن متوسل شوند. ولی همهی ما انسانیم و انسانها اشتباه میکنند، در نتیجه گاهی رابطهشان به شکست میانجامد. در گذشته، مردم معتقد بودند که باید با لباس سفید به خانهی بخت بروند و با لباس سفید آخرت از آن بیرون بیایند، حتی اگر عشق به زندگی مشترک خود را سالها پیش از دست داده باشند. آنها به این دلیل به زندگی ناخوشایند خود ادامه میدادند که گذشتگانشان اینگونه رفتار میکردند. اما اکنون گزینهی طلاق به کسانی که گرفتار یک زندگی ناموفق شاد هستند، فرصتی دوباره میبخشد.
ولی افرادی که همسرشان آنها را ترک کرده است، کسانی که فکر میکردهاند زندگی خوبی دارند ولی زندگیشان به دلیل پیچیدگیهای عاطفی همسرشان از هم میپاشد، چهطور؟ اگر شما هم از این دسته افراد هستید، طلاق گزینهی مثبتی برای شما نیست ولی باید برای بهبود زندگی خود تصمیمی هدفمند بگیرید. در هر حال، این انتخاب شماست که چگونه این دورهی مخرب زندگی خود را مدیریت کنید و برای آیندهتان چه روشی در پیش بگیرید.