Loading

چند لحظه ...
کتاب دروغ‌هایی که گفتیم

کتاب دروغ‌هایی که گفتیم

نسخه الکترونیک کتاب دروغ‌هایی که گفتیم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۵,۰۵۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب دروغ‌هایی که گفتیم

«لحظه‌ای را که بابا به مسیر اتومبیل روی جلوی خانه‌مان در ویرجینیا پیچید دقیقاً به یاد دارم، هرچند در صندلی عقب اتومبیل با چشمان بسته مچاله شده بودم. تقریباً خواب بودم، حالت نیمه خلسه‌ای که می‌خواستم برای همیشه در آن بمانم تا کمکم کند کاری را که انجام داده بودم، فراموش کنم...» این جملاتی است که دایان چمبرلین کتاب دروغ‌هایی که گفتیم را با آن آغاز کرده است. داستانی زیبا و جذاب که اگر خواندنش را آغاز کنید به این سادگی آن را زمین نخواهید گذاشت.

‌درباره‌ی کتاب دروغ‌های که گفتیم اثر دایان چمبرلین

دروغ‌هایی که گفتیم با عنوان اصلی «the lies we told» اولین بار سال 2010 منتشر شد. این کتاب داستان دو خواهر است که در 46 فصل روایت‌شده است و بخشی از فصل‌ها را ربکا و بخشی را مایا روایت می‌کند. دایان چمبرلین در این داستان زیبا اثرات یک تراژدی را بر زندگی این دو نفر بررسی کرده است و به جزئیات حالات، رفتارها و احساسات آن‎‌ها پرداخته است.

کتاب دروغ‌هایی که گفتیم پس از انتشار با استقبال زیادی از سوی مخاطبان مواجه شد و نقدها و نظرات زیادی درباره‌ی آن منتشر شد. خوانندگان معتقدند او توانسته است تضادهای میان احساسات انسانی را بیان کند و شخصیت‌پردازی‌هایش به‌قدری ملموس و واقعی‌اند که به‌راحتی مخاطب را با خود همراه کرده و او را مجبور می‌کند باشخصیت‌های داستان همذات‌پنداری کند.

خلاصه داستان دروغ‌های که گفتیم

مایا و ربکا خواهرانی‌‌اند که هردوی آن‌ها پزشکان برجسته‌ای به شمار می‌رود؛ اما این تنها شباهت بین این دو خواهر است. مایا و ربکا در نوجوانی شاهد قتل پدر و مادرشان بودند و ربکا کسی بود که مایا را از تبدیل‌شدن به قربانی بعدی این جنایت نجات داد. اثر این واقعه بر دو خواهر بسیار متفاوت بود. این تراژدی غم‌انگیز مایا را تبدیل به انسانی محتاط و ترسو کرد و به زندگی‌ای آرام کنار همسرش آدام روی آورد. این در حالی بود که ربکا به فردی جسور و ریسک‌پذیر تبدیل شد.

پس از طوفانی ویرانگر در کارولینای شمالی آدام و ربکا از مایا خواستند همراه آن‌ها برای فعالیت‌های امدادی به آنجا برود. مایا سرانجام برای خوشحال کردن همسرش با آن‌ها همره می‌شود اما هلی‌کوپتر او سقوط کرد و به نظر می‌رسید که هیچ‌کس زنده نمانده است. ربکا و آدام تلاش می‌کنند تا با این اتفاق کنار بیایند و غرق زندگی خودشان می‌شوند درحالی‌که مایا زنده مانده و درگیر ماجرای عجیبی شده است و خودش باید خودش را نجات دهد ...

‌در بخشی از کتاب دروغ‌های که گفتیم می‌خوانیم

همچنان که بر روی برآمدگی بتونی در انتظار سیمی نشسته بودم. سعی داشتم با تولی سر حرف را بازکنم:«چه نوع ماهی‌هایی می شه اینجا صید کرد؟» من و سیمی قصد داشتیم تمشک بچینیم. در حدود یک هفته می‌شد که در پناهگاه لست ران به دام افتاده بودم. آنچه در این مدت دریافتم این بود که هیچ‌یک از میزبانان من تنبل نبودند. در حال حاضر تولی زغال را در منقل روشن می‌کرد. اگر او شکار نمی‌کرد یا ماهی نمی‌گرفت و یا شکار خود را تمیز نمی‌کرد و نمی‌پخت، به چیدن علف‌های هرز مشغول می‌شد. مرغدانی را تعمیر می‌کرد. آشغال‌ها را می‌سوزاند و خاکسترهای آن را دفن می‌کرد و يا توفال‌های چوبی سقف را با چکش می‌کوبید. احساس می‌کردم زمانی که سیمی هنوز به بزرگی خود خانه نشده بود او نیز سهم خود را در تعمیر و نگهداری خانه به‌طور عادلانه انجام می‌داد. می‌توانستم قسم بخورم، از زمانی که من آنجا بودم  اندازه هیکل او دو برابر شده بود. هر روز او کمی خسته‌تر به نظر می‌رسید و کمی از نفس افتاده‌تر. اما او جریان زندگی را ادامه می‌داد. وی به من گفت:«لیدی آلیس می‌گه که بهتره همچنان تحرک داشته باشم و او این کار را می‌کرد.»

تولی؛ درحالی‌که مقداری چوب به منقل اضافه می‌کرد گفت:«خب. بستگی به فصل داره و اينکه کجا دارید ماهی می‌گیرید. اگر من قایق داشتم و می‌تونستم به رودخونه بروم  در اونجا می‌تونستم چندتایی ماهی بزرگ‌تر بگیرم. اما تعدادی ماهی خوب هم اینجا هستند. گربه ماهی، ماهی خاردار دریایی و شاه‌ماهی. هرچند. سیمی شاه‌ماهی دوست نداره.» او با خودش لبخند زد.«اون در مورد شاه‌ماهی زیاد ایراد نمی‌گیره اما مورد پسندش نیست. ماهی سیاه رو هم می‌تونی از کناره آب بگیری. اون‌ها مثل شاخه‌‌ها خنگ هستند و به چوب ماهیگیری، حتی اگر طعمه‌ای بهش نزده باشید، گیر می‌کنند.»

ما در شب پیش آن را خورده بودیم. و من احساس راحتی کردم از اینکه طعم این ماهی ازآنچه اسمش نشان می‌دهد بهتر بود.

 من، تولی را که درحال کار با منقل بود، تماشا می‌کردم و از خودم می‌پرسیدم چگونه بدون اینکه او را خشمگین کنم آخرین فکرم را برای رهایی از پناهگاه لست ران مطرح سازم. او دیشب هنگام صرف شام آشکارا گفت که نمی‌خواهد دراین‌باره حرفی بزند اما من به نقشه جدیدی فکر کرده بودم و اين فکر مرا از درون می‌سوزاند.

 

 

درباره‌ی دایان چمبرلین نویسنده‌ی کتاب دروغ‌های که گفتیم

دایان چمبرلین Diane Chamberlain نویسنده‌ی مشهور آمریکایی است و رمان‌هایش در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز و ساندی‌تایمز جا دارند و مخاطبان استقبال زیادی از آن‌ها کرده‌اند. او در نیوجرسی به دنیا آمده و در این شهر بزرگ‌شده است. او همچنین چند سالی در شمال ویرجینیا و سن دیگو زندگی کرده و اکنون ساکن کارولینای شمالی است.

او مدرک کارشناس و کارشناسی ارشد خود را در رشته‌ی روانشناسی بالینی اجتماعی از دانشگاه ایالتی سن دیگو دریافت کرده و پیش‌ازاین که رسماً به‌عنوان نویسنده مشغول به کار شود در این زمینه فعالیت می‌کرد.

او اولین کتابش را تحت عنوان «روابط خصوصی» سال 1989 منتشر کرد و جایزه‌ی ریتا برای بهترین رمان معاصر را دریافت کرد. او در کتاب‌هایش از روابط خصوصی میان افراد می‌نویسد و ترکیبی از درام و داستان‌های رازآلود ارائه می‌دهد. موضوع بیشتر نوشته‌های او اغلب درباره‌ی عشق، خانواده، بخشش و مسائلی از این دست است. از میان آثار این نویسنده‌ی آمریکایی می‌توان به کتاب‌های «عشاق و غریبه‌ها»، «آتش و باران»، «بازتاب»، «پدر خوب»، «دروغ‌های ضروری»، «ازدواج دزدیده‌شده» و «رازهایی که او پشت سر گذاشت» اشاره کرد. او در حال حاضر همراه خانواده‌اش در کارولینای شمالی زندگی می‌کند و مشغول نوشتن رمان بعدی‌اش، «دروغ‌های بزرگ در یک شهر کوچک» است.

ترجمه‌ی کتاب دروغ‌های که گفتیم به فارسی

کتاب دروغ‌هایی که گفتیم به ده‌زبان مختلف برگردانده شده است. در ایران نیز هما درودیان سال 91 این کتاب را به فارسی برگرداند تا مخاطبان ایرانی نیز بتوانند از اثر زیبای دایان چمبرلین لذت ببرند.

انتشارات البرز کتاب دروغ‌های که گفتیم را با ترجمه‌ی هما درودیان عرضه کرده و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

چرا باید کتاب دروغ‌های که گفتیم را خواند؟

دروغ‌هایی که گفتیم داستانی زیبا و روان است. داستانی خانوادگی و پر از فراز و نشیب‌های احساسی و زیبا که خواننده را درگیر خود می‌کند. دروغ‌هایی که گفتیم داستانی شبیه وقایعی است که در دوروبرمان می‌گذرد و می‌تواند برای آدم‌های مختلف اتفاق بیفتد. این کتاب می‌تواند برای پر کردن چند ساعت از یک بعدازظهر پاییزی بسیار مناسب باشد. اگر از خواندن رمان لذت می‌برید این کتاب گزینه‌ی مناسبی برای مطالعه خواهد بود.

کتاب دروغ‌های که گفتیم در دسته‌ی کتاب‌های داستان آمریکایی قرار دارد.

کتاب دروغ‌های که گفتیم مناسب برای گروه سنی بزرگ‌سال است.

تعداد صفحات نسخه‌ی چاپی کتاب 508 صفحه است که با مطالعه‌ی روزانه 20 دقیقه می‌توانید این کتاب را در 25 روز بخوانید.

کتاب دروغ‌های که گفتیم جزو کتاب‌های حجیم و بلند با موضوع داستان آمریکایی است. این کتاب برای افرادی که وقت بیشتری برای مطالعه دارند و می‌خواهند در زمینه‌ی داستان آمریکایی زمان بیشتری را به مطالعه اختصاص دهند انتخاب مناسبی است.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب دروغ‌های که گفتیم اثر دایان چمبرلین بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها درزمینه‌ی داستان آمریکایی می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

 

مشخصات کتاب دروغ‌هایی که گفتیم

نظرات کاربران درباره کتاب دروغ‌هایی که گفتیم

داستان معمولی که بیخودی تعلیق داشت، موضوعات پیش پا افتاده در پس پرده بود و وقتی آشکار می شد، هیچ هیجانی نداشت. من به طور کلی روند داستان و بویژه پایان کتاب را دوست نداشتم که نظر شخصی است. ممکن است یک نفر دیگر دوست داشته باشد. از پنج، دو می دهم
در ۱ سال پیش توسط آناهیتا م ( | )
در چهارده سالگی مایا وارد، پدر و مادرش به دست یکی از شاگردهای قدیمی پدرش به قتل می رسند. ربکا ، خواهر بزرگتر مایا، سرپرستی وی را به دست می گیرد. حالا بعد از گذشت بیست سال ، مایا به یک پزشک متبحر تبدیل شده اما مشکلی در زندگی زناشویی خود دارد که ریشه ی آن به شبی برمیگردد که والدین خود را از دست داده است...
در ۲ سال پیش توسط امیرحسین آل عوض ( | )