فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نمایش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب توسعه‌ی تئاتر؛ ضرورت‌ها و راه‌کارها

کتاب توسعه‌ی تئاتر؛ ضرورت‌ها و راه‌کارها

نسخه الکترونیک کتاب توسعه‌ی تئاتر؛ ضرورت‌ها و راه‌کارها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب توسعه‌ی تئاتر؛ ضرورت‌ها و راه‌کارها

بسیار خرسندم که در زمینه‌ی هنرهای نمایشی، پژوهشی کاربردی به انجام رسیده و اکنون نتایج آن پیش روی شماست. این پژوهش از آن جهت می‌تواند یکی از پژوهش‌ها و مطالعات محوری در تصمیم‌گیری‌ها قرار گیرد که در آن تلاش شده است تا مسائل حوزه‌ی تئاتر از دیدگاه هنرمندان این حوزه و مردم به صورت توأمان بررسی شود؛ تلاشی که کمتر می‌توان در پژوهش‌های این حوزه از آن سراغ گرفت. گردآوری اطلاعات در زمینه‌ی بهره‌مندی از تئاتر در بین مردم به همراه مصاحبه‌های عمیق و مفصل با تعدادی از سرآمدان هنرهای نمایشی ایران در کنار مرور مجموعه پژوهش‌های انجام شده در این باره، به این پژوهش ویژگی خاصی بخشیده است که می‌تواند محل رجوع و تأمل اصحاب حوزه‌ی تئاتر و مدیران و برنامه‌ریزان آن قرار گیرد. مجموعه راه‌کارهای بیان شده در این پژوهش حاصل تحلیل آرای مردم و هنرمندان در زمینه‌ی مسائل و مشکلات موجود در حوزه‌ی تئاتر است که می‌توان از آن به عنوان محصول خرد جمعی یاد کرد؛ از این رو، توجه به آن‌ها می‌تواند فضای مناسبی را برای رشد و توسعه‌ی این هنر در میهنمان فراهم آورد.

ادامه...

بخشی از کتاب توسعه‌ی تئاتر؛ ضرورت‌ها و راه‌کارها

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اول: کلیاتی در باب پژوهش

مقدمه

از جمله تحولات مهمی که در ایران عصر قاجار به وقوع پیوست، آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن جدید مغرب زمین بود. در آن آغازین رویارویی ها، مباحث گوناگونی مطرح گردید که اساساً در جامعه ایرانی تازگی داشت؛ هنر تئاتر نیز در زمره ی همین امور، مباحثی را به خود اختصاص داد و بخشی از جامعه و روشنفکران را به خود مشغول داشت.
اکنون تئاتر در شکل غربی آن بیش از یکصد و پنجاه سال است که در کشور ما حضور دارد. از این رو، مخاطب ایرانی کم و بیش آن را می شناسد. اما، علی رغم این مدت طولانی و نیز با توجّه به این که نیم قرن سابقه دانشگاهی را پشت سر گذرانده و امکانات و برنامه ریزی و سالن ها یی را به خود اختصاص داده و گروه های متعدد نمایشی تهرانی و شهرستانی به اجرای این هنر پرداخته اند و علاقه مندان بسیاری به آن روی آورده اند، هنوز چندان که شایسته این هنر است به شهرت و مقبولیت عمومی دست نیافته است.
هنر نمایش، به جهت ویژگی های خاص آن و ارتباط مستقیم و بلاواسطه ای که با مخاطب پیدا می کند، در بین رشته های هنری از جایگاه فاخری برخوردار است. از این رو، برخی مخاطب را نیز جزو ساختار نمایش تعریف می کنند؛ چرا که با حضور مخاطب است که بازیگران می توانند فعل نمایش را خلق کنند. همین جایگاه ممتاز باعث شده است که در حوزه ی برنامه ریزی فرهنگی نگاهی متفاوت به تئاتر وجود داشته باشد که در مجموع بر فرایند رشد و گسترش آن اثربخش بوده است؛ به طوری که گاه با رشد و اوج آن و گاه با افول آن مواجه بوده ایم.
هنر تئاتر همچون هر امر فرهنگی و اجتماعی در ارتباطات شکل گرفته ی اجتماعی روند رشد و توسعه ی خود را به طور طبیعی می پیماید. اما برنامه ریزی های فرهنگی تلاش می کنند تا با در نظر گرفتن شرایط و توانمندی ها، وضعیت موجود و نقد آن و شناخت مسائل و مشکلات و نیز اهداف و سیاست های کلان، زمینه های مساعد را برای رشد و گسترش آن فراهم آورند.
یکی از پیش شرط های مهم فرآیندهای رشد و توسعه ی مطلوب به ویژه در امور فرهنگی که هنر نیز ذیل آن می گنجد، مشارکت فرهنگی است. «مشارکت فرهنگی یعنی شرکت ارادی، داوطلبانه، آگاهانه و فعال افراد، گروه ها، سازمان ها و نهادهای یک جامعه در فرآیند توسعه و پیشرفت زندگی فرهنگی در تمامی ابعاد سیاستگذاری، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، هماهنگی، نظارت، ارزیابی و اجرای فعالیت های فرهنگی که هدف اصلی آن توسعه فرهنگی است».
بر اساس این تعریف، تئاتر در فرآیند مشارکت فرهنگی بین هنرمند و مخاطب و مدیر هنری شکل می گیرد.
در حوزه ی توسعه فرهنگی شاخه هایی چون هنرهای زیبا، ادبیات و ارتباطات انسانی نیز جای می گیرند. تئاتر به عنوان یکی از شاخه های هنرهای زیبا است که در بحث توسعه کمتر جایگاه آن مورد توجه قرار گرفته و کاویده شده است. این هنر، به عنوان کالایی فرهنگی بدون فرایند توسعه و مشارکت فرهنگی و برنامه ریزی نمی تواند رشد و نمو کند.
توسعه تئاتر گونه ای از توسعه در جوامع انسانی است که بدون همراهی و شناخت آرا، دیدگاه های گروه های اصلی مرتبط با این هنر امکان پذیر نخواهد بود؛ به عبارت دیگر، علی رغم اولویت فرهنگ بر دیگر عناصر اجتماعی در فرآیند توسعه یافتگی، آنچه که نقش تعیین کننده نهایی را در توسعه هنر تئاتر در ایران بر عهده دارد، نوع کنش و واکنش یا به عبارت بهتر نوع تعامل مثبت در قالب یک ارتباط دیالکتیکی میان کنشگران این هنر یعنی هنرمندان، مردم و مدیران فرهنگی و برنامه ریزان و سیاستگذاران و نوع تعامل آن ها برای توسعه هنر تئاتر در ایران است.

بیان مساله

از ورود هنرهای نمایشی غربی به کشور ما نزدیک به یکصد و پنجاه سال می گذرد. در این سال ها، این هنر با افت و خیزهای بسیاری مواجه بوده است. در ابتدای ورود به جهت ناآشنایی جامعه ی ایرانی با سازوکارها، جایگاه و الزامات تئاتر به عنوان یک عنصر فرهنگی، توجّه مناسبی به این هنر نشد. از یک سو روی آوری به آن متکی به علاقه و تلاش و ذوق شخصی بود و از سوی دیگر وجهی تفریحی و فراغتی داشت. حسن مقدم در افتتاح دارالفنون اشاره می کند که: «تئاتر ایران طفلی است نوزاد و عده اکترهای ما ـ که اغلب هم تفناً اکتری می کنند ـ خیلی محدود است. تئاترنویس ها انگشت شمارند. وسایل اجرای نمایش هیچ موجود نیست. بنابر این گمان می کنم که موقع سخت گیری برای ما هنوز نیامده و بلکه موقع آن است که بعضی از اکترها و منصفین را در این راه تشویق بکنیم»(ثمینی، ۱۳۸۵: ۱۹۸ به نقل از حسن مقدم در دارالفنون). اشاره به تفننی بودن بازیگری در تئاتر حکایت از فقدان جای گیر شدن مناسب این هنر به عنوان عنصری فرهنگی در بدو شکل گیری آن و جدیدالورود بودن آن دارد. هر چند کمی بعد از این تاریخ با ترجمه ی متون غربی و آداپته کردن نمایشنامه ها، گروه های تئاتری توانستند، جایگاهی برای خود بیابند(خبری، ۱۳۸۵)، ولی این نوزاد، حالت احتضار خود را رها نکرد و تنها توانست گام های اندکی بردارد. بعدها عبدالحسین نوشین با تاکید بر لزوم نمایشنامه نویسی ایرانی بیان کرد که «تنها درام ملی می تواند به فریاد تئاتر محتضر ما برسد»(ثمینی، ۱۳۸۵: ۱۹۸ به نقل از عباس جوانمرد). به هر صورت، تئاتر در سیر روند تکاملی خود در ایران، توانست همچون عنصری فرهنگی وارد عرصه ی حیات اجتماعی ما شود و به عنوان دلمشغولی و بخشی از زندگی برخی از اقشار اجتماعی و هنرمندان جای گیر شود. رونق این هنر در دهه ی ۲۰ و اثرگذاری اش در جریان ها و فرآیندهای سیاسی، افول آن در دهه ی ۳۰ و ۴۰ به ویژه با شکل گیری آتراکسیون و حیات مجددش در دهه ی ۵۰ حکایت از نقشی دارد که تئاتر برای خود در جامعه ی ایرانی تعریف کرده و این نقش متاثر از تحولات اجتماعی و سیاسی راه خود را در پیش گرفته بود.
پس از انقلاب اسلامی هر چند به دلیل شرایط انقلابی در سال های اول، این هنر همچون بسیاری از هنرها با مشکلاتی مواجه بود، ولی به زودی توانست راه خود را بیابد و با سامان یافتن سالن های نمایش تحت مدیریت مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، راه رشد و گسترش خود را پی گرفت. در این دوران، هر چند بر تعداد سالن های نمایشی مرکز افزوده نشد، اما تلاش شد از ظرفیت های موجود در حد نهایت بهره برداری شود. علاوه بر این که با تاسیس فرهنگسراها توسط شهرداری ها بر ظرفیت های زیرساخت ها نمایشی نیز افزوده گردید.
اطلاعات آماری موجود، نشان می دهد هر چند در برخی از سال ها با افت فعالیت نمایشی مواجه بوده ایم، ولی در مجموع تئاتر کشور روند رو به رشدی داشته است. به طوری که نرخ رشد متوسط سالانه تعداد عناوین نمایشی تولید شده در سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۶ به ۱ /۱۴ درصد و نرخ رشد متوسط سالانه ی دفعات اجرای نمایش تولید شده به ۷ /۱۹ درصد می رسد. علاوه بر این که با افزایش تعداد نمایش ها، تعداد مخاطبان نیز با افزایش چشمگیری مواجه بوده است. به طوری که نرخ رشد متوسط سالانه ی تعداد تماشاگران در سال های ۸۳ تا ۸۶ حدود ۴ /۱۲ درصد بوده است. این روند رشد به گونه ای است که سرانه ی عناوین نمایش های تولیدشده به ازای هر یک میلیون نفر در سال ۸۶ به ۷ /۵۰ نمایش رسید. در صورتی که این سرانه در سال ۷۰ حدود ۸ نمایش بود. همچنین، سرانه ی دفعات اجرای نمایش برای هر صد هزار نفر در سال ۸۶ به ۸ /۶۰ دفعه رسید که در سال ۷۰ حدود ۴/۴ دفعه بود.

جدول شماره ۱- ۱ / وضعیت هنرهای نمایشی در سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۶



منبع: گزارش معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۷

جدول شماره ۲- ۱ / شاخص های بخش هنرهای نمایشی در سال های ۸۶-۱۳۷۰



منبع: گزارش معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۷

علی رغم این سیر تحولی، تئاتر آن گونه که باید نتوانسته است جایگاه خود را در جامعه بیابد و هر از گاهی هنرمندان و مدیران حوزه ی تئاتر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر سازمان های فعال در این حوزه به مسائل و مشکلات موجود در این هنر اشاره می کنند که علاوه بر پای گیر کردن تئاتر در امور جاری، فرصت رشد و گسترش آن را در حد مطلوب زدوده است.
مسائل حوزه ی تئاتر به عنوان اثری هنری همچون دیگر هنرهای موجود از سه بعد قابل کنکاش و بررسی است:
الف) از زاویه ی نگاه هنرمندان،
ب) از زاویه ی نگاه مخاطبان،
ج) از زاویه ی نگاه مدیران فرهنگی و هنری.
این سه در ارتباطی متقابل با یکدیگر جایگاه این هنر را ارتقا می دهند و یا آن را با افول مواجه می کنند. از این رو، برای ارائه ی برنامه های راهبردی و کاربردی مناسب در جهت رشد و توسعه ی تئاتر ضروری است دیدگاه این سه ضلع مورد توجه و بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر در صدد بررسی دیدگاه و ارزیابی اعضای دو ضلع این مثلث یعنی هنرمندان و مخاطبان است تا در این بررسی و کاویدن دیدگاه های آنان، تصویری از آینده ی توسعه ی تئاتر به دست دهد. به عبارتی دیگر، مساله اصلی این بررسی این است که اساسی ترین راه کارهای توسعه ی تئاتر چیست؟

پرسش های پژوهش

محوری ترین پرسش این پژوهش این است که آیا جامعه ی ما به توسعه ی تئاتر نیازمند است و ما باید آن را رشد و توسعه دهیم؟
برای پاسخ به این پرسش، ضرورتاً باید پرسش های دیگری را پاسخ گفت که عبارتند از:
۱. جامعه تا چه حد از هنر نمایش استقبال می کند؟
۲. آیا جامعه ی ما به تئاتر نیازمند است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، حد و اندازه ی این نیاز تا کجاست؟
۳. چه ضرورتی در توسعه ی تئاتر نهفته است؟
۴. تئاتر ما با چه مسائل و مشکلاتی مواجه است که به عنوان موانع راه توسعه ی آن عمل می کنند؟
۵. راه کارهای توسعه ی تئاتر چیست؟
۶. آیا زمینه های لازم برای گسترش اقبال عمومی به این هنر وجود دارد؟ چگونه می توان این زمینه ها را تقویت کرد؟

اهداف پژوهش

اصلی ترین هدف این پژوهش عبارتست از دستیابی به مهم ترین راه کارهای توسعه ی تئاتر کشور. برای این منظور ضرورتاً باید به اهداف دیگری نیز دست یافت که از آن ها به اهداف فرعی پژوهش یاد می شود. این اهداف به شرح زیر است:
۱. دست یابی به ابعاد و اجزای رفتار تئاتری مردم
۲. تعیین میزان علاقه مندی مردم به تئاتر
۳. دست یابی به دلایل عدم بهره مندی کسانی که به تئاتر نمی روند
۴. دست یابی به ارزیابی های مردم از تئاتر کشور و ضرورت توسعه ی آن
۵. دست یابی به برخی تفاوت های موجود در بین مردم بر حسب ویژگی های فردی و اجتماعی آنان
۶. دست یابی به دیدگاه هنرمندان از وضعیت موجود تئاتر کشور و راه های توسعه ی آن.

پیشگفتار

به اعتقاد بسیاری، پژوهش نخستین گام برای حرکت به سوی توسعه پایدار است و در عرصه فرهنگ که از حساسیت های بالاتری برخوردار می باشد یک امر ضروری تلقی می شود. در شرایط حاضر و با توجه به فقدان پژوهشکده های تئاتری، طی سال های اخیر مرکز هنرهای نمایشی با تشکیل شورای پژوهشی متشکل از پژوهشگران و اساتید دانشگاه و تقویت، توسعه دفتر پژوهش و انتشارات، برگزاری سمینارها و جلسات سخنرانی و چاپ و انتشار آثار پژوهشی داخلی و خارجی کوشیده است تا در حد توان خویش و با یاری انجمن هنرهای نمایشی در راستای نهادینه نمودن این ضرورت تاریخی اقدام کند و برهمین اساس است که بیست و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر با طرح محورهای «تئاتر تجربی»، «تئاتر خیابانی» و «تئاتر شهرستان ها» در بخش پژوهشی جشنواره و همچنین «پرداختن به تئاتر معاصر از منظری تحلیلی» از پژوهشگران تئاتر برای ارسال مکتوبات خود دعوت به عمل آورد که یکی از نتایج آن اثری ست که اکنون پیش رو دارید. امید است که این همکاری و همراهی میان مسئولین و پژوهشگران تئاتر تداوم یابد و چشم اندازهای جدیدی را در برابر دیدگان هنرمندان تئاتر بگشاید.

حسین پارسایی
دبیر جشنواره

مقدمه

بسیار خرسندم که در زمینه ی هنرهای نمایشی، پژوهشی کاربردی به انجام رسیده و اکنون نتایج آن پیش روی شماست. این پژوهش از آن جهت می تواند یکی از پژوهش ها و مطالعات محوری در تصمیم گیری ها قرار گیرد که در آن تلاش شده است تا مسائل حوزه ی تئاتر از دیدگاه هنرمندان این حوزه و مردم به صورت توامان بررسی شود؛ تلاشی که کمتر می توان در پژوهش های این حوزه از آن سراغ گرفت. گردآوری اطلاعات در زمینه ی بهره مندی از تئاتر در بین مردم به همراه مصاحبه های عمیق و مفصل با تعدادی از سرآمدان هنرهای نمایشی ایران در کنار مرور مجموعه پژوهش های انجام شده در این باره، به این پژوهش ویژگی خاصی بخشیده است که می تواند محل رجوع و تامل اصحاب حوزه ی تئاتر و مدیران و برنامه ریزان آن قرار گیرد. مجموعه راه کارهای بیان شده در این پژوهش حاصل تحلیل آرای مردم و هنرمندان در زمینه ی مسائل و مشکلات موجود در حوزه ی تئاتر است که می توان از آن به عنوان محصول خرد جمعی یاد کرد؛ از این رو، توجه به آن ها می تواند فضای مناسبی را برای رشد و توسعه ی این هنر در میهنمان فراهم آورد.
این پژوهش حاصل کاری گروهی است که بدین وسیله از تمامی همکاران محترم که در به ثمر رسیدن آن سعی بلیغ داشته اند، به ویژه آقایان دکتر محمدعلی خبری و حسین نوری نیا سپاسگزاری می کنم.
علاوه بر این بر خود فرض می دانم که از همراهی مدیران موسسه توسعه هنرهای معاصر آقای علی متقیان و خانم طاهره مجیدی یاد کنم و قدردان تلاششان در به ثمر رسیدن این پژوهش باشم.

علی منتظری
مدیر طرح

نظرات کاربران درباره کتاب توسعه‌ی تئاتر؛ ضرورت‌ها و راه‌کارها