Loading

چند لحظه ...
کتاب بی‌نام

کتاب بی‌نام

نسخه الکترونیک کتاب بی‌نام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب بی‌نام

استفاده از یک اتفاق ناگوار و یا بیماری برای جذاب کردن داستان یکی از روشهایی است که نویسندگان در تاریخ داستاننویسی از آن استفاده کرده اند. یکی از ماهرانهترین استفادهها از نماد بیماری را فرانتش کافکا در کتاب مسخ انجام داده است. در کتاب بینام هم جاشوا فریس با استفاده از یک بیماری ناشناخته خواننده را غافلگیر کرده است. تبحر در نویسندگی و پرورش داستان در قلم جاشوا فریس به خوبی دیده میشود و به همین دلیل است که تجربهی خواندن این کتاب برای خوانندگان تجربهای فراموش نشدنی خواهد بود.

دربارهی کتاب بینام اثر جاشوا فریس

کتاب بینام با عنوان اصلی The Unnamed نوشتهی جاشوا فریس است. این کتاب برای نخستین بار در سال 2010 منتشر شد و انتشارات ماهی این کتاب را در سال 1391 منتشر کرده است. سبک نوشتاری فریس بسیار ساده و بدون تکلف است. او در رمان بینام سعی در نشان دادن یاس و ناامیدی انسان را دارد. اما این یاس برای نرسیدن به امری غیر عادی و متافیزیکی نیست بلکه انسان امروزی برای عدم تواناییاش در حل مشکلات روزمرهاش ناامید میشود.

خلاصه داستان بینام

داستان بینام دربارهی وکیلی موفق به نام تیم است که در آمریکا زندگی خود و مرفهای دارد. زندگی تیم از هر نظر تامین شده است اما ناگهان اتفاقی در زندگی او رخ میدهد که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد. او درگیر بیماری ناشناختهای میشود که زندگیاش را تغییر میدهد. نام این رمان هم به همین بیماری اشاره دارد. بیماری تیم به اسن شکل است که ناگهان حملاتی به او دست میدهد که مجبور میشود بلند شود و راه برود. او نمیتواند جلوی راه رفتنش را بگیرد و باید آنقدر راه برود تا از پا بیافتد.

در بخشی از کتاب بینام میخوانیم

ماجرا به همان سرعتی که شروع شده بود خاتمه یافت و پدرش دوباره برگشت سر کارش. بعد از چند ماه، خاطره ی پدر که به تخت بسته شده بود از ذهنش پاک شد و رفت. از این قضیه با هم حرف نمی زدند و صحبت هایشان درباره ی چیزهای دیگری بود. پدرش دوباره سر تک نوازی هایش حاضر می شد. دوباره تیم بود که صبح ها از خواب بیدارش می کرد و صبحانه اش را درست می کرد و برای رفتن به مدرسه آماده اش می کرد. روزی نبود که قبل از خواب بهش زنگ نزند. جین شب ها دیرتر می خوابید و از او مراقبت می کرد. این روال زندگی شان بود، روال زندگی سعادتمندانه ی خانوادگی شان، که دوباره بازش یافته بودند.

می توانست از پسش بربیاید؟ جین زیر ملحفه ها دراز کشیده بود و بخار نفسش در نور مایل مهتاب دیده می شد. واقعا آمادگی اش را داشت؟ مسیر طولانی ازدواجشان داستان خودش را داشت. روزهای بد داشتند و روزهای خوب، روزهای بوی بد دهان، روزهای تمنای بازیافته، روزهای عصبانیت ها و قهرهای کوتاه مدت، دوران تئاتر رفتن ها و مهمانی های شام و گفت وگوهای شبانه ی بعد از آن که به یادشان می آورد چقدر با هم تفاهم دارند و چقدر از حرف های هم لذت می برند. و بعد دوباره جین به خاطر این که چهارشنبه شبی تیم فراموش می کرد آشغال ها را بیرون بگذارد، از او متنفرمی شد. این فلسفه ی ازدواج است. مریضی و مرگ، مراقبت از هم، اصل ایثار در ازدواج- همه ی این ها صرفا حرف های دهان پرکن است. وقتی پای قول و قرارها وسط می آید، آدم یک لحظه هم مکث نمی کند، فقط انجامشان می دهد. جین باید از پیسش برمی آمد.

تا حالا دوبار از او پرستاری کرده بود. مجموعا حدود یک سال و نیم از مدت ازدواجشان را از تیم پرستاری کرده بود و از همان باراول تبدیل شده بود به یک شغل تمام وقت. وقنی دوباره سر و کله اش پیدا شد. تیم از کارهای جزئی هم معاف شد. آن ها در حال مبارزه با شبحی بودند که نگرانی های روزمره شان را کوچک جلوه می داد. تیم حتی ممکن بود بمیرد. بنابراین، جین خودش را برای این وظیفه آماده کرده بود که چطور سریع برود دنبال تیم و سوارش کند، یاد بگیرد که چطور می شود پوست بدن را دوباره درست و حسابی گرم کرد و چه غذاهایی توی ماشین همراهش باشد. جین کتاب راهنمای نجات یافتگان را مطالعه و کوله پشتی را حاضر و آماده کرده بود. وقت هایی هم که با ماشین دنبال تیم نمی گشت و سرگرم بستن کوله پشتی نبود، یا داشت وقت دکتر می گرفت يا تیم را می برد دکتر. جین شده بود مسئول حمایت از تیم يا مشاورش. وقتی هم از دکتر می بردش خانه، سنگ صبورش بود بابت همه ی آن شک و تردیدها و عصبانیت ها و درماندگی ها و پریشانی ها.

دربارهی جاشوا فریس نویسندهی کتاب بینام

جاشوا فریس نویسندهی آمریکایی متولد سال 1974 است. او تحصیلات خود را در دانشگاه لووا تکمیل کرد و دارای مدرک کارشناسی ادبیات انگلیسی و فلسفه از این دانشگاه است. او اکنون در شیکاگو ساکن است و در کنار نویسندگی در شرکتی مرتبط با کار تبلیغات مشغول به کار است. مشهورترین کتاب این نویسنده Then we came to an end  نام دارد که تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشده است. اما بینام زیباترین اثر این نویسنده است که لیلا نصیریها آن را به فارسی برگردانده است.

ترجمهی کتاب بینام به فارسی

انتشارات ماهی کتاب بینام را با ترجمهی لیلا نصیریها عرضه کرده و در اختیار علاقهمندان قرارداده است. لیلا نصیریها مترجم جوانم و پرکار ایرانی متولد سال 1351 است. این مترجم فارغ التحصیل رشتهی متجمی زبان انگلیسی است و از سال 1377 تا امروز ترجمهی ادبی را به عنوان حوزهی تخصصی خود انتخاب کرده است و به صورت خاص آثار نویسندکان معاصر آمریکایی را به فارسی ترجمه میکند.لیلا نصیریها دربارهی ادبیات آمریکای معاصر میگوید:« درسالهاي اخيرجامعه ادبي آمريكا خيلي روي روابط عاطفي وانساني متمركزشده ومذهب نيزدراين ميان نقش مهمي دارد واين دومساله بسيارمورد توجه نويسندگان آمريكايي قراردارد.»  او تاکنون حدود هفت جلد کتاب از نویسندگان آمریکایی به فارسی ترجمه کرده است، این کتابها عبارتاند از:  بینهایت بلند و بهغایت نزدیک از جاناتان سفران فوئر، مون پلاس از پل استر، مردی از ناکجا از الکساندر هِمن، روزی روزگاری دیروز مجموعهی داستانهای برگزیدهی مجلهی نیویورکر و بینام نوشتهی جاشوا بریس.

این کتاب مناسب چه کسانی است؟

کتاب بینام داستان جذاب و پر کششی دارد به همین خاطر است که همهی خوانندگان از خواندن آن لذت میبرند. این کتاب میتواند هدیهی مناسبی برای دوستان و افراد کتابخوان باشد. کتاب بینام در دستهی کتابهای داستانهای آمریکایی قرار دارد. کتاب بینام مناسب برای گروه سنی بزرگسال است. تعداد صفحات نسخهی چاپی کتاب 308 صفحه است که با مطالعهی روزانه 20 دقیقه میتوانید این کتاب را در 15 روز بخوانید. کتاب بینام جزو کتابهای حجیم و بلند با موضوع داستانهای آمریکایی است. این کتاب برای افرادی که وقت بیشتری برای مطالعه دارند و میخواهند در زمینهی  داستانهای آمریکایی زمان بیشتری را به مطالعه اختصاص داهند انتخاب مناسبی است.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب بینام اثر جاشوا فریس بود.خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکانپذیر است. برای مطالعهی دیگر کتابها در زمینهی داستانهای آمریکایی میتوانید به قسمت دستهبندی کتابها مراجعه و کتابهای این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب بی‌نام

  • ناشر نشر ماهی
  • تاریخ نشر ۱۳۹۳/۰۸/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۷ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره کتاب بی‌نام

ماهی از ناشران خوش‌نام است و کتاب‌های آن همیشه ویراسته و پاکیزه هستند. بسیاری از مترجمان آن صاحب‌نام و صاحب سبک‌اند. برخلاف بسیاری از ناشران دیگر، برای کتاب‌های خود وقت صرف می‌کنند و همین باعث می‌شود که کتاب‌هایشان برای خواننده خوش‌خوان‌تر شود. صفحه‌آرایی کتاب‌هایشان نیز حرفه‌ای و چشم‌نواز است. از فیدیبو برای حسن سلیقه‌اش سپاسگزارم.
در ۳ سال پیش توسط فرهاد قربان‌زاده ( | )
از نشر ماهی : دومین رمان جاشوا فریس، بی‌نام، درباره‌ی تیم فارنزورث، وکیلی متبحر، و زندگی خانوادگی او است که با بیماری ناشناخته‌ای دست‌به‌گریبان است. هیچکس چیزی درباره‌ی نام و منشاء بیماری او نمی‌داند. تیم هر‌از‌گاهی اختیار پاهایش را از دست می‌دهد و راه می‌افتد، بی‌آن‌که توقف کند و سر آخر جایی متوقف می‌شود و به خواب می‌رود. بی‌نام درباره‌ی بیماری یا درمان نیست. شرح و واکاوی سخت‌جانیِ آدمی است در پذیرفتن تقدیری محتوم و برگشت‌ناپذیر. تصویر غریبی است از کارزار مردی بی‌هیچ توانایی و اعجاز فرا‌بشری با دشمنی که نه شکل و شمایلی دارد، نه نقطه‌ضعفی و نه حتی نامی. حتی زمان حمله هم روشن نیست. نیز هرگز نمی‌توان از قطعیت پیروزی یا حتی شکست مطمئن بود. نبرد با دشمنی نامرئی در ناکجا.
در ۳ سال پیش توسط Mohammad Javad ( | )
با همین مقدمه ش که خوندم کلی منو جذب کرد ، جمله بندی خیلی روان و دقیق هستش، امیدوارم این کشش تا آخر کتاب ادامه داشته باشه، مرسی فیدیبو 💗
در ۳ سال پیش توسط mahsa az ( | )
کتاب خوب شروع شد و خوب جلو رفت. توصیفات از حال تیم و محیط اطرافش عالی و ملموس بودند. اما حجم زیادی از کتاب آنقدر این توصیفات زیاد و تکرار شونده بود- بدون اینکه اتفاق تازه ای بیفتد- که من به عنوان خواننده کسل و کلافه میشدم و خیلی از اونها رو مجبور میشدم بدون خوندن دقیق سریع از جلوی چشم رد کنم. در کل خیلی برام جذاب نبود.
در ۳ سال پیش توسط آزاده صفایی ( | )
من کتاب رو خیلی نپسندیدم، بی سر و ته بود تا حدی، پر از تکرار و تکرار و با منطق غیرقابل درک.
در ۳ سال پیش توسط نسیم عطایی ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۸
  • ۹
  • بعدی ›
  • آخرین ››