فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رابطه‌ی والدین و نوجوان

کتاب رابطه‌ی والدین و نوجوان

نسخه الکترونیک کتاب رابطه‌ی والدین و نوجوان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب رابطه‌ی والدین و نوجوان

همه‌ی ما می‌دانیم که اختلاف نسل‌ها همیشه وجود داشته و خواهد داشت. می‌دانیم نسل پیشین که نقش والد، معلم، مشاور، قانون‌گذار و... را دارند با نسل پسین که نقش فرزند، شاگرد، مُراجع و قانون‌پذیر را دارند، بسیار متفاوت‌اند. نسل پیشین به تجربیات و حفظ ارزش‌ها تأکید دارند و نسل پسین به نوجویی‌ها و خلق روش‌های جدید علاقه دارند. نسل قبل به حفظ گذشته و نسل بعد به ساختن آینده‌ای متفاوت تمایل دارند. چالش‌های دو نسل آن‌قدر جدی و قوی است که حتی مناسبات قوی خانوادگی قادر به محو کردن تأثیرات پرتنش آن نیست. این چالش‌ها در دوره‌ی نوجوانی فرزندان، بین آن‌ها و والدین شدت می‌گیرد و گاه مهم‌ترین مسئله‌ی خانواده می‌شود. منظور از نوجوانی دوره‌ای است که از ۱۱ سالگی تا ۲۰ سالگی طول می‌کشد و بزرگ‌ترین رویداد آن، وقوع بلوغ و مهم‌ترین دستاورد آن، دستیابی به هویت است.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.82 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب رابطه‌ی والدین و نوجوان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه ی مولف

همه ی ما می دانیم که اختلاف نسل ها همیشه وجود داشته و خواهد داشت. می دانیم نسل پیشین که نقش والد، معلم، مشاور، قانون گذار و... را دارند با نسل پسین که نقش فرزند، شاگرد، مُراجع و قانون پذیر را دارند، بسیار متفاوت اند. نسل پیشین به تجربیات و حفظ ارزش ها تاکید دارند و نسل پسین به نوجویی ها و خلق روش های جدید علاقه دارند. نسل قبل به حفظ گذشته و نسل بعد به ساختن آینده ای متفاوت تمایل دارند.
چالش های دو نسل آن قدر جدی و قوی است که حتی مناسبات قوی خانوادگی قادر به محو کردن تاثیرات پرتنش آن نیست. این چالش ها در دوره ی نوجوانی فرزندان، بین آن ها و والدین شدت می گیرد و گاه مهم ترین مسئله ی خانواده می شود. منظور از نوجوانی دوره ای است که از ۱۱ سالگی تا ۲۰ سالگی طول می کشد و بزرگ ترین رویداد آن، وقوع بلوغ و مهم ترین دستاورد آن، دستیابی به هویت است.
موضوع جالبی که در مشاهداتم به آن برخورده ام، رفتارهای والدین با نوجوانی فرزندشان است. به نظر من اغلب والدین ایرانی، بی دریغ نسبت به فرزندشان محبت می کنند، برای شان انرژی صرف می کنند و ازخودگذشتگی ها و فداکاری های بسیار زیاد و گاه غیرضروری دارند.
اما در دوران نوجوانی فرزندشان به خوبی عمل نمی کنند، درواقع همه ی آن گذشت ها و فداکاری ها وجود دارد اما همراه با درگیری ها، دلخوری ها، رنجش ها و نگرانی های بسیار زیاد.
والدینی که تایید بی دریغ و محبت بی قید و شرطی نثار کودک شان می کردند، حالا در دوره ی نوجوانی او دایم به دنبال فرصت هستند تا او را زیر سوال ببرند و از او انتقاد کنند. البته این برخورد که از نگرانی های شان سرچشمه می گیرد نه تنها به کاهش خطراتی که در کمین فرزندشان است کمکی نمی کند، بلکه باعث دوری بیش تر نوجوان از والدین و عصبانیت بیش تر او می شود.
والدین ایرانی، دوره ی نوجوانی را به رسمیت نمی شناسند و برای رویارویی با آن آمادگی ندارند. در واقع بسیاری از آنان دل شان می خواهد فرزندشان بدون گذر از دوره ی نوجوانی، از کودکی وارد جوانی شود. یعنی جست وجوهای نوجوانی اتفاق نیفتد و کودک مستقیما وارد مناسبات بزرگسالی از قبیل انتخاب رشته ی تحصیلی، شغل، همسر و... شود. این طرز فکر به ظاهر کم خطر ولی در واقع بسیار آسیب زاست.
شاید خواندن این کتاب کمکی باشد برای به رسمیت شناختن نوجوانی فرزندمان و بهتر مواجه شدن با آن و شکل گیری این سوال در ذهن والدین که آیا این چالش ها را می توان به شکل بهتری حل کرد؟ آیا این درگیری ها را می توان سودمند دانست؟ آیا می توان نوجوانی را نه تهدیدی برای خانواده، بلکه فرصتی برای رشد والدین و نوجوانان دانست؟

دکتر شکوفه موسوی

یادداشت ناشر

هنگامی جامعه ی سالم و متعادلی خواهیم داشت که افراد بتوانند با برخورداری از سلامت روان در عرصه های اجتماعی به فعالیت بپردازند. انکار نابسامانی های روانی جامعه کمکی به رفع آن ها نمی کند. برای درمان، نخست باید بیماری را شناخت.
در گذشته های دور، اندیشمندان و ادیبان با نوشتن پندنامه های ارزشمند رسالت خود را در اشاعه ی اصول متعادل اخلاقی و روانی در سطح جامعه به انجام می رساندند؛ اما انسانِ امروز که درگیر مناسبات و معضلات پیچیده تری است، نیازمند شناخت و به کارگیری روش هایی عملی تر برای مقابله با دشواری های فردی و اجتماعی خود است.
انسان در هر نقطه از جهان، تنها با کسب آگاهی ها و مهارت های ویژه قادر خواهد بود راه برون رفتی از تنگناهای فردی و اجتماعی خود بیابد.
از آن جا که هر اجتماعی فرهنگ، قوانین، کاستی ها و اختلالات خاص خود را دارد؛ بررسی، شناخت، راه حل ها و درمان های مخصوص به خود را نیز می طلبد.
نشر قطره بر آن شده است تا با همکاری گروهی از روان پزشکان و روان شناسان برجسته ی ایران، مجموعه کتاب هایی را با عنوان «روان و زندگی» منتشر کند. مولفان این مجموعه با دانش نظری و تجربه های بالینی و درمانی مفید، بخشی از مهم ترین اختلالات جامعه را مورد توجه قرار داده اند.
این مجموعه به زبانی ساده تنظیم شده است تا خوانندگان بتوانند ضمن کسب آگاهی های لازم، پاسخ های روشنی را برای حل مشکلات روان شناختی خود به دست آورند.
نشر قطره بر خود لازم می داند که از روان پزشکان، روان شناسان و استادان محترمی که با این مجموعه همکاری کرده اند، سپاس گزاری کند.

هویت خود را مشخص کنید

ما اگر هویت مشخصی داشته باشیم، می دانیم چه کسی هستیم، چه می خواهیم، به کجا می رویم و بر اساس بخش های مهم و برجسته ی هویت خود، انرژی صرف می کنیم. وقتی هویت خود را مشخص کنیم توان مان را روی آن متمرکز و در آن جهت تلاش می کنیم.
ما اگر مشخص کنیم که مثلاً: من زنی هستم... ساله، همسرِ... هستم. مادرِ... و... هستم. فرزندِ... و... هستم. کارمندِ... هستم. عضوی از خانواده ی... هستم. دوستِ... و... و... هستم. شهروندِ... هستم، و از مردم ایران هستم، متوجه می شویم که در نقش های مختلف، فعالیت های مختلفی داریم. ما در بسیاری از اوقات، انرژی مان را مطابق خطوط اصلی هویت مان صرف می کنیم و در بسیاری از اوقات بر خلاف آن عمل می کنیم. افراد زیادی وجود دارند که برای موضوعاتی مثل شرکت در مهمانی های مختلف، رفتن به مراسم متعدد، حرف زدن راجع به آدم های گوناگون و... وقت و انرژی صرف می کنند که شاید اصلاً ضرورتی نداشته باشد.
بسیاری از خانم ها از شوهران شان گله دارند که: «برای همه کاری وقت صرف می کند جز...» البته شاید این گله اغراق آمیز باشد چون زمانی که آقایان صرف کار و کسب درآمد می کنند درنهایت صرف تامین هزینه های زندگی می شود و بی انصافی است که این زحمت ها نادیده گرفته شود. اما اگر وقتِ غیرکاری آنان صرفِ کارهایی غیرضروری مثل ملاقات دوستان دور، رفتن به مراسم ختم، رسیدگی به دعواهای همکاران و مشکلات خانوادگی اقوام و... شود، این گله صورت درست و واقعی پیدا می کند. البته منظور این نیست که افراد باید ارتباطات عاطفی خود را با افراد خارج از خانواده قطع کنند و نادیده بگیرند، بلکه باید با توجه به اولویت هایی که ناشی از هویت آنان است وقت و انرژی خود را به درستی تقسیم کنند.
برخی مراجعان من اغلب این موضوع را مطرح می کنند که: «من خودم مشاور همه هستم! من خودم همه را راهنمایی می کنم! حالا توی رابطه با پسرم مانده ام.» شاید علتِ این امر، ندیدن اولویت ها و هدر دادن انرژی برای موضوعات غیرضروری باشد، که باعث غفلت ما از هویت اصلی مان و عدم ارائه ی نقش موثر در حیطه های ضروری می شود.
هروقت به طرف موضوعات غیرضروری کشیده شُدید، از خود بپرسید: «آیا من به کارهای ضروری خود رسیده ام؟ آیا مسئولیت های اصلی خود را انجام داده ام؟ آیا الان وقت اضافه دارم؟ آیا واقعا لازم است که این کار را انجام بدهم؟...» و همیشه به یاد داشته باشید «چراغی که به خانه رَواست به مسجد حرام است».
ما باید به خاطر داشته باشیم که بسیاری از رفتارهای مقابله جویانه ی فرزند نوجوان مان برای اعتراض به این رفتار ماست که کارهای غیرلازم را بر کارهای لازم ارجح می دانیم، او را نادیده می گیریم، نسبت به او غفلت می کنیم، ولی دیگران را در معرض توجه قرار می دهیم.

نظرات کاربران درباره کتاب رابطه‌ی والدین و نوجوان