Loading

چند لحظه ...
کتاب زمین آدم‌ها

کتاب زمین آدم‌ها

نسخه الکترونیک کتاب زمین آدم‌ها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۸۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب زمین آدم‌ها

زمین بیش از همه کتاب ها به ما می آموزد. چون در برابرمان ایستادگی می کند.انسان موقعی که به سد و مانعی بر می خورد می تواند به موجودیتش پی ببرد. ا ما برای رسیدن به این منمظور ابزاری لازم دارد. رنده ای یا گاوآهنی باید داشته باشد. برزگر با شخم زدن ، اندک اندک رازهایی را از دل زمین بیرون می کشد و حقیقتی که به آن دست می یابد جهان شمول است. هواپیمان هم که وسیله ای برای ارتباط خطوط هوایی است انسان را با همه مسائل قدیمی رودررو می کند. من همواره تصویر اولین شب پروازم را در آرژانتین جلو چشم دارم. شبی تاریک که فقط روشنایی های اندک و پراکنده ای در دل صحرا مانند ستاره ها سو سو می زدند.

ادامه...

مشخصات کتاب زمین آدم‌ها

بخشی از کتاب زمین آدم‌ها

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب زمین آدم‌ها

آنچه به زندگی معنا می بخشد مرگ را نیز پر معنا می کند.."
در ۱۱ سال پیش توسط ... ( | )
در برابر این سرنوشت حقیر، یاد مرگی به راستی مردانه در ذهنم بیدار شد. مرگ باغبانی که در حال احتضار، به من میگفت: «میدانید... گاه، هنگام بیل زدن، عرق میریختم. درد رماتیسم، پایم را می آزرد. به این زندگی ِ بردگی ناسزا میگفتم. اما امروز، دلم میخواهد بیل بزنم. تمام زمین را برگردانم. بیل زدن، به چشمم چه زیباست. انسان هنگام بیل زدن، چه آزاد است! وانگهی چه کسی درختهایم را هرس خواهد کرد؟» او، قطعه زمینی را آباد میکرد، انگار کنید سیاره ای را. او با همه ی مزرعه ها و درختهایِ رویِ زمین با پیوند عشق وابسته بود. او بود کریم و شریف و جوانمرد، مرد جسور او بود، زیرا مانند گیومه(خلبان داستان) به نام آدمها علیه ِ مرگ میجنگید. ص 52 کتاب ا.شربیانی
در ۸ سال پیش توسط ... ( | )
مسیر زندگی بدین سان است. اول گنچی گرد آوردیم. سال ها درخت نشاندیم. ولی روزگاری می رسد که زمان زحمت ما را تباه می کند و درختان را می اندازد. رفیقان یک یک سایه خود را از سر ما برمی گیرند و ماتم های ما از این پس با تاسف پنهان پیری دل آزار تر می شودآدم ها مدتی دراز در حصار سکوت خود کنار هم راه می سپارند یا حرف هایی می زنند که پیامی با خود ندارند. اما ساعت خطر فرا می رسد. آن وقت شانه به شانه می دهند. پی می برند که از یک تبارند، و چون وجدان های دیگر را کشف کردند، دایره وجودشان وسعت می گیرد، با لبخندی جانانه به هم می نگرند و به زندانی آزادی یافته ای می مانند که از عظمت دریا به حیرت می افتدمایه نجات، برداشتن یک گام است. یک گام و گامی دیگر و پیوسته همین گام که از نو باید برداشتهر سه بند از همین کتاب
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )