فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مولی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تذکره‌ خواجه محمدبن صدّیق کججانی‌

کتاب تذکره‌ خواجه محمدبن صدّیق کججانی‌
يا تحفه اهل بدايات و هديه اهل نهايات

نسخه الکترونیک کتاب تذکره‌ خواجه محمدبن صدّیق کججانی‌ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب تذکره‌ خواجه محمدبن صدّیق کججانی‌

سرزمین ایران از دیرباز، چه بعد از اسلام و چه قبل از آن تا زمان کیان، معدن علم و دانش و مدرَس حکمت و بینش و جایگاه ادیبان و فرزانگان بوده و هست و با خواست حق خواهد بود. اقطاب و عارفان بزرگی که صیت شهرتشان فضای جهان را پر و انفاس قدسی‌شان عرصه این دیر کهن را عطرآگین نموده از شمار بیرون است، اما عارفانی که آوازه نامشان چون مشاهیر نیست هم اندک نیستند و چه بسا از آنان افزون‌تر باشند و شهرتشان به سبب خمولی و گمنامی‌شان و خزیدن‌شان در گوشه انزوایشان به پای آنان نرسد، و سبب پنهانی‌شان نپرداختن به تصنیفی و عدم توجه به تألیفی و بی‌اعتنایی‌شان به هر چیزی می‌باشد. یکی از این بزرگانی که چون کوه قاف پر استقامت، و چون اقیانوس، زخار و مواج است، عارف کامل و جامع اسرار معرفت و تحقیق، خواجه محمدبن صدیق کججانی است که گفتار دُرربارش در نصایح، به سالکی سوخته: حسن‌بن حمزةبن محمد پلاسی شیرازی، موجب تألیف این تذکره و کتاب: «تحفة اهل البدایات و هدیة اهل النهایات» گردید.

ادامه...
  • ناشر انتشارات مولی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.72 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تذکره‌ خواجه محمدبن صدّیق کججانی‌

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

هو

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی الانبیاء و المرسلین، سیما خاتمهم سید المرسلین و علیٍ امیر المومنین و آله ائمه المسلمین، و علی خاتم الاوصیاء و الاولیاء، و الغوث الاتقیاء، الامام الثانی عشر حجهبن الحسن، روحی و روح العالمین له الفداء.

سرزمین ایران از دیرباز، چه بعد از اسلام و چه قبل از آن تا زمان کیان، معدن علم و دانش و مدرَس حکمت و بینش و جایگاه ادیبان و فرزانگان بوده و هست و با خواست حق خواهد بود. اقطاب و عارفان بزرگی که صیت شهرتشان فضای جهان را پر و انفاس قدسی شان عرصه این دیر کهن را عطرآگین نموده از شمار بیرون است، اما عارفانی که آوازه نامشان چون مشاهیر نیست هم اندک نیستند و چه بسا از آنان افزون تر باشند و شهرتشان به سبب خمولی و گمنامی شان و خزیدن شان در گوشه انزوایشان به پای آنان نرسد، و سبب پنهانی شان نپرداختن به تصنیفی و عدم توجه به تالیفی و بی اعتنایی شان به هر چیزی می باشد.
یکی از این بزرگانی که چون کوه قاف پر استقامت، و چون اقیانوس، زخار و مواج است، عارف کامل و جامع اسرار معرفت و تحقیق، خواجه محمدبن صدیق کججانی است که گفتار دُرربارش در نصایح، به سالکی سوخته: حسن بن حمزهبن محمد پلاسی شیرازی، موجب تالیف این تذکره و کتاب: «تحفه اهل البدایات و هدیه اهل النهایات» گردید.
عارف بزرگوار قرن دهم هجری - حافظ حسین کربلایی تبریزی معروف به ابن کربلایی - مولف کتاب روضات الجنان و جنات الجنان که از مشایخ بزرگوار ذهبیه کبرویه است، در روضه ششم از آن کتاب گوید: حضرت خواجه هاشمی النسب بوده و سلسله نسبش چنین است: خواجه محمدبن خواجه صدیق بن حاجی محمدبن حاجی سلمان بن حاجی ابیل بن حاجی محمدبن خواجه صدیق الاصغربن خواجه صدیق الاکبربن الحسن بن ابی القاسم محمدبن جعفربن عیسی بن علی بن حسین الاصغربن الامام زین العابدین علی بن الامام الشهید حسین بن امیرالمومنین علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم.
حضرت خواجه در سال ششصد و یازده هجری دیده به جهان برگشود و در ذی حجه سال ششصد و هفتاد و هفت هجری در شصت و شش سالگی - در دوره فرمان روایی آبا قاخان بن هلاکو از پادشاهان مغول - دیده از جهان بربست، بر سنگ مزارش این فقره منقور است: هذا روضه الفقیر الی الله الکبیر، محمد بن الحاج صدیق بن محمد، سنه سبع و سبعین و ستمائه.
فاضل گرانمایه - زنده یاد مرحوم جعفر سلطان القرائی - در تعلیقات کتاب روضات الجنان که به تصحیح و تنقیح و تحقیق ایشان در سال یکهزار و سیصد و چهل و نه شمسی توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب به چاپ رسیده، آورده اند که: قبر خواجه بزرگ، شیخ محمد کججانی به نزدیک دهکده در یک مقبره مخروبه که مدفن جماعتی از اعیان گذشتگان و مشایخ کججان است، زیر قبه محقری واقع است این بنای محقر و روستایی که اکنون بر روی این قبر دیده می شود، به جای عمارت سنگینی است که پیش از این بر روی آن بوده و قطعات مرمر دور قبر بر روی پایه های سنگی که از چهار جانب محیط قبر و حریم حرم است از بقایای آثار آن عمارت و نمونه ای از زیبایی و متانت آن است. میله ای از سنگ سیاه تقریباً به درازای یک متر و نیم که سراپای آن را با جامه های سیاه پوشیده اند بر سر قبر نصب، و نام خواجه و پدر و جدش را با این لفظ در پای آن نقر کرده اند:
«الله. هذا روضه الفقیر الی الله الکبیر، محمدبن الحاج صدیق بن محمد، فی ذی الحجه سنه سبع و سبعین و سته مائه»(۱).
خواجه در میان طایفه صوفیان به دقت اشارت و لطف معانی و قوّت کلام معروف است، شیخ محمود شبستری در منظومه سعادت نامه خویش گوید:

رفت یک روز ابلهی نادان
پیش خواجه محمد کججان

گفت ای خواجه هر چه هستم من
راست بشنو قبول کن سخنم

خواجه گفتا که آفتاب گواه
می نخواهد به روشنی ز افواه!

نور خورشید خود گواه خود است
هم تو بشنو که داد را ستد است

بس جواب لطیف روشن داد
دَرَج آن بزرگ عالی باد

همه الفاظ وی از این سان است
همچو خورشید و مه دُرافشان است

راستی هست معدن دل و جان
همگی خاک توده کججان

مرد توحید خود نگوید، من
گر چه باشد چو جِرمِ خور روشن

خواجه محمد عصّار تبریزی گوید:

شیخ کججی خواجه محمد سخنی خوش
گفته است اگر مرد رهی آن سخنت بس

گفتا که چنان راه شریعت سپر ای دوست
کان گشت خطا بر سر حرفت ننهد کس

وان گاه چنان راه طریقت سپر و رو
کان گشت تو حرف دگری را نکند مسّ

حافظ حسین کربلایی تبریزی صاحب روضات الجنان می نویسد: خواجه اول به شغل زراعت اشتغال داشته و امّی بوده، ولی در اثر تربیت جدّ خود به اعلا مقامات کشف و شهود رسید، چنان چه ملوک و اکابر زمان انفاس او را غنیمت شمرده، و جهت استفاضه و استفاده از وی به حضورش می شتافته اند.
وی بسیار بسیار بزرگ بوده و جمیع اولیایی که در زمان وی بوده اند وی را به پادشاهی خود قبول نموده اند، مولی الفاضل العلامه، مولانا نجم الدین طارمی رحمهالله، در اول ترجمه تذکره ایشان که مولانا حسن پلاسی شیرازی رحمهالله به لغت عربی جامع آن است ایمایی فرموده اند در ذکر القاب ایشان، و آن القاب این است: قطب الاولیاء و الابرار، الذی لم یسمح بمثله الادوار ما دارالفلک الدوار، المجلَس علی سریر سلطنه الولایه باجماع اولیاء عصره، سلطان المشایخ و العارفین باتفاق اصفیاء دهره، السالک الربانی، الناسک الصمدانی، غیاث الحق و الطریقه و الحقیقه والدین، خواجه محمدبن صدیق بن محمد الکججانی قدس الله تعالی روحه و زادلنا فتوحه(۲).
گوید: تربیت وی جدش کرده - پیر محمد نام - و نظر، از حضرت بابا حسن سرخابی یافته، پیر محمد بسیار عزیز بوده و مدفنش در همان مزار کججان است، وی خرقه از پیر محمد نامی دارد مشهور به پیر ممّد، و پیر ممّد از پیر صدیق کردی، و پیر صدیق کردی از حضرت بابا احمد شادبادی، و بابا احمد از جدّ خود بابا نعمت، و بابا نعمت از حضرت خواجه محمد خوشنام، و خواجه محمد خوشنام از حضرت اخی فرج زنجانی(۳)، و اخی فرج زنجانی از احمدبن سیاه و احمدبن سیاه از ممشاد دینوری و ممشاد دینوری از شیخ ابوالقاسم جنید بغدادی(۴) و جنید بغدادی از سریّ سقطی(۵)، و سریّ سقطی از شیخ المشایخ ابو محفوظ معروف کرخی(۶) قدس الله ارواحهم واسرارهم.
و بنا به بعضی روایات: شیخ اخی فرج زنجانی مرید شیخ ابوالباس نهاوندی و او مرید محمدبن خفیف شیرازی و او مرید شیخ جنید بغدادی و او مرید شیخ سریّ سقطی و او مرید شیخ معروف کرخی بوده است.
حضرت شیخ قدس الله سره گاهی از حالات خویش با ترنم های عاشقانه رازهایی را عیان می فرمودند، از جمله:

ما در غمت به زاری جان باز ننگریم
در عشق تو به هر دو جهان باز ننگریم

خوش خوش چو شمع ز آتش عشق تو فی المثل
گر جان ما بسوخت به جان بازننگریم

اسرار تو ز کون و مکان چون منزه است
ما تا ابد به کون و مکان باز ننگریم

سود دو کون در طلبت گر زیان شود
ما در طلب به سود و زیان باز ننگریم

چون شد یقین ما که تویی اصل هر گمان
در پرده یقین به گمان باز ننگریم

در کوی تو دو اسبه بتازیم مردوار
هرگز به مرکب و به عنان باز ننگریم

در بحر عشق گرچه کجج بر کنار رفت
ما از کنار تا به میان باز ننگریم

در کتاب روضات الجنان، در روضه ششم در احوال حضرت خواجه آمده: حضرت خواجه قدس سره در ایام شباب که در خدمت جدّش بودند به زراعت مشغولی می نمودند، و زراعت مردم کججان اکثر در کوه سهند است، آب و نان از ده به آن جا حمل می نمایند، حضرت خواجه آب و نان از ده به آن جا حمل می نموده جهت جدّ خود، چون آن جا می رسیده جدش تکلیف به اکل و شرب می فرموده وی میل نمی کرده، او را گمان آن که در منزل خورده، و در منزل چون تکلیفش می نموده اند لذا اِبا می نموده، ایشان را ظن که پیش جدش می خورد.
قریب به چهل روز حال بر این منوال بوده آخر به خاطر جدش خطور می کند که گوییا خواجه طعام نمی خورد - و از اهل خانه نیز سوال می کند - گفت: چه حال است تو را که اکل و شرب نمی نمایی؟ حضرت خواجه به گریه درمی آیند و می فرمایند: که مرا حالتی است که آن میان من و رزاق حقیقی است که هیچ کس را بر آن اطلاعی نیست، «یطْعِمُنِی وَیسْقِینِی(۷)» التماس دارم که سرّ مرا فاش نکنی.

نظرات کاربران درباره کتاب تذکره‌ خواجه محمدبن صدّیق کججانی‌

نمونه باید از متن کتاب باشه نه مقدمه !
در 3 ماه پیش توسط zei...dir