Loading

چند لحظه ...
کتاب عمارت معصوم

کتاب عمارت معصوم

نسخه الکترونیک کتاب عمارت معصوم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب عمارت معصوم

درباره کتاب عمارت معصوم

کتاب «عمارت معصوم» Innocent House نوشته‌ی «پی. دی. جیمز» در سال 2005 منتشر شد. این کتاب درباره‌ی تایپیست و تندنویسی به نام مندی پرایس است که نوزده سال و ده ماه دارد. او در کارش بسیار توانا و حاذق و ستاره‌ی آژانس منشی‌گری نانساچ متعلق به خانم کریالی است. او صبح روز سه‌شنبه چهارده سپتامبر در دفتر انتشارات پورل برای انجام مصاحبه با مدیر آن شرکت حضور دارد. این انتشارات یکی از قدیمی‌ترین مؤسسات انتشاراتی کشور است که در سال 1792 تأسیس شده است. این انتشارات در محلی بالای رود تیمز در جاده‌ی اینوسنت قرار دارد. ساختمان این موسسه به عمارت معصوم معروف و شبیه یک قصر بزرگ و خون‌آلود کره‌کره دار است. مندی پرایس که جوانی توانا و خوش‌ذوق است برای این مصاحبه لباس‌های معقول و شیکی بر تن می‌کند و آماده‌ی کاری تازه و مهیج می‌شود اما اتفاقی در ادامه‌ی حضور او در انتشارات پورل رخ می‌دهد که به‌کل فضای داستان را تغییر می‌دهد. او به ناگهان در صحنه‌ی کشف یک جسد قرار می‌گیرد و شوک می‌شود. حضور مندی پرایس در این ماجرا داستان کتاب «عمارت معصوم» نوشته‌ی «پی. دی. جیمز» را شکل می‌دهد که مملو از اتفاق‌های نفس‌گیر و غیره منتظره است.

درباره پی. دی. جیمز

«پی. دی. جیمز» Phyllis Dorothy James White نویسنده‌ی داستان‌های جنایی اهل انگلستان در تاریخ 3 اوت سال 1920 در آکسفورد به دنیا آمد. او در طول جنگ جهانی دوم به‌عنوان پرستار صلیب سرخ خدمت کرد و پس از آن به مدت نوزده سال در سازمان مربوط به سرویس سلامت همگانی National Health Service مشغول به کار شد. او پس از مرگ همسرش در سال 1964  به‌عنوان مدیر بخش‌های پزشکی قانونی و حقوق جزا در وزارت امور داخلی مشغول به فعالیت شد و چندین سال در این شغل ماند. «پی. دی. جیمز» از دهه‌ی شصت میلادی نوشتن را آغاز کرد و اولین رمانش را در سال 1962 بانام Cover Her Face به چاپ رساند. او در طول زندگی‌اش بیش از بیست داستان و رمان جنایی و مرموز نوشت و به‌عنوان یکی از نویسندگان برتر داستان‌های جنایی انگلیسی شناخته شد. او از سال 1979 تمام زندگی‌اش را وقف نوشتن و در سال 2000 اتوبیوگرافیش بانام Time to Be in Earnest را به چاپ رساند. براساس برخی از داستان‌‌های او تاکنون چندین آثار سینمایی خوب و موفق ساخته شده است و آثار او به چندین زبان دنیا ترجمه شده‌اند. او جایزه‌یCartier Diamond Dagger را برای سال‌ها فعالیت در زمینه‌ی تألیف داستان‌های جنایی دریافت کرد و در سن نود و چهار سالگی در تاریخ 27 ماه نوامبر سال 2014 درگذشت.

ترجمه کتاب عمارت معصوم به زبان فارسی

کتاب «عمارت معصوم» نوشته‌ی «پی. دی. جیمز» با ترجمه‌ی «شیوا مقانلو» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1389 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «شیوا مقانلو» مترجم این اثر تحصیلاتش را در رشته‌ی سینما و کارگردانی دانشگاه تهران به سرانجام رسانده است. ازجمله آثار ترجمه شده‌ی دیگر او می‌توان به «ستاره‌‌ها» نوشته‌ی «پل ثرو»، «میکل آنژ» نوشته‌ی «سامرویل» و مجموعه داستان «ابریشمی گل برجسته» از نشریه‌ی نیویورکر اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب عمارت معصوم می‌خوانیم

آسانسور کوچک بود، تنها کمی بیش از پنج متر مربع، و همان‌طور که بالا می‌رفتند مندی به‌خوبی پیکر بلند و خاموشی را که بازوهایش تقریباً با بازوهای او مماس شده بود، حس می‌کرد. چشمانش را به فلز توری در آسانسور دوخته بود اما می‌توانست عطر خانم اتین را حس کند، ظریف و کمی مرموز اما آن‌قدر ملایم که شاید اصلاً عطر نبود بلکه تنها رایحه‌ی صابونی گران‌قیمت بود. همه‌چیز خانم اتین به نظر گران‌قیمت می‌رسید: درخشش خفه‌ی بلوزی که تنها می‌توانست ابریشم خالص باشد، زنجیر دو لایه‌ی طلا و گوشواره‌های طلای میخی، ژاکتی که با بی‌قیدی روی شانه‌هایش انداخته بود و نرمی بی‌نظیر کشمیر را داشت. اما نزدیکی جسمی همراهش، و احساسات تشدید شده‌ی خود او که از شدت هیجان و دیدن اشرافیت عمارت معصوم برانگیخته بود، به او چیزهای بیشتری می‌گفت: این که خانم اتین راحت نبود. قاعدتاً او یعنی مندی بود که باید عصبی می‌شد، اما در عوض دریافت که هوای داخل این آسانسور که باعث عود بیماری ترس از فضاهای بسته می‌شد و با چنین کندی دیوانه کننده‌ای بالا می‌رفت، از شدت تنش و اضطراب مرتعش است.

با تکانی ناگهانی متوقف شدند و خانم اتین در شبکه‌ای دوجداره را به عقب هل داد. مندی خود را در راهروی باریکی یافت که یک در، در روبرو و یک در، در قسمت چپ داشت. در روبه‌رو باز بود و او اتاق بزرگ و درهم ریخته‌ای را دید که از کف تا سقف پر از قفسه‌های فلزی بود و از پوشه‌ها و بسته‌های کاغذ محکم پر شده بودند. قفسه‌ها از کنار پنجره‌ها تا نزدیک در کشیده شده بودند، با فضایی کافی در بینشان که بشود از آن میان حرکت کرد. هوا بوی کاغذ کهنه می‌داد، ناگرفته و مانده. مندی خانم اتین را از میان قفسه‌ها و دیوار دنبال کرد و به اتاق کوچک‌تری رسید که این یکی قفل بود.

خانم اتین مکثی کرد و گفت: «آقای دانتزی این جا روی پرونده‌ها کار می‌کند. این جا را دفتر کوچک آرشیوها صدا می‌زنیم. گفته که نوار را روی میز گذاشته.»

به نظر مندی رسید که این توضیحات غير لازم و بیشتر عجیب هستند، و انگار خانم آتین بار دیگر مردد شده بود. او قبل از این که دستگیره را با حرکتی تند بچرخاند، آن را در دست نگه داشت، انگار انتظار مانعی را داشت. سپس در را هل داد تا باز شود.

بوی تعفن غلتید تا به آن‌ها رسید، مثل شبحی شیطانی، بوی آشنا و انسانی استفراغ، نه چندان قوی اما آن قدر نامنتظر که مندی از روی غریزه عقی کرد.

مشخصات کتاب عمارت معصوم

نظرات کاربران درباره کتاب عمارت معصوم

نسخه چاپی هم ناقصه؟
در ۳ سال پیش توسط روزبه احمدزاده ( | )
فقط چهار فصل کوتاه کتاب در اینجا قرار داده شده است. حیف... چون داستان زیبایی است.
در ۳ سال پیش توسط آناهیتا م ( | )