فیدیبو نماینده قانونی انتشارات سبزان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کوروش بزرگ

کتاب کوروش بزرگ
هنر رهبری و جنگ

نسخه الکترونیک کتاب کوروش بزرگ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب کوروش بزرگ

کورش بزرگ یا «ذوالقرنین»، بزرگ‌پادشاه ایرانیان به نوعی بنیان‌گذار ایران بزرگ در بیش از دو هزار و پانصد سال پیش بود. موضوع کتاب حاضر به مدیریت و رهبری کوروش کبیر در جنگ، اختصاص دارد. وی رهبری یگانه بود. هوش و ذکاوتش در پیش‌برد و اداره‌ی جنگ و کشورداری، او را در زمره‌ی رهبران برتر تاریخ قرار داد در این باز روایی، ضمن شرح جنگ‌ها و فتوحات نظامی کوروش، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های نظامی او به زبان ساده بیان می‌شود. بی‌شک، توجه کوروش به یکتاپرستی، ستایش و پرستش پروردگار از مهم‌ترین عوامل موفقیت او به حساب می‌آیند.

ادامه...

بخشی از کتاب کوروش بزرگ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار

کسینوفون اهل آتن، مورخ یونان باستان متولد ۴۳۱ پیش از میلاد مسیح بود. وی وقتی حماسه ی کورش را می نگاشت در اوج قله ی علم و ادب قرار داشت. نگاه جدیدی که در آن کتاب پیرامون رهبری بیان شد، الهام بخش رهبران مهمی در تاریخ از ژولیوس سزار گرفته تا بنجامین فرانکلین و حتی لارنس عربستان بوده است.
بر خلاف بیشتر کتاب های پیرامون هنر رهبری، شاهکار کسینوفون عمیقاً به اخلاقیات و درجات معنوی می پردازد و البته این از مردی که سال ها نزد «سقراط» زانوی شاگردی زده است، کاملاًَ قابل انتظار است. به احتمال فراوان، کسینوفون به هنگام نگارش کتاب «کورش» خرد و قدرت استنباطی که از سقراط آموخته بود را کاملاً مبنای کار قرار داده است. در نسخه ی دست نویس و اصلی کتاب کسینوفون یعنی «کورش بزرگ»، روش های رهبری مورد استفاده ی امپراتور پارسی که بزرگ ترین امپراتوری دنیای باستان را بنیان نهاد، به شکل داستان درآورده شده است. حرکت بزرگ کورش سراسر با پیروزی همراه بود، از این رو این کتاب نیز یکی از موفق ترین داستان های طول تاریخ را در خود دارد.
کورش بزرگ (۵۸۰-۵۲۹ پ .م) امپراتوری پارسی را در قرن ششم پیش از میلاد مسیح با متحد کردن دو قبیله ی اصیل ایرانی ماد و پارس بنیان گذارد. در نهایت امپراتوری کورش از هند تا دریای مدیترانه گسترده شد و تبدیل به قدرتمندترین حکومت جهان تا دو قرن بعد گردید. اگر چه کورش یک قرن پیش از زمانه ی کسینوفون حکومت می کرد، اما شایسته ترین انتخاب برای معرفی به عنوان رهبری آرمانی بود. پیروزی های خیره کننده ی این مرد پارسی و حکومت سرشار از اعتدال او ماده ی خام بسیار مناسبی که کسینوفون برای ترسیم دورنمایی از یک انسان نمونه نیاز داشت را در اختیار او قرار داد.
افلاطون، یکی دیگر از شاگردان برجسته ی سقراط، کورش بزرگ را به عنوان نمونه ی کاملی از یک حکمران روشن فکر تحسین کرده است. آن چه موسی برای بنی اسرائیل صورت داد را کورش برای پارسیان انجام داد. وقتی کورش بابل را تصرف کرد، با آزاد کردن عبریان از بند اسارت و اجازه دادن به بیش از چهل هزار یهودی برای ترک بابل و بازگشت به سرزمین شان، ایشان را به آرزویی دیرینه رساند. کورش به خاطر نیک اندیشی و آرزوی همیشگی اش برای زندگی نوع بشر در صلح و آرامش، در بندهایی از تورات مورد تکریم و تحسین قرار گرفته است.
حتی آنان که توسط وی شکست خوردند نیز کورش را مردی بزرگ و نیک می پنداشتند. «شاپور سورن پهلوی»، استاد دانشگاه لندن در جایی می آورد که پارسیان او را به عنوان «پدر»، بابلیان به عنوان «آزادی بخش»، یونانیان به عنوان «قانون گذار» و یهودیان به عنوان «تدهین شده توسط خداوند» تلقی می کردند.
سندی در قالب استوانه ای به خط میخی در سال ۱۸۷۸ در حین یک گودبرداری در اطراف بابل کشف شد. این سند که شیوه ی عمل کرد انسانی کورش در قبال بابلیان پس از تصرف شهر را بیان می دارد، به عنوان اولین منشور حقوق بشر تاریخ در نظر گرفته می شود. با شناسایی این سند ارزشمند، بعدها سازمان ملل ترجمه ی منشور حقوق بشر کورش را به تمامی زبان های رسمی سازمان ملل ترجمه و منتشر کرد.
مورخ بزرگ، «ویل دورانت» بیان داشته است که کورش بزرگ «مهربان ترین فاتح تاریخ است که امپراتوری اش را با سخاوت تمام بنیان نهاد. دشمنانش او را شخصی ملایم و باگذشت می شناختند و در هنگام نبرد با او همانند انسانی که چاره ای جز انتخاب میان کشتن و یا کشته شدن ندارد، جنگ نمی کردند.»
هیچ رهبر دیگری در طول تاریخ نتوانست به دست آوردهای کورش برسد. اگر چه اسکندر (۳۵۶-۳۲۳ پ .م) گاهی اوقات تدبیرگر نظامی بزرگ تری در نظر گرفته می شود، اما او آن قدر به ورطه ی افراط در خون ریزی و نابودی مردم بی گناه و البته ورطه ی فساد اخلاقی افتاد که مقام کورش بزرگ دست نخورده در اوج باقی ماند.
در حالی که کورش با مردمانی که سرزمین شان را فتح می کرد با احترام تمام رفتار می نمود، اسکندر گاهی سربازانش را تحریک به از دم تیغ گذراندن تمام مردم می کرد. اسکندر با گسترش قلمروی حکومتی اش به طور فزاینده ای به شیوه های ستمگرانه و خودبینی های وحشتناک روی می آورد. اگر یکی از فرماندهان کورش حتی یک درصد وحشی گری های اسکندر را از خود نشان می داد، به سرعت از تمامی مسئولیت هایش برکنار می شد.
کسینوفون که خود مردی نیک بود، به نوعی احساس نزدیکی روحی با این امپراتور پارسی می کرد. هر دوی ایشان فرصت های زیادی برای کسب استادی در توانایی های نظامی داشتند. مهارت های نظامی خود کسینوفون در طول خدمتش به عنوان یک فرمانده در میدان نبرد، که گاهی حتی ذره ای درنگ و تردید موجب شکست و مرگ می شد، بسیار ارتقاء یافته بود.
کسینوفون هم چنین با استفاده از سخنوری مشهور و پرآوازه اش در مورد کمال انسانی، به جایگاه یک سیاست مدار و مصلح برجسته ارتقاء یافت و از نزدیک با پارسیانی که در شهرهای یونان در قسمت شرقی آن که امروزه به عنوان ترکیه شناخته می شود، مستقر بودند به همکاری پرداخت. نگرش کسینوفون به کورش را بیشتر از نگاهی تاریخی و محدود، باید خلاقانه و گسترده دانست. او بسیار بیشتر از آن که علاقه ای به بیان وقایع رخ داده ی زندگی نامه ای کورش داشته باشد، علاقه دارد بیان کند که رهبر آرمانی چه طور می تواند یک زندگی فوق العاده و ارزشمند و در رفاه و هم چنین همراه با امنیت قابل توجه برای مردمش فراهم کند.
کسینوفون در به داستان درآوردن شیوه های پیروزمندانه ی کورش نشان می دهد که چه طور باید جلسه ای را به خوبی برگزار کرد، یک مذاکره کننده ی متخصص شد، با متحدان به خوبی برخورد کرد، پیروان را متقاعد و علاقه مند به برآوردن خواسته های شخصی کرد، بالاترین معیارها برای افزایش عمل کرد را فراگیر کرد، اطمینان یافت که سازمان تحت فرمان او از بهترین متخصصین بهره مند است و فرامین همگی به عمل درمی آیند. تمامی این موارد را می توان در کتاب «کورش بزرگ» یافت.
بنابر تصویری که کسینوفون ارائه می دهد، کورش هم استراتژیست و هم تدبیرگر جنگی بود. او به مانند یک مدیر اجرایی بزرگ برنامه ریزی می کرد اما بر عملیات ها به مانند یک مدیر میانی نظارت می کرد؛ از این رو می توان درس هایش را در موقعیت های مختلف زندگی تجاری به خوبی به اجرا در آورد و وجوه مشترک فراوانی میان دوران زندگی کورش و خود یافت.
نویسنده ی «بحران در اداره ی سازمانی» طی گزارشی در هفته نامه ی «بیزینس ویک» چنین می آورد که: «اگر چالش پیش روی مدیران اجرایی در دهه ی ۹۰ میلادی تبدیل شرکت های غول آسای شان به رقیبی سرسخت برای سایر شرکت ها بود، چالش آنها در سال های اخیر ایجاد فرهنگی سازمانی است که سلامت معنوی را نیز به اندازه ی خلاقیت و ابتکار ارتقاء دهد.»
تاملی کوتاه در این موضوع ثابت می کند که چرا توجه و علاقه به کورش بزرگ قرن هاست رو به افزایش داشته است. درست کاری، سلامت معنوی، طرح های استراتژیک برجسته و اعتماد به نفس برای کسب پیروزی کورش، موجب می گردد که خواننده نیـز بتواند توانـایی های کـورش را در زنـدگی شخصـی اش بـه اجرا درآورد.
به عنوان یک انسان، کورش بزرگ بارها و بارها نشان داده که جایزالخطاست، اما وقتی کسینوفون داستان او را وامی کاود، می آموزیم که چه طور اشتباهات مان را جبران کنیم و چه طور تکرارشان نکنیم. وقتی کورش از مسیر منطق و نیکی منحرف می شود، به غم و پشیمانی دچار می گردد و اما به سرعت مسیر حرکتش را به راه راست تغییر می دهد. او با نمونه های فراوان بی عدالتی مقابله می کند و اجازه می دهد تا تک تک اعضای گروهش ـ از بالا تا پایین ـ با مسائل مربوط به خود به او نزدیک شوند.
شاید این گونه تلقی گردد که به دلیل رشد و پیشرفت فن آوری های جدید، در یک کتاب باستانی باید به دنبال مشورت و اندرزهای اخلاقی بود، اما حتی در این زمینه نیز کسینوفون نشان می دهد که چه طور می توان از این کتاب ها بهره ی کافی در زمینه مدیریت در جهان مدرن امروزی برد.

نگاهی به آثار کلاسیک مرتبط

جایگاه کسینوفون آن قدر بالاست که او را تنها می توان با بزرگ ترین اندیشمندان عرصه ی رهبری مقایسه نمود؛ مردانی هم چون «سان تزو» مولف «هنر جنگ.» با این مقایسه، به هیچ وجه از ارزش های کسینوفون کاسته نمی شود؛ اثر وی از جهت بیان فنون رهبری در برابر اثر این مولف چینی ضعیف تر است اما از جهات بسیاری از اثر سان تزو پیشی می گیرد.
در «هنر جنگ» سان تزو قواعد فرماندهی زیرکانه و حیله گرانه را به طور خلاصه می آورد و از این حد فراتر نمی رود. بیان ناقص این قواعد، الهام بخش آثار دیگر نویسندگان چینی و شرح های ایشان نیز قرار گرفته است. اما حتی با توضیحات ایشان نیز، اثر سان تزو در تطبیق نظریه با عمل بسیار ناتوان باقی مانده است. «کورش بزرگ» در این زمینه کاملاً موفق عمل کرده است و با بیان مثال های فراوانی نظریات آورده شده را به خوبی با عمل تطبیق می دهد.
بدین ترتیب، اگر چه سان تزو و کسینوفون هر دو بر فریب دشمن تاکید دارند، اما تنها کسینوفون یک رهبر مشخص ـ که البته همان کورش است ـ را در به عمل در آوردن آن ترسیم می کند. هر دوی ایشان اهمیت تمرکز بر سرمایه های موجود شخصی را بیان می دارند، اما تنها کسینوفون است که این نکته ی مهم را در عمل نشان می دهد. در این میان هم چنین کسینوفون خرد کورش را در خلال داستان ماجراجویانه و تا حدی حماسی وی نشان می دهد.
یک اثر کلاسیک دیگر که معمولاً در ردیف «کورش بزرگ» قرار داده می شود، اثر «نیکولو ماکیاولی» یعنی «شاهزاده» است. ممکن است شگفت زده شوید اگر بدانید که مولف «شاهزاده» از بخش هایی از اثر کسینوفون ـ که ماکیاولی آن را تدریس و تحسین می کرد ـ در نگارش اثرش الهام گرفته است. «لئو اشتراوس» فیلسوف سیاسی مشهور چنین بیان می دارد که: «هیچ پدیده ی اخلاقی یا سیاسی ای وجود ندارد که ماکیاولی بداند یا بدان شهره باشد و کسینوفون هم کاملاً صاحب آن نباشد... درست است که در اثر ماکیاولی همه چیز شکل تازه ای می یابد، اما قطعاً آن چه در اثر کسینوفون دیده می شود را گسترش و یا حتی روشن تر نکرده است، بلکه انگار جلوه ای تاریک تر از آن ارائه داده است.»
اشتراوس حق دارد، ماکیاولی از کسینوفون زیاد نیاموخته است. در مقایسه با کورش بزرگ، شاهزاده درک بسیار سطحی تری نسبت به یک رهبر حقیقی ارائه می دهد.
ماکیاولی به روشنی از استفاده از هر گونه فریب و نیرنگ برای دست یابی به هدف و آرمان جانب داری می کند، اما کسینوفون به خوبی دریافته است ـ پس از کشمکش درونی بلندمدتی ـ که فریب و نیرنگ نهایتاً به فاجعه و مصیبت منجر می گردد. به راحتی می توانید امروزه دیدگاه کسینوفون را مورد بررسی قرار دهید؛ وقتی یک شرکت یا سازمان با سیاست های روسای نیرنگ باز به تباهی کشانده می شود، این پیش بینی او را به چشم می بینید.
با تنزّل مقام ماکیاولی و اثرش و ارتقاء مقام «کورش بزرگ» می توانید دیدگاه درست نسبت به رهبر واقعی را کشف کنید. توصیه ی کسینوفون همیشه خردورزی و دوری از بدکاری است البته نه فقط در زمان جنگ. به این دلیل است که این شاگرد سقراط را مردی بزرگ می دانیم و جایگاه وی را بسیار بالا در نظر می گیریم و عنوان رهبر حقیقی را شایسته ی کورش ـ و نه شاهزاده، رهبر هذیان گوی ماکیاولی ـ می دانیم.

پیرامون این بازنویسی کوتاه جدید

در بازنویسی این متن کلاسیک، خط داستانی کسینوفون را به هم زده ام و بخش هایی که با گذشت زمان درک شان مشکل شده است را حذف کرده ام. بر مبنای نسخه ی ترجمه شده ی قدیمی «کورش بزرگ» در ۱۹۰۶ توسط «هنری گراهام داکینر» که در اختیار داشتم، زبان کتاب کسینوفون را برای درک بهتر دانشجویان و علاقه مندان امروز و خوانش بهتر آن، امروزی کرده ام. هم چنین عناوینی برای درس ها و جملاتی کلیدی پیرامون رهبری بیان داشته ام. فصل ها نیز هم چنین برای تسهیل دسترسی و استفاده از کتاب ایجاد و نام گذاری شده اند.
برای تاثیر گذار تر کردن درس های این کتاب، در چند مورد زبان اول شخص را به دانای کل تغییر داده ام. هم چنین اطلاعاتی پیرامون قهرمان کسینوفون از «کتاب عزرا» از کتاب عهد عتیق که پیرامون چگونگی آزادسازی عبریان توسط کورش از بند اسارت بابل می باشد را اخذ و به کتاب اضافه کرده ام.
همان طور که در اثر اصلی نیز روشن است، کورش معمولاً در مرکز توجهات بوده است، اما کسینوفون این اثر پیرامون قهرمانش را با زبان سوم شخص (دانای کل) نگاشته است و به شدت نسبت به بیان ذهنیات و اندیشه های درونی وی بی میل است. تصمیم گرفتم تا زبان کتاب را به اول شخص تغییر دهم. این روش این امکان را به من داد تا پیچیدگی و زیرکی شخصیت کورش، ورای آن چه در متن اصلی مشخص شده است را بهتر بیان دارم.
امیدوارم تمام خوانندگان از این کتاب لذت ببرند، ذهن و اندیشه شان روشن تر شود و از نتایج آن به خوبی بهره مند گردند.

مقدمه ی مترجم

کورش بزرگ یا «ذوالقرنین»، بزرگ پادشاه ایرانیان به نوعی بنیان گذار ایران بزرگ در بیش از دو هزار و پانصد سال پیش بود. سرزمینی که او با یکپارچه کردن قبایل و خرده حکومت های زمانه ی خود بنیان نهاد و مسیری طولانی را تا به امروز طی کرده و می کند. اما این مرد بزرگ از همان ابتدا روش و مسلک خود را بر اخلاق، احترام به آراء و باورهای نیک دیگر انسان ها، تکریم بزرگان و پیشینیان ، محترم شمردن تک تک انسان ها و البته پیش و بیش از همه پرستش و فرمان برداری از خداوند یگانه قرار داد. او هم چنین رهبری یگانه بود. هوش و ذکاوتش در پیش برد و اداره ی جنگ و کشورداری، او را در زمره ی رهبران برتر تاریخ قرار داد. رهبری و حکومتی که علاوه بر کارآمدی، اخلاق و ارزش ها را سرلوحه ی کار خود قرار داد؛ چیزی که به ندرت در دیگر رهبران تاریخ به چشم می خورد و امروزه نیز کیمیا شده است.
تمام این ویژگی ها بن مایه و محتوای اصلی کتاب پیش رو را تشکیل می دهند.
«کسینوفون» یا به تلفظی دیگر، همان گزنفون که البته تلفظ صحیح یونانی آن، کسینوفون می باشد، مورخ و سردار بزرگ یونانی که سخت شیفته ی کورش بود، رساله ای در مورد این سردار و پادشاه ایرانی تدوین کرد. این رساله ی تاریخی از جهات فراوانی با دیگر تواریخ که به دوران کورش پرداخته اند، تفاوت دارد. به عنوان مثال در شیوه ی مرگ کورش؛ که مورخی مانند «هرودت» آن را در جنگ می داند و اما کسینوفون بر اثر کهولت سن و یا در مورد همسر کورش که روایت کسینوفون متفاوت است. در کنار این ها، کسینوفون بر خلاف دیگر مورخین، به ابعاد شخصیتی کورش و مرام و مسلک او توجه ویژه ای نشان می دهد و اصلاً انگار هدف او از بازگویی و روایت داستان کورش بیان همین اخلاقیات اوست.
کتاب پیش روی شما را «لری هدریک»، افسر ارشد نیروی هوایی ارتش آمریکا که یک مورخ نظامی نیز می باشد، بازنویسی کرده است. او ابتدا قالب رساله ی کسینوفون را تغییر و به نوعی آن را داستانی کرده است که با مسامحه می توان آن را گونه ای رمان در نظر گرفت. آن را فصل بندی و عنوان بندی نموده و هم چنین زبان آن را به اول شخص تغییر داده است.
تمام این تغییرات، با وجود ناقص شدن نوشته ی اصلی کسینوفون خوانش این اثر را آسان تر و البته لذت بخش تر نموده است. کشش های داستانی ایجاد شده توسط وی، داستان شیرین کورش را شیرین تر و جذاب تر نیز کرده است. در کنار این، از آن جا که هدریک، یک فرمانده نظامی است، برخی ویژگی های کورش را روشن تر ساخته است؛ ویژگی هایی چون درک بالای شرایط جنگ، مدیریت بحران، سازمان دهی نیروهای زیردست چه در جنگ و چه در کشورداری، فتح با ریختن حداقل خون، به دست آوردن هم پیمانان جدید و....
اما در مورد ترجمه ی کتاب هدریک باید گفت که سعی شده است تا در ترجمه ی اسامی اشخاص، اقوام و مکان ها، مشهورترین معادل در فارسی به کار گرفته شده و انتخاب گردد. هم چنین باید در نظر داشت که زبان اثر کسینوفون را پیش تر هدریک تا حد زیادی تغییر داده و به روز کرده است و در ترجمه نیز این نکته رعایت شده و نثر هدریک مبنای کار قلمداد گردیده است.

نظرات کاربران درباره کتاب کوروش بزرگ

ذوالقرنین بودن کوروش یه نظریه است که به اثبات هم نرسیده و جای تعجبه که با اطمینان تو کتاب نوشته کوروش یا ذوالقرنین(در ضمن کوروش پادشاهی فقید و بزرگی بوده که رفتار پیامبر گونه داشته و در تاریخ نظیر نداشته و تنها این رفتار پیامبر گونه است که میگن همون ذوالقرنینه و هیچ دلیل قانع کننده دیگه وجود نداره)
در 1 سال پیش توسط ویکی لیکس✔✔
کتاب از لحاظ تاریخی چندان مرجعیت ندارد بیشتر گفته ها در مورد کوروش افسانه هستند.
در 1 سال پیش توسط سینا خیاطیان
در نگاه اول به هم ریختم از خواندن کامنت ها ولی بعد که به تعداد لایک و دیس لایک ها توجه کردم کمی آرام شدن با چندین سال مغز شویی و مطالعه کم عادیست چنین تفکراتی،به اساطیر دیگر کشورها افتخار کنید حیف منشور کوروش حیف مولانا حیف .....به چی میخواهید برسید با اثبات بی اصالتی مردم سرزمینتان؟
در 1 سال پیش توسط نگار بهره مند
همیشه موقع خوندن تاریخ یه سوال از خودم پرسیدم،اونم اینکه ما با این همه اصالت و فرهنگ چند هزار ساله و کوروش کبیر و هخامنشی و ساسانیان و هزار تا اسم این مدلی دیگه،چه گِلی به سرمون زدیم،چرا الان به همچین وضعی رسیدیم،چرا اون جامعه ای که کلا تاریخش به ٣٠٠ سال نمیرسه انقد از ما جلوتره...و کلی "چرا"ی دیگه که جواب مشخصی هم براشون نیست،واس همینم هیچ وقت علاقه ای به تاریخ نداشتم.الانم فقط کامنتا رو میخونم و میخندم :))
در 1 سال پیش توسط soheil
درود بر کوروش بزرگ
در 1 سال پیش توسط دنی ک
با عرض سلام و پوزش بابت نوشته ی نا مربوط بنده به کتاب حاضر، این کتاب را نخوانده ام به همین دلیل از بیان نظر در مورد آن عاجزم. اما موضوعی که دراز مدتی ست بنده رو در فکر فرو بده و به یکی از دغدغه های ذهنم بدل شده، آن است که استدلال کثیری از افراد برای اثبات، منابعی است که خود نیاز به تایید درستی دارند و یا منابعی است که از عقایدشان سرچشمه میگیرد. در هر صورت توجه داشته باشیم که هر منبع و نوشته ای برای هدفی خاص بوده. اکثر مشکلات درست جایی شروع می شود که منبع نوشته شده را عین در نظر میگیریم و سپس بعد از مشاهده آن و با استفاده از تفکر عینی برداشت میکنم. خواهش اینجانب این است که در این موارد تفکر انتزاعی را جایگزین تفکر عینی کرده (به دلیل اینکه ناخواسته و یا خواسته منبع نوشته شده عین درنظر گرفته می‌شود) سپس با چاشنی نسبی بودن و همچنین پارامتر مهم زمان در مورد آن موضوع نظر داده یا قبول کنیم. سپاسگزارم.
در 1 سال پیش توسط Hossein Jani
گزِنُفونِ یونانی حدود صد سال پس از کشته شدن کورش به دنیا آمد و بر اساس شنیده‌های خود کتابی دربارهٔ کورش نوشت. این کتاب یکی از کهن‌ترین آثار و منبعی دست‌اول دربارهٔ کورش است. ممکن است پان‌ترک‌ها یا افراد دیگری با کورش مخالف باشند. البته دلیل این مخالفت نیز مشخص نیست، زیرا در دورهٔ کورش هنوز ترکان به‌وجود نیامده بودند. نباید به سخنان غیرعلمی این افرادِ معمولاً عامی توجهی داشت. کورش، مانند همهٔ ما، نه سفید مطلق بود و نه سیاه مطلق. اما با بنیان گذاشتن امپراتوری قدرتمند هخامنشی و یک‌پارچه‌سازی ایران به این کشور خدمت کرد. اکنون، پس از دوهزاروپانصدواندی سال، نه پرستش او کار خردمندانه‌ای است و نه نکوهش او. بهتر است با خواندن زندگی‌اش با تاریخ آشتی کنیم و با دوره‌ای از گذشتهٔ ایران آشنا شویم.
در 1 سال پیش توسط فرهاد قربان‌زاده
کامنتا خیلی جذاب ترن!هی یکی تعریف میکنه و یه نفر ثابت هی میاد عصبی میکنه بقیه رو.بعد همه با اون یه نفر ثابت هی بحث میکنن!😐😐😂
در 1 سال پیش توسط سهیلا بختیاری
آدم های بزرگتر کوروش هم هستند اما این از نژاد پرستی و تعصبات بیخود ماست که حاضر نیستیم به چیزی گوش بدیم بعد نقد یا ردش کنیم
در 1 سال پیش توسط rqy...hab
درود بر کوروش بزرگ پیامبر واقعی خدا
در 1 سال پیش توسط navid shahandeh