پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب سرزمین نابینایان

کتاب سرزمین نابینایان

نسخه الکترونیک کتاب سرزمین نابینایان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب سرزمین نابینایان

جهان کورها را تصور کنید؛ کسی برای تماشای دیگری نیست و همه چیز سیاه و سفید دیده می‌شود. شهر کورها به دنیایی دیگر تعلق دارد؛ مردم آنجا از راه لمس کردن و بوییدن با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار می‌کنند. آن‌ها نه‌تنها نمی‌توانند زیبایی‌های بصری را درک کنند بلکه نمی‌توانند زشتی‌ها را ببینند.

درباره کتاب سرزمین نابینایان

کتاب «سرزمین نابینایان» The Country of the Blind نوشته‌ی «اچ. جی. ولز» در سال 1911 منتشر شد. این داستان ابتدا در آوریل سال 1904 در نشریه‌ای منتشر شد و پس از چند سال نویسنده آن را به‌صورت کتابی مستقل منتشر کرد. این داستان درباره‌ی سرزمینی در دورافتاده‌ترین قسمت‌های سلسله جبال اکوادور است که هیچ ارتباطی با مردم سایر شهرها و روستاها ندارد. مردم این شهر از استبداد و حرص حاکمان اسپانیایی به این منطقه گریخته‌اند ولی سرنوشتی عجیب‌وغریب برایشان ترسیم شده است. آن‌ها باگذشت زمان، نابینا می‌شوند و هر بچه‌ی کوچکی که در این سرزمین به دنیا می‌آید کور است و توانایی دیدن ندارد. این منطقه ازنظر همه پنهان است تا اینکه روزی یک کوهنورد پس از گذر از دره‌ها و کوه‌های سخت و طاقت‌فرسا به این سرزمین می‌رسد. او مواجهه‌اش با مردم این شهر را این‌چنین شرح داده است: «آدم‌های دره چشمان عجیبی داشتند، و در حقیقت تمام دره به نظر عجیب می‌رسید. زمانی که بیشتر به اطراف توجه کرد، محیط به نظرش غریبه و نامأنوس آمد.»

درباره اچ. جی. ولز

«هِربرت جورج وِلز» Herbert George Wells نویسنده و ادیب انگلیسی در تاریخ 21 سپتامبر سال 1866 در شهر کنت به دنیا آمد. او در کودکی به دلیل آسیب جسمانی ساعت‌ها به مطالعه‌ی کتاب مشغول بود به همین دلیل به نویسندگی علاقه پیدا کرد. او به دلیل شرایط اقتصادی نامناسب خانواده از نوجوانی به کار سخت مشغول شد و بیش از ده ساعت روزانه کار می‌کرد. او استعدادش در نوشتن را پرورش داد و به نوشتن داستان‌های علمی و تخیلی مشغول شد. او رمان «مرد نامرئی» را در سال 1897 منتشر کرد که بسیار موردتوجه‌ی علاقه‌مندان و صاحب‌نظران قرار گرفت. براساس این داستان تا امروز پنج فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته شده است.

«هِربرت جورج وِلز» در سال 1898 داستان «جنگ دنیاها» را به چاپ رساند که درباره‌ی هجوم موجودات بیگانه از مریخ به زمین است. این نویسنده پس از این اثر نوشتن را به‌طورجدی دنبال کرد و چندین اثر داستانی و غیرداستانی دیگر ازجمله «چرخ‌های بخت»، «جزیره دکتر مورو» و «جنگ و آینده» نوشت. «اچ. جی. ولز» یکی از معدود نویسندگانی است که در اوایل قرن بیستم به نوشتن داستان‌های تاریخی روی آورد. او با ذهن خوش‌ذوق و قلم توانایش داستان‌های منحصربه‌فردی نوشت که تا امروز موردتوجه قرار گرفته‌اند. «جنگ دنیاها» و «مرد نامرئی» ازجمله آثار این نویسنده هستند که به فارسی ترجمه شده‌اند و نسخه‌ی الکترونیک آن‌ها هم در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

ترجمه کتاب سرزمین نابینایان به زبان فارسی

کتاب «سرزمین نابینایان» نوشته‌ی «اچ. جی. ولز» با ترجمه‌ی «نرگس جلالتی» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1389 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «نرگس جلالتی» رمان‌ و داستان‌های فانتزی ترجمه می‌کند. ازجمله آثار ترجمه شده‌ی دیگر او می‌توان به «مرد گچی» نوشته‌ی «سی.جی.تئودور»، «پروژه‌ی رزی» نوشته‌ی «گریم سیمسیون» و «جادوگر واقعی» نوشته‌ی «سارا پرینیز» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها هم در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب سرزمین نابینایان می‌خوانیم

چهار روز گذشت و روز پنجم پادشاه نابینایان هنوز بی‌هویت بود و در یادگیری و آموزش همانند فردی ناشی و بی‌عرضه عمل می‌کرد.

او متوجه شد که خیلی سخت‌تر از آنی ست که تصورش را می‌کرد و در همین بین به فکر کودتا افتاد. تمام کارهایی را که به او گفته بودند، انجام می‌داد. شب‌هنگام در حال کار کردن مجبور بود به این‌طرف و آن‌طرف برود و این موضوع آزارش می‌داد. تصمیم گرفت، در اولین فرصت این موضوع را تغییر دهد.

اين مردم به‌رغم داشتن تمام فضیلت‌های اخلاقی و همچنین خوشبختی، اما زندگی ساده و طاقت‌فرسایی را می‌گذراندند. سخت کار می‌کردند، اما نه به شکل ظالمانه، آن‌ها غذا می‌خوردند و به فراخور نیازشان لباس‌های مناسب می‌پوشیدند. روزها و فصل‌هایی را برای استراحت و تفریح داشتند، به موسیقی گوش می‌دادند و در بینشان عشق و محبت موج می‌زد.

زندگی با این اطمینان و دقت فوق‌العاده بود و آن‌ها در این دنیای مرتب و منظم به‌راحتی رفت‌وآمد می‌کردند. همه چیز متناسب با نیازشان ایجاد شده بود. هر قسمت از جاده‌های دره با بقیه زاویه‌ی ثابتی داشت که به‌وسیله‌ی شکافی مخصوص در بالای هر جدول می‌شد آن را تشخیص داد. همه‌ی موانع و ناهمواری‌های جاده و مراتع را صاف کرده و همه چیز را بر اساس نیازهای خاصشان به وجود آورده بودند. تمامی حواسشان فوق‌العاده قوی شده بود تا جایی که می‌توانستند به‌راحتی کوچک‌ترین حرکت را در چند قدمی خود تشخیص دهند، حتی می‌توانستند صدای تپش قلب شخص را هم بشنوند.

از مدت‌ها پیش آهنگ صدا جایگزین حرف زدن شده بود، کار با بیل و چنگک با اطمینان انجام می‌شد تا جایی که می‌توانستند در باغ کار کنند. حس بویایی‌شان هم فوق‌العاده عالی بود، آن‌ها می‌توانستند تفاوت‌های فردی را حتی بهتر از یک سگ تشخیص دهند. به مراقبت از لاماها می‌پرداختند که در میان صخره‌ها زندگی می‌کردند. لاماها برای چرا و استراحت با آرامش خاطر به لبه‌ی دیواره می‌آمدند. زمانی که نونس می‌خواست توانایی‌های خودش را به آن‌ها ثابت کند متوجه شد که چه قدر رفتار و فعالیتشان با اطمینان و به‌راحتی انجام می‌شود.

پس از مدتی که سعی داشت باورهای آن‌ها را بپذیرد شروع به نافرمانی کرد.

در ابتدا در فرصت‌هایی که پیش می‌آمد می‌کوشید با آن‌ها درباره‌ی قدرت صحبت کند. می‌گفت «مردم.، اینجا رو ببینین. چیزهای زیادی هست که شما نمی‌فهمین.»

یکی دو بار یکی دو نفرشان به او توجه کردند، آن‌ها با چهره‌های افسرده می‌نشستند و گوش‌هاشان را به طرفش می‌گرفتند، او هم بهترین چیزهایی را که می‌دید برایشان تعریف می‌کرد. در بین شنونده‌هایش دختری با پلک‌هایی کمتر قرمز و نسبت به بقیه کمتر فرورفته بود، به‌طوری که تصور می‌شد چشمانی پنهانی دارد.

مشخصات کتاب سرزمین نابینایان

نظرات کاربران درباره کتاب سرزمین نابینایان

جالب و ترسناک
در ۵ سال پیش توسط Mr Hyde ( | )