گاهی اوقات دنیای واقعی بسیار پرضد و نقیض میشود. همیشه لبریز از انصاف و مهربانی نیست. در دنیای واقعیت همهی داستانها پایان خوشی ندارند. از این روست که گاه و بیگاه به دنیای خیال میگریزیم زیرا در آنجا همه چیز بر وفق مراد است و به پایان خوشی ختم میشود.
میخواهیم موجودات افسانهای در سرزمینهای خیالی را باور کنیم. میخواهیم نیروهای جادویی، دوستان خوب، قدرت خیر و غلبهی آن بر شر را باور کنیم. همهی ما در دنیای خیال پرواز میکنیم و بناها را از زمین جدا میسازیم. چه لذتی دارد به دست گرفتن شمشیر سحرآمیز هنگامی که به جنگ اژدها میرویم تا شاهزادهی زیبا را نجات بدهیم.
از این روست که سوپرمن، پیترپن، مری پاپینز و ماجراهای شگفتانگیز فرودو در سلطان رینگها محبوبیت چشمگیری دارند. به همین دلیل است که این روزها همه «پاتر دوست» شدهایم و برای خواندن ماجرای بعدی هریپاتر، جادوگر محبوبمان، آرام و قرار نداریم، پسربچهی انگلیسی یتیم ۱۳ سالهای که به مدرسهی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز میرود و میکوشد پسری عادی باشد در حالی که هر لحظه نیز با رویدادهای هیجانانگیز رو به روست.