پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب پندراگن

کتاب پندراگن
كتاب پنجم: آب سیاه

نسخه الکترونیک کتاب پندراگن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب پندراگن

درباره کتاب آب سیاه

کتاب پنجم از مجموعه پندراگن بانام «آب سیاه» Black Water نوشته‌ی «دی.جی. مک هیل» در آگوست سال 2004 منتشر شد. در این داستان «بابی پندراگون» جوان به سرزمین ایلانگ رفته است که ساکنین غیرعادی دارد و نمی‌تواند با آن‌ها ارتباط برقرار کند در حالی که باید برای نجاتشان تلاش کند. ساکنان ایلانگ انسان نیستند و جان «بابی» در خطر قرار دارد. پیش از حضور او در این سرزمین، سنت دین توانست اولین قلمروی‌اش را به دست آورد و پیروز شود. «بابی» برای اینکه این دشمن مستبد قلمروی دیگری را به چنگ نیاورد به ایلانگ میاید و برای پیدا کردن گانی تلاش می‌کند. او زمانی که وارد این سرزمین جدید می‌شود مجبور می‌شود لباس‌های سبز و راحت ویلاکسی را درآورد و کنار لباس‌های گانی قرار دهد. او برای اینکه سوظن ایجاد نکند لباس‌های پاره‌پوره‌های زبر و خشن را ‌می‌پوشید که بوی گند می‌دهند.  

درباره مجموعه پندراگن اثر دی.جی. مک هیل

مجموعه پندراگن Pendragon یکی از سری کتاب‌های ادبیات فانتزی و تخیلی به قلم «دی.جی. مک هیل» نویسنده‌ی آمریکایی است که از سال 2002 تا 2009 منتشر شده‌اند. شخصیت محوری این مجموعه پسری به نام «بابی پندراگون» Bobby Pendragon است که برای نجات بشر قدم برمی‌دارد. این مجموعه شامل ده کتاب بانام‌های «تاجر مرگ»، «فار شهر گمشده»، «دنيای بدون جنگ»، «ويروس واقعيت»، «آب سیاه»، «رودهای زادا»، «بازی‌‌های كوييلن»، «جنگجويان راينه»، «آرمانشهر كلاغ» و «سربازآن‌هالا» است همه‌ی آن‌ها به فارسی ترجمه شده‌اند و نسخه‌ی الکترونیک آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

درباره دی.جی. مک هیل

«دی.جی. مک هیل» D. J. MacHale نویسنده‌ی ژانر فانتزی در تاریخ 11 مارس سال 1955 در نیویورک به دنیا آمد. او در جوانی برای تحصیل به دانشگاه ویلانوا رفت ولی پس از سه ترم به دانشگاه نیویورک برای تحصیل در رشته‌ی فیلم‌سازی رفت. او پس از فارغ‌التحصیلی به ساخت برنامه‌های تلویزیونی مشغول شد و توانست جوایز و افتخارات مثال‌زدنی در این زمینه کسب کند. او برای برنامه‌ی Chris Cross موفق به دریافت جایزه کیبل‌ای‌سی‌ئی CableACE Award شد و همچنین جایزه جمینای Gemini Awards را از سوی آکادمی سینما و تلویزیون کانادا برای برنامه‌ی Are you Afraid of the Dark دریافت کرد. نام این چهره در ایران بیشتر با مجموعه پندراگن شناخته شده است.

ترجمه کتاب آب سیاه به زبان فارسی

کتاب پنجم از مجموعه پندراگن بانام «آب سیاه» نوشته‌ی «دی.جی. مک هیل» با ترجمه‌ی «ویدا اسلامیه» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1390 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «ویدا اسلامیه» مترجم این اثر تحصیلاتش را در رشته‌ی مترجمی زبان انگلیسی به سرانجام رسانده است. او در ایران با ترجمه‌‎ی کتاب‌های هری پاتر به شهرت رسیده است. از ترجمه‌های این مترجم می‌توان به «کرم ابریشم»، «سفیدی مرگبار» و «رد پای شیطان» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای مطالعه و دانلود موجود است.  

در بخشی از کتاب آب سیاه می‌خوانیم

به دردسر افتاده‌ام، بچه‌ها.

می‌دانم که قبلاً یک میلیون بار این را گفته‌ام. اما اینجا در ایلانگ با چیزی مواجه شده‌ام که با تمام حوادثی که پشت سر گذاشته‌ام، تفاوت بسیاری دارد. الآن که دارم اين روز نگاشت را برایتان می‌نویسم، صادقانه می‌گویم که نمی‌دانم چه باید بکنم. موضوع سر ترس یا گیج شدن درباره‌ی مشکلات مسافرها یا حتی درباره‌ی پیدا کردن سنت دین نیست. از بس نگرانی‌های مختلف دارم دیگر نمی‌توانم نگران پیدا کردن او باشم. مشکلم این است که برخلاف کلرال، دندارن، ویلاکس یا قلمروهای زمین،  موجودات هوشمند ساکن قلمروی ایلانگ عادی نیستند. می‌دانم چه فکری می‌کنید: آیا از زمانی که خانه را ترک کردم به کسی برخورده‌ام که بتوان او را عادی به شمار آورد؟ اصلاٌ اما ساکنان ایلانگ هرچه باشند انسان نیستند.

آره، درست شنیدید. انسان نیستند. من اینجا هم مثل قلمروهای دیگر باید سر دربیاورم که نقطه‌ی عطف قلمرو چیست و جلوی سنت دین را بگیرم ولی وقتی نمی‌توانم با مردمی ارتباط برقرار کنم که قصد کمک به آن‌ها را دارم چه طور می‌توانم کارم را به انجام برسانم؟ غیرممکن است! از اولین لحظه‌ای که به اینجا رسیدم در حال فرارم. یکسره در معرض خطر قرار دارم و از همه ترسناک‌تر این است که بزرگ‌ترین خطر پیش رویم سنت دین نیست بلکه ساکنان ایلانگند. می‌بینید اوضاع چه قدر شیر تو شیر است؟

تازه اوضاع از این هم بدتر است.

سنت دین به شما گفت که قوانین تغییر کرده، نه؟ راستش نمی‌توانم با اطمینان بگویم که این به چه معناست اما فکر کنم درست گفته باشد. از لحظه‌ای که ویلاکس را ترک کردم، احساسم این بود که همه چیز عوض شده. از بعضی جهات، انگار از اول دارم شروع می‌کنم. حس خوبی نیست. ولی باید آرام بگیرم، نفس عمیقی بکشم و این روز نگاشت را بنویسم. شاید این تنها فرصتی باشد که برای این کار دارم. نمی‌خواهم شلوغش کنم ولی راست راستی ترسیده‌ام.

از کجا شروع کنم؟ انگار از زمانی که با آجا کیلیان در ویلاکس بودم یک عمر گذشته. دیگر سررشته‌ی زمان واقعی از دستم در رفته. پرواز از یک قلمرو به قلمروی دیگر این بلا را سر هر کسی می‌آورد. یک روز در یک قلمرو، بیست و چهار ساعت در قلمروی دیگر نیست. الآن چه سالی است؟ چه ماهی است؟ چه قرنی است؟ پاک قاطی کرده‌ام. باید بر خودم مسلط شوم. بگذارید به همان‌جایی برگردیم که آخرین بار روز نگاشتم را تمام کردم و از همان‌جا شروع کنیم. اتفاق‌های زیادی افتاده و امیدوارم بتوانم همه‌ی جزییات را به یاد آورم.

مشخصات کتاب پندراگن

نظرات کاربران درباره کتاب پندراگن

جذاب، گیرا و واقعا خواندنی
در ۳ ماه پیش توسط مریم صفرزاده ( | )
زیباودلنشین
در ۲ سال پیش توسط 916...410 ( | )
2.5
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
😀
در ۲ سال پیش توسط مرضیه احمدی ( | )