پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب آخرین کتاب جهان

کتاب آخرین کتاب جهان

نسخه الکترونیک کتاب آخرین کتاب جهان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب آخرین کتاب جهان

تصور کنید در جهان دیگر کتابی وجود نداشته باشد و شما خواننده‌ی آخرین کتاب دنیا باشید. احتمالا آنچه ذهن شما را به چالش می‌کشد این سوال است که چه اتفاقی افتاده که تمام کتاب‌ها از بین رفته‌اند و هزار سال از وجود آخرین کتاب گذشته است. کتاب آخرین کتاب جهان قصه‌ی آخرین کتابی است که در جهان وجود دارد.

 

درباره کتاب آخرین کتاب جهان

آخرین کتاب جهان عنوان رمان کوتاهی به قلم رودهن فيلبريك است که اولین بار در سال 2000 منتشر شد. این کتاب اسلوبی کلاسیک دارد و داستان آن میلیون‌ها سال بعد اتفاق می‌افتد. زمانی که مردم دیگر انگیزه و علاقه‌ای برای کتاب خواندن ندارند و کتاب و کتاب‌خوانی تبدیل به افسانه می‌شود. داستان کتاب در زمانی اتفاق می‌افتد که تکنولوژی به حدی پیشرفت کرده است که دیگر کتاب خواندن کار سطح پایینی است. مردم از دیدن تصاویر سه‌بعدی لذت می‌برند و وقت خود را صرف خواندن کتاب نمی‌کنند؛ و حکمرانان زمانی اصلاحی‌ها هستند که در مکانی به نام ایدن زندگی می‌کنند. آن‌ها در مکانی مجزا زندگی می‌کنند و امکان دسترسی به آن‌ها وجود ندارد. شخصیت اصلی این رمان پیرمردی داناست که هنوز قصه‌های قدیمی را به یاد می‌آورد. او هنوز به یاد دارد که مردم در گذشته کتاب می‌خواندند. پیرمرد تکیده بسیار تنهاست. او هنوز امیدی برای بازگشت به دنیایی که در آن کتاب‌ها وجود داشتند، دارد و سعی می‌کند که خاطرات را روی کاغذ بیاورد و کتابی برای مردمان «آینده» بنویسد اما بارها تهدید به مرگ می‌شود و در میانه‌ی راه اتفاقاتی در طول داستان رقم می‌خورد که ذهن مخاطب را به خود مشغول می‌کند.

کتاب حاضر می‌تواند نمونه‌ی خوبی برای نوجوانان باشد و این فرصت را به آن‌ها بدهد که آینده‌ی جهان بدون کتاب را تجسم کنند.

کتاب آخرین کتاب جهان را انتشارات کتاب‌سرای تندیس با ترجمه‌ی سميه كرمی منتشر کرده است و در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است. خرید و دانلود این اثر از سایت و اپلیکیشن فیدیبو امکان‌پذیر است.

درباره رادمن فيلبريك نویسنده‌ی کتاب آخرین کتاب جهان

رادمن فیلبریک که نام او رودمن و رودهن نیز نوشته می‌شود، نویسنده آمریکایی متولد 1951 در بوستون، ماساچوست است و اکنون در فلوریدا زندگی می‌کند. رادمن نویسنده‌ی محبوبی است و رمان‌هایی هم برای بزرگ‌سالان و هم برای کودکان می‌نویسد. او همراه همسرش لین هارنت کتاب‌های ترسناک برای نوجوانان می‌نویسند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به سه کتاب «خانه در خیابان گیلاس»، «تاریخچه‌ی گرگینه» و «بازدیدکنندگان» اشاره کرد.

فیلبریک همچنین با استفاده از چندین نام مستعار کتاب منتشر کرده است و بر اساس یکی از داستان‌های او با عنوان Freak the Mighty، فیلمی به نام The Mighty ساخته شد که نامزد گلدن گلوب شد.

در بخشی از کتاب آخرین کتاب جهان می‌خوانیم

چاردیواری من کوچک و کثیف است، با یک تکه اسنفج به جای زیرانداز. تخت خواب واقعی نیست، ولی خیلی بهتر از این است که جایی برای خوابیدن و ماندن نداشته باشم، حتا اگر درش از داخل قفل هم نشود. این یکی از قوانین دخمه‌هاست. هیچ دری نباید قفل باشد، چون بنگرها باید بتوانند هر موقع که دوست داشتند، داخل شوند. آن‌ها هرچیزی دل شان بخواهد می‌برند اما معلوم نیست چرا به من اجازه دادند تا یک دستگاه پخش سه‌بعدی قدیمی داشته باشم که بهتر از هیچی است. جز من دیگر کسی علاقه‌ای به تماشا کردن سه بعدی‌ها ندارد. چرا وقتشان را با یک فیلم سه بعدی مزخرف تلف کنند، وقتی می‌توانند یکی از ذهن نماهای جدید را به خودشان فروکنند و تمام برنامه را توی سرشان تماشا کنند، درست انگار که واقعا توی برنامه هستند؟

به هرحال، خرت و پرت‌های عمو لثه‌ای را یک گوشه می‌اندازم و دستگاه را روشن می‌کنم. پای تماشای یک فيلم سه‌بعدی می‌نشینم، این فیلم را تا حالا حداقل ده هزار بار تماشا کردم. توی فیلم، کولی ریگینز باید از کل منظومه‌ی شمسی عبور کند و تمام راه را سیاره به سیاره بجنگد تا یک دختر خوشگل را نجات بدهد. دختر خیال می‌کند کولی مرده و به همین خاطر دارد با یک پارویی ازدواج می‌کند و این ازدواج اشتباهی بزرگی است، چون آن یارو همانی ست که دائم تلاش می‌کند کولی بیچاره را بکشد. اگر وقتی این را می‌خوانید هنوز هم دستگاه‌های پخش سه بعدی قدیمی وجود داشته باشند، حتما این فیلم را دیده‌اید. اگر ندیدید، از من قبول کنید، واقعا داستان بامزه‌ای دارد. معمولا غرق فیلم می‌شوم و وانمود می‌کنم درست مثل کولی ریگینز بزرگ، قوی و خوش قیافه هستم و این طوری سرگرم شوم اما امروز اصل تمرکز ندارم. به جاش، همه‌اش به پیرمرد فکر می‌کنم، به چیزی که درباره‌ی آن‌هایی گفت که در آینده زندگی خواهند کرد.

معلوم نیست چرا، ولی مفهوم «آینده» توی کله‌ام فرو رفته و بیرون بیا نیست. آینده یعنی زمانی که هنوز وجود ندارد. یک دنیا پر از مردمانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند و کارهایی می‌کنند که هیچ‌کس هنوز به فکرش نرسیده.

در عین حال، دائم به دختر اصلاحی فکر می‌کنم و آن چشم‌های آسمانی رنگش، انگار او با تمام چیزهایی که در پشته‌ها رخ داده، ارتباط داشته باشد. گرچه می‌دانم او هیچ ارتباطی با عمو لثه‌ای پیر که رایتر صدایش می‌کنند، ندارد.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب آخرین کتاب جهان بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی رمان خارجی می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب آخرین کتاب جهان

نظرات کاربران درباره کتاب آخرین کتاب جهان