پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب قلاب

کتاب قلاب

نسخه الکترونیک کتاب قلاب به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب قلاب

درباره کتاب قلاب

کتاب «قلاب» Tripwire نوشته‌ی «لی چايلد» در سال 1999 منتشر شد. در این داستان «جک ریچر» Jack Reacher کارگاه سابق ارتش در کی وست، جنوبی‌ترین قسمت ایالات‌متحده به‌صورت کاملاً ناشناس زندگی و از راه کندن زمین امرارمعاش می‌کند. این کارآگاه که تقریباً هیچ دوست و آشنایی ندارد در ماه گرم ژوئن زمانی که در باری مشغول نوشیدن سه بطری آب‌معدنی است مردی غریبه را می‌بیند که لهجه‌ای شبیه به مردم نیویورک دارد. مرد که حدود شصت سال دارد و قدش متوسط است خودش را «کاستلو» معرفی می‌کند. او می‌گوید کارآگاه خصوصی است و از طرف زنی به نام «جیکوب» برای پیدا کردن «جک ریچر» مامور شده است. «جک» به دروغ می‌گوید هم‌چین شخصی را نمی‌شناسد و در همان حین تمامی خاطراتش را مرور می‌کند ولی هیچ آشنایی بانام «جیکوب» به خاطر نمی‌آورد. پس از آنکه «کاستلو» بار را ترک می‌کند، «جیکوب» به فکر فرو می‌رود. این دیدار تمام زندگی او را دستخوش تغییر می‌کند زیرا او به ناگهان با جنازه‌ی «کاستلو» روبه‌رو می‌شود. این کارگاه ارتش برای اینکه سر از این ماجرای رمزآلود دربیاورد از حاشیه امنش خارج می‌شود و به نیویورک سفر می‌کند.

کتاب «قلاب» نوشته‌ی «لی چايلد» سومين کتاب از مجموعه‌ی مهيج جک ريچر است که پس از انتشار در لیست  پرفروش‌ترین کتاب‌های سایت آمازون قرار گرفت. این کتاب داستانی پرکشش و جنایی را دنبال می‌کند که مطالعه‌ی آن برای علاقه‌مندان به آثار جنایی و پلیسی جذاب و خواندنی است.  

درباره لی چايلد

«لی چايلد» Lee Child خالق داستان‌های جنایی بانام اصلی «جیم گرانت» Jim Grant در 29 اکتبر سال 1954 در انگلستان به دنیا آمد. او تحصیلاتش را در رشته‌ی حقوق دانشگاه شفیلد به سرانجام رساند و پس از آن به مدت هجده سال در تلویزیون مشغول به کار شد. او باوجود سابقه‌ی طولانی مدتش در چهل سالگی تعدیل شد، او از این دوره به نفع خودش استفاده و زندگی‌اش را وقف نوشتن کرد. او اولین کتابش بانام «قتلگاه» Killing Floor را در سال 1997 منتشر کرد که برنده‌ی جایزه آنتونی Anthony Awards برای بهترین رمان اول و Barry Award در سال 1998 شد. این نویسنده پس از این اثر، نوشتن را به‌طورجدی دنبال و مجموعه‌ی بی‌نظیر جک ريچر را منتشر کرد. برخی از کتاب‌های این مجموعه عبارت‌اند از «سوءقصد»، «وسوسه انتقام»، «دشمن»، «يک شليک»، «بدشانسي و درد»، «غریبه‌ای در شهر»، «راه سخت»، «61 ساعت»، «لانه زنبور» و «هرگز برنگرد» که همه‌ی آن‌ها با ترجمه‌ی «محمد عباس‌‌آبادی» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس به چاپ رسیده‌اند.

«کریستوفر مک‌کوری» براساس داستان کتاب One Shot از این نویسنده که در سال 2005 منتشر شده بود، فیلم سینمایی جنایی و مهیجی ساخت که در سال 2012 با بازی «تام کروز»، «رزمند پایک» و «ریچارد جنکینز» اکران شد. «ادوارد زوئیک» کارگردان آمریکایی نیز براساس کتاب Never Go Back از این نویسنده که در سال 2013 منتشر شده بود، فیلم سینمایی دیگری با بازی دوباره «تام کروز» ساخت که در سال 2016 اکران شد.

ترجمه کتاب قلاب به زبان فارسی

کتاب «قلاب» نوشته‌ی «لی چايلد» با ترجمه‌ی «محمد عباس‌‌آبادی» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1393 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «محمد عباس‌‌آبادی» مترجم این کتاب، ترجمه‌ی آثار جنایی دیگر را در کارنامه‌ی کاریش دارد. ازجمله ترجمه‌های دیگر او می‌توان ‌به «شش سال» اثر «هارلن كوبن» و «فداکاری مظنون X» اثر «کِیگو هیگاشینو» اشاره کرد که نسخه‌ی صوتی و الکترونیک آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب قلاب می‌خوانیم

ساعت پنج صبح، در پنجاه کیلومتری شمال نیویورک سیتی، مدیر کل، توی تختش دراز کشیده و به سقف خیره شده بود. سقف تازه رنگ شده بود. تمام خانه تازه رنگ شده بود. او پولی بیشتر از آنچه بیشتر کارمندانش در یک سال درمی‌آوردند به دکوراتورها پرداخت می‌کرد. درواقع، خودش پولی به آن‌ها پرداخت نکرده بود. او صورت‌حساب‌های آن‌ها را از طریق دفترش دست‌کاری کرده بود و شرکتش پول آن‌ها را پرداخت کرده بود. مخارج، به‌عنوان بخشی از حاصل جمع هفت رقمی تعمیرات ساختمان‌ها، جایی در صفحه‌ی گسترده‌ی سری مخفی شده بود. یک حاصل جمع هفت رقمی در ستون بدهی حساب‌ها، تجارت او را مثل بار سنگین نامتوازنی که کشتی را غرق می‌کند پایین کشیده بود. مثل آخرین کاهی که کمر شتر را می‌شکند.

اسمش چستر استون بود. اسم پدر و پدربزرگش هم چستر استون بود. پدرش این تجارت را زمانی که به صفحه‌ی گسترده  می‌گفتند دفتر و دستک و با قلم نوشته می‌شد، برقرار کرده بود. دفتر و دستک پدرش از ستون بستانکاری سنگین بود. او ساعت‌سازی بود که جاذبه‌ی آتی سینما را خیلی زود تشخیص داده بود. او با استفاده از تخصصش در چرخ‌دنده و مکانیسم‌های کوچک پیچیده یک پروژکتور ساخته بود. او از کمک یک همکار که می‌توانست لنزهای بزرگی را گیر بیاورد که در آلمان تولید می‌شدند استفاده کرده بود. آن‌ها با هم بازار را در دست گرفته و ثروت عظیمی به دست آورده بودند. همکار او بدون هیچ وارثی در جوانی مرده بود. رونق سینما از این کرانه تا آن کرانه را طی کرده بود. صدها سینما. صدها پروژکتور. سپس هزاران. سپس ده‌ها هزار. سپس صدا. سپس پرده‌ی وسیع. رقم‌های بسیار بزرگی در دفاتر آن‌ها ثبت شده بود.

سپس تلویزیون. سینماها تعطیل شدند و آن‌هایی که بازماندند به تجهیزات قدیمی‌شان چسبیدند تا اینکه از هم پاشیدند. پدرش، چستر استون دوم، کنترل را به دست گرفته بود. مدام در حال تنوع بخشیدن بود. تمرکزش را روی فیلم‌های خانگی گذاشته بود: پروژکتورهای هشت میلی‌متری. دوربین‌های بسیار دقیق. دوران درخشان فیلم‌های رنگی. زاپرودر. کارخانه‌ی جدید. سودها به‌آرامی بالا می‌رفت.

سپس فیلم‌ها برگشتند. سپس پدرش، چستر استون سوم جوان، در زمان تصدی، موقعی که همه‌جا سالن‌های چند تالاری داشت درگذشت. پروژکتورهایی که قبلاً فقط یکی از آن‌ها بود، حالا تعدادشان به شش تا، دوازده‌تا و شانزده‌تا رسیده بود. سپس استریو. پنج کاناله. دالبی، دالبی دیجیتال. ثروت و موفقیت. ازدواج. نقل مکان به کاخ. ماشین. سپس ویدیو. دیگر نسل فیلم‌های هشت میلی‌متری خانگی به‌کلی منقرض شده بود. سپس رقابت. پیشنهادهای بی‌امان از طرف گروه‌هایی از آلمان، ژاپن، کره و تایوان که می‌خواستند تجارت سینمای چند تالاری را از چنگ او دربیاورند.

مشخصات کتاب قلاب

نظرات کاربران درباره کتاب قلاب

// ◄ فیدیبو:با سلام لطفا نام کتابهای مورد نظر خود را بفرمایید تا در لیست قرار بگیرد و به مجموعه اضافه شود. بامهر // حیف که بقیه کارهای لی چایلد رو نذاشتید !
در ۴ سال پیش توسط mot...eli ( | )
امیدوارم بقیه کار های لی چایلد هم فیدیبو بزاره
در ۴ سال پیش توسط پیمان مجتهد جابری ( | )
عالی بود
در ۲ هفته پیش توسط shi...003 ( | )
بقیه کتابای لی چایلد رو هم بذارین.
در ۲ ماه پیش توسط شیرین ( | )
کتاب مهیج و عالی است و ترجمه بسیار خوبی هم دارد ولی حیف که فقط دو کتاب ازاین مجموعه راموجود کرده اید.
در ۲ ماه پیش توسط ali fattahi ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • بعدی ›
  • آخرین ››