پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب ساعت آفتابی

کتاب ساعت آفتابی

نسخه الکترونیک کتاب ساعت آفتابی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب ساعت آفتابی

درباره کتاب ساعت آفتابی

کتاب «ساعت آفتابی» The Sundial نوشته‌ی «شرلی جكسون» در سال 1958 منتشر شد. این کتاب داستان خانواده‌ای ساکن یک عمارت قدیمی و بزرگ است که چندین نوکر دارند. خانم هالوران پیر، مادر این خانواده در ابتدای داستان، پسرش «ریچارد» را از پله‌ها به پایین پرت می‌کند و او کشته می‌شود. خانم هالوران جوان که عروس این خانواده است به همراه دخترش بنام «فنسی» در پی این اتفاق سیاه‌پوش می‌شوند و به انتقام فکر می‌کنند. این عمارت قدیمی محل اصلی داستان است و به گفته‌ی نویسنده شخصیتی افسون کننده دارد. این خانه بر روی یک برآمدگی کوچک واقع شده و ملک آن به‌وسیله‌ی یک دیوار سنگی از بقیه زمین‌ها جدا شده است. این زمین را پدر ریچارد، آقای هالوران اول به نام فرانسیس سال‌ها پیش خریده و به یک باره ثروتمند شده است. این مرد در آن زمان برای ساخت این عمارت از معماران می‌خواهد تا دریاچه‌ای مصنوعی با قوهایی در آن، معبد، باغچه‌ای زیبا و یک کتابخانه‌ی بزرگ بسازند و ده هزار کتاب که همگی دارای جلد چرمی هستند سفارش داده است.

کتاب «ساعت آفتابی» نوشته‌ی «شرلی جكسون» اثری سرگرم‌کننده و جذاب است. در این داستان اعضای خانواده‌ی هالوران Halloran درگیر ماجرای مرموز و شرورانه‌ای می‌شوند و مسائل و اتفاقات عجیب‌وغریبی برای آن‌ها رخ می‌دهد. این کتاب برای دوستداران رمان‌های مرموز و اسرارآمیز خواندنی و جالب است.

درباره شرلی جكسون، خالق داستان‌ کوتاه‌های آمریکایی

«شرلی جكسون» Shirley Hardie Jackson نویسنده‌ی آمریکایی در تاریخ 14 دسامبر سال 1916 در کالیفرنیا به دنیا آمد. او در کودکی ویولن می‌نواخت و در سال 1934 مدرک دیپلم گرفت. او در جوانی تحصیل در رشته‌ی روزنامه‌نگاری دانشگاه سیراکیوس را دنبال و نوشتن برای نشریه را آغاز کرد. این نویسنده با انتشار داستان کوتاه «لاتاری» The Lottery در سال 1948 در مجله نیویورکر به شهرت رسید و موفق به دریافت جایزه او. هنری O. Henry Award برای آن شد. این داستان روایت مردم روستایی است که هر سال از طریق قرعه‌کشی فردی را برمی‌گزینند و آیین سنگسار را به‌جا می‌آورند. «شرلی جكسون» پس از این داستان نوشتن را ادامه داد و چندین اثر موفق و برجسته‌ی دیگر نیز منتشر کرد. او هشت رمان، هفت مجموعه داستان، چهار کتاب کودک و ده‌ها داستان کوتاه از خودش به ارث گذاشته است که تعدادی از آن‌ها به فارسی ترجمه شده‌اند. او در 8 اوت سال 1965 در حالی که تنها چهل‌وهشت سال سن داشت به دلیل نارسایی قلب درگذشت.

«شرلی جكسون» نویسنده‌ای پرافتخار است، او در سال‌های 1944، 1951، 1956 و 1964 موفق به دریافت جایزه‌ی بهترین داستان کوتاه آمریکا شد و در سال 1960 جایزه کتاب ملی ایالات‌متحده آمریکا را دریافت کرد. به‌پاس سال‌ها فعالیت این نویسنده درزمینه‌ی نوشتن و انتشار بیش از صد داستان کوتاه در سال 2007 جایزه‌ای به نام او بنا شد که هرساله به آثار برجسته‌ی ادبی در سبک وحشت اعطا می‌شود. ازجمله آثار این نویسنده که به فارسی ترجمه شده‌اند می‌توان به کتاب «جادوگر» اشاره کرد که با ترجمه‌ی «نسرین مجیدی» از سوی انتشارت نشر روزگار نو به چاپ رسیده است و نسخه‌ی الکترونیک آن هم در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

ترجمه کتاب ساعت آفتابی به زبان فارسی

کتاب «ساعت آفتابی» نوشته‌ی «شرلی جكسون» با ترجمه‌ی «محمدرضا شكاری» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1393 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «محمدرضا شكاری» مترجم این اثر متولد سال 1367 است و ترجمه‌ی آثار نویسندگانی همچون

در بخشی از کتاب ساعت آفتابی می‌خوانیم

امکان دارد شخصیت خانه افسون کننده باشد. این خانه روی یک برآمدگی کوچک بر زمین واقع بود، و تمام زمینی که روی آن قرار داشت، متعلق به خانواده هالوران بود. ملک هالوران با یک دیوار سنگی که کاملاً در سراسر زمین پیش می‌رفت، از باقی دنیا متمایز بود و از این رو تمام زمینی که درون دیوار بود، مال خانواده هالوران بود و تمام زمینی که بیرون دیوار بود، به آن‌ها تعلق نداشت. آقای هالوران اول، پدر ریچارد و عمه فانی - که آن زمان فرانسیس هالوران نام داشت مردی بود که در شگفتی از این‌که به یک‌باره خود را بسیار ثروتمند یافته است، نمی‌توانست به‌جز بر پا کردن دنیایی برای خودش, به انجام دادن کار دیگری با آن پول فکر کند. اندیشه‌اش در مورد خانه این بود که آنجا باید هر چیزی را در خود داشته باشد، هر چند این را به‌صورت مبهمی به معمار، صحنه‌آراهای داخلی، نجارها، متخصصان تزئین باغ و گل‌کاری، سنگ‌تراش‌ها، و کارگرها که خانه را می‌ساختند، انتقال داده بود. آن دنیای دیگر، دنیایی که خانواده هالوران داشت آن را پشت سر می‌گذاشت، به خاطر اشیای زیبایی که در خانه آقای هالوران و دور و برش وجود داشت، به‌صورت بی‌رحمانه‌ای غارت می‌شد؛ خوشی‌هایی که برای ساکنان آنجا تدارک دیده می‌شد، بی‌نهایت بود. خانه باید به صورتی بی‌انتها آرایش و تزئین می‌شد، و حیاط با دقتی بسیار ساخته می‌شد و از آن نگه‌داری به عمل می‌آمد. جلوی خانه باید دریاچه‌ای مصنوعی با قوهایی در آن، معبدی در یک سمت، و همین‌طور یک هزارتو و یک باغچه گل رز برپا می‌شد. دیوارهای خانه باید با رنگ‌های ملایم از تصاویر حوری‌ها و ساتیرها که در میان گل‌ها و درختان در حال تفریح بودند، نقاشی می‌شد. باید مقادیر زیادی نقره و طلا، درست شبیه لعاب و صدف وجود می‌داشت. آقای هالوران زیاد به تصاویر توجهی نمی‌کرد، ولی چندتایی از آن‌ها را به صحنه‌آراها واگذار کرد؛ در هر حال پافشاری می‌کرد - او مرد کارآزموده و خودبینی بود تا یکی از تصاویر خودش را بالای شومینه‌ی اتاقی که معمار، دیوانه‌وار نام «اتاق پذیرایی تو»‌ را برای آن ساخته بود و به این نام از آن یاد می‌کرد، آویزان کنند. آقای هالوران اهمیتی به کتاب‌ها نمی‌داد، ولی به لبخندهای دیرباور معمار و صحنه‌آرا تن در داد و یک کتابخانه هم ضمیمه خانه کرد که به‌صورت شایسته‌ای پر شده بود از مجسمه‌های مرمری و ده هزار کتاب که همگی‌شان جلدی چرمی‌ داشتند و با قطار آمده بودند و به‌وسیله آدم‌هایی که برای این کار استخدام شده بودند.

مشخصات کتاب ساعت آفتابی

نظرات کاربران درباره کتاب ساعت آفتابی

کسل کننده
در ۵ سال پیش توسط لادن طهماسبی ( | )