Loading

چند لحظه ...
کتاب پالیکوشا

کتاب پالیکوشا

نسخه الکترونیک کتاب پالیکوشا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۳,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب پالیکوشا

کتاب پالیکوشکا مجموعه‌ای از سه داستان کوتاه فاخر از لئو تولستوی است که می‌توان آن‌ها را با توجه به زندگی پر فراز و نشیب نویسنده، آثاری متفاوت در عرصه‌ی ادبیات محسوب کرد. کلام تولستوی در داستان‌های این کتاب، چراغی است برای ترویج فرهنگ و احقاق حقوق انسان‌های محروم و رنج‌دیده‌ای که نویسنده تا پایان عمر خود برای آن‌ها گریست.

درباره کتاب پالیکوشکا

کتاب پالیکوشکا اثر نویسنده بزرگ ادبیات روسیه لئو تولستوی مجموعه‌ای از سه داستان کوتاه «پالیکوشکا»، «دست‌نوشته‌های شاهزاده نخلدوف» و «آلبرت» است. نام داستان اول این مجموعه برای عنوان کتاب انتخاب شده است. داستانی که به عقیده برخی صاحب نظران در میان آثار تولستوی قابلیت تبدیل شدن به یک رمان بزرگ را داشته است اما خود نویسنده در نهایت تواضع این اثر را این گونه توصیف می‌کند: «وراجی‌های مردی اهل قلم درباره نخستین موضوعی که به ذهنش آمد.»

داستان پالیکوشکا درحقیقت داستان مردمانی فقیر و تنگدست است. پالیکوشکا قهرمان قصه فردی دزد، حقه باز و بی‌اراده اما خوش‌اخلاق است. در ابتدای داستان می‌خوانیم که قرار است سه نفر از این شهر کوچک انتخاب شوند و به عنوان سرباز به شهر دیگری بروند. دو نفر از آن‌ها قبلا طبق شرایط اقتصادی و اخلاقی و خانوادگی یکسان انتخاب شده‌اند و در انتخاب آن‌ها هیج تردیدی نه از طرف اجتماع و نه از طرف خانم ارباب وجود ندارد اما برای انتخاب نفر سوم شک و شبهه‌هایی وجود دارد. مشاور «ایگو میخاییلویچ» در نظر دارد نفر سوم «دوتلوف» که فردی خوش نام، با تقوا و از کشاورزان بنام منطقه است را از رفتن به سربازی در امان بدارد و به جای او پالیکوشکا را معرفی کند؛ اما خانم ارباب تمایل ندارد هیچ کدام از آن‌ها را برای سربازی بفرستند... در کل او برای هیچ کدام از دهقانانش بد نمی‌خواست. از طرفی هم نمی‌خواست که پالیکوشکا را برای این منظور قربانی کند چرا که او پنج فرزند داشت و چندی پیش نزد او اعتراف کرده بود و قسم خورده بود که اصلاح می‌شود و در هفت ماه گذشته هیچ رفتار بدی از او سر نزده بود و قربانی کردن او از نظر ارباب کاری انسانی نبود. او می‌توانست کسی را که به عنوان سرباز انتخاب می‌شود را با پرداخت مقداری پول بخرد اما این موضع را درک نمی‌کرد و مشاور نیز جرئت نمی‌کرد این موضوع را به او خاطر نشان کند. در نهایت ارباب این مسئله را به مشاور می‌سپارد و از او می‌خواهد کاری کند که همه راضی باشند و جانب عدالت رعایت شود. ارباب به پالیکوشکا وظیفه دیگری محول می‌کند. او پالیکوشکا را برای آوردن مبلغ هزار و پانصد روبل به شهر می‌فرستد. این سرآغاز ماجرایی جدید برای پالیکوشکا می‌شود. او برای اولین بار فرصتی برای نشان دادن خود پیدا می کند و قصد دارد از این فرصت نهایت استفاده را ببرد؛ اما در ادامه قصه شکل دیگری به پایان می‎‌رسد.

داستان دوم «دست نوشته‌های شاهزاده نخلدوف» است که تولستوی آن را در سال 1857 و حدود سه سال پیش از داستان «پالیکوشکا» به نگارش درآورده است و داستان کاملا تحت تاثیر خاطرات تولستوی به سوییس است.

داستان سوم با عنوان «آلبرت» نویسنده قصه‌ای درباره یک نوازنده ویولن فقیر به نام آلبرت را روایت می‌کند.

در این کتاب نویسنده به خوبی به مسائل و مشکلات زندگی مردمان فقیر پرداخته است. تولستوی می‌داند چه طور در مورد دهقانان و مردمان رنجور بنویسد. او به خوبی به هدفی که در ذهن داشته در این کتاب رسیده است چرا که خواننده‌ی کتاب پس از مطالعه آن به شناخت نسبی از جامعه آریستوکرات روسیه aristokerat در آن دوره و تضاد طبقاتی فاحش حاکم بر جامعه دست پیدا می‌کند.

کتاب پالیکوشکا را انتشارات کتاب‌سرای تندیس با ترجمه‌ی فهیمه توزنده جانی منتشر کرده است و در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.

درباره لئو تولستوي

لئو تولستوی رمان‌نویس بزرگ روسی در سال 1882 در روسیه متولد شد. او فعال سیاسی اجتماعی و از طلایه‌داران ادبیات جهان است که رمان‌ها و داستان‌هایش جزو آثار شاخص و برجسته‌ محسوب می‌شود. تولستوی در خانواده‌ای ثروتمند و مرفه به دنیا آمد. تولستوی زمانه که کودک بود والدینش را از دست داد و از آن پس نزدیکانش سرپرستی او را به عهده گرفتند. او در دوره‌ی جوانی در رشته‌ی حقوق درس خواند؛ اما او به دلیل مهارت بالا و نبوغ فوق‌العاده‌ای که در زمینه‌ی نوشتن داشت کم کم به عرصه نویسندگی وارد شد و از هر زمانی برای نوشتن استفاده می‌کرد. تولستوی دانشگاه را نیمه‌کاره رها کرد و به ارتش ملحق شد.

در سال 1851 با اولین داستان خود یعنی «کودکی» رفته‌رفته خود را به عنوان نویسنده در جامعه معرفی کرد. داستان‌های «نوجوانی» و «جوانی» دو داستان دیگری بودند که تولستوی در ادامه‌ی داستان کودکی نوشت. این داستان‌ها که می‌توان گفت تولستوی آن‌ها را با استناد و تجربیات خود از دوران جنگ و حضور در جبهه‌ها نوشت نمونه‌های موفق و خوبی بودند.

حضور در جبه‌های جنگ و مواجه با صحنه‌های عجیب در نویسندگی او تاثیر گذاشت. تولستوی از دیده‌ها و تجربه‌های خود به عنوان موضوعاتی ناب در داستان‌هایش استفاده کرد و قصه‌های جذابی خلق کرد. «حکایت‌های سواستوپل» یکی از داستان‌هایی اوست که برگرفته از تجربیاتش در دوره‌ی جنگ است؛ اما ارتش هم برای تولستوی مکانی نبود که او را از تجربه کردن و کشف کردن راضی کند. به همین دلیل ارتش را کنار گذاشت و به اروپا رفت. او در این زمان با نویسندگان بزرگ و مطرح آن دوره مثل «چارلز دیکنز»، «ایوان تورگنیف»، «فردریش فروبل» و «آدلف دیستروگ» ملاقات داشت.

تولستوی زندگی پر فراز و نشیبی داشته است. او با دو رمان شاهکار خود یعنی «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» در سطح جهانی به شهرت رسید و بعد از این زمان هم با سختی‌ها و مشکلاتی که داشت همچنان به نوشتن ادامه داد.

شیطان، پدر سگی، سعادت زناشویی، ارباب و بنده، سه پرسش، مرگ ایوان ایلیچ، اعتراف، تمشک و رستاخیز از جمله آثار محبوب او هستند. لئو تولستوی بعد از سال‌ها نوشتن، سرانجام در سال ۱۹۱۰ میلادی از دنیا رفت.

در بخشی از کتاب پالیکوشکا می‌خوانیم

زمانی که خواننده خداحافظی کرد و در تاریکی ناپدید شد خود را در حال عجیبی بیافتم، دوست داشتم تمامی این تأثرات و خشم عمیق کودکانه را که خیلی غیرمنتظره در من ظهور کرده بود، در خواب می‌دیدم.
اما کمی بابت او احساس نگرانی می‌کردم. برای این که پیاده‌روی کنم و کمی آرام شوم دوباره به سمت خیابان رفتم. اعتراف می‌کنم که به جز این، در یک امید مبهم و تاریک آرزو داشتم می‌توانستم با مرد انگلیسی، یا دربان گلاویز شوم و تمامی این سنگدلی و مهم‌تر از آن بی‌عدالتی‌شان را به آن‌ها نشان دهم، اما به جز دربانی که مرا دید و پشت اش را به من کرد هیچ کسی را ندیدم و تنها، در طول مسیر کنار رودخانه به پیش رفتم، به هر حال شاید سرنوشت عجیب خواننده بود. با خودم کمی فکر کردم و آرام‌تر شدم. همه دوست دارند سرنوشت را جستجو کنند و آن را آرزو می‌کنند و در زندگی به دنبال کشف آن هستند ولی هیچ‌کس به قدرت آن اعتراف نمی‌کند، هیچ‌کس این بهترین موهبت دنیا را ارزش نمی‌نهد. از هر کسی می‌خواهید بپرسید، از تمام اهالی شوی تسرگف که چه چیزی در این دنیا مهم‌ترین و بهترین نعمت است؟ همه و شاید نود و نه درصد با لحنی بسیار محترمانه خواهند گفت: پول. می‌گویند، ممکن است نپسندید، با مطابق عقاید نگران‌کننده‌ی شما نباشد اما چه می‌توان کرد وقتی که زندگی بشری به‌گونه‌ای است که تنها پول عامل تضمین‌کننده‌ی خوشبختی آدم می‌شود. چیزی برایت مناسب‌تر است، برای چه وطن خود را، سرزمین خود را، مشغولیت‌ها و تمام فعالیت‌های شغلی‌ات را ترک کردی و در یک شهر کوچک سویسی، لوسترن ماندی؟ به چه دلیل تمام بعد از ظهر را در بالکن‌ها سپری کردی و در سکوتی احترام‌آمیز به آواز مرد فقیر گوش سپردی؟ و اگر او می‌خواست هر چقدر دلش می‌خواهد آواز بخواند همین‌طور گوش می‌دادی. برای چه، به خاطر پول، همه چیز را از وطن راندی و به گوشه کوچکی مانند لوسترن پناه آوردی؟ نه تنها یک چیز آدم را به حرکت وا می‌دارد و تا ابد نیرومندتر از دیگر جنبه‌های زندگی خواهد بود، نیازمندی به شعری که تو آن را درک نمی‌کنی اما اکنون و تا قرن‌ها بعد و به طور کلی تا زمانی که حس نوع‌دوستی در درون توست احساسش می‌کنی، شاید، شهرت یک شعر، برایت مضحک باشد، شعری که تو از آن به عنوان یک طعنه‌ی تمسخرآمیز استفاده می‌کنی، تو عشق به یک چیز شاعرانه را، در میان این اشراف‌زادگان احمق رها می‌کنی و به آن‌ها می‌خندی.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب پالیکوشکا اثر لئو تولستوی بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی داستان‌های روانشناسی می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب پالیکوشا

نظرات کاربران درباره کتاب پالیکوشا

روایت سه داستان ملال آور که به شیوه خاص نگارش تولستوی خلق شده، بسیار جذاب و اندوهناک
در ۶ ماه پیش توسط f. shaker ( | )
چطور میشه pdf خوند ؟؟؟؟؟
در ۱۲ ماه پیش توسط حامد شریف ( | )