پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب مأمور ما در هاوانا

کتاب مأمور ما در هاوانا

نسخه الکترونیک کتاب مأمور ما در هاوانا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب مأمور ما در هاوانا

درباره کتاب مأمور ما در هاوانا

کتاب «مأمور ما در هاوانا» Our Man in Havana نوشته‌ی «گراهام گرین» در سال 1958 منتشر شد. این کتاب روایت مردی است که به‌طور کاملاً اتفاقی وارد سازمان اطلاعات می‌شود. این مرد که «آقای ورمولد» نام دارد در خیابان لامپاریلا مغازه‌ای کوچک دارد. «آقای ورمولد» دختر جوانی به نام «میلی» دارد که کاتولیک است و طبق رسوم مذهبی روزهای یک‌شنبه به کلیسا می‌رود. این مرد طی این داستان که مربوط به دوران پیش از انقلاب كوبا است به‌عنوان جاسوس مشغول به فعالیت می‌شود و قصه‌ای جنایی و خواندنی می‌سازد.

«گراهام گرین» رمان‌نویس برجسته‌ی انگلیسی داستان این کتاب را براساس سال‌ها فعالیتش در سازمان اطلاعات و امنیت خارجی بریتانیا به نگارش درآورده است. او در این اثر با نگاهی انتقادآمیز، اعتراضش به سیستم جاسوسی انگلستان را بیان کرده و مخاطب را با خود به دنیای جاسوسی كشور كوبا برده است. او با قلم توانایش تجربه‌ی زیسته‌اش را در سبک کمدی سیاه به داستان پرکشش و هیجان‌انگیز تبدیل کرده و توانسته است فضای نابسامان آن سیستم را به تصویر بکشد.

«گراهام گرین» این اثر را طی چهار بخش به نگارش درآورده است که پس از انتشار در میان مردم کوبا بسیار محبوب شد. «کارول رید»، کارگردان انگلیسی براساس داستان این کتاب فیلم سینمایی با همان نام کتاب در دسامبر سال 1959 ساخت. ازجمله بازیگران این فیلم می‌توان به «الک گینس» و «برل آیوز» اشاره کرد. همچنین در سال 1963 براساس این داستان نمایش اپرایی به کارگردانی «مالکولم ویلیامسون» آهنگساز اهل استرالیا اجرا شد.

درباره گراهام گرین نویسنده‌ی برجسته‌ی بریتانیایی

«گراهام گرین» Henry Graham Greene نویسنده و منتقد ادبی اهل انگلستان در تاریخ 2 سال 1904 در هرتفوردشر به دنیا آمد. او کودکی‌اش را در خانواده‌ای فرهنگی گذراند و در جوانی برای تحصیل به دانشگاه آکسفورد رفت. او پس از پایان دانشگاه به حرفه‌ی روزنامه‌نگاری مشغول شد و مدتی به‌عنوان معاون و سردبیر روزنامه تایمز در لندن فعالیت کرد. او در جوانی به افسردگی دچار شد و حتی چندین بار خودکشی را نیز تجربه کرد. او در سال 1923 به حزب کمونیست پیوست و فعالیت اجتماعی و سیاسی‌اش را آغاز کرد. او در دوران جنگ جهانی دوم در وزارت اطلاعات مشغول به فعالیت شد و چندین سال در سرویس اطلاعات انگلیس، MI6 حضور داشت. او پس از این دوران به کشورهای گوناگون ازجمله هائیتی، پاناما، کوبا و ویتنام سفر کرد و در سال 1991 در کشور سوئیس درگذشت.

«گراهام گرین» زندگی پرفرازونشیبی داشت و چندین سال فضای جاسوسی انگلستان را تجربه کرد. او از دوران دانشجویی نوشتن داستان و سرودن شعر را آغاز کرد و هیچ‌گاه آن را کنار نگذاشت. او از نویسندگان برجسته‌ی انگلستان است که داستان‌های کوتاه زیادی از خودش به‌جا گذاشته است. تعداد زیادی از آثار این نویسنده به فارسی ترجمه شده‌اند، برای مثال می‌توان به «وزارت ترس» با ترجمه‌ی «ناهيد تبريزی» و «مرد سوم» با ترجمه‌ی «محسن آزرم» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها نیز در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و مطالعه موجود هستند.

ترجمه کتاب مأمور ما در هاوانا به زبان فارسی

کتاب «مأمور ما در هاوانا» نوشته‌ی «گراهام گرین» با ترجمه‌ی «غلامحسين سالمی» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1390 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «غلامحسين سالمی» مترجم این اثر متولد شهریور سال 1323 در تهران است، او فعالیت‌های زیادی در عرصه‌ی ادبیات، شعر و ترجمه‌ی آثار بین‌الملل به زبان فارسی انجام داده است. از ترجمه‌های دیگر «غلامحسين سالمی» می‌توان به «گل آفتابگردان» اثر «ويليام كندی‌» و «برفِ بهاری‌» اثر «يوكيو می‌شيما» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب مأمور ما در هاوانا می‌خوانیم

ورمولد می‌توانست نزدیک شدن میلی را به خانه مثل نزدیک شدن یک ماشین پلیس تشخیص بدهد منتها نه از صدای آژیر بلکه از سوت پسرهای جوانی که ورمولد کم‌وبیش پذیرفته بود خطرناک نیستند و معمولاً مسیر همیشگی میلی را تا منزل مترنم می‌کردند.

میلی عادت کرده بود که مسیر ایستگاه اتوبوس در آونیدادبلژیکا را همراه با سوت‌ها قدم‌زنان طی کند، اما امروز صدای سوت‌ها از طرف کامپوستلا می‌آمد. تمام اهالی هاوانا، از سیزده‌سالگی میلی، برای او احترام قائل بودند؛ حتی ازنظر مشکل‌پسندترین هاوانایی‌ها هم میلی زیبا بود: موهایش را به رنگ عسلی روشن درمی‌آورد؛ مژه‌های بلند مشکی داشت؛ و به‌خوبی می‌شد فهمید که موهایش در بهترین آرایشگاه شهر آرايش شده است.

او توجه زیادی به سوت‌ها نشان نمی‌داد - شاید گام‌هایش را اندکی بلندتر برمی‌داشت و در این حالت درست به آن می‌مانست که شنا می‌کند. در چنین حالتی سکوت در مقابل‌اش در حکم بی‌احترامی بود.

برخلاف ورمولد که به هیچ چیزی اعتقاد و باور نداشت. میلی یک کاتولیک تمام‌عیار به شمار می‌آمد. ورمولد قبل از ازدواج با مادر میلی کاتولیک شد، اما حالا دیگر مادری در بین نبود، ولی یک دختر جوان کاتولیک یعنی ثمره‌ی آن ازدواج وجود داشت و تحت مسئولیت ورمولد بود. به دلیل کاتولیک بودن اکثر کوبایی‌ها، میلی بیش از پدرش به محیط نزدیک بود. ورمولد سنت نگه‌داشتن یک «زن سالمند مراقب» دختران و زنان جوان را در خانواده به رسمیت می‌شناخت، البته در فامیل آن‌ها چنین کسی حضور نداشت، اما میلی یک «مراقب سالمند نامرئی» داشت. در کلیسا، یعنی در مکانی که میلی از هر جای دیگری در آن زیباتر به چشم می‌آمد، در حالی که روسری برودری دوزی شده‌ی شفافی با طرحی از برگ‌های پاییزی به سر داشت، آن زن سالمند مراقب نامرتی هميشه در کنارش بود تا مواظب باشد که میلی درست نشسته، روسری‌اش را درست بسته و صلیب را درست آویزان کرده است. ممکن بود در آنجا پسرهای کم سن و سال با خیال راحت آب‌نباتشان را بمکند و یا حتی از پشت ستون‌ها اذیت‌اش کنند، اما میلی با اتکابه‌نفسی مثل یک راهبه می‌نشست و سرودهای مذهبی را پی می‌گرفت.

زمانی که میلی درست طبق رسوم مذهب کاتولیک روزهای یکشنبه در منزل یا توی کلیسا غذای مخصوص آن روز را صرف می‌کرد، همان پیرزن مراقب، ظاهر می‌شد. حتی اسم تعمیدی میلی نیز سرافینا بود،‏ میلی اسم خانگی‌اش بود. «یک جفت انسان از طبقه‌ی متوسط» عبارتی بود که ورمولد را به یاد اختلاف طبقاتی در کوبا می‌انداخت، اما به هر حال آن دو، یک جفت انسان از طبقه‌ی متوسط کوبا بودند.

مشخصات کتاب مأمور ما در هاوانا

نظرات کاربران درباره کتاب مأمور ما در هاوانا

واقعا قضاوت در مورد متن اصلی سخته چون مترجم/ویراستار با تمام قوا سعی کردن کتابو نابود کنن!!! البته خود داستان هم در بهترین حالت نمیتونه در حد یه داستان خوب معمایی/جاسوسی به حساب بیاد.
در ۲ ماه پیش توسط smm...363 ( | )