فیدیبو نماینده قانونی گروه هم‌میهن و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
مجله مهرنامه

مجله مهرنامه
۳۹

نسخه الکترونیک مجله مهرنامه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره مجله مهرنامه

در بیستمین سالگرد درگذشت رئیس دولت موقت به این مساله پرداخته ایم که چرا دولت او ادامه نیافت تجربه ناتمام با آثار و گفتاری از: عمادالدین باقی، صادق زیباکلام، سیدعلی میرموسوی، غلامعباس توسلی، محمد توسلی، پرویز خرسند، هاشم صباغیان و نطق مهندس مهدی بازرگان در مجلس اول: اختلافات ما تاکتیکی بود مذاکره بین دو انقلاب گزارش تحقیقی از روابط ایران و آمریکا در فاصله 22 بهمن 57 تا 13 آبان 58

ادامه...

بخشی از مجله مهرنامه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مرگ در آرامشِ زمستانی

کیکاووس جهانداری مترجمی که ما را به جهان زبان آلمانی می برد در ۹۱ سالگی درگذشت

مهدی یزدانی خُرّم- دبیر گروه ادبیات

کیکاووس جهانداری نود و یک ساله بود که در پنج شنبه دوم بهمن ماهِ امسال از دنیا رفت. عمری طولانی و پرکتاب که باعث می شود مانندِ بسیاری از مرگ های تاریخِ ادبیاتِ ایران حسرتِ جوان مرگی یک هنرمند یا مترجم را نداشته باشیم. جهانداری در سال های اخیر به ندرت در مکان های عمومی دیده می شد و به خاطرِ بیماری ریوی مزمن و هوای آلوده ی پایتخت بیش از همیشه سر در تنهایی خود داشت. برای قاطبه ی اهالی ادبیات و هنر، او به واسطه ی ترجمه ی بسیار مشهورش از رمانِ هرمان هسه یعنی «گرگ بیابان» شناخته شد. رمانی که از زمانِ انتشارش در سالِ ۱۳۴۶ تا به امروز یکی از پرخواننده ترین آثارِ ادبیات آلمانی زبان بوده است در ایران. همین طور است وضعیتِ دو کتابِ بسیار مهمی که او از دیگر نویسنده ی محبوبِ آلمانی؛ هاینریش بُل به فارسی برگرداند. «بیلیارد در ساعتِ نه و نیم» که ناشر اولش انتشاراتِ سروش بود و ناشرِ متاخرش نشرِ ماهی. «قطار به موقع رسید» را هم ناشرِ برخی از آثارِ مهم بُل، چشمه منتشر کرد. اما جهانداری وسعتی چندسویه داشت در کارش. او که به آلمانی تسلطی کم نظیر داشت، سال هایی طولانی به مطالعه ی تاریخِ هنر و تمدن اروپا پرداخت و هم چنین در هم نفسی با دوستش ایرج افشار مطالعاتِ پیگیری در حوزه ی ایران شناسی و تاریخِ ایران داشت. جهانداری که در سالِ ۱۳۲۸ از دانشگاه تهران در رشته ی زبان های خارجی فارغ التحصیل شده بود، عمده ی فعالیت های خود را بر پژوهش قرار داد در حوزه ی ایران شناسی و سفرنامه ها. به همین دلیل برخی از مهم ترین متن های سفرنامه ای غربی ها به ایران به ترجمه ی او منتشر شده که در راس شان «سفرنامه ی بلوشر» قرار دارد که برای اولین بار در سالِ ۱۳۶۴ توسطِ انتشاراتِ خوارزمی منتشر شد. او هم چنین «سفرنامه ی پولاک» و «سفرنامه ی کمپفر» را نیز به فارسی برگردانده و در همان دهه ی شصت در مجموعه ی انتشاراتِ خوارزمی چاپ کرد. جهانداری در این حوزه به شکلی تخصصی توجه کرد به آثارِ آلمانی هایی که به تاریخ و فرهنگِ ایران توجه کرده و درباره اش کتاب نوشته بودند. حضورِ پرشمارِ مستشرقینِ آلمانی در ایران در دوره های مختلف تاریخی ایران به خصوص دویست سالِ گذشته، موجبِ نگارش سفرنامه ها و خاطراتِ زیادی درباره ی ایران شد که درک شان برای بسیاری از ایران شناسانِ جدید از اهمیت بالایی برخوردار بود. جهانداری که سال ها نیز به عنوانِ معاون و رییسِ کتابخانه ی مجلس در دورانِ پهلوی دوم تا سالِ ۱۳۵۷ کار کرد، توانست منابع بسیار مهمی را در حوزه ی ایران شناسی و تاریخِ ایران به مراکزِ آکادمیک معرفی کند. کیکاووس جهانداری مردِ آکادمی بود و پژوهش. از نسلی که مردانِ معتبری چون ایرجِ افشار، عبدالحسین زرین کوب، پرویز ناتل خانلری، عباس زریابِ خویی و...در آن رخ نمودند. او با تمرکز بر آلمانی هایی که درباره ی ایران نوشته و فکر کرده بودند و با توجه به وسواسِ منحصر به فردش کتاب های مهمی به فارسی برگرداند. از جمله کتاب هایی از مورخِ برجسته والتر هینتس. «شاه اسماعیلِ دوم صفوی» و «تشکیل دولت ملی در ایران» دو عنوانِ مهم از آثار هینتس بودند که به قلمِ او به فارسی برگردانده شدند. او هم چنین یکی از مهم ترین کتاب ها درباره ی تاریخِ هخامنشی را به فارسی برگرداند؛ «مبانی تاریخِ ساسانیان» نوشته ی کلاوس شیپمان. او از انگلبر کمپفر منهای سفرنامه ی مشهورش کتابِ «تاریخِ شاهنشاهی ایران» را هم به فارسی ترجمه کرد. بنابراین جهانداری را می توان برآمده از سنتی دانشگاهی دانست که با دوری از سیاست و توسل به سکوت و تحقیقِ داشگاهی تلاش داشت تا ریشه های تاریخی ایرانِ قدیم را در آثارِ انبوه پژوهشگرانی بیابد که درباره ی این کشور تحقیق کرده بودند. این رویه درمیان نسلی از ایران شناسانِ برجسته ای که اهمِ تلاش شان را بر امرِ «ترجمه» قرار داده بودند کاملا محسوس است. برای همین است که می بینیم چهره های محقق و مترجمی مانندِ جهانداری که علاقه ای فراوان به ادبیاتِ فارسی و تاریخِ ایران داشتند به چهره هایی تبدیل می شوند برای یافتنِ ریشه های تاریخی و جغرافیایی ایران در دوره های مختلف. جهانداری فارغ از این جنبه ی پررنگ در فعالیت های اش شناختی ستایش برانگیز داشت از موسیقی و ادبیاتِ آلمان و اروپا. او یکی از زیباترین کتاب های اتوبیوگرافیک یعنی «زندگی من» از استراوینسکی را بر همین مبنا ترجمه کرد. در عینِ حال او علاقه ی فراوانی به سباستین باخ و بتهوون داشت و درباره ی ایشان متونی به فارسی برگرداند. جهانداری که از یک سنتِ سخت گیرِ دانشگاهی می آمد از جمله ی چهره هایی بود که توانست عشقش به ایران را با علاقه اش به تمدن و فرهنگِ اروپایی در هم بیامیزد و آثاری را در اختیار ما قرار دهد که ترکیبی هستند از این میلِ خاص. مثلا او که دلبسته ی شاهنامه ی فردوسی بود و به گفته ی نزدیکان، دوستان و هم چنین مقالاتش شناختی عالی از این متن داشت کتابِ بسیارمهمِ «شاهنامه؛ ساختار وقالب» را از هنزن به فارسی برگرداند. درواقع این گوناگونی و تنوع در کار جهانداری برآمده بود از شناختش نسبت به حوزه ی زبانی آلمانی از یک سو و تلاش هایی که در این حوزه شده بود برای ایران شناسی و درکِ تاریخِ ادبیاتِ ایران از سویی دیگر. جهانداری هرچند کارِ ترجمه را با ادبیات شروع کرد اما میزانِ آثارِ ادبی ترجمه ای در کارنامه اش چندان زیاد نیست. هرچند این قلّت نتوانست اهمیتِ کارِ او را کم کند. چه ترجمه ی او از هرمان هسه را می توان شروعی دانست بر ترجمه ی آثارِ این نویسنده ی محبوبِ آلمانی و به جرات می توان گفت کمتر نویسنده گانی داشته باشد که چندین نسل را شامل می شوند. تنوعِ آثارِ جهانداری نشان می دهد که او در هر حوزه ای که وارد شده تلاش کرده کاری خاص انجام دهد و برای همین است که اکثرِ کتاب هایی که او ترجمه کرده از مهم ترین منابع و نمونه های مربوط به خود هستند و این امر برای کمتر مترجمی پیش می آید. درواقع شاید بتوان این طور گفت که جهانداری به ندرت کتابی دارد که فراموش شده باشد و گم شده در تاریخِ طولانی عمرش. او کارِ ترجمه را نسبتا دیر و در سی و اندی ساله گی آغاز کرد. هم چنین به خاطرِ شناختی که از زبانِ فارسی داشت هم مدتی در آلمان به آموزشِ این زبان اشتغال داشت و جالب این که او عمده ی کارهای ترجمه ای خود را از آغازِ دهه ی شصتِ خورشیدی چاپ کرد. جهانداری بعد از سال ها دوری از سمت های تحقیقاتی سال ها به عنوانِ مدیرِ منابعِ خارجی دایره المعارف بزرگ اسلامی فعالیت کرد. این ایران شناس و مترجمِ بزرگ ایرانی که نمادی از آکادمی و ذوقِ شخصی بود در عمرِ بلندش منشاء شناختی دیگر از تاریخِ ایران شد با ترجمه های خود و توجه به جریانی در ایران شناسی که کمتر موردتوجه قرار گرفته بود.



بی شک کیکاووسِ جهانداری را می توان از نخستین آلمانی دان های مدرنِ ایران دانست که در بحبوحه ی فرانسه دانی، انگلیسی خوانی و روسی دوستی، سراغِ سنتی در تاریخ و ادبیات رفت که در برخی بخش ها بیش از بسیاری از این زبان ها درباره ی ایران کار و فعالیت کرده بود. جهانداری مردی نسبتا گوشه گیر و تنهایی دوست بود و دلبسته ی موسیقی و ادبیات. او بسیار زیست و در آرامش از جهان رفت. این امیدواری وجود دارد که برخی از کارهای نایاب شده و منتشرنشده اش با شکل و شمایلی درخور به بازار بیایند

نظرات کاربران درباره مجله مهرنامه