پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب مادرم را به تو می‌سپارم

کتاب مادرم را به تو می‌سپارم

نسخه الکترونیک کتاب مادرم را به تو می‌سپارم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب مادرم را به تو می‌سپارم

درباره کتاب مادرم را به تو می‌سپارم

کتاب «مادرم را به تو می‌سپارم» بانام انگلیسی Please Look After Mom نوشته‌ی «شین کیونگ سوک» در سال 2008 منتشر شد. این کتاب داستان خانواده‌ای کره‌ای است که مادر شصت‌ونه ساله‌شان به نام So-Nyo ناپدید می‌شود. همسر این زن و فرزندانش برای یافتن او تلاش می‌کنند ولی او را نمی‌یابند. ناپدید شدن مادر این خانواده در این داستان سمبلی از ارزش‌ها و سرمایه‌های پنهان است که افراد با ورود به دنیای مدرن از یاد می‌برند. «شین کیونگ سوک» نویسنده‌ی ژاپنی با نگارش این اثر هم جایگاه و هم ارزش مادر در یک خانواده را به تصویر کشیده و هم از تغییر سبک زندگی در قرن بیستم گفته است.

«شین کیونگ سوک» کتاب «مادرم را به تو می‌سپارم» را از زبان دختر بزرگ روایت و به زیبایی دل‌تنگی‌های این دختر را توصیف می‌کند. شخصیت‌های دیگر این کتاب پسر بزرگ، شوهر، دختر کوچک و خواهرشوهر هستند و هر یک از آن‌ها یادمان مادر گمشده را مرور می‌کنند و از خاطراتشان می‌گویند. «شین کیونگ سوک» برای این کتاب برنده‌ی جایزه‌ی من بوکر آسیایی Man Asian Literary Prize در سال 2011 شد و به شهرت جهانی رسید. براساس داستان این کتاب نمایش موزیکال ساخته شده و تاکنون بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رفته است با این وجود یکی از استادان دانشگاه کره بر این باور است این نویسنده در نوشتن این داستان پرفروش و جهانی از یکی از آثار ادبی آلمانی تأثیر گرفته است.

درباره شین کیونگ سوک

«شین کیونگ سوک» نویسنده‌ی کره‌ای در سال 1963 به دنیا آمد. او در نوجوانی به سئول رفت و در آنجا به نویسندگی خلاق مشغول شد. او از دهه‌ی نود نوشتن رمان و داستان کوتاه را شروع و در مدت‌زمان کوتاهی توجه‌ی صاحب‌نظران و خوانندگان را به خود جلب کرد. او تاکنون بیش از ده اثر منتشر کرده و چندین جایزه‌ی معتبر کره‌ را دریافت کرده است.  او در ارتباط با داستان «مادرم را به تو می‌سپارم» گفته است گرچه این داستان سرگذشت من نیست، آن را از زندگی خود الهام گرفته‌ام.

ترجمه کتاب مادرم را به تو می‌سپارم به زبان فارسی

کتاب «مادرم را به تو می‌سپارم» نوشته‌ی «شین کیونگ سوک» با ترجمه‌ی «علی‌اکبر قاضی‌زاده» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1392 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «علی‌اکبر قاضی‌زاده» مترجم و روزنامه‌نگار ایرانی متولد سال 1328 است. او بیش از چند دهه‌ در حوزه‌ی مطبوعات فعالیت کرده است. او در ارتباط با کتاب «مادرم را به تو می‌سپارم» نوشته‌ی «شین کیونگ سوک» گفته است: «این رمان چندان پیچیده نیست. به‌علاوه حوادث و فرازوفرودهای غافلگیرکننده هم ندارد. ماجرایی است که نظیرش را در هر خانه‌ای و در هر جامعه‌ی در حال گذار ــ مثل جامعه‌ی ما ــ، می‌توان یافت. مهم شکل روایت است که به نظر من گیراست. روایت دوم شخص، وقتی راوی به جای «من» ، ضمیر «تو» را می‌نشاند، فضایی صمیمی میان خود و خواننده برقرار می‌کند. این هم اما هست که نگه‌داشتن خط روایی در این سبک داستان‌گویی، کار را برای نویسنده بسیار دشوار می‌کند. کار دشوارتر این که نویسنده با در نظر داشتن حس، حال، شخصیت و درونیات آدم‌های قصه که زنان و مردانی در سن‌های مختلف و دل‌مشغولی‌های متفاوت هستند، از دیدگاه‌های آنان بنویسد.»

در بخشی از کتاب مادرم را به تو می‌سپارم می‌خوانیم

از کی متوجه شدی که مادرت نمی‌تواند نوشته‌ها را بخواند؟

وقتی حرف‌های مادر را که می‌خواست برای هیونگ چول نامه بفرستد تند تند یادداشت کردی (وقتی هیونگ چول تازه به شهر آمده بود)، نخستین بار بود برای کسی نامه می‌نوشتی. هیونگ چول از مدرسه‌ی روستایی کوچکی که همه‌ی خانواده در آن به دنیا آمدند، دیپلمه شد، یک سال در خانه درس می‌خواند تا برای آزمون خدمات شهری آماده شود. سپس به شهر رفت تا اعلام داوطلبی کند. این نخستین جدایی میان مادر و یکی از بچه‌هایش بود. در آن هنگام خانه‌ی شما تلفن نداشت و تنها راه ارتباط، نامه‌نگاری بود. هیونگ چول با خطوط درشت برای مادرت نامه می‌نوشت. مادرت از راه غریزه می‌دانست کی قرار است نامه‌ی پسرش برسد. پستچی حدود ساعت یازدهی صبح با کیسه‌ی بزرگ آويخته به ترک دوچرخه‌اش از راه می‌رسید. آن روزها وقتی نامه‌ی هیونگ چول را می‌آوردند، مادر از سر کشتزار یا از کنار آبگیری که آنجا رخت می‌شست، سر می‌رسید. می‌خواست به دست خودش نامه‌ی هیونگ چول را از پستچی بگیرد. سپس منتظر تو می‌ماند تا از مدرسه بازگردی. فوری تو را به حیاط‌خلوت می‌کشاند و نامه‌ی هیونگ چول را بیرون می‌کشید. به تو می‌گفت: «بلند بخوانش!»

نامه‌ی هیونگ چول هميشه چنین آغاز می‌شد: «مادر بسیار عزیزم....» نشان می‌داد از روی کتاب راهنمای نامه‌نگاری، نوشتن را سازمان می‌دهد. هميشه حال اهل خانواده را جویا می‌شد و می‌افزود حالش خوب است. می‌نوشت لباس چرک‌هایش را نزد زن پسر عموی پدر می‌برد و او همان‌طور که مادر به او سپرده بود، لباس‌ها را می شوید و تحویل می‌دهد. خبر می‌داد که خوب می‌خورد. می‌نوشت چون کار شبانه گرفته. جایی را برای خواب یافته است. خواهش می‌کرد مادر نگران وضع او نباشد. هیونگ چول همچنین می‌نوشت در شهر هر کار بخواهد می‌تواند بکند و کارهای زیادی هست که خیال دارد به آن‌ها دست بزند. تا جایی پیش می‌رفت که فاش می‌کرد آرزو دارد کسی بشود تا بتواند زندگی راحتی برای مادر تدارک کند. هیونگ چول بیست‌ساله، با غرور می‌افزود: «بنابراین مادر، دلواپس من نباش و خواهش می‌کنم مراقب سلامت خودت باش.» هنگام خواندن نام وقتی دزدانه به مادر نگاه می‌کردی، می‌دیدی که به شاخه‌ی عشقه که از پس دیوار حیاط‌خلوت سرک می‌کشید، خیره مانده است یا به حاشیه‌ی کوزه‌های بلند سفالی پر از چاشنی‌های دست‌ساز. گوش‌های مادرت مثل خرگوش می‌جنبد تا یک کلمه را ناشنیده نگذارد. وقتی نامه را تمام می‌کردی، از تو می‌خواست نکته‌های مهم نامه‌ای را که در جواب او می‌گوید و تو باید بنویسی، یادداشت کنی.

مشخصات کتاب مادرم را به تو می‌سپارم

نظرات کاربران درباره کتاب مادرم را به تو می‌سپارم