پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب شش سال

کتاب شش سال

نسخه الکترونیک کتاب شش سال به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب شش سال

شش سال زمان زیادی است. یک دانشجوی کارشناسی، دوران تحصیلش را تمام می‌کند، یک مادر کودکش را برای رفتن به مدرسه آماده می‌کند ولی آیا شش سال برای یک عاشق که همچنان دلیل از دست دادن یارش را نمی‌داند، زمان زیادی است؟ «هارلن كوبن»، نویسنده‌ی داستان‌های جنایی با دست‌مایه قرار دادن یک ماجرای عاشقانه‌ی جذاب و خواندنی داستان مرموز و نفس‌گیر «شش سال» را خلق کرده است که طی آن استاد علوم سیاسی دانشگاه نیوجرسی برای یافتن معشوقه‌اش وارد ماجرای قتل پزشکی معروف می‌شود.

درباره کتاب شش سال

کتاب «شش سال» Six Years نوشته‌ی «هارلن كوبن» در سال 2013 منتشر شد. این کتاب روایت داستانی مرموز و جنایی درباره‌ی مردی به نام «جیک فیش» است که حدود شش سال از زن موردعلاقه‌اش به نام «ناتالی» خبر ندارد. «جیک فیش»، استادی جوان و محبوب در یکی از دانشگاه‌های نیوجرسی است که متوجه می‌شود، همسر «ناتالی» فوت کرده است. او برای دیدار دوباره‌ی این زن به مراسم ختم این مرد می‌رود ولی بر سر خاک با زنی دیگر روبه‌رو می‌شود و «ناتالی» را نمی‌یابد. این استاد دانشگاه که تمام شش سال گذشته با فکر عشق قدیمی‌اش زندگی کرده است باکمی جست‌وجو متوجه می‌شود هیچ‌کس از «ناتالی» خبر ندارد. «فیش» برای یافتن زن موردعلاقه‌اش وارد داستانی معمایی و جنایی می‌شود و فرازوفرودهای بسیاری را پشت سر می‌گذارد. او شروع این داستان مهیج و پرکشش را این‌چنین آغاز می‌کند: «شش سال بعد، بزرگ‌ترین تغییر زندگی‌ام، اگر چه در آن موقع خودم نمی‌دانستم، زمانی بین 3.29 و 3.30 بعدازظهر اتفاق افتاد.»

«هارلن كوبن» داستان کتاب «شش سال» را با زبانی شیوا و روان به نگارش درآورده و ماجرایی عاشقانه را چاشنی داستانی مهیج کرده است. مطالعه‌ی این اثر برای علاقه‌مندان به آثار معمایی و کارآگاهی بسیار جالب و خواندنی است. این کتاب شامل سی‌وشش فصل است و از زبان «جیک فیش»، شخصیت اصلی داستان بیان می‌شود.

درباره هارلن كوبن

«هارلن كوبن» Harlan Coben نویسنده‌‎ی آمریکایی در تاریخ 4 ژانویه‌ی سال 1962 در نیوجرسی به دنیا آمد. او در خانواده‌ای یهودی بزرگ شد و در جوانی تحصیل در رشته‌ی علوم سیاسی را دنبال کرد. او از همان دوران علاقه‌اش به نوشتن را کشف و داستان‌نویسی را آغاز کرد. او اولین اثرش را در سال 1990 منتشر و پس از آن زندگی‌اش را وقف نویسندگی کرد. او به سبک معمایی و جنایی علاقه دارد و داستان‌های مهیج خلق می‌کند. او علاوه بر نوشتن داستان، برای روزنامه‌ی نیویورک‌تایمز نیز می‌نویسد و در حال حاضر یکی از نویسنده‌های معروف آمریکایی در سبک جنایی است. او در طی چند دهه‌ی اخیر آثار معروف و پرفروشی منتشر کرده و موفق به دریافت چندین جایزه شده است. او در سال 1996 موفق به دریافت جایزه‌ی آنتونی شد و سال بعد از آن برنده‌ی جایزه شیمس شد. «هارلن كوبن» یکی از معدود نویسنده‌هایی است که توانسته است تمامی جایزه‌های مربوط به آثار مرموز و کارآگاهی را از آن خود کند.

«هارلن كوبن» برای انتشار مجموعه‌ی «مایرون بولیتار» بسیار معروف شد. این مجموعه داستان درباره‌ی یکی از بازیکنان سابق بسکتبال است که زندگی‌اش با پرونده‌های قتل مرموز گره می‌خورد. این نویسنده پس از این مجموعه بیش از ده رمان دیگر منتشر کرد و بیش از پیش شناخته شد. این نویسنده در میان خوانندگان فارسی‌زبان کمتر شناخته شده است و تعداد کمی از آثار او به فارسی ترجمه شده‌اند. خواندن آثار این نویسنده به دوستداران آثار رازآلود و کارآگاهی پیشنهاد می‌شود.

ترجمه کتاب شش سال به زبان فارسی

کتاب «شش سال» نوشته‌ی «هارلن كوبن» با ترجمه‌ی «محمد عباس‌‌آبادی» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1392 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «محمد عباس‌‌آبادی» مترجم این اثر داستان‌های انگلیسی را به فارسی ترجمه می‌کند و از دیگر کتاب‌های ترجمه شده‌ی‌ او می‌توان به «قلاب» و «فداکاری مظنون X» اشاره کرد که نسخه‌ی صوتی و الکترونیک آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب شش سال می‌خوانیم

پروفسور ابان ترینر در ایوان جلوی خانه‌ی ویکتوریایی زیبایی نشسته بود. من این خانه را به‌خوبی می‌شناختم. به مدت نیم‌قرن خانه‌ی پروفسور مالکوم هیوم، آموزگارم. بود. تفریحات و مهمانی‌های زیادی در این خانه صورت گرفته بود. مهمانی‌های تست شراب، مهمانی‌های کارکنان، کنیاک خوری‌های آخر شب، بحث‌های فلسفی و ادبی - همه‌ی کارهای فرهنگی. ولی، افسوس که چرخ روزگار شوخ‌طبعی جالبی دارد. همسر پروفسور هیوم بعد از چهل‌وهشت سال زندگی زناشویی فوت کرد، و متعاقب آن پروفسور هیوم سلامتی‌اش را از دست داد. سرانجام او دیگر نتوانست خودش به‌تنهایی از عهده‌ی اداره‌ی این خانه‌ی قدیمی بزرگ برآید. او حالا دریک محوطه‌ی عمومی مشترک در ورو بیچ فلوریدا اقامت داشت، در حالی که پروفسور ابان ترینر، که او را دشمن خود در دانشگاه می‌دانستم، خانه‌ی موردعلاقه‌ی او را خریده و خودش را مالک جدید این عمارت کرده بود.

تلفنم داخل جیبم تکان خورد. پیامی از شانتا بود:

جودی یک بعدازظهر.

زیادی حرفه‌ای نوشته بود، ولی منظورش را فهمیدم. باید ساعت یک بعدازظهر در رستوران جودی در مین اونیو ملاقات می‌کردیم. تلفن را در جیبم گذاشتم و از پله‌های ایوان بالا رفتم.

ابان از جا بلند شد و لبخندی مصنوعی تحویلم داد. «جیکوب. خیلی از دیدنت خوشحالم.»

وقتی بهم دست داد احساس کردم دست‌هایش چرب است. ناخن‌هایش مانیکور شده بود. از نظر زن‌ها از آن مردهای مسن خوش‌تیپ محسوب می‌شد. موهای بلند و چشمان سبز درشتی داشت. پوستش نرم و موم مانند بود، طوری که انگار صورتش یا داشت ذوب می‌شد یا هنوز داشت از یک جور درمان پوست بهبود می‌یافت. شلوار خیلی تنگی پوشیده بود و پیراهنی به تن داشت که یک دکمه‌ی آن را از بالا باز گذاشته بود. اودوکلنش بوی تعدادی تاجر اروپایی را که به‌زور داخل یک آسانسور جا گرفته باشند می‌داد.

پرسید: «اشکالی نداره توی ایوان بشینیم؟ بیرون خیلی قشنگه.»

با کمال میل قبول کردم. نمی‌خواستم بروم داخل و ببینم چه بلایی سرخانه آورده است. می‌دانستم که تغییرات گسترده‌ای روی آن انجام داده است. مطمئن بودم که دیگر اثری از چوب‌های تیره و بوی کنیاک و سیگار برگ نیست و این‌ها جای خود را به چوب روشن و مبل‌هایی با رنگ‌هایی مثل «پوست تخم‌مرغی» و «کره‌ای» و گردهمایی‌هایی داده بود که در آن فقط شراب سفید و اسپرایت سرو می‌شد چون نمی‌خواستند روی اسباب و اثاثیه لکه‌ای بیفتد.

اتفاقاً در آن لحظه هم به من شراب سفید تعارف کرد. تعارفش را مؤدبانه رد کردم. شراب خودش در دستش بود. هنوز حتی ظهر هم نشده بود. هر دو روی صندلی‌های حصیری با تشک‌های بزرگ نشسته بودیم.

او پرسید: «خب چکار می تونم برات بکنم، جیکوب؟»

مشخصات کتاب شش سال

نظرات کاربران درباره کتاب شش سال

عالی لطفا کتابای دیگه ی نویسنده روهم بیارین
در ۲ سال پیش توسط asl...ara ( | )
خیلی جذاب بود و من یه روزه تمومش کردم
در ۱۲ ماه پیش توسط لادن م ( | )
کتاب جنگل از این نویسنده رو هم بذارین لطفا
در ۴ ماه پیش توسط نگار ثانی ( | )
رمان بیش از اندازه تخیلی و آخر داستان هم که رسما فیلم هندی بود! رمان های ژانر معمایی-جنایی هر چقدر به منطق و واقعیت نزدیکتر باشن جذابتر هستن. مترجم با توجه به حجم کتاب خیلی زحمت کشیده، ولی باز در بعضی قسمتها بجای اینکه ذهنتون درگیر حل معمای رمان باشه درگیر اینه که بفهمید اصل متن چی میتونسته باشه که مترجم از چنین واژه های نامتعارفی برای ترجمش استفاده کرده!
در ۱ سال پیش توسط naz...esh ( | )
خیلی خوب بود. پرکشش و جذاب
در ۱ سال پیش توسط هنگامه محمدی ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • بعدی ›
  • آخرین ››