Loading

چند لحظه ...
کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم

کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم

نسخه الکترونیک کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم

از جنگ جهانی داستان‌ها و روایت‌های متعددی در دنیای ادبیات به جا مانده است که در این میان داستان پناهجویان و آوارگان جنگ دنیای غم‌انگیزی دارد که خواندن آن‌ها خواننده را با تجربه‌های ناخوشایند آن دوره آشنا می‌کند. کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم روایتی تلخ و دردناک از روزهایی ست که کریستین آرنوتی در طول جنگ شاهد آن بوده است. داستانی که اگرچه تلخ است اما ماجرای واقعی آن قابل درک برای مخاطب خواهد بود.

درباره‌ی کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم

کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم نوشته‌ی کریستین آرنوتی است که اولین بار در سال 1955 به زبان فرانسه منتشر شد و در طول چند ماه، با فروش بی‌سابقه‌ای روبه رو شد. آرنوتی در این کتاب تجربیات واقعی دوران نوجوانی و جوانی خود را در سال ۱۹۴۵ را شرح می‌دهد. زمانی که در جنگ جهانی بوداپست در محاصره بوده است و او همراه خانواده‌اش ناچار به فرار بوده‌اند. این کتاب در سال 2009 به زبان انگلیسی منتشر شد و فروشی بالاتر از سه میلیون نسخه در سراسر جهان داشت.

شخصیت اصلی داستان این کتاب کریستین پانزده ساله است که با چالش‌های مختلفی روبرو است. او با همه‌ی چالش‌ها و مصائب خود برای زنده ماندن باید تلاش کند. کریستین همراه مادر و پدرش سعی در فرار از شهری سرد، تاریک و جنگ‌زده دارند. آن‌ها پس از یک سال زندگی در یک خانه، حالا باید به سمت شهر اواروس Ovaros حرکت کنند. بعد از اینکه او و خانواده‌اش بر بسیاری از موانع غلبه کرده‌اند. در نقطه‌ای از داستان متوجه می‌شوند که هفته‌ها گذشته اما همچنان سختی‌هایی در پیش است.

نویسنده به خوبی تلاش شخصیت‌ها را برای زنده ماندن در دنیای ویران شده به تصویر می‌کشد. آرنوتی توانسته اعتماد به نفس و امید را در دل سختی‌های غیرقابل تصوری مانند قحطی، خشونت و خون که خود از نزدیک تجربه کرده، نشان دهد. نویسنده تمام درد و رنج داستان زندگی و تجربه‌ی زیسته‌اش را به خواننده عرضه می‌کند تا برای او شرح دهد که دنیای جنگ دنیای تلخ و زجرآوری است اما با امید می‌توان بذری سبز در دل کاشت.

کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم در سال‌های مختلف توسط ناشران و مترجمان متعددی راهی بازار نشر شده است. کتاب حاضر را انتشارات کتاب‌سرای تندیس با ترجمه‌ی آفاق زرگریان منتشر و در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.

درباره‌ی کریستین آرنوتی نویسنده‌ی کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم

کریستین آرنوتی روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی فرانسوی در ۲۰ نوامبر ۱۹۳۰ در بوداپست متولد شد. پدر کریستین اتریشی بود و مادرش اصالت آلمانی داشت. به همین دلیل او از کودکی با سه زبان آلمانی، فرانسوی، مجارستانی آشنایی پیدا کرد.

کریستین آرنوتی زندگی پرفراز و نشیبی را تجربه کرد. او در سال ۱۹۴۵، زمانی که بوداپست در جنگ دوم جهانی محاصره‌ شده بود، با پدر و مادر خود مجارستان را ترک کرد. او بعد از رسیدن به فرانسه تنها دفترچه‌ی خاطراتش را همراه داشت. دفترچه‌ای که در آن شرح چگونگی مسافرت خود از مجارستان را نوشته بود. چند سال بعد او به بلژیک پناهنده شد و در سال ۱۹۶۴ با روزنامه‌نگار معروف بلژیکی کلود بلانژ ازدواج کرد و به عنوان یک نویسنده و روزنامه‌نگار فعالیت‌های خود را در سطح فعالیت‌های بین‌المللی آغاز کرد. کریستین پس از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۸ به فعالیت‌های خود در پاریس و ژنو ادامه داد.

کریستین در طول سال‌هایی که به عنوان روزنامه‌نگار، نویسنده و فعال اجتماعی در جامعه فعالیت می‌کرد جوایز و افتخارات بسیاری کسب کرد از میان آن‌ها می‌توان به فرمانده لژیون افتخار ــ فرمانده هنر و ادبیات ــ افسر سفارت ملی شایستگی اعطای صلیب طلایی شایستگی توسط رئیس‌جمهور مجارستان برای کتاب «کاردینال تسخیر شده» اشاره کرد.

در بخشی از کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم می‌خوانیم

هوا تغییر کرده بود و چون دائم باران می‌بارید، در اتاق کوچک هتل زندانی شده بودم. جورج تا وقت آزاد پیدا می‌کرد به هتل می‌آمد و با هم درباره‌ی آینده حرف می‌زدیم. بارها گفته بود: «اگه شانس بیارم، با یه ایده‌ی ابتکاری، همه کارها درست می‌شه.» در یکی از همان روزهایی که دائم این حرف‌ها را تکرار می‌کرد، گفت که در روزنامه عصر یک آگهی گذاشته که متن آن چنین بود: «یک مرد جوان، جهت راه‌اندازی یک برنامه تبلیغاتی برای یک اختراع مهیج و جنجالی، به سرمایه‌ای یک میلیون دلاری (حتی بیش‌تر) احتیاج دارد. سود سرشاری برای وام‌دهنده خواهد داشت. بیست و چهار ساعت پس از انعقاد قرارداد، اصل وام پس داده خواهد شد. پاسخ به این آگهی در همین روزنامه درج شود، فوری».

جورج دلش می‌خواست من به ابتکار او بیش‌تر خوش‌بین باشم؛ اما وقتی او در مورد اختراعش برایم توضیح داد، آن همه شور و اشتیاق او مرا نگران کرد. او می‌خواست یک یخچال بدون برفک بسازد. نقشه‌اش تحیر آور بود اما وقتی آخر حرف‌هایش اضافه کرد که می‌خواهد لوازم آن دستگاه را قطعه قطعه به اتاق من بیاورد و سرهم کند، بااحتیاط پرسیدم: «ولی برای برق این دستگاه چه فکری کردی؟»

انگار حرفم به او برخورد، یک دفعه ماتش برد؛ همیشه وقتی من در مورد واقعیت‌های ناراحت‌کننده‌ی زندگی در هتل حرفی می‌زدم، دل گیر می‌شد. برایش تعریف کردم که وقتی یک‌بار می‌خواستم لامپ اتاقم را عوض کنم و یک لامپ قوی‌تر نصب کنم، فیوز برق هتل پرید و صاحب هتل که آدم خسیسی است گفت مخارج تعمیر آن را به حساب من می‌گذارد.

آن روز جورج با بدخلقی از پیش من رفت، باز من تنها ماندم. حرف‌هایی را که آن روز زده بودیم در ذهنم مرور کردم. تازه بعد از رفتن او بود که مفهوم واقعی حرف‌هایش را فهمیدم. او گفت: «ما فقط دو سال با هم فاصله سنی داریم، وقتی تو سی سالت بشه، من یه مرد سی و دو ساله‌ام. خودت فقط تفاوت بین ما دو تا رو تصور کن... یه مرد سی ساله، تازه اول زندگیشه، در حالی که یه زن...» سکوت او گویای همه چیز بود... حالا، بعد از گذشت سال‌ها، معنای سکوت او را بهتر از حرفهاش می‌فهمم.

آن شب، چشم‌هام خیلی خسته بود و حوصله‌ی نوشتن نداشتم. در آن سیاهی که پشت پلک‌های سوزان چشم‌هایم پنهان شده بود، فکر کردم: «پس هنوز نه سال دیگه از جوونی من باقی مونده.» آقای زابو مثل تیری که از چله کمانی رها شده، مستقیما برای برآوردن آرزوهای پنهانی ما در زندگی‌مان فرود آمد.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی داستان می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم

نظرات کاربران درباره کتاب من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم

کتابی که فقط ۵۷۰ نفر تو گودریدز بهش امتیاز دادند چه طور میتونه پرفروش ترین کتاب سال بوده باشه؟؟ اگه تونستید معما رو حل کنید به منم خبر بدید
در ۳ سال پیش توسط ..... ( | )
کتاب فوق العاده ای هست اما غلط های تایپی زیادی تو متن وجود داره.
در ۳ ماه پیش توسط الهام امامی ( | )
من این کتابو خوندم. البته نسخه چاپی‌ش رو. توصیه میکنم بخونید. واقعا کتاب خوبیه
در ۱ سال پیش توسط پانته آ برهان حقيقي ( | )
درمورد چیه ؟؟؟؟
در ۱ سال پیش توسط par...n89 ( | )
کتاب زیبایی بود
در ۲ سال پیش توسط maryam saberi ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››