فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زن ایده‌آل

کتاب زن ایده‌آل
چطور همسرتان را مجذوب خود کنید

نسخه الکترونیک کتاب زن ایده‌آل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب زن ایده‌آل

جذابیت های تان را نشان دهید! بگذارید نکته ای را برای تان توضیح دهم: این کتاب شبیه کتاب های دیگری که تا به حال در این زمینه خوانده اید نیست. در این کتاب نه از قوانین خبری است و نه فهرست کارهایی که ظرف سی روز، باید انجام دهید تا همسرتان را مجذوب خود کنید و نه دلیلی برای سرزنش کردن خودتان، اگر همسرتان آن کسی نیست که دنبالش بوده اید لطف این کتاب را کنار بگذارید. در عوض به خودتان توجه کنید و اینکه چگونه می توانید در هر موقعیتی خود را آنطور که هستید نشان دهید چه ازدواج کرده باشید یا نه.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.96 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زن ایده‌آل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

اگر می گفتم که می توانم ظرف یک ساعت، اطلاعاتی در اختیارتان بگذارم تا هر لحظه خوشحال تر، سالم تر و جذاب تر باشید، چه می کردید؟
اگر می گفتم این اطلاعات، کیفیت عشق و محبت تان را در زندگی زناشویی دگرگون خواهد کرد، چه؟
اگر می دانستید چه طور می توانید جذاب باشید و بی آن که تظاهر کنید، از روابط زناشویی سالم و رضایت بخش تان لذت ببرید، چه؟
اگر مجبور نباشید نقش بازی کنید، از قوانین پیروی کنید یا برای رسیدن به خواسته های تان حساب و کتاب کنید، چه؟
این ها برای تان جالب نیست؟ دوست دارید یک ساعت از وقت تان را به حرف های من اختصاص دهید؟ دوست دارید همسرتان را مجذوب خود کنید؟
اگر می خواهید قابل اعتماد، سرشار از احساس و جذاب باشید ـ که امیدوارم همین طور باشد ـ کتاب مناسبی را انتخاب کرده اید. این کتاب زندگی تان را متحول می کند. راه کارهایی را می آموزید که به تقویت روابط تان با اعضای خانواده و دوستان کمک می کند، بی آن که مجبور شوید خود را به زحمت بیندازید.
شاید عنوان این کتاب برای تان جالب باشد. شاید بگویید: «بله، من می خواهم زنی ایده آل برای همسرم باشم.» باید اعتراف کنم که من هم این عنوان را انتخاب کردم تا شما را مجذوب کتابم کنم. این کتاب به شما کمک می کند تا بر جذابیت های درونی و بیرونی خود بیفزایید و ارتباط بسیار خوبی با همسرتان داشته باشید.
ممکن است بعضی از مطالبی که در این کتاب می آموزید، با عقایدی که دارید یا چیزهایی که تا به حال آموخته اید، مغایر باشد. اما به خاطر داشته باشید که این کتاب را به این دلیل انتخاب کرده اید که آموخته ها و باورهای فعلی تان کمکی به زندگی مشترک تان نکرده است.
اولین نکته ای که باید به آن اشاره کنم، این است: وقتی راه کاری در زندگی تان موثر نیست، مفهومش این است که از اطلاعات نادرستی استفاده کرده اید. نگران نباشید؛ این، مشکلی نیست که حل نشود؛ در واقع موهبتی از سوی خداست که می خواهد به شما بگوید در مسیر نادرستی قرار گرفته اید و باید هرچه زودتر اولین گام را در مسیر درست بردارید.
وقتی با ذهنی قبراق و آماده این راه کارها را می آموزید، خواهید دید که روابطی پرشور و پربار در انتظارتان خواهد بود.
چه طور بهترین بهره را از این کتاب ببرید
این کتاب مطالب زیادی به شما می آموزد و سرگرم و متحول تان می کند. من سعی کردم مطالب و دیدگاه هایی را در این کتاب مطرح کنم که با کمک آن ها بتوانید تغییراتی ابدی و ارزشمند در زندگی تان ایجاد کنید.
اگر به دنبال اطلاعات و راهنمایی های بیش تر هستید، می توانید به اینترنت و به سایت هایی که در این زمینه وجود دارند، مراجعه کنید و اطلاعات مورد نیازتان را جست و جو و آن ها را کپی کنید.
به خاطر داشته باشید، تفاوت مطالعه و درک یک مطلب با عمل کردن به آن، از زمین تا آسمان است. من می توانم روش های تالیف کتاب خودیاری را بخوانم و در نهایت به این نتیجه برسم که برای نوشتن چنین کتابی، به سوژه و ایده ای جذاب، نوشتن طرح کتاب، رایانه و چاپگر نیاز دارم؛ اما تا وقتی ننشینم و کتابی ننویسم، هرگز کتاب خودیاری ای به وجود نخواهد آمد! خواننده ی عزیز، درباره ی شما نیز همین طور است. اگر واقعاً می خواهید همسرتان را مجذوب خود کنید، باید روش های جذاب بودن را تمرین کنید. تنها یادگیری این روش ها کافی نیست.
این کتاب کمک می کند تا افکار پنهانی و رفتارهایی را که روابط تان را خراب می کند، کنار بگذارید. من به تجربه می دانم وقتی از رفتارتان آگاه می شویدـ بی آن که درباره ی خودتان قضاوت کنیدـ متوجه می شوید که ناخودآگاه رفتارتان را کنار گذاشته اید. آگاهی ای که با پیش داوری همراه نیست، کمک می کند تا با زحمت کم تری به راه حل دست یابید. کافی است نگاه دقیقی به خودتان بیندازید. وقتی بی آن که قضاوت کنید، خودتان را می بینید، از قید و بند رفتارهای نادرست گذشته خلاص می شوید.
این که خودتان را با کسی که بهتر و جذاب تر از شماست، مقایسه کنید، چاره ی کار نیست. وقتی خود را به بهتر شدن یا بهتر بودن محدود می کنید، دو اتفاق می افتد؛ ابتدا، به همه ی دنیا نشان می دهید که خود را شکست خورده می دانید و به کمک نیاز دارید؛ در نتیجه در دام این فکر ناامیدکننده می افتید: «من هنوز به قدر کافی خوب نیستم»؛ دوم، احتمالاً در برابر عادت ها و رفتارهایی که فکر می کنید بد هستند، مقاومت می کنید و چون هرچه را بیش تر از خودتان دور کنید، مقاوم تر می شود، این عاد ت ها و رفتارها نیز بیش تر سراغ تان می آیند. حالا راه حل چیست؟ کافی است نگاه دقیقی به رفتارهای تان بیندازید و به راه حل های جدید فکر کنید؛ آن وقت خواهید دید که اگر بهتر بودن را هدف قرار دهید، به نتیجه ای نمی رسید.
شاید بگویید: «من گیج شده ام. چه طور می توانم به کارها و رفتارهایم توجه کنم، بی آن که قضاوت کنم یا این پیام را به اطرافیانم بدهم که ایرادی دارم؟» پاسخ سوال تان این جاست.
درباره ی خودتان کنجکاو باشید و خود را بهتر بشناسید. باید کنجکاوی تان بی غرض باشد. وقتی درباره ی خودتان متوجه چیزی می شوید، بگویید: «اوه... چه جالب!» یا «اوه، نگاهش کن!» چیزی را که در وجودتان است ببینید، بی آن که تغییرش دهید. دست از کمال طلبی بردارید و فکر نکنید باید همیشه «بی نقص و کامل» باشید. برخلاف باور عموم، شما می توانید رشد کنید و بیاموزید، بی آن که به دنبال حل مشکل تان باشید.
به عنوان مثال، من می دانم نوازنده ی خوبی هستم و همیشه سعی می کنم توانایی هایم را در این زمینه گسترش دهم. وقتی موسیقی جدیدی گوش می دهم، سعی می کنم بفهمم انجام دادن (یا ندادن) چه کاری مانع می شود که من نواختن این موسیقی را بیاموزم. سعی می کنم روش های متفاوت نوازندگی را یاد بگیرم. سراغ نوازنده های دیگر و اساتیدم می روم و از آن ها کمک می گیرم. گاهی در حین تمرین، ایده ی جدیدی به ذهنم می رسد و گاهی نیز با تماشای حالت های دست استادم، نکته ی جدیدی می آموزم. بعد می گویم: «اوه، متوجه شدم باید چه کار کنم. متشکرم.» و همین کافی است. تغییر، گسترش و رشد؛ این سه عامل، دست در دست هم می دهند تا روحیه ی خودشناسی را در خود به وجود آورید، نه خودآزاری را.
سریع ترین راه رسیدن به نتایج مطلوب این است که با دیگران تعاون و همکاری داشته باشید. تحقیقات بی شماری نشان می دهد کسانی که با همسرشان ورزش می کنند، سریع تر وزن کم می کنند، به مدت طولانی تری وزن شان را ثابت نگه می دارند و در طی این فرآیند، بیش تر احساس رضایت و آرامش می کنند. جذابیت ظاهری، به تنهایی بی فایده است. وقتی با دیگران ارتباط برقرار می کنید، مراقب رفتارهای ناخواسته تان باشید. با خود صادق باشید و احساس عشق و حمایت را در خود تقویت کنید.
درباره ی چیزهایی که از دوستان، خواهران، برادران، همکاران، والدین، معلم ها و مربی ها ـ و هر کسی که ارتباط خاصی با او داشته اید ـ آموخته اید، حرف بزنید. معجزه زمانی رخ می دهد که چند نفر دور هم جمع می شوند و فکرشان را روی هم می گذارند و با همکاری هم، کاری انجام می دهند.
این کتاب برای شماست. از آن، نهایت بهره را ببرید. مفاهیم و اطلاعاتش را امتحان کنید. راه کارهایش را تمرین کنید. حقیقت وجودی خود را کشف کنید. بگذارید این اطلاعات شگفت انگیز کمک تان کند تا قدرت ها و نیروهای اسرارآمیز تان را ابراز کنید.
دنیا به زنی باهوش، شگفت انگیز و زیبا مثل شما نیاز دارد. کافی است که از پیله ی خود بیرون بیایید. من با کمال افتخار به شما نشان می دهم چگونه این کار را انجام دهید. پس با من همراه شوید!
ماجرای تالیف کتاب «زن ایده آل»
شش سال قبل، طرح کلی کتاب «زن ایده آل» شکل گرفت. من تقریباً بیست وپنج ساله و تازه نامزد کرده بودم و در آپارتمان کوچک یک خوابه، در نیویورک زندگی می کردم. دوست داشتم کتاب بنویسم و خود و افکارم را به جهانیان معرفی کنم؛ چه موضوعی بهتر از زنان و روابط زناشویی شان! تنها یک مشکل کوچک داشتم: روابط زناشویی خودم.
من زنی زیبا، جذاب و موفق بودم. حلقه ی ازدواجم نگین الماس زیبایی داشت، حساب بانکی پر از پولی داشتم و نامزدی زیبا و مهربان. تمام دوستان و افراد خانواده ام مشتاق بودند زودتر در مراسم ازدواج من شرکت کنند، اما من فقط به این فکر بودم که از زیر بار ازدواج شانه خالی کنم. چه طور می توانستم درباره ی روابط زناشویی کتاب بنویسم، در حالی که زندگی زناشویی خودم در شرف نابودی بود؟ مسلماً نمی توانستم این کار را بکنم.
می دانستم که باید نامزدی ام را به هم بزنم، اما شش ماه تمام این فکر، ذهنم را مشغول کرده بود. باید چه می گفتم؟ کجا زندگی می کردم؟ کارم چه می شد؟ والدینم چه فکری درباره ی من می کردند؟ دیگران چه فکری درباره ی من می کردند؟ خودم درباره ی خودم چه فکری می کردم؟
هر روز که می گذشت، دروغ هایی که به خودم می گفتم، بزرگ تر، دردناک تر و آزاردهنده تر می شد. جر و بحث و کشمکش های میان من و نامزدم غیر قابل تحمل شده بود. سرانجام، یک روز صبح، همه چیز تغییر کرد. بیدار شدم و با خود فکر کردم: «حتی یک ثانیه ی دیگر هم نمی توانم این وضع را تحمل کنم. باید همین الان به این وضع خاتمه دهم. زندگی من به این تصمیم بستگی دارد.» دقیقاً یادم نیست چه گفتم، اما می دانم به محض آن که جمله ی «همه چیز تمام شد» از دهانم بیرون آمد، آن قدر احساس آرامش و سبک بالی کردم که قابل وصف نیست. البته ما با چشم های گریان، حلقه های مان را پس دادیم، اما در دل می دانستم که این تصمیم، به نفع هر دوی ماست.
از آن لحظه به بعد، دیگر هیچ چیز مثل قبل نبود. از وقتی جرئت کردم حقیقت را به زبان بیاورم، روحیه ام تغییر کرد. سخنرانی هایی در زمینه ی رشد شخصی برگزار کردم و دست به هر کاری زدم تا معنا و مفهوم واقعی زندگی را کشف کنم. به خصوص برایم جالب بود بدانم چه طور می توان روابط اجتماعی موفقی داشت و به موفقیت و رضایت خاطر دست یافت. کتاب های بسیاری در این زمینه خواندم، در سمینارهای مختلفی شرکت کردم و از بهترین مشاورها کمک گرفتم و بعد معجزه ای باورنکردنی در زندگی ام رخ داد.
زندگی ام به طور معجزه آسایی دگرگون شد. ضمن آن که تلاش می کردم زندگی ام را اداره کنم و مستقل باشم، سرانجام به موفقیت های فردی و حرفه ای که مدت ها به دنبال شان بودم، دست یافتم.
اول از همه، با مردی بی نظیر و مهربان، به نام جاش(۱) آشنا شدم. او به راستی مرد رویاهایم بود. (حتی می توانم بگویم بهتر از آن بود.) او خلاق، حمایتگر، صادق، موفق، دوست داشتنی و شوخ طبع بود. دوم، سرانجام رویایی که مدت ها در سرم پرورانده بودم، تحقق یافت. من از بچگی، دوست داشتم نوازنده شوم. هرگز رسماً در کلاسی ثبت نام نکرده بودم. ۲۶ ساله بودم و فکر می کردم دیگر برای شرکت در کلاس های نوازندگی دیر شده است. با این حال، در اولین کلاس ثبت نام کردم و مدتی بعد، در کارم پیشرفت و تدریس موسیقی را آغاز کردم. مدتی بعد، از طرف برنامه های تلویزیونی مختلف، از من دعوت به همکاری کردند. از آن پس، به هزاران زن و مردی که از سراسر دنیا در کلاس هایم شرکت می کردند، موسیقی آموختم. با مجله هایی مانند خویشتن، سلامت زنان و پیشگیری و سازمان هایی مانند نایک(۲) مشغول به کار شدم. در طول تالیف این کتاب، چهار نوار ویدیویی و دی وی دی(۳) آموزش موسیقی تهیه کردم که فروش فوق العاده ای داشتند.
یک سال قبل، با خود فکر کردم: «وای، خدای من، این روش زندگی چه قدر موثر است.» برای اولین بار در زندگی ام، احساس اعتمادبه نفس و هشیاری می کردم. ضمن آن که به اطلاعات و تجربیاتم می بالیدم، سعی کردم سررشته ی زندگی ام را در دست گیرم. وقتی مراجعانم نیز به موفقیت های باورنکردنی و بی سابقه ای دست یافتند، فهمیدم وقتش است که تالیف کتاب «زن ایده آل» را آغاز کنم.
هر چیزی را که کشف کردم و زندگی ام را تغییر داد ـ به خصوص توانایی ام در برقراری روابط موثر و موفق ـ در این کتاب گنجانده ام. می توانید از این اطلاعات استفاده کنید؛ اما فعلاً دست نگه دارید، چون خبر بهتری برای تان دارم.
قوانینی که زندگی زناشویی تان را دگرگون می کنند، بر سایر ابعاد زندگی تان نیز تاثیر خواهند داشت. اوضاع کاری، مالی، سلامت و احساس خوشبختی تان به اندازه ی روابط تان با اعضای خانواده ، دوستان و همکاران، قوی تر و رضایت بخش تر از آن چه تصور می کردید، خواهد شد. من سعی کرده ام هیچ نکته ای را از قلم نیندازم، چون می خواهم به آسان ترین شکل ممکن، زندگی تان را متحول کنید. حالا آماده هستید؟ پس می رویم سراغ اولین درس یعنی راه بروز جذابیت های درونی.

نظرات کاربران درباره کتاب زن ایده‌آل

کتاب فوق العاده ایه. به اشتباهاتی اشاره میکنه که معمولا خواسته و ناخواسته مرتکب میشیم و ما رو متوجه اونها میکنه و راه حل براشون ارائه میده. برای من واقعا کمک کننده بود.
در 10 ساعت پیش توسط
یک فرد شکست خورده و قدرنشناس که مشکل خودش رو قبول نداره اومده نسخه میپیچه
در 4 ماه پیش توسط
عشق چیزی نیست که در تمام دوران زندگی پایدار بمونه و با گذشت زمان کمرنگ تر می شه برای همین هم مرد و هم زن باید یاد بگیرن این عشق رو تقویت کنن و همدیگه رو مجذوب کنن.
در 11 ماه پیش توسط
به نظر من مجذوب کردن همسر نظریه اشتباهه کسی که ادمی رو دوست داشته انتخابش کرده لزومی به جذب نیست
در 11 ماه پیش توسط
جالبه اولین جمله همه این مدل کتابا اینه :" این کتاب با همه کتابایی که قبلا خوندین فرق داره" !!!! کاملا مشخصه از این جمله که نویسنده بیشتر دنبال بازاریابی برای کتابشه تا چیز دیگه۰ مثل فروشنده هایی که داد میزنن: بیا اینور بازار!:) واقعا فرهنگ ما با غرب خیلی فرق داره۰ تو فرهنگ ما مرد صدبار میره خواستگاری و آخرشم میگه منو به غلامی قبول کنین۰ زن هم ناز میکنه و وقتی هم بله گفت حسابی پای مرد زندگیش میمونه۰ همه جوره۰ پیشنهاد میکنم کتاب "سیمای دو زن" نوشته سعیدی سیرجانی رو حتما بخونید ۰ توش خیلی جالب شخصیت لیلی رو با شخصیت شیرین مقایسه کرده و میشه ازش عمق و تفاوت عشق ایرانی با سایر عشقها رو فهمید
در 1 سال پیش توسط