فیدیبو نماینده قانونی انتشارات امیدفردا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
مجله سیاه کاغذهای سیاسی و تاریخی

مجله سیاه کاغذهای سیاسی و تاریخی

نسخه الکترونیک مجله سیاه کاغذهای سیاسی و تاریخی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۵۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره مجله سیاه کاغذهای سیاسی و تاریخی

همیشه گذشته چراغ راه آینده می باشد و رکن چهارم یک حکومت دموکرات و مردمی می باشد و می گوید رابطه مطبوعات با جتمعه مانند رابطه ساختمان با روشنایی است اگر جامعه ای مطبوعات نداشته باشد یا مطبوعات در جامعه فعال نباشد مانند ساختمانی است که روشنایی نداشته باشد. نباید فراموش شود که این مطبوعات و رسانه ها هستند که فساد را در ابعاد مختلف آن در جامعه و حکومت افشا می کنند.

ادامه...

بخشی از مجله سیاه کاغذهای سیاسی و تاریخی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

(۱)

مجله خواندنی ها(*)
سال ۲۷
نظری به مذاکرات مجلس جلسه یکشنبه، ۲۲ فروردین ماه ۱۳۲۷

آقای وزیر، با تلمبه ها چطورید؟

شب دوشنبه، وقتی رئیس وارد جلسه شد، به منشی سمت راستش گفت: این آخرین شبی است که من به مجلس می آیم، دیگر نخواهم گذاشت جلسات شب ها تشکیل شود، رئیس این را گفت و پشت میز نشست تا برای تبدیل و تغییر جلسات مجلس، از عصر به صبح تصمیم بگیرد. قبل از آن که رئیس اعلام رای کند، مکی (۱) گفت: من پیشنهاد کرده ام با ورقه رای گرفته شود، اقبال(۲) به شوخی گفت: چون این موضوع خیلی مهم است و به سرنوشت مملکت ارتباط دارد بهتر است با مهره مخفی رای بگیریم.
بالاخره با ورقه رای گرفتند، قبل از این که نتیجه اخذ رای معلوم شود، یکی از وکلا گفت: اگر عده ی ورقه های کبود و سفید مساوی باشد، باید چه کار کرد؟ باید هم صبح جلسه را تشکیل داد و هم عصر! دکتر مجتهدی(۳) که از دست مجلس خسته شده بود، گفت: در این صورت نباید اصلاً جلسه تشکیل داد.
پس از آن که رای ها شمرده شد، جلسه به صبح موکول شد و رئیس با حرارت مخصوصی گفت: روز سه شنبه صبح ساعت ۹ زنگ جلسه را می زنم و تا بیست دقیقه صبر می کنم، اگر کسی نیامد، دیگر معطل نمی شوم و به کلی مجلس را تعطیل می کنم.
به پیشنهاد اردلان که خود را به امور کشاورزی خیلی علاقه مند نشان می دهد، لایحه معافیت ماشین های کشاورزی را از پرداخت عوارض و گمرک مطرح کردند، در این موقع بود که بار دیگر نمایندگان مشغول دادن پیشنهادات عجیب و غریب شدند. صدرزاده که خیلی از آقای مهدی نمازی دلِ خوش دارد و می خواست کمک هایی را که او در موقع انتخابات شیراز کرده بود بکند، پیشنهاد کرد لوازم لوله کشی که ایشان برای شهر شیراز وارد می کنند از پرداخت عوارض معاف باشد. این پیشنهاد با تمام فعالیتی که صدرزاده کرد، رد شد.
آقای علی وکیلی، پیشنهادی در خصوص معافیت تلمبه ها از عوارض مالیاتی داده بودند، وقتی ایشان از معافیت تلمبه از عوارض صحبت می کردند، وزیر کشاورزی به یاد هزاران تلمبه هایی افتاد که در مغازه های تهران وجود دارد و صدها نفر واردکننده تلمبه هستند و از این راه ممکن است سواستفاده کنند، لذا با این پیشنهاد مخالفت کرده ولی بیشتر نمایندگانی که اهل آبیاری هستند از این پیشنهاد دفاع می کردند، گفته می شد رای، رای. رئیس مجلس از وزیر کشاورزی چند بار پرسید که نظر شما چیست؟ چون مجلس شلوغ بود آقای شاهرودی متوجه نشد و رئیس که از مختل بودن نظم مجلس بسیار دلتنگ بود، با عصبانیت فریاد کشید، گفت: آقای وزیر! بالاخره با تلمبه ها چطورید؟ وزیر کشاورزی که تازه متوجه موضوع شده بود، نیم خیز شد و با لهجه قزوینی که خیلی مورد پسند آقای حکیم الملک حکیمی(۴) است، گفت: «من با تولومبه موخالفم» این دُرّفشانی وزیر کشاورزی، مجلس را به شدت خنداند.
بالاخره به پیشنهاد معافیت تلمبه ها رای گرفته شد و به تصویب رسید و نشان داد که نمایندگان مجلس علاقه زیادی به تلمبه ها دارند.
این لایحه به کمیسیون رفت و پس از آن، آقای وزیر بهداری لایحه ای برای استخدام پزشکیاران و داروسازان و دندان سازان و قابله ها به مجلس داد.
دکتر معظمی هنگامی که می خواست از این لایحه دفاع کند حمله سختی به قابله ها کرد و کسی نفهمید که چرا این دکتر دانشگاه با این قد بلند و پشت خمیده، این طور از دست قابله ها ناله و زاری می کند.
وزیر دادگستری سروری(۵) وقتی که پشت تریبون رفت، یک لایحه راجع به آنها که از دست حاجی ربابه و شمس جلالی متضرر شده اند، به مجلس داد. و در لایحه دیگر موضوع محاکمات غیابی را پیش آورد و در حالی که هیچ کس انتظار نداشت او حرفی درباره قوام السلطنه(۶) بزند، بی سر و صدا گزارش خلافکاری های جناب اشرف(۷) را به مجلس داد.
وقتی سروری نشست، گزارش دیوان کیفری قرائت شد. مجلس وضع عجیبی پیدا کرده بود. شریعت زاده و سید هاشم وکیل سراپا گوش شده بودند و به قدری این گزارش تاثیر زیادی در آنها داشت که رنگ سر بی موی این دو نفر را دگرگون کرد.
آشتیانی زاده که می خواست نشان بدهد این گزارش اهمیتی ندارد، به این طرف و آن طرف نگاه کرده می خندید، ولی برادر قوام السلطنه، معتمدالسلطنه وثوق(۸) به قدری از اوضاع دلتنگ بود که حد نداشت، گوش سمت راست خود را متوجه طرفی که گزارش خوانده می شد، کرده بود و با دست راستش روی میز تانگو می زد.
وقتی گزارش تمام شد، حکیم الملک پشت تریبون رفت و از بهت و حیرت فراکسیون دموکرات ایران استفاده کرده و پس از آن دندان های عاریه اش را جابه جا کرده، گفت: من برای جواب به استیضاح حاضرم و بلافاصله از مجلس بیرون رفت.

پی نوشت ها:

* ـ مجله خواندنی ها ـ که ابتدا بنگاه زربخش بوده و بعدا به مدیری و صاحب امتیازی علی اصغر امیرانی در تهران تاسیس و منتشر شده، چون هر جهت در بین مجلات فارسی تازگی دارد و از طرفی قسمت عمده ی ترقی و پیشرفت آن مربوط به بعد از شهریور ۱۳۲۰ یعنی متعلق به بعد از دوره ای ست که ما فعلاً در این مجلدات از آن گفت وگو می نماییم و به همین مختصر اکتفا می نماییم.
۱ ـ حسین مکی، فرزند سید محمد باقر در سال ۱۲۹۰، در یزد متولد شد. قسمتی از تحصیلات خود را در یزد و قسمتی را در تهران پایان داد و ابتدا به شغل معلمی پرداخت و در بعضی از مدارس یزد ریاضیات تدریس نمود. محیط فرهنگی یزد مناسب با رشد فرهنگی و ادبی مکی نبود، از این رو به تهران منتقل شد و تحصیلات خود را نزد معلمین خصوصی ادامه داد. چندی ادبیات فارسی، صرف و نحو عربی، منطق و عرفان تحصیل کرد. یکی از استادان او مرحوم شریعت سنگلجی بود. بعد به استخدام در راه آهن دولتی ایران درآمد و خدمت نظام وظیفه خود را هم در نیروی هوایی انجام داد. پس از انجام خدمت وظیفه و اشتغال مجدد در راه آهن، در زمینه های مختلف ادبی تتبع نموده، نسبت به جمع آوری اشعار آنها اقدام نمود.
بعد از شهریور ۱۳۲۰، و فضای باز سیاسی که در کشور به وجود آمد و مطبوعات جانی گرفته بود و دموکراسی به معنای واقعی آغاز شد، مکی رسما فعالیت خود را در مطبوعات کشور آغاز کرد و نوشته های تاریخی و تحقیقی و ادبی وی بخش مهمی از مندرجات روزنامه های درجه یک تهران بود. انتشار کتاب زندگی سلطان احمدشاه قاجار و زندگی میرزا تقی خان امیرکبیر و جلد اول تاریخ بیست ساله در ظرف مدت کوتاهی تحسین و تقدیر مطبوعات پیامد داشت.
مکی در سال ۱۳۲۲ به اتفاق عده ای از مهندسین، حزب ایران را تاسیس کرد. وی جزو عده ی معدودی بود که نخستین سنگ بنای حزب را نهادند.
در سال ۱۳۲۵، احمد قوام نخست وزیر، از حسین مکی دعوت کرد تا عضو موسس حزب دموکرات ایران شود. وی نیز عضویت موسس حزب مزبور را پذیرفته و عضو کمیته تشکیلات شد و سرانجام به ریاست تشکیلات حزب در غرب ایران منصوب گردید.
هنگام انتخابات دوره ی پانزدهم، کاندیدای حزب دولتی از شهرستان اراک گردید و سرانجام با کمک قوام و حزب مزبور، وکیل مجلس شورای ملی شد و به عضویت فراکسیون دموکرات ایران درآمد.
پس از صدور فرمان انتخابات دوره شانزدهم، هژیر، وزیر دربار، دکتر اقبال، وزیر کشور، انتخابات را زیر سلطه ی خود قرار داده و بدون نظر آن دو، احدی با رای مردم وارد مجلس نمی شد. مصدق که پدر مخالفین دولت بود، تدبیری اندیشید و برای شکایت از دخالت در انتخابات مجلس به اتفاق عده ی کثیری به تحصن دربار رفت. مکی نیز در این تحصن همراه مصدق بود، نتیجه این تحصن این بود که انجمن نظارت انتخابات تهران موقتا متوقف گردید. این موفقیت برای دکتر مصدق و یاران وی موجب گردید که یک هسته ی مرکزی سیاسی تشکیل شود و از اینجا بود که فکر ایجاد جبهه های ملی به وجود آمد و پس از چندی، موجودیت آن اعلام گردید و مصدق رئیس جبهه و مکی دبیر آن شد.
در انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی که بعد از افتتاح آن مجلس انجام گرفت، مکی وکیل سوم تهران شد.
در تیرماه ۱۳۳۱ که منجر به استعفای مصدق و روی کار آمدن احمد قوام شد، فعالیت مکی برای تغییر وضع و بازگشت مصدق بسیار چشمگیر و ثمربخش بود و او در آن جریان سهم بسیاری داشت.
در دی ماه ۱۳۳۱، وقتی دکتر مصدق طی نامه ای از مجلس تقاضای تمدید اختیارات خود را برای یک سال دیگر کرد، پس از قرائت نامه ی دکتر مصدق توسط باقر کاظمی نایب نخست وزیر، مکی در مقام مخالفت برآمد و اظهار کرد با این وضع از این مجلس استعفا می دهم و استعفای خود را روی تربیون مجلس گذاشت و در یک مصاحبه مطبوعاتی، مصدق را به هیتلر تشبیه نمود و گفت، مصدق مرتکب اشتباهی می شود که زیان های فاحش و جبران ناپذیری برای ایران دارد.
مکی به اتفاق دکتر بقایی در سال ۱۳۳۹، دست به فعالیت سیاسی زدند و سازمان نگهبان آزادی را بنیاد نهادند و علیه انتخابات تابستانی دوره ی بیستم اعلام جرم کردند.
وی در تمام دوران خدمات اداری و سیاسی خود هرگز دنبال مال نرفت و دامن او از لحاظ مالی هرگز آلوده نشده است. سید حسین مکی تالیفات متعددی دارد.
۲ ـ منوچهر اقبال، فرزند ابوتراب اقبال التولیه، متولد ۱۲۸۸؛ تحصیلات ابتدایی را در خراسان و متوسطه را در مدرسه دارالفنون تهران انجام داد. در ۱۳۰۶ برای ادامه تحصیلات عازم فرانسه شد و وارد دانشکده طب پاریس گردید. پس از اخذ دکترا رشته تخصصی خود را در بیماری های عفونی انتخاب کرد. در ۱۳۱۲ تحصیلاتش پایان یافت، پس از مراجعت به ایران به خدمت وظیفه احضار شد و در بهداری لشکر شرق خراسان دو سال انجام وظیفه نمود، بعد داخل شهرداری مشهد گردید و تصدی بهداری آنجا به او واگذار شد. در ۱۳۱۶ به استخدام دانشگاه تهران درآمد و دانشیار دانشکده پزشکی گردید. اقبال قریب چهل سال بازیگر صحنه سیاسی ایران بود. پنج بار وزیر بهداری، دو نوبت وزیر راه، یک بار وزیر کشور، یک دفعه وزیر پست و تلگراف و وزیر فرهنگ و یکبار نخست وزیر شد. تنها کسی است که تمام مشاغل مهم کشور را در دوران مشروطه عهده دار بوده است. آن مشاغل عبارتند از: استادی و ریاست دانشگاه و دانشکده، سناتوری، وکالت مجلس و بالاخره ریاست شرکت ملی نفت ایران. اقبال در ۱۳۵۶ براثر سکته در ۶۸ سالگی در تهران درگذشت.
۳ ـ دکتر یوسف مجتهدی، متولد ۱۲۴۸ ش، در تبریز؛ او دارای دکترای پزشکی از دانشگاه لوزان سوئیس بود. وی در تبریز به مداوای بیماران مشغول بود. وی در دوره های چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم و بیستم، وکالت مردم تبریز را در مجلس به عهده داشت. او پس از ورود به مجلس در مقام منازعه و مبارزه با حزب توده درآمد و در اثر اعتراضات و نطق های طولانی او چند اعتبارنامه از جمله اعتبارنامه سید جعفر پیشه وری در مجلس رد شد.
۴ ـ ابراهیم حکیمی (حکیم الملک) در سال ۱۲۸۶ ه. ق، در تبریز متولد شد. ابراهیم حکیمی پزشک بود و به طبابت اشتغال داشت.
حکیمی در انتخابات دوره دوم از تبریز و تهران وکیل شد، ولی چون وکیل اول تهران شده بود، نمایندگی مردم تهران را در مجلس قبول نمود. او در مرداد ۱۲۸۹ وزیر مالیه شد و در تیرماه ۱۲۹۰، در کابینه سپهدار تنکابنی وزارت معارف را برعهده داشت. او چندین دوره وزارت و نمایندگی مجلس را برعهده داشت. او در کودتای ۱۲۹۹ بازداشت گردید و قریب صد روز در زندان به سر برد.
در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۴، نمایندگان مجلس به ابراهیم حکیمی ابراز تمایل کردند و فرمان نخست وزیری او صادر شد و کابینه خود را تشکیل داد. حکیمی دیگر بار در ۱۲ آبان ۱۳۲۴ به نخست وزیری رسید. سومین زمامداری حکیمی در دی ماه ۱۳۲۶ صورت گرفت و شش ماه بر مسند صدارت تکیه زد. ابراهیم حکیمی در سال ۱۳۳۸ در سن ۹۲ سالگی در اثر سرماخوردگی درگذشت.
۵ ـ محمد سروری، از یک خانواده روحانی است که در سال ۱۲۷۱ دیده به جهان گشود. سروری پس از انجام تحصیلات مقدماتی به مدرسه علوم سیاسی رفت و پس از فراغت از تحصیل در ۱۳۰۰ به خدمت در دادگستری درآمد و با سمت وکیل عمومی (دادیار) خدمات قضایی خود را آغاز نمود. او کفیل وزارت دادگستری در صدارت دکتر متین دفتری بود. او پس از شهریور ۲۰ مجددا معاون وزارت دادگستری شد.
وی مدتی وزیر دادگستری بود و در آخرین سمت خود ریاست دیوانعالی کشور را برعهده داشت و مدت ۱۲ سال بر قوه قضاییه ریاست کرد و در سال ۱۳۴۶ در ۷۵ سالگی بازنشسته گردید. وی در سال ۱۳۶۹ در ۹۹ سالگی در آمریکا درگذشت.
۶ ـ احمد قوام، معروف به قوام السلطنه در ۱۲۵۲ ش، در تهران متولد شد. قوام تحصیلات مقدماتی را به اتفاق برادرش حسن وثوق (وثوق الدوله) نزد معلمین خصوصی فراگرفت، سپس در زمینه ی ادبیات فارسی و صرف و نحو عربی، عروض و قافیه و معانی بیان و ریاضیات قدیم ادامه تحصیل داد و مدتی نیز در مدرسه مروی به آموزش فلسفه و حکمت اشتغال ورزید. تلاش او در حسن خط موجب شد که در عداد خطاطان درجه اول روز قرار بگیرد.
وی مدتی منشی رئیس دفتر امین السطان (نخست وزیر) بود، پس از کناره گیری امین الدوله، قوام راه اروپا را در پیش گرفت و متناوبا قریب ۳ سال در اروپا به تکمیل تحصیلات و آموزش زبان های خارجی اشتغال ورزید. قوام فرمان مشروطیت را به خط زیبای خود نوشت و آن را برای امضا نزد مظفرالدین شاه برد و در اثر اصرار سرانجام فرمان را به توشیح رسانید. قوام چندین بار مقام وزارت را به عهده داشت.
قوام در ۱۴ خرداد ۱۳۰۰ رئیس الوزرا شد. در همین کابینه برای جلوگیری از تندروی های سردار سپه، مصدق السلطنه را به وزارت عدلیه معرفی کرد. قوام چندین بار به صدارت رسید. قوام در سال ۱۳۳۴ در سن ۸۲ سالگی درگذشت.
۷ ـ حضرت اشرف، همان احمد قوام می باشد.
۸ ـ حسن وثوق (وثوق الدوله) برادر قوام السلطنه در سال ۱۲۵۰ در تهران تولد یافت. وثوق الدوله از طرف اعیان تهران به وکالت مجلس انتخاب گردید.
انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی پس از فتح تهران به صورت دو درجه ای در تمام شهرهای ایران آغاز شد. در این انتخابات وثوق الدوله از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد و در نخستین روزهای اولین مجلس وثوق الدوله چندین نطق مهم ایراد نمود.
وثوق الدوله وزیر عدلیه کابینه محمدولی خان سپهدار تنکابنی بود و در همین کابینه مدتی وزیر مالیه بود. وثوق الدوله چندین بار وزارت کابینه های مختلف را به عهده داشت. او مدتی به اروپا رفت و دوباره بازگشت. او در شهریور ۱۲۹۵ به دستور احمدشاه رئیس الوزرا گردید و وثوق الدوله چندین بار رئیس الوزرایی احمد شاه را پذیرفت و در دوران صدارت او بود که کمیته ای به نام کمیته ی مجازات اعلام موجودیت کرد و برنامه ی خود را ـ اعدام انقلابی خائنین کشور ـ اعلام کرد و مرتبا شبنامه هایی در مورد ترور افراد انتشار داد. قصد این کمیته از بین بردن وثوق الدوله و نزدیکان او بود.
وثوق الدوله بعد از چندین دوره صدارت در اواخر عمر، حافظه خود را از دست داده بود و غالبا در باغ سلیمانیه می زیست و سرانجام در بهمن ۱۳۲۹ درگذشت و در مقبره خانوادگی واقع در قم مدفون گردید. از وی هشت دختر و دو پسر باقی ماند.
وثوق الدوله یکی از کارگردانان اساسی تاریخ مشروطیت ایران است. وی در تدین متهم قانون اساسی دخالت داشت و در ریاست هیات مدیره که در حقیقت نقش سلطنت و دولت را بازی می کرد، لیاقت و کیاست خود را بروز داد. وثوق الدوله در تاریخ ایران به نیکی و بدی هر دو یاد شده است. بعضی از مورخین به مناسبت انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ او را خائن قلمداد نموده اند، برخی این اقدام متهورانه او را ستایش کرده اند. آنچه مسلم است وثوق مردی ادیب و دانشمند و رجالی با تدبیر و با اراده بوده است.

به بهانه پیش گفتار

گفته اند جامعه مانند ساختمانی است که مطبوعات و رسانه ها، چراغ های آن ساختمان هستند و اگر ساختمانی چراغ نداشته باشد یا چراغ هایش خاموش باشد آن عمارت قابل استفاده نیست و در آن، تاریکی و سکوت حکمفرما می باشد. جامعه نیز چنین است، جوامعی که مطبوعاتش در معرض خطر قرار داشته باشند و آزادی بیان و قلم در آن حاکم نباشد، آن جامعه فاقد آزادی و دموکراسی است.
مطبوعات آیینه ی تمام نمای یک جامعه هستند که گذشته را مانند آیینه در معرض دید امروزی ها قرار می دهد؛ به خصوص روزنامه ها، جراید و مطبوعات تاریخی، سیاسی از جایگاه ویژه ای در جوامع برخوردارند. این مطبوعات و جرایدهستند که فسادها را کشف و آشکار می سازند. همچنان که مساله واترگیت را خبرنگاران افشا نمودند و نمونه آن ده ها حادثه ای است که در دوران انقلاب و بعد از انقلاب در جامعه خودمان اتفاق افتاد و از نظر مردم پنهان بود و خبرنگاران و روزنامه نگاران آنها را برای مردم افشا نمودند.
کتاب حاضر که تحت عنوان سیاه کاغذهای سیاسی، تاریخی تدوین شده است، بدون دلیل و منطق، این عنوان برای آن درنظر گرفته نشده است. همچان که مترلینگ می گوید: تاریخ حقیقت را می گوید، اما برداشت هر کسی از آن مختلف است به همین سبب چون هر کس از تاریخ برداشت خاصی دارد، پس سعی می کند به نفع خود و یا گروه خود تاریخ را تفسیر و تعبیر کند، متاسفانه کسانی که تاریخ را بررسی می کنند حبّ و بغض خود را در آن دخالت می دهند و از خادم، خائن می سازند و از خائن، خادم می آفرینند.
ناصرالدین شاه به میرزا مهدیقلی خان هدایت دستور داد درباره او و قاجاریه تاریخی تدوین کند. هدایت گفت: من سه نوع تاریخ می نویسم: یک تاریخ برای قبله عالم و یک تاریخ برای مردم و یک تاریخ برای خودم! این می رساند مورخین متاسفانه ایدئولوژی و مسلک و مرام خود را در تدوین مسائل تاریخی دخالت می دهند و این، تاریخ را از مسیر حقیقت منحرف می کند.
«اگر رجال سیاسی و روشنفکران، تاریخ یک جامعه را مطالعه کنند، اشتباهات گذشتگان را تکرار نمی کنند.» این گفته ی نغز از جرجی زیدان است. برداشت افراد و سلاطین و سیاسیون از سیاست متفاوت است. همچنان که چرچیل، نخست وزیر انگلیس استعمار پیر می گوید: سیاستی موفق تر است که عده زیادتری را امیدوار کند» و نیز ناپلئون پادشاه فرانسه می گوید: «هیچ سیاستی شکست نمی خورد، مگر این که در مقابل سیاست قوی تر قرار گیرد.»
و در همین مورد ژان پل سارتر اندیشمند فرانسه می گوید: «سیاست یعنی خود را برتر دانستن و دیگران را به این باور وادار کردن»
و از همه جالب تر، گفته ی برتراند راسل درباره سیاست است که هم اکنون این سخنان الگو و اُسوه ی اندیشه ی سیاسی سیاستمداران غربی شده است، سیاست یعنی از کار دیگران سردرآوردن و کار خود را از همه پنهان کردن.
پس اگر بخواهیم مطبوعات تاریخی و سیاسی را گذشته ای برای راهبرد حال و آینده قرار دهیم، باید با معلومات گسترده تاریخی و اندیشه ای و سیاسی به مسائل نگاه کنیم و سعی نماییم از قضاوت عجولانه اجتناب نماییم.

داوود علی بابایی
تابستان ۸۶

تقدیم به:

تمام کسانی که در راه آزادی و استقلال و حاکمیت ملت، قدم برمی دارند و قلم می زنند و به مردم سالاری و دموکراسی می اندیشند.


نظرات کاربران درباره مجله سیاه کاغذهای سیاسی و تاریخی