فیدیبو نماینده قانونی انتشارات امیدفردا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پنجاه روز تاریخی

کتاب پنجاه روز تاریخی
پنجاه واقعه‌ی مهم از دوران میلاد مسیح تا قرن بیستم

نسخه الکترونیک کتاب پنجاه روز تاریخی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۹,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پنجاه روز تاریخی

...تاریخ،سرگذشت است.تاریخ،زندگی است.تاریخ سرگذشت زندگی و (روز)و(روزگار) است و آدمی نیز جزئی از این روزگار و روز محسوب می‌شود. در تاریخ،روزهای(عزت) زیاد بوده است و روزهای (نکبت) نیز.تاریخ هم اوج افتخار داشته است و هم حضیض ذلت. آن کسان و آن ملل که از تاریخ گذشته درس عبرت گرفتند(برندۀ)زندگی شدند و آنها که درس نگرفتند بازنده شدند.به قول شاعر: روزگار است آن که گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد

ادامه...

بخشی از کتاب پنجاه روز تاریخی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



به بهانه ی مقدمه...

تاریخ، راه زندگی است؛
تاریخ، راه نمای زندگی است؛
تاریخ، خودِ زندگی است.
«موریس مترلینگ، فیلسوف بلژیکی»
۱۸۶۲ تا ۱۹۴۲ میلادی

روزی، یکی از شاگردان سقراط از او پرسید:
ـ استاد! شما تا به حال با ما، در بسیاری از موارد زندگی های فردی و اجتماعی صحبت کرده و گاه نیز ما را به بحث و محفل و محاوره و مصاحبه تشویق کرده اید در حالی که تا به حال درباره ی تاریخ و لزوم و یا عدم لزوم آن در زندگی نه تنها حرفی نزده اید بلکه، حتی اشاره ای هم به آن نکرده اید و... و سقراط در پاسخ او گفت:
ـ آن چه که ما تا به حال درباره ی آن به قول شما جدل و به عقیده ی من بحث می کنیم مربوط به مسائلی است که می بایست برای روشن شدن تکلیف ما با آن ها، تلاش و کنکاش کنیم و حال آن که تاریخ همیشه با ما است؛ چون تاریخ همیشه زنده است و هیچ گاه فانی نمی شود.
ما، از همان لحظه ای که از شکم امن مادر قدم به جهان متلاطم و ناامن می گذاریم چه بخواهیم و چه نخواهیم وارد تاریخ می شویم؛ یعنی تاریخ در همه خفایا و زوایای وجود ظاهری و باطنی ما، نفوذ می کند و به عبارت بهتر افراد بشر هرکه و هرچه هستند، همه خود، از عوامل تاریخ هستند.
اگر فردی که به دنیا می آید، در هرجای دنیا که باشد، تا زمانی که جهان را به حکم اجبار ترک می کند، در طول زندگی اش فقط برای خودش زندگی کند، تنها تاریخ حیات خودش را می نویسد ولی، اگر به حکم تقدیر و سرنوشت، زندگی او به زندگی دیگران پیوند خورد و مربوط شد آن وقت تاریخ عمومی به وجود می آید. گاه این پیوند تاریخ زندگی یک فرد با زندگی افراد دیگر عادی و طبیعی و در جهت صلح آمیز و ترقی و تعالی همگانی است که در این صورت تاریخ همگانی (تاریخ مثبت) خواهد بود، اما اگر آن پیوند غیرعادی و غیرطبیعی و در جهت قتل و غارت و کشتارهای هولناک و تامین غرایز منفی و هوس ها و وسوسه ها باشد، تاریخ همگانی، منفی می شود و تاریخ ملت ها، مخلوطی از این دو تاریخ است.
***
زمانی که فیلسوف معدوم یونان باستان، این سخنان را در پاسخ آن شاگرد خود بیان می کرد دنیا به صورت امروزی نبود؛ دنیایی بود کوچک و ساده و سالم و جمع و جور. هم تعداد ممالک جهان کم بود و هم تعداد افرادی که ملت های آن کشورها را تشکیل می دادند. با این وصف، دنیا پر بود از تاریخ سازان انفرادی اعم از مثبت سازان و منفی سازان. بین ممالک معدود آن روزگاران نیز جنگ و جدال و غارت و کشتار وجود داشت و در میان همان ملت ها نیز افرادی وجود داشتند که در اندیشه ی خیر و صلاح دیگران بودند و برای ترقی و تعالی و رفاه بشر تلاش می کردند و به همین جهت، هم رهبران منفی سازان و هم روسای مثبت سازان به تدریج در میان ملت های خود شاخص شدند و آوازه ی اعمال و افکار آن ها به سایر ملت ها نیز رسید. شخصیت های تاریخی این گونه پدید آمدند.
تاریخ، مجموعه ای است از شرح زندگی و کارهای این (شاخص)های ملی و بین المللی که در آن، نسبت به اعمال و نتایج اعمال آن (شاخص)ها و در حقیقت (شخصیت)های مثبت و منفی بحث و داوری می شود و در پایان این طور نظر داده می شود که چنگیز و آتیلا و تیمور، قاتل و هادم بودند و انبیای الهی و اولیای ادیان و ارباب حکمت و علم و ادب و هنر و صنعت، صالح و صانع. در زمانی که سقراط زندگی می کرد هنوز نه بمب اتمی اختراع شده بود و نه بمب های شیمیایی و میکروبی ایجاد شده بود. هنوز نه «آلفرد نوبل» شیمی دان سوئدی «دینامیت را کشف کرده و نه «توماس ادیسون» به نیروی شگرف و کارآمد الکتریسیته موفق شده بود.
هنوز ناپلئونی به دنیا نیامده بود که در یک جنگ، پانصد هزار جوان، پانصد هزار مرد و پانصد هزار انسان امیدوار و آرزومند را به کام مرگ روانه کند و هنوز هیتلری پیدا نشده بود که جنگ بین الملل دوم را به راه بیندازد و میلیون ها نفر خودی و بیگانه را در زمین و هوا و دریا قطعه قطعه کند و کوره های آدم سوزی و حمام های گاز و خندق های مرگ او و رژیم او آن قتل عام های فجیع را به راه بیندازند و از آن سو نیز افرادی نیز نظیر آلکساندر فلمینگ (کاشف پنی سیلین)، لویی پاستور (کاشف علت بیماری ها)، ادوارد جنر (کاشف درمان بیماری آبله) و هزارها مصلحان و خیراندیشان زنگی بشری چه روحانی و چه جسمانی مثل (سعدی و نیوتون و ویکتور هوگو و بتهوون و...) به وجود نیامده بودند.
ولی، گفته های سقراط و دیگر حکما و فلاسفه از ملت های مختلف دیگر که درباره ی تاریخ و لزوم آموزش و دانستن تاریخ برای همه افراد بشر سخنانی گفته و توصیه هایی کرده اند همه درست است. همگان می بایست (تاریخ) را بخوانند و بیاموزند و بدانند تا، ره چنان روند که رهروان رفتند و لقمان وار (ادب) را از بی ادبان بیاموزند. آن هایی که در زندگی های خود دچار شکست شده اند، خواه سیاستمدار یا بازرگان، یا دانشمند، دانش آموز، سردار، هنرمند و ورزشکار اگر (تاریخ) می دانستند از شکست خوردگان قبلی (صرف نظر از ملیت و نژاد و رشته و حرفه ی آنان) درس عبرت می گرفتند و راه اشتباه آنان را نمی رفتند.

نظرات کاربران درباره کتاب پنجاه روز تاریخی

کاش خود نویسنده کمی تاریخ خونده بود. خیلی از اطلاعات کتاب از ویکیپدیا کپی شده.
در 10 ماه پیش توسط محمد نوری