پیام اصلی این کتاب این است که اقدامهای صورتگرفته در فهم جامعهشناختی از دین معاصر، باید به ایدههای نظری درمورد تمایز جوامع صنعتی پیشرفته و ظهور نظم جهانی، اهمیت دهد. این امر مستلزم توجهی جدی به راههایی است که از طریق آنها، افکار و اندیشهها درباره اهمیت اجتماعی دین، با گذشت زمان تغییر یافته است. اسلوب حاصله، از استمرار و تداوم دین در قالب تغییر، حکایت میکند.