فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کویر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جنگ و صلح در اسلام

کتاب جنگ و صلح در اسلام
نقد و بررسی نظر فقهای شیعه در آیینه قرآن و سنت

نسخه الکترونیک کتاب جنگ و صلح در اسلام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جنگ و صلح در اسلام

نوشتار حاضر در پنج فصل به بررسی عقاید اسلامی مربوط به جنگ و صلح می‌پردازیم. در فصل اول با بررسی عقاید علمای شیعه درباره جهاد اسلامی، میزان مطابقت ادعای جنگ‌طلبی اسلام را با نظرات فقهی بررسی خواهیم کرد. در فصل دوم به بررسی مستندات قرآنی حکم جنگ و جهاد با کفار می‌پردازیم. در فصل سوم، تاریخ جنگ‌های پیامبر اسلام(ص) را از نظر دلایل وقوع آنها مورد توجه قرار می‌دهیم تا جنگ‌طلبی ادعایی اسلام را در سنت پیامبر اسلام(ص) بررسی نماییم. در فصل چهارم به آیاتی از قرآن اشاره خواهد شد که به‌طور صریح یا ضمنی مخالف حکم جنگ با کفار است و در نهایت، در فصل پنجم، امکان اجرای حکم جهاد با کافران را در زمان معاصر به بحث می‌گذاریم.

ادامه...
  • ناشر انتشارات کویر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.24 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جنگ و صلح در اسلام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اول: جنگ و جهاد از نظر فقهای شیعه

در قدم اول در بررسی ادعای جنگ طلبی اسلام باید این سوال را مطرح کرد که ادعای فوق تا چه میزان مبتنی بر نظر علمای مسلمان است؟ به عبارت دیگر، آیا بر اساس دلایل جنگ مشروع از دید فقهاء، می توان گفت اسلام طرفدار جنگ و تهاجم است؟ در فصل حاضر، فارغ از دلایل شرعی مرتبط با جهاد اسلامی، به دنبال تشریح نظر فقهای شیعه در خصوص دلایل جهاد اسلامی هستیم تا میزان مطابقت ادعای جنگ طلبی اسلام را با نظرات مشهور در فقه شیعه بررسی کنیم.

بند اول: انواع جهاد اسلامی

فقهای شیعه با عباراتی کم وبیش مشابه، جنگ را به دو نوع ابتدایی و دفاعی تقسیم کرده اند. مثلاً محقق حلی می گوید: «وجوب جهاد، کفائی است و مشروط است به وجود امام یا کسی که او را نصب کرده باشد از برای جهاد.... و گاهی واجب می شود محاربه و مقاتله بر وجه دفاع یعنی دفع ضرر از خود مثل اینکه شخص مسلمانی در میانه اهل حرب باشد و فرا گیرد ایشان را دشمنی که ترسد از ایشان بر جان خود، پس امداد کند ایشان را به جهت دفع از جان خود؛ و این محاربه، جهاد نیست. و همچنین است هرکسی که بترسد از دشمنی بر جان خود، خواه مظنّه سلامت در محاربه باشد یا نه، یا بترسد از دشمنی بر مال و اهل خود هرگاه مظنه سلامت جان خود در آن محاربه داشته باشد، یعنی محاربه نمودن بر چنین کسی واجب است و جهاد نیست.»(۵)
شیخ طوسی نیز در نهایه می گوید: «جهاد، واجبی است از واجبات اسلامی. و کسی که شرایط شخصی وجوب جهاد در او جمع باشد به شرط وجود امام عادل یا کسی که از طرف او تعیین شده است، باید به آن اقدام کند. اما جهاد به همراه پیشوایان جور ویا بدون امام و پیشوا، خطا و گناه است مگر اینکه مسلمین بنا به دلایلی از اقدام کفار نسبت به خود بترسند که در این حالت دفاع بر آنها واجب است، ولی این جهاد برای ورود کفار به دین اسلام نیست.»(۶)
فقهای دیگر شیعه همچون ابن براج طرابلسی در مهذب، قطب الدین راوندی در فقه القرآن، ابن زهره در غنیه، ابن ادریس حلی در سرائر، ابوالمجد حلبی در اشاره السبق، یحیی بن سعید هذلی حلی در جامع للشرائع، علامه حلّی در قواعدالاحکام، شهید اول در لمعه و شیخ محمدحسن نجفی در جواهرالکلام نیز با عباراتی شبیه شیخ طوسی جهاد را به دو نوع دفاعی و ابتدایی تقسیم کرده اند.(۷)

۱ـ جهاد دفاعی.

با توجه به نظر فقهاء که نمونه ای از آن در فوق آمده است، می توان گفت دو نوع جهاد دفاعی در اسلام وجود دارد:

۱. اقدام جنگی مسلمانان برای حفظ جان و مال خود یا خانواده شان.
۲. اقدام جنگی مسلمانان برای دفع خطر از جامعه اسلامی.
البته به نظر می رسد دو نوع جهاد دیگر نیز در اسلام وجود دارد که نمی توان آنها را جهاد ابتدایی تلقی کرد و باید آنها را جهاد دفاعی دانست. این دو نوع جهاد عبارت اند از:
۳. جهادی که در آن، گروهی از مسلمانان برای دفع خطر و تجاوز از گروه دیگری از مسلمانان به آن اقدام می کنند. این نوع جهاد در اظهارات بعضی از فقهاء مورد اشاره قرار گرفته است.(۸)
۴. نوع دیگر جهاد دفاعی، جهادی است که با هدف نجات انسان های مظلوم و تحت ستم انجام می شود. این نوع جهاد در آیه ۷۵ سوره نساء مورد اشاره قرار گرفته است. این آیه بیان می کند: «چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده اند، پیکار نمی کنید، همان افراد (ستمدیده ای) که می گویند: پروردگارا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما.»(۹)
البته لازم به ذکر است که اصولاً بین جهاد دفاعی در اسلام و دفاع مشروع(۱۰) در حقوق بین الملل معاصر که تنها روش قانونی برای توسل به زور است تفاوت وجود دارد. مثلاً دفاع اسلامی نوع سوم و چهارم فوق الذکر را نمی توان دفاع مشروع دانست؛ زیرا دفاع مشروع مورد قبول در حقوق بین الملل، عبارت است از عملیات جنگی کشوری که به طور مستقیم مورد حمله مسلحانه قرار گرفته است(۱۱) درحالی که در دو نوع جهاد دفاعی اسلامی اخیر، کشور اسلامی مورد حمله مسلحانه قرار نگرفته است.(۱۲)
در هر حال، دفاع اسلامی در هیچ یک از اَشکال خود به معنی جنگ با عموم کفار نیست و به دلیل اعتقادات دینی طرف مقابل انجام نمی شود و به همین دلیل اصولاً نمی توان آن را مبنای ادعای جنگ طلبی اسلام دانست.

۲ـ جهاد ابتدایی.

همان طور که از تعریف جهاد اسلامی در سخن فقهاء برمی آید، بعضی از انواع جهاد به صورت تهاجمی است. اما این نوع جهاد که جهاد ابتدایی نامیده می شود، نسبت به چه گروه هایی و با چه هدفی انجام می شود؟ محقق حلی در این مورد می گوید: «کسانی که واجب است جهاد با ایشان، ایشان سه طایفه اند : یکی کسانی که سرکشی می کنند بر امام زمان از طایفه مسلمانان، و یکی اهل ذمه اند و ایشان یهود و نصاری و مجوس اند در وقتی که شرایط ذمه را به عمل نیاورند، و یکی سایر کفارند. و کسانی که واجب است جهاد با ایشان از این سه طایفه مذکوره، پس واجب است بر مسلمانان رفتن به سوی ایشان تا آنکه بازدارند ایشان را از آنچه باعث وجوب جهاد ایشان شده است از سرکشی بر امام یا محاربه مسلمانان یا آنکه ایشان را از کفر نقل کنند به اسلام هرگاه کافر باشند. پس اگر آنها ابتدا به جنگ کنند، واجب می شود جنگ با ایشان. و اگر آنان که جهاد با ایشان واجب است اصلاً متعرض جنگ نشوند، باز واجب است رو آوردن به سوی ایشان از برای جهاد به قدری که مسلمانان تمکن تدارک داشته باشند.»(۱۳)
با توجه به اظهارات فوق می توان گفت جهاد ابتدایی به معنی جنگ با عموم کفار است(۱۴) تا آنکه مشرکان، اسلام آورده یا کشته شوند و اهل کتاب، عقد ذمه را پذیرفته یا کشته شوند.(۱۵) این تعریف، به صراحت در سخنان شیخ طوسی آمده است. او در نهایه می گوید: «با تمام کسانی که از اسلام روی گردان هستند از هر گروهی از کفار که باشند، جنگ می شود ولی اینها دو گروه هستند: گروه اول یا اسلام را می پذیرند یا کشته شده و اموال و ذریه شان به غنیمت مسلمین درمی آید، و اینها هر کافری غیر از یهود، نصاری و مجوس هستند. گروه دوم گروهی هستند که می توانند پرداخت جزیه را به همراه دیگر شرایط ذمه بپذیرند و اینها یهود، نصاری و مجوس هستند. این گروه دوم هرگاه پرداخت جزیه را رد کنند یا شرایط ذمه را زیر پا گذارند مثل سایر کفار خواهند بود.»(۱۶)
در هر حال، جهاد ابتدایی با تعریف فوق الذکر را می توان مهر تاییدی بر ادعای جنگ طلبی اسلام دانست. اما جهاد ابتدایی تا چه میزان در میان فقهای شیعه پذیرفته شده است؟ این موضوع را در بند زیر دنبال می کنیم.

بند دوم: شهرت اعتقاد به جهاد ابتدایی

به غیر از محقق حلی و شیخ طوسی که معتقد به جهاد ابتدایی هستند و نظر آنها در فوق آمده است، سایر فقهای شیعــه نیز جهاد را با عموم کفار اعم از اهل کتاب و غیر آنها واجب دانسته اند. مثلاً می توان به فقهایی همچـون ابو الصلاح حلبی (در کافی)، نظام الدین صهرشتی (در اصباح الشیعه)، ابن براج طرابلسی (در مهذب)، قطب الدین راوندی (در فقه القرآن)، ابن زهره (در غنیه)، ابن ادریس حلی (در سرائر)، ابوالمجد حلبی (در اشاره السبق)، ابن حمزه (در وسیله)، یحیی بن سعید هذلی حلی (در جامع للشرائع)، علامه حلّی (در قواعدالاحکام)، شهید اول (در لمعه) و شیخ محمدحسن نجفی (در جواهرالکلام) اشاره کرد.(۱۷)
همچنین لازم به ذکر است اعتقاد به لزوم جنگ با عموم غیرمسلمانان منحصر به فقهای متقدم نیست، بلکه فقهای معاصر نیز همین عقیده را ابراز داشته اند. به عنوان مثال می توان از آیت الله روح الله خمینی، علامه محمدحسین طباطبایی، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، آیت الله حسینعلی منتظری و استاد مرتضی مطهری به عنوان معتقدان به جهاد ابتدایی نام برد. مثلاً آیت الله خمینی بیان می کند: «جزیه از یهود و نصارا از اهل کتاب و از کسانی که دارای شبهه کتاب هستند و آنان مجوس می باشند، گرفته می شود.... بنابراین از غیر سه طایفه، چیزی قبول نمی شود مگر اسلام یا قتل.»(۱۸) آیت الله حسینعلی منتظری نیز نه تنها معتقد به تشریع جهاد ابتدایی است بلکه برخلاف اکثر فقهاء، انجام آن را منوط به حضور امام معصوم(ع) نمی داند.(۱۹)
علامه طباطبایی و آیت الله مکارم شیرازی نیز همانند اکثر مفسران شیعه در ذیل آیات جهاد و ازجمله آیه ۵ سوره توبه(۲۰) به تشریع حکم جهاد ابتدایی تصریح کرده اند. مثلاً علامه طباطبایی در ذیل این آیه می گوید: «جمله «فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم» نشان دهنده برائت یا بیزاری از مشرکین است و می خواهد احترام را از جان های کفار برداشته و خون هایشان را هدر سازد و بفرماید: بعد از تمام شدن آن مهلت(۲۱)، دیگر هیچ مانعی نیست از اینکه آنان را بکشید، نه حرمت حَرَم و نه احترام ماه های حرام، بلکه هر وقت و هرکجا که آنان را دیدید، باید به قتلشان برسانید. البته این درصورتی است که کلمه «حیث» هم عمومیت زمانی را برساند و هم مکانی را. و تشریع این حکم برای این بوده که کفار را در معرض فنا و انقراض قرار داده و به تدریج صفحه زمین را از لوث وجودشان پاک و مردم را از خطر های معاشرت و مخالطت با آنان نجات دهد.»(۲۲) آیت الله مکارم شیرازی نیز در تفسیر آیه ۵ سوره توبه می گوید: «اگر تنها با اسارت و محاصره کردن و بستن راه بر آنها، در فشار کافی قرار گیرند از این راه باید وارد شد. و اگر چاره ای جز قتل نبود، کشتن آنها مجاز است. این شدت عمل به خاطر آن است که برنامه اسلام ریشه کن ساختن بت پرستی از روی کره زمین بوده و همان طور که سابقاً اشاره کرده ایم، مسئله آزادی مذهبی و ترک اجبار پیروان مذاهب برای پذیرش اسلام، منحصر به ادیان آسمانی و اهل کتاب... است و شامل بت پرستان نمی شود.»(۲۳)
سخنان آیت الله مطهری درباره جنگ و جهاد نیز اگرچه در بعضی قسمت ها، مبهم و غیرصریح است اما در مجموع، حاکی از اعتقاد به تشریع جهاد ابتدایی است. ایشان در قسمتی از سخنان خود با تقسیم جنگ به ابتدایی و دفاعی، معتقد است تمام انواع جنگ های اسلامی، دفاعی است.(۲۴) در ضمن، ایشان معتقد است در جمع میان آیات مطلق و مقید جهاد باید آیات مقید را مبنای حکم قرار داد؛ ایشان می گوید: «بعضی آیات قرآن در مورد دستور جهاد با کفار، مطلق است... مثل آیه ۲۹ سوره توبه که راجع به اهل کتاب است یا آیه ۷۳ سوره توبه. خوب اگر ما بودیم و همین چند آیه در قرآن، می گفتیم اسلام به طور کلی دستورش این است که با کافران و منافقان در حال جنگ باید بود و اصلاً نباید با اینها در حال صلح بود.... ولی قاعده ای است در محاورات عرفی که اگر مطلق و مقیدی داشته باشیم، یک دستور را در یکجا مطلق ذکر کرده باشد و در جای دیگر مقید ذکر کرده باشد، از نظر دستور عرفی در علم اصول می گویند مطلق را باید حمل بر مقید کرد....
بعضی از مفسران آمده اند مسئله ناسخ و منسوخ را در اینجا مطرح کرده اند یعنی گفته اند که در بسیاری از آیات قرآن همان طور که شما می گویید، جنگیدن با کافران را مشروط کرده است ولی در بعضی آیات دیگر آمده همه آن دستورات را یکجا نسخ کرده.... آیات اول سوره برائت (توبه) که فرمان جهاد را به طور کلی می دهد... و در سال نهم هجری هم آمده است، تمام دستور های گذشته را یکجا نسخ کرده است.... اما این حرف، حرف نادرستی است.»(۲۵)
از اظهارات فوق این گونه به نظر می رسد که استاد مطهری با نظر اجماعی فقهای شیعه مبنی بر جنگ با عموم کفار موافق نیست. اما با نگاهی به سخنان دیگر ایشان می توان دریافت که استنباط فوق صحیح نیست؛ زیرا ایشان شرک را فساد دانسته و برای رفع آن، جنگ را مجاز می داند، اگرچه این جنگ با هدف تحمیل عقیده نیست. ایشان می گوید: «یک مسئله اینجا باید مورد توجه قرار بگیرد و آن اینکه آیا توحید ـ اصل لا اله الا الله ـ جزء حقوق انسانیت است یا جزء حقوق انسانیت نیست؟... یعنی بنده ممکن است موحِّد باشم... کسی حق ندارد مزاحم من بشود، چون حق شخصی من است. ولی اگر آن دیگری مشرک شد باز هم حق شخصی خودش است.... اینجا حتی در میان علمای اسلام دو نظر است، بعضی ها طوری نظر داده اند که معنی نظرشان این است که توحید جزء حقوق عمومی انسان ها است پس جنگیدن به خاطر توحید، مشروع است چون دفاع از حق انسانیت، مثل جنگیدن برای آزادی ملتی دیگر است. ولی عده دیگر طوری نظر می دهند که معنی حرفشان این است که توحید جزء حقوق فردی ویا حقوق ملی ملت ها است و به حقوق انسانی مربوط نیست پس بنابراین کسی حق ندارد مزاحم فرد دیگری بشود به خاطر توحید. کدام یک از اینها درست است؟...
با این بیانی که عرض کردم، این دو بیان به هم نزدیک می شود چون ما حتی اگر توحید را از حقوق انسانی بدانیم باز نمی توانیم با ملت دیگر بجنگیم برای تحمیل عقیده توحید، چون خودش فی حد ذاته تحمیل پذیر نیست، بلکه یک چیز دیگر هست و آن این است که اگر ما توحید را جزء حقوق انسان ها دانستیم، ممکن است اگر مصلحت انسانیت ایجاب بکند و اگر مصلحت توحید ایجاب بکند ما با قومی مشرک می توانیم بجنگیم نه به خاطر این که توحید را به آنها تحمیل بکنیم و ایمان را به آنها تحمیل بکنیم چون توحید و ایمان تحمیل شدنی نیست. با مشرکین می توانیم بجنگیم به خاطر اینکه ریشه فساد را اساساً بکنیم، ریشه کن کردن مبدا عقیده شرک با زور، یک مطلب است و تحمیل عقیده توحید مطلب دیگر.»(۲۶)
بنابراین می توان گفت اعتقاد به جهاد ابتدایی از عقاید اجماعی ویا حداقل بسیار مشهور در میان فقهای شیعه است به طوری که فقهای متقدم و متاخر بر آن تاکید کرده اند. البته اقدام به جهاد ابتدایی به همراه شرایطی است که در این مختصر جای طرح آن نیست.

جمع بندی

از مباحث این فصل می توان نتیجه گرفت که طبق نظر فقهای شیعه، حکومت اسلامی موظف است بر اساس حکم جهاد ابتدایی، اولاً نسبت به عموم کفاری که دارای کتاب مقدس نیستند (یعنی کسانی که یهودی، مسیحی ویا مجوسی نیستند) اعلان جنگ کند و این گروه ها چاره ای جز پذیرش اسلام یا جنگ با مسلمانان ندارند. از طرف دیگر، تمام اهل کتاب (یعنی تمام پیروان ادیان یهودی، مسیحی و زرتشتی) باید مسلمان شده ویا با پذیرش عقد ذمه، به حکومت اسلامی جزیه پرداخت کنند و در غیر این صورت با آنها نیز جنگ می شود.
بنابراین، می توان گفت که ادعای شرق شناسان مبنی بر جنگ طلبی اسلام، با اعتقاد اجماعی ویا حداقل مشهور در میان فقهای شیعه مبنی بر تشریع جهاد ابتدایی مطابقت دارد. البته این سازگاری به معنی صحت ادعای فوق نیست؛ زیرا درستی ادعای فوق مبتنی بر تایید آن توسط منابع اصلی فقه یعنی قرآن و سنت است. از این رو، مطالعه جامع قرآن و سنت در این موضوع، حائز اهمیت فراوان است که در فصل های بعد به آن می پردازیم.

مقدمه

همان طور که می دانیم بسیاری از شرق شناسان و اسلام شناسان، اسلام را دین جنگ طلب معرفی کرده اند. مثلاً افرادی همچون «کارل بروکلمان» مولف کتاب تاریخ ملل اسلامی و «میسونر کولی» مولف کتاب بحث از آیین راستین و «ج. ایزاک» مولف کتاب تاریخ تمدن و «منتسکیو» مولف کتاب روح القوانین معتقدند اسلام دینی است که به زور شمشیر، ترویج و بر مردم تحمیل شده است.(۱) خدوری، دانشمند مسیحی عراقی الاصل نیز می گوید: «روابط عادی میان سرزمین های اسلامی و غیراسلامی هرگز مبتنی بر صلح نبوده است، بلکه همیشه یک حالت خصمانه میان آن دو وجود داشته، یعنی «حالت جنگ» به تعبیر حقوقدانان امروز».(۲)
بعضی از محققان مسلمان نیز وجود حکم جهاد ابتدایی و وقایع تاریخی را شاهدی بر عدم امکان برقراری صلح بین جامعه اسلامی و کفار دانسته اند. مثلاً گفته شده که: «از روابط جامعه اسلامی با جامعه غیرمسلمان، که روابط خارجی به معنای واقعی است به دشواری می توان اصول و مقرراتی منطبق با آنچه که در حقوق بین الملل امروز، معتبر است استخراج کرد.... اسلام نیز به مانند مسیحیت، در آغاز، آشتی ناپذیر می نمود. اصولاً وظیفه هر مسلمان نسبت به خارجیان که مشرکین و کفار باشند هدایت و ارشاد به منظور مسلمان کردن آنان است و آن یا به دعوت و تبلیغ است و یا با شمشیر و جنگ.... بنابراین در روابط جامعه اسلامی با غیرمسلمانان، اصل «جنگ جنگ تا پیروزی» است. این جنگ مقدس و خدایی، «جهاد» نامیده می شود.... بدیهی است جهاد به این معنی، هنگامی پایان می یابد که دنیا از شر کفر و شرک رهایی یافته و اسلام بر همه عالم مسلط گردد. در چنین شرایطی امکان برقراری صلح و همزیستی مسالمت آمیز وجود ندارد و اگر جنگی نباشد، صلح هم نیست و یک نوع ترک مخاصمه موقت خواهد بود».(۳)
البته بسیاری از محققان معاصر شیعه ـ علی رغم اعتقاد به تشریع حکم جهاد ابتدایی و نیز اعتقاد به هدف اسلام در ایجاد حکومت واحد جهانی ـ معتقدند اسلام دین صلح و همزیستی است و می توان حکومت های غیراسلامی را به رسمیت شناخت و روابط بین المللی دوستانه ای با آنها برقرار کرد. مثلاً یکی از محققان ایرانی می گوید: «همزیستی و تفاهم و چنین رسالت کفر براندازی، دو سیاست ضد هم هستند، حال چگونه می توان آنها را با یکدیگر سازش داد؟... پاسخ به سوال این است که همزیستی و تفاهم بهترین راه و شیوه برای اصلاح کافران است که البته ما را در سیاست کفرزدایی بسیار یاری می کند.»(۴)
در هر حال ادعای جنگ طلبی اسلام، علاوه بر آنکه می تواند محرک تنش و نزاع مذهبی بین جوامع انسانی شود، در بعضی از مواقع حساس، موجب تضییع حقوق اقلیت های مسلمان شده است. مثلاً پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آمریکا و کشورهای غربی با انتساب طرفداری اسلام از تروریسم، محدودیت هایی را بر حقوق اقلیت های مسلمان تحمیل کردند. از این رو می توان گفت که بحث و بررسی پیرامون ادعای جنگ طلبی اسلام، حائز اهمیت فراوان است.
بر همین اساس، در نوشتار حاضر در پنج فصل به بررسی عقاید اسلامی مربوط به جنگ و صلح می پردازیم. در فصل اول با بررسی عقاید علمای شیعه درباره جهاد اسلامی، میزان مطابقت ادعای جنگ طلبی اسلام را با نظرات فقهی بررسی خواهیم کرد. در فصل دوم به بررسی مستندات قرآنی حکم جنگ و جهاد با کفار می پردازیم. در فصل سوم، تاریخ جنگ های پیامبر اسلام(ص) را از نظر دلایل وقوع آنها مورد توجه قرار می دهیم تا جنگ طلبی ادعایی اسلام را در سنت پیامبر اسلام(ص) بررسی نماییم. در فصل چهارم به آیاتی از قرآن اشاره خواهد شد که به طور صریح یا ضمنی مخالف حکم جنگ با کفار است و در نهایت، در فصل پنجم، امکان اجرای حکم جهاد با کافران را در زمان معاصر به بحث می گذاریم.
در آخر از خوانندگان و صاحب نظران انتظار می رود که ایرادهای این اثر را به نگارنده منعکس نمایند، تا از گسترش این ایرادها (به ویژه از طریق اصلاح این اثر در چاپ های احتمالی بعدی) جلوگیری شود.

عبدالمجید سودمندی
اردیبهشت ۱۳۹۲
Soudmandi.jd@gmail.com

نظرات کاربران درباره کتاب جنگ و صلح در اسلام

یکی از منابع نسبتا خوب دز این موضوع
در 1 سال پیش توسط مسعود شایگان