کتاب متنی

ساحل دریای نایبند هوای خنکی داشت. به راحتی میشد شرجی هوا را احساس کرد .صدای قاه قاه خندههای جمعیت از هر طرف به گوش میرسید. هر کسی گوشهای بساط پهن کرده بود، یکی قلیان میکشید، یکی میخندید، یکی میرقصید، یکی شنا میکرد و یکی در ساحل قدم میزد و یکی هم مثل من... در این تاریکی شب کنار آتش کوچک، که برای گرم شدن روشن بود ایستاده بودم و به دریای نا آرام خیره بودم . گوشم پر شده بود از صدای موج دریا و پارس سگهای ولگرد ساحل . دلهره خاصی داشتم . زن میانسالی پشت سر من با پیراهنی قهوهای بلند با جیب بزرگ پر از وسایل به تن داشت و چادر بلندی سر کرده بود. به دریا خیره بود و گریه میکرد و هر از گاهی با پشت دستش اشک چشمش را پاک میکرد . بدنش میلرزید انگار سردش بود. دور آتش قدم میزدم و آواز میخواندم.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 1.۵۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 74 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | رویا بهرامی |
| ناشر | نشر بید |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۰۷ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |